tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
۳۵۵۶بازدید
بخش «نگاه شما» برای ارائه و معرفی «نگاه» مخاطبان «تابناک» به همه موضوعات است. هر مخاطب «تابناک» می‌تواند با مد نظر قرار دادن شرایط همکاری با این بخش، «نگاه» خود را ارسال کند تا در معرض دید و داوری دیگر مخاطبان قرار گیرد.
کد خبر: ۵۱۹۶۳۵
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۳۹۴ - ۰۹:۰۹ 27 July 2015
امتیاز خبر: 84 از 100 تعداد رای دهندگان 3556
تبریز قارتال: عاشیق یا آشیق، عارف و نغمه سرای سیاری است که در اکثر نقاط خطه آذربایجان ساز مینوازد و آواز میخواند. قبل از جا افتادن لغت عاشیق این صنف با کلمه اوزان (ozan) شناخته می‌شد. عاشیقها اغلب در بداهه خوانی مهارت دارند و شعر و آهنگ تصنیف‌های خودشان را هم گاهی خود می‌سازند. نظایر عاشیق‌های آذربایجان در میان دیگر ملل، با نام‌های «عاشق»، «بامسی»، «باکسی» «بخشی» و… مشهور بوده‌اند و برخی اقوام و ملل نیز عاشیق را با همین مشخصات و گاه با همین نام و گاه با نام‌های دیگر دارند. بخشیها و بخشوهای جنوب ایران و دیگر مناطق و نواحی ایران از آن جمله‌اند که در طول تاریخ، فرمانروایان همواره در سفرهای جنگی اوزانها را به همراه می‌بردند تا با بیان اشعار حماسی لشگریان را تشجیع کنند.

سنت عاشیقی در فرهنگ آذربایجان و ایران در عقاید شمنی باستانی ریشه دارد.عاشیق‌های قدیم با لغاتی مانند بخشی، دده (روحانی) و اوزان نامیده شده‌اند. انتقال شفاهی فرهنگ، ترویج ارزش‌ها و سننن فرهنگی از جمله وظایف این صنف بود. بر اساس حماسه نامه دده قورقود ریشه عاشقها حداقل به قرن هفتم میلادی می‌رسد. موسیقی عاشیقی به تدریج در طی مهاجرت بزرگ و چالش‌های منتجه با ساکنین اصلی مناطق تکامل یافت. یکی از مولفه‌های این تکامل پذیرش ارادی اسلام بود. بدین‌ ترتیب، موسیقی عاشیقی پا به پای ادبیات عرفانی رشد کرده و صیقل یافت.

از برجسته ترین حادثه در تاریخ موسیقی عاشیقی بر تخت نشستن شاه اسماعیل صفوی (۱۴۸۷-۱۵۲۴) بود. شاه اسماعیل در اردبیل و تبریز پادشاهی شاعر بود که با تخلص ختایی یک دیوان مثنوی در وصف حضرت علی سروده بود. این پادشاه خود را یک عاشیق به حساب می‌آورد، و چنان به این هنر وابسته بود که در شعری همراه داشتن ساز را جز ارکان اربعه انسانیت شمرده است:

Bu gün ələ almaz oldum mən sazım         امروز سازم را به دست می‌گیرم،
Ərşə dirək-dirək çıxar avazım                   تا آوازم در افلاک طنین اندازد.
Dörd şey vardır hər qarındaşa lazım         فریاد سر می‌دهم که آدمیت بر چهار رکن است:
Bir elm, bir kəlam, bir nəfəs, bir saz        علم، کلام، نفس و ساز.

بنا بر نظر فوأد کپرولو در زمان شاه اسماعیل لغت عاشیق جایگزین اوزان شد. در واقع می‌توان گفت که در آذربایجان فرهنگ عاشیقی، در فرم کنونی، یادگار شاه اسماعیل صفوی است.
از داستانهای عاشیقی معروف میتوان به کوراوغلو ، اصلی و کرم و از عاشیق های معروف دهه های اخیر میتوان از عاشیق چنگیز مهدی پور یا محبوب و... اشاره کرد.

آلات موسیقی عاشیقی

عاشیق‌ها در اجرای موسیقی خود از ۳ آلت موسیقی (ساز، بالابان و قاوال) بهره می‌جویند.
ساز عاشیقی، که عموماً با تک لغت ساز شناخته می‌شود، با قوپوز و چگور همخانواده است و از جهات زیادی به باغلاما شباهت دارد. ساز کاسه‌ای حجیم و نیمه گلابی، از چوب درخت توت، و دسته‌ای از چوب درخت گردو و یا زردآلو است که روی آن سیم و پرده‌ها را برای نواختن آهنگ‌های گوناگون نهانده‌اند.

شایع‌ترین قالبهای شعری عاشیقها
گرایلی (Geraylı)
قوشما (Qoshma)
تجنیس (Tecnis)
بایاتی (Bayati)
مشاعره (دئیشمه)

امید است با حمایت مردم و مسئولان این موسیقی سنتی غنی و سرشار از معنویت و فرهنگ برای نسلهای بعدی و جوان در بین هنر و فرهنگ اقوام ایران حفظ گردد.
tabnak-adv
tabnak-adv
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: