كدخبر: ۱۴۴۸۳
تاريخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۸:۳۹
تعداد بازديد: ۴۱۹۲۵
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
سيب، سيني
عكسبرداري ممنوع!

منتجب‌نيا: هاشمي رياست خبرگان را مديون اعتماد ملي است.

خبرنگار: جناب منتجب‌نيا، ‌نظر شما درباره همين اظهارات جديدتان چيست؟
منتجب‌نيا: بريد كنار، كاري نكنيد بگم رئيس‌جمهور شدن احمد‌ي‌نژاد هم كار اعتماد ملي بوده‌ها!


آقازاده با برادعي ديدار كرد.

ـ خدا خيرت بده، ورداشتي اينو گذاشتي اينجا؟ هر كي ببينه فكر مي‌كنه كيك زرد برات آوردم.

بسته سياستي بانك مركزي با تغيير و تحول ابلاغ شد.

البته قراره كه اين كوچه باز بشه و تبديل به اتوبان بشه.

علي‌آبادي: رضازاده دوپينگي نبود.

حسين: بذار ابوالفضل بزرگ بشه، مي‌دم حال همتون رو بگيره.

روز پدر مبارك (ببخشيد ديگه با تأخيره)

چه گل فرزندي باشه اين هديه‌دهنده! فكر كنم زبونم لال، اين پدر گرامي براي يك سال بعد نمونه!

تصويري خاطره‌انگيز از آن دوران.

اي كاش تصوير صفحه چوپان دروغگو را هم داشتيم. جالب مي‌شد؛ نه؟

مطالب مرتبط
عمو زنجيرباف
نظرات بینندگان:
این تصویر آخر برای من خیلی خاطره انگیزه
یادمه من مبصر بودم و من بین بچه ها سیب پخش کردم
اخه کجای دنیا با سیب را در سینی می گذارند
و پذیرایی می کنند؟
سلام
با دیدن تصویر سیب و سینی اشک در چشمهایم جمع شد
یاد همه معلمان عزیزم بخیر و دست همشان را از اینجا می بوسم
این تصویر آخری داغونم کرد داداش!
عكس آخر خيلي باحال بود.
ياد كلاس اول و بمباران و مدارس تابستاني و لرزش شيشه ها
بابت تصویر آخر خیلی مرسی

چقدر عوض شدیم

چه قدر صاف و صادق بودیم
شوخی شوخی مشتری دائم شما شدم ها
سلام از اول تا آخر صفحه سیب راخواندم و مو بر بدنم سیخ شد توضیح جالب شما آنرا دو چندان کرد موفق باشید
تصویر کتاب اول دبستان جالب بود. سنت شکنی کردید! حتی بوی کتاب نوی آن زمانها تو دماغم پیچید!
تصوير خاطره انگيز قشنگي بود .ياد دوران پاكي و بي آلايشي خودم افتادم.ممنون
تصویر آخر خاطرات روزهای دبستان، سادگی و صفای آنروزها را برایم زنده کرد و هیجانی عجیب به من بخشید .متشکرم
البته ان كوچه نبوده يك بن بست، بن بست!!
واي حالمون رو با اين عكس گرفتين ، اشكمون رو در آوردين ، اين چه كاري بود كه كردين اصلا" اين عكس رو واسه چي گذاشتين، من كتاب سال اول اون موقع ها رو الان خيلي دوست دارم اما اون موقع چون تنبل بودم بدم مي‌اومد. خيلي دوست دارم يكي از اين كتاب رو داشته باشم همه ورقاشو ببوسم و گريه كنم . چه دوراني بود و عمر گذشت و پير شديم و الان كتاب بچه هامون زياد به نظر ما جالب به نظر نمي‌رسه(من خيلي احساساتي ام). اون موقع تنبل بودم اما الان واسه خودم كارشناس مهندسي شيمي موفقي هستم. يادش بخير اون روزاي اخراجي و روي يه پا وايسادن گوشه كلاس و مامانارو احضار كردن و توكلاس خرابكاري كردن
تصوير آخر خيلي باحال بود . عجيب رفتم به حال و هواي 25 سال پيش. دستتون درد نكنه صفحه عكسها بي نظيره اميدوارم هميشه موفق و پيروز باشيد. يا علي
دمت گرم اين اخريه خيلي باحال بود ، دلمون گرفت ياد بچه گيا افتاديم - اين سيب است اين خاطره هاي شيرين است كه مي ماند !!!!!
تصوزير آخر من را به حال و هواي قديم برد.
اين سيب است ! ممنون ، اين آخري مارا سي واندي سال به عقب بر گرداند و ياد دوران خوش زندگيمان انداخت و اشكمان را در آورد . بازهم متشكرم .
تصوير آخر اشك من رو در آورد و من رو برد تو سال 61 كه كلاس اول بودم
با اين عكس آخري اسم خودتو بايد بذاري "تلخ اشك"
من یادمه اون موقع بخاطر درست ننوشتن کلمه سیب روی تخته سیاه چه تنبیهی شدم كه نگو.
یادآقای عباسی معلم کلاس اولم بخیرکه موقعیت الانم رو مدیون تنبیهات اونموقع ایشونم.آقای عباسی دوستت دارم ودستتو هرجا که هستی میبوسم.
(دانش آموز شمادرمدرسه ابتدایی شهید موسوی قلعه تل )
اين تصوير آخر من را به ياد دوران دبستان و آقاي حيدرخاني كه انشاءالله هر كجا كه هستند سالم و سلامت باشند انداخت همگي موفق باشيد .
یاد معلم کلاس اول افتادم

معلم مهربون و صبور بود
با این که شنوایی ضعیف دارم،خیلی بهم کمک کرد
یادش بخیر
تصوير آخر محشر بود- خوب است انسان هر از چند گاهي گذري بر گذشته داشته باشد.
با دیدن تصویر آخر بی اختیار اشک از چشمانم جاری شد... خیلی جالببود.. یاد همکلاسیهام افتادم دقیقا سال 1363
اين عکس صفحه‌ي کلاس اول يک کار جديد و رومانتيک بود. خيلي حال کردم.دستتون درد نکنه
آیا فکر کردید بین این همه عکس های سیاسی چرا همه کاربران محترم که نظر داده اند راجع به عکس آخر مطلب نوشته اند ؟
عکس آخری یه سورپرایز واقعی بود خیلی باحال بود لطفاً حتماً بازم از این کارها بکنید
سلام بابت عکس آخر ازتون تشکر میکنم
بازم ازاین عکسا تو سایتتون بذارید
سلام ، خيلي جالب بود. از همه بهتر همين تصوير آخر بود.خیلی دلم میخواد سادگی و معصوميت اون دوران را دوباره تو چهره آدمها ببینم . راستش اون موقع برای امتحان زندگی چندین باز از روی این کلمات ساده مینوشتیم . حالا چقدر حاضریم برای امتحان زندگي تمرین کنيم ، غلطهامونون درست کنيم و سعي کنيم دفعه بعد نمره 20 بگیریم ؟؟؟
نمی دونم ذات انسان چه جوریه که وقتی بچه اس دوست داره زودتر بزرگ بشه و وقتی هم که بزرگ شد آرزو می کنه که برگرده به دوران کودکی. ای کاش می شد یک روز یا حتی یک ساعت برگشت به اون دوران و صفای بچگانه رو یکبار دیگه و به دور از غل و غش ، با تمام وجود حس کرد و آدمهای اطراف رو بدون هیچ حس منفعت طلبی و فقط به خاطر وجودشون دوست داشت.
من هرکاری کردم نتونستم متن داخل تصویر آخرو بخونم کسی می تونه کمکم کنه؟(دکتر حمید)
به خاطر تصویر آخر و حس و حال خوبی که امروز اول صبح بهم دادید ممنونم.
اشكي بر صفحه زندگيم جاري شد و مرا چه كودكانه و پرحسرت به روزگار كودكي رهسپار كرد.. كه نه مرا سوز سينه بود نه دلم جاي كينه بود... روزگار كودكي برنگردد دريغا. ممنون از شما
tasvire akharet kheili bahal bood ghame ajibi delamo gereft
* اين عكس آخري مو هاي تنم را سيخ كرد. چقدر عمر سريع مي گذرد.
این تصویر آخر خیلی جالب بود , یاد آقای حاجی غنی بخیر, هر جا که هست خدا خیرش بده ( مدرسه ابتدایی امام ره , قرچک ورامین) موفقیت امروز ما مدیون تلاش این عزیزان است که چقدر بی ریا برای ماها که شاید اوا موقع درک درستی از محیط نداشتیم مایه گذاشتند.
دفتر و میز و کلاس و بچه ها یادش بخیر
...
تصویر آخر فوق العاده بود ...
از عكس آخريتون ممنون،من از محل كارم هر روز چند دقيقهاي سري به سايت شما ميزنم،الآن نيم ساعته همينطوري پشت ميزم خشكم زده،از همين جا دست آقاي خادم معلم سال اولم و ميبوسم همون دست مهرباني كه آخرين روز اسفند 59 صورتم رو محكم نوازش كردو ومن گريه كردم تا كه ياد بگيرم كسي و به خاطر اشتباهش مسخره نكنم.
با اون کتابها و اون معلم هامهندس عمران شدیم .یاد دوستان شهیدمان بخیر.یاد معلم کلاس اولمان (که همزمان با آغاز انقلاب بود)خانم سلطانی وخانم کاشانی وخانم مقدم بخیر.مدرسه ایمان -13آبان-خ ش رجایی-شهرری
ياد معلم فقيدم مرحوم سراج مدرسه قدس واقع در منيريه افتادم
جوانی صندوقچه دربسته ای است که پیران میدانند داخل ان چیست. یاد کلاس اول" توی برف میان دو روستارا طی کردن برای تحصیل" معلم کلاس اول اقای خدا دادی سال 51دبستان نوشیروانکلابابل(نمیدانم درچه وضعیتی است )"صفاوصمیمیت ان دوران" دستان دردنکند ازیاداوری خاطرات (گذشته)
تصويرفقط تصويرآخر كه واقعا درس مي خوانديم نه مثل الان كه كليه ماههاي سال آزمون برگزارمي شود ولي بازهم با5تا6درس تجديدي واردمنزل مي شويم
عکس آخر خیلی جالب بود از این عکسها باز هم بذارید عمر چقدر سریع می گذرد
آفرین به انتخاب کننده تصویر آخر
مثل ديگران، تصوير آخر براي من هم تداعي خاطرات كودكي بود.
چقدر نوشتن سيني سخت بود!
سـ (سياه) ـيـ (قرمز) ـنـ (سياه) ـي (قرمز)
همه‌اش مجبور بودم مداد سياه و قرمز رو عوض كنم! راهي كه پيدا كرديم اين بود كه اول حروف سياه رو بنويسيم بعد قرمز D:
اگه بدونی این اشک خاطره هاچقدرقشنگند.45 دقیقه فقط به این صفحه نگاه کردم.متشکرم
عكس آخر عالي بود عالي پرازخاطره دوران بچگي اي كاش مي شد يك بار ديگه برگرديم به همان دوران يادم وقتي بچه بوديم همش دلمون مي خواست زودتر بزرگ بشيم وديگه مشق شب نداشته باشيم ولي حالا كه بزرگ شديم دلمون مي خواد كه برگرديم به همان دوران وسالهاي سال در كلاس اول مي مانديم . خيلي خيلي ممنون و متشكرم از اين كارقشنگتون .
با عکس اخر مرا به یاد شاگردان کوچکم انداختید و سختگیریهایم برای تعداد دندانه های سیب ونقطه های سینی
بابا اين همه اشك و آه نكنيد . ديگه نه از سيب خبريه نه از سيني !
اگه تونستين يه سيب بخرين بدين بچه تون بخوره شاهكار كردين . اين همه هم از معلماتون نگين . مگه حالا معلما كم كار مي كنن . بيچاره ها صبح تا ظهر تو مدرسه اند و بعد از ظهر ها هم مسافركشي ميكنن !!!
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: