tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
کد خبر: ۶۷۱۲۲۹
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۴:۲۳ 25 February 2017
امتیاز خبر: 84 از 100 تعداد رای دهندگان 5432
سیاست بین الملل عرضه تنازع برای بقا است. بازیگران سیاسی با شکل بندی محدود دوستان و دشمنان خود در تلاش برای افزایش منافع و حفظ موجودیت خود در صحنه بین المللی هستند. بی گمان هر چه دامنه دوستان یک دولت بیشتر از دشمنان آن باشد، به همان نسبت در تامین اهداف و سیاست های منطقه ای و جهانی اش موفق تر خواهد بود. با اتکا به این اصل طلایی، تمامی بازیگران سیاسی سعی دارند با نزدیک کردن و همگن سازی منافع خود با قدرت های برتر جهانی، موجودیت خود در این نظام پر از تهدید تضمین نمایند. راز بسیاری از اتجاد ها و دوستی در نظام جدید بین المللی در همین موضوع قرار دارد. دولت های کوچک با آگاهی از ناتوانی خود در مواجهه با تهدیدات متنوع داخلی و بین المللی به شدت در تلاشند با تلاقی منافع خود با ابرقدرتها، خود را از خطر و تهدیدات بیرونی ایمن سازند. البته باید به این نکته هم اشاره کرد که صرف اتحاد با قدرت های بزرگ تضمین دهنده امنیت و ثبات یک کشور نیست. ثبات یک کشور و نظام سیاسی منوط به شرایط داخلی همچون، میزان مقبولیت حاکمان سیاسی نزد مردم، اقتصاد مولد و پایدار، فرهنگ و سنن ریشه دار و در مرحله بعد دوستی با قدرت های همسایه است. فقدان هر یک از این عوامل دولتها را در برابر تهدیدات داخلی و خارجی آسیب پذیر می سازد و اساسا این خود نوعی تهدید است. در این بین دولتها برای بالا بردن ضریب امنیتی شان به تقویت روابط استراتژیک با قدرت های بزرگ می پردازند و از این طریق امنیت خود را حفظ و ثتبیت می نمایند. این وضعیت به بارزترین شکل ممکن در منطقه غرب آسیا و به ویژه در حاشیه جنوبی خلیج فارس وجود دارد. مقصود این نوشتار کالبد شکافی امنیت قدرت های کوچک نیست بلکه با ذکر این مقدمه در پی نشان دادن اهمیت و جایگاه بالای قدرت های بزرگ در تامین امنیت قدرت های ریز و متوسط است. مساله ای که به وضوح با روی کار آمدن ترامپ و اظهارات تعجب برانگیزش در رابطه با امنیت جهانی، توافق آب و هوایی(پاریس)، خلع سلاح، دامن تمامی قدرت های کوچک و بزرگ جهان را گرفته است. جالب اینجاست که امروزه متحدان دیروز واشنگتن همچون اتحادیه اروپا، استرالیا، کشورهای آمریکای لاتین، احساس می کنند شریک همیشگی آن ها امروز از درب ترس و تهدید به سوی آن ها گام بر می دارد.
 
دونالد توسک رئیس اجرایی شورای اروپا، بزرگترین تهدید اروپا را نه از سوی افراط گرایان داعش و روسیه، بلکه از جانب آمریکا می داند. از دید توسک، ترامپ دارای عقایدی ملی گرایانه و ضد لیبرال است. ترامپ با داشتن دیدگاههای ضد لیبرالیستی و همکاری جویانه به دنبال تضعیف پایه های ارزشی اتحادیه اروپاست و کشورهای عضو این اتحادیه را به خروج از این نهاد مهم اقتصادی تشویق می کند. این در حالی است که اتحادیه اروپا موفق ترین نظام اقتصادی پس از جنگ دوم جهانی است که با اتکا به ارزشهای اصیل لیبرالیسم، رشد و توسعه اقتصادی را در میان قدرتهای اروپایی به ارمغان آورده است. این اتحادیه هم اکنون الگوی بسیاری از اتحادیه های دیگر در سرتا سر پنج قاره جهان است. با توجه به این نگرانی ها است که فرانسوا اولاند رئیس جمهوری فرانسه در نشست مالتا خواستار هماهنگی و هم نظری بیشتر اعضای اتحادیه در مواجهه با آمریکای ترامپ شد. هم اکنون در داخل اتحادیه رایزنی ها برای تشکیل سازمان دفاعی و امنیتی مستقل از آمریکا مطرح است و اینکه اروپا باید مستقلا به تامین امنیت خود در برابر تهدیدات بیرونی بپردازد. نگرانی ها تنها به رهبران اروپایی ختم نمی شود؛ در آسیا، آمریکای لاتین و غرب آسیا نیز همه دل نگران سیاست های ترامپ هستند. چین بزرگترین شریک اقتصادی آمریکا از فردای پیروزی ترامپ، اندوه از دست رفتن بازارهای میلیاردی خود را در آمریکا گرفته است. ترامپ دولت چین را به اتخاذ سیاست های مرکانتلیستی متهم کرده و اعلام کرده است که چینی ها باید در بازارهای خود را به روی کالاهای آمریکایی باز کنند. کره جنوبی و ژاپن دو متحد بزرگ و استراتژیک واشنگتن در شرق آسیا، آینده روابط شان را با واشنگتن پس از روی کار آمدن تیم جدید تیره و تار می بینند. این قدرت ها به لحاظ امنیتی وابسته به آمریکا هستند و تغییر در جهت گیری واشنگتن و عدول از تعهدات گذشته، ضربات جبران ناپذیر امنیتی برای این کشورها وارد می سازد. به ویژه اینکه سایه شوم تسلیحات هسته ای کره شمالی را دائم به دنبال خود احساس می کنند.
 
در میان کشورهای آسیایی، وضعیت منطقه غرب آسیا متفاوت از سایر مناطق است. شرایط نا امن منطقه و پیچیدگی منافع قدرت ها در بحران های خاورمیانه از یک سو و قدرت گیری منطقه ای ایران در فضای پس از برجام، حساسیت بیشتری را در قیاس با سایر مناطق دنیا ایجاد کرده است. از جمله این حساسیت ها، تاکید ترامپ بر ضرورت مبارزه با تهدید داعش و همکاری با دولت سوریه در عین مخالفت شدید با افزایش وزن ایران در منطقه است. بدون تردید پیگیری این دو سیاست تقریبا محال است. هم اکنون جهان ضمن به رسمیت شناختن توافق هسته ای ایران، تهران را بخشی از راه حل در بحران های منطقه ای می دانند. در یک چنین شرایطی ترامپ و تیم جنگی اش شمشیر را از جلو  برای ایران بسته اند. ادبیات ترامپ و کابینه اش مملو از عبارات جنگ، تحریم، انزوا و رویارویی است. ژنرال ماتیس در اظهاراتی ایران را بزرگترین حامی تروریسم دولتی در جهان قلمداد کرد. این اتفاق در حالی رخ می دهد که  هم اکنون ایران در کنار روسیه و ترکیه، پیشران پروژه صلح و ثبات در سوریه است. ایران به گمان خود محافل غربی اصلی ترین محور در پروژه مبارزه با داعش و تکفیری های وابسته به آن است. در این بین کشورهای عربی منطقه بزرگترین پایگاه حمایتی تروریست های تکفیری است. جالب اینجاست که داعش و عوامل وابسته به آن در هر دو ابعاد مالی و انسانی از کشورهای عربی منطقه تغذیه می شوند. بی دلیل نیست که بیش از دو سوم اعضای داعش از کشورهای عربی منطقه است. دولت جدید آمریکا با چشم پوشی از واقعیت های جاری در منطقه در حال پیاده سازی سیاست هایی است که ناکارآمدی و پیامدهای خطرناک آن در دروه اسلاف گذشته اش، (بوش پسر) برمنطقه و جهان عیان شد. ترامپ بی توجه به تجربه های گرانسگ تاریخی، در حال تکرار سناریوهای تلخ گذشته روسای جمهور قبلی آمریکا است. اگر بوش با لشکرکشی به منطقه موجبات روییدن  نهال بدشگون داعش در جعرافیای غرب آسیا شد؛ امروز ترامپ با عقاید ناسیونالیستی، غیریت باورانه جان تازه ای به گروهک های تروریستی می بخشد. اقدامات ترامپ همچون ممنوعیت سفر هفت کشور مسلمان به خاک آمریکا، بحث اخراج مسلمانان، صرفا باعث تقویت بلندگوهای داعش در دشمنی مسیحیت با مسلمانان  می شود. اگر ترامپ اعتقادی راسخ به مبارزه با تروریسم دارد، راه حل آن پذیرش قدرت منطقه ای و نفوذ ایران است. از این رو پر واضح است که ترامپ باور استواری به حذف ریشه های تروریسم ندارد و بیشتر در پی نشان دادن پز و پرستیژ می باشد. در این بین کشورهای عربی منطقه با خوشامد گویی به ترامپ در تلاش برای تعمیق دشمنی میان ایران و آمریکا هستند. این قدرت ها در حالی خواستار مداخله بیشتر آمریکا در تحولات منطقه ای هستند که ایران همواره بر ضرورت  تامین امنیت منطقه ای منهای حضور قدرت های فرامنطقه ای تاکید داشته است. محمد جواد ظریف رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان در اظهاراتی خطاب به سران عربی گفت: امنیت کالایی قابل خرید نیست و تا زمانی که قدرت های منطقه به تقویت امنیت از بیرون نگاه داشته باشند، امکان رسیدن به منطقه ای امن میسر نخواهد بود. در همین راستا وزیر امورخارجه کشورمان قدرت های منطقه ای را به بازی با حاصل جمع غیر صفر تشویق می کند. بازی که در آن همه برنده اند. شوربختانه تاکنون نداهای صلح طلبانه ایران در میان قدرت های عربی منطقه گوش شنوایی پیدا نکرده و این کشورها مترصد زمینه ای برای تضعیف حضور ایران در منطقه هستند.  به نظر می رسد خاورمیانه با روی کار آمدن ترامپ وارد دوره جدیدی از نا امنی و خشونت خواهد شد. به هر ترتیب تصمیمات و رویکردهای آمریکا با توجه به داشتن سطح بالایی از قدرت ، بر امنیت و نظم بین الملل تاثیر گذار می باشد. میزان هزینه سالانه نظامی آمریکا 582 میلیارد دلار است. این کشور در حال حاضر قوی ترین نیروی زمینی جهان را دارد. حدود 3/1 میلیون نظامی آمریکا در کل جهان حضور دارند. تولید ناخالص این قدرت به 14 تریلیون دلار می رسد. از این رو بی جهت نیست که امروز دوست و دشمن آمریکا دل نگران فردای سیاسی خود هستند.

tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: