كدخبر: ۱۳۴۲۶
تاريخ انتشار: ۱۷ تير ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۸
تعداد بازديد: ۴۴۴۸۵
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
گوش
عکسبرداري ممنوع!
آقاتهراني: صندلي خالي كابينه مربوط به من است.

ـ ببينم، صندلي كابينه مال توست، صندلي خالي مجلس مال كيه؟
 

كنكور دانشگاه آزاد برگزار شد.

ـ فكر كردن فقط دانشگاه سراسري داره، من خودم سيستم تقلب‌ياب كنكورم.
 

صفار براي پاسخ به نمايندگان درباره توقيف سايت‌ها و خبرگزاري‌ها به مجلس احضار شد.

ـ ببين پرويز، مي‌ري هر كي دستور توقيف رو داده، گوششو مي‌گيري مياري!
 

تصوير زير مربوط به آماده شدن براي مسابقات كشتي روغني در تركيه است.

كشتي‌گير: بابا نامرد، با روغن‌داغ كه آدم خودش رو آماده نمي‌كنه!

اين روزها تعداد سخنراني‌هاي لاريجاني افزايش يافته.

ـ بيا قربونت، اين يادداشت رو بده به سخنران، بگو بسه؛ بعد باهاش حساب مي‌کنيم.
 

و اين هم تصويري جالب از آمادگي رزمي سربازان بلاروس

البته با الهام از مرتاضان هندي!
 

روز مادر در خانه سالمندان

ياد باد آن روزگاران ياد باد!
 
مطالب مرتبط
سر پيري
نظرات بینندگان:
سلام

تصویر آخر تکان دهنده بود.
اين سري عکسبرداري ممنوع فوق العاده بود
تبريک مي گم به حسن انتخابتون
آخری بسیار جالب و تأمل برانگیز بود!
خیلی خیلی با حال بود .دمتون گرم
با سلام :
اولين چيزي كه به ذهن من رسيد اينه كه امتحان اون هم از نوع كنكوريش بايد در محيطي كاملا"آرام وبدون سرو صدا انجام بشه تا اون دانش آموز در آينده دانشجو دچار حواس پرتي نشه,تكليف اون دانش آموزي كه حضور آقاي جاسبي با اون همه نديم وهمراه و فيلمبردار و ... حواسشو پرت كرده چيه؟؟؟؟؟
در ضمن اين عكس آخري خيلي ناراحت كننده است البته انتقادي به شما نيست بلكه كلا" از مرگ عاطفه ي ما جوون هاي پر ادعا خبر مي ده.
كوروش از لاهيجان
تصوير و متن مربوط به روز مادر در خانه سالمندان بسيار گيرا بود .دمتون گرم.
عکس آخر من رو به یاد این شعر زیبا انداخت:
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت
شبها برِ گاهواره ی من
بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد
تاشیوه ی راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه ی گل شکفتن آموخت
پس هستیِ من ز هستیِ اوست
تا هستم و هست دارمش دوست

ای کاش همه ی ما قدر مادرامون رو تا زنده هستن بدونیم.
چقدر از ديدن عكس آخر متاثر شدم ! واقعاً ارزش مادر چقدر است ؟ كساني كه مادرشان را در خانه سالمندان رها ميكنند سرمايه روحشان را از دست داده اند . مادر يعني خداي روي زمين
عكس آخر واقعا تاسف بار بود. ما را چه شده كه اينگونه با عزيزانمان برخورد مي كنيم. آيا سراي سالمندان پاداش يك عمر زحمت مادران و پدران ماست؟؟؟؟
تصوير مربوط به روز مادر در خانه سالمندان ناراحت كننده است. ان شاءالله كه همه قدر مادرهايمان را بدانيم
مادر ، بعد از خدا تو لايق ستايشي
با دیدن عکس آخر اشک در چشمانم حلقه زد. او روزی جوان بود و ما روزی پیر خواهیم شد.
اظهار نظر کاربران محترم درمورد تصویر آخر نشان دهنده این است که ماایرانیها چقدر احساسی وپراز عاطفه هستیم .خدا راشکر.
واقعا تصوير آخر جالب بود براي اينكه به گذشته واينده خودمان كمي بيشتر بيانديشيم
آقای جاسبی همش میگفت که صندلی به هم چسبیده است حالا اگه راست میگه باید صندلی رو با خودش مییاورد.
و من هم عكس آخري...
بهشت را بدون مادرم نميخواهم.(حسين پناهي)
عكس آخري خيلي متاثر كننده بود .
بنا به گفته پزشكان مادر من يك ماه ديگر بيشتر زنده نيست ، بيايد قدر عزيزترين موجود زندگي را بيشتر بدانيم
روز مادر يكطرف لبخند مادر در اين عكس يكطرف
لبخندي واقعي از روي احساس نه تصنعي و از روي نياز
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: