افتتاحيه بازيهاي المپيك پكن در حالي آغاز ميشود كه همچنان بر سر ميزان و نحوه توزيع جوايز المپيك پكن بحث هست و برخي ورزشكاران المپيكي از ميزان جوايز تعيين شده گلايهمندند.
به گزارش خبرنگار ورزشي «تابناك»، بنا به رسم معمول عموم كشورهاي جهان به قهرمانان خود در بازيهاي المپيك و پارالمپيك و بازيهاي قارهاي كه به رقابتهاي ورزشي ملل ملقب است، جوايز نقدي و يا غيرنقدي را به تناسب عناوين به دست آمده اختصاص مي دهند كه سازمان تربيتبدني نيز در همين راستا براي مدالآوران بازيهاي المپيك، جوايز نقدي مشخص كرده است.
در اين چهارچوب، قهرمانانى كه مدال طلاى المپيك را به دست آوردند، ۱۱۰ ميليون تومان، قهرمانانى كه مدال نقره بگيرند، ۷۵ ميليون تومان و ورزشكارانى كه به مدال برنز برسند، ۵۵ ميليون تومان پاداش دريافت خواهند كرد كه بخشي از آن، همزمان با مدال آوري اهدا خواهد شد.
همچنين مدالآوران طلايي ايران در پارالمپيك، بيست ميليون تومان، نايب قهرمانان، پانزده ميليون تومان و مدال آوران برنز، ده ميليون تومان جايزه دريافت مي كنند.

نخست آنچه قابل توجه است، رشد نامتوازن رقم بودجه جوايز قهرمانان المپيك و پارالمپيك با ميزان تورم است كه در صورت مبنا قرار دادن قيمت سكه بهار آزادي، شاهد رشد 200 درصدي بودهايم، حال آنكه جوايز قهرمانان ايران در المپيك و پارالمپيك پكن، تنها بين پنج تا ده ميليون تومان رشد داشته كه در واقع ارزش آن، چيزي حدود 50 درصد چهار سال پيش است كه به هر شكل، اين ميزان رشد براي نمايندگان ايران در المپيك رضايتبخش نخواهد بود.
مطمئناً در صورتي كه يك تعداد مشخص سكه براي مدالآوران المپيكي تمامي دورهها در نظرگرفته شود، تعيين ارقام جوايز قهرمانان اين بازيها به صورت سليقهاي صورت نميپذيرد؛ به دليل آن كه تعداد سكههايي كه با صد ميليون تومان همزمان با المپيك آتن قابل خريداري بود، چيزي در حدود هزار سكه بود، حال آنكه اكنون امكان خريد كمتر از پانصد سكه با رقم 110 ميليون تومان وجود دارد.
اما آنچه از اين موضوع پر اهميتتر است، نحوه توزيع جوايز قهرمانان المپيك پكن است. در همه كشورهاي توسعهيافته و در حال توسعه كه به ارزش مدالآوري در عرصه المپيك و پارالمپيك پي بردهاند، براي سكونشينان المپيك و پارالمپيك، ارزش يكساني قايلند و تسهيلات برابري قايل ميشوند، اما متأسفانه، در ايران به گونهاي متفاوت ارزشگذاري انجام ميشود و براي مدالآوران پارالمپيكي كمتر از يك پنجم المپيكيها جايزه در نظر گرفته شده كه به نوعي تبعيض در اين زمينه را يادآور ميشود.
آنچه جالب توجه است، علت چنين تبعيضي است كه توسط محمد قراخانلو، رئيس كميته ملي المپيك در بازديد از اردوي پارالمپيكيها بيان شده است. قراخانلو درباره توزيع ناهمگون جوايز ميان المپيكيها و پارالمپيكيها و ارقام محدود در نظر گرفته شده براي پارالمپيكيها كه مدالآوري در رشته هايشان به مراتب دشوارتر از ورزشكاران سالم است، اظهار داشت: جرم شما در دريافت جوايز کمتر در صورت مدال آوري در بازيهاي پارالمپيک، تنها تعداد زياد مدالهاست و نبايد از نظر رواني به خودتان فشار بياوريد!
آيا بايد اين كلام رئيس كميته ملي المپيك را در توجيه جوايز اندك در نظر گرفته شده براي قهرمانان پارالمپيك به حساب مزاح گذاشت يا واقعاً بايد پذيرفت سياست ورزش كشور اين است كه در صورت افزايش عناوين به دست آمده در اين ميادين، به جاي افزايش اعتبارات و جوايز، همان اعتبارات گذشته با درصدي افزايش ميان تعداد بيشتري قهرمان توزيع ميشود؟!

آيا در پيش گرفتن چنين سياستي كه برخوردي دوگانه با ميزان ارزش نشانهاي المپيك و پارالمپيك را يادآور ميشود، از انگيزههاي فدراسيون ورزشهاي جانبازان و معلولان و همچنين قهرمانان تابعه اين فدراسيون براي تلاش در راستاي افزايش كمي و كيفي مدلآوري در پارالمپيك نميكاهد، چرا كه با توجه به اين سياست هر چه تعداد نشانهاي ايران در پارالمپيك بيشتر باشد، جوايز كمتري به مدالآوران تعلق ميگيرد و قطعاً عكس اين موضوع نيز صادق است.
به طور حتم، ضرورت بازنگري سازمان تربيتبدني در تعيين جوايز قهرمانان پارالمپيك انكارناشدني است و در غير اين صورت، اين رويكرد همين ميزان انگيزه موجود براي مدالآوري توسط پارالمپيكيها را نيز كاهش ميدهد و ميتواند ضربه جبرانناپذيري به روحيه كاروان پارالمپيك كشورمان وارد سازد.
با اين حال، آوردن اين مسأله ضروري است كه نبايد براي حمايت از مدالآوران المپيك با همين جوايز رفع تكليف كرد، بلكه بايد در راستاي تأمين امكانات اوليه زندگي همچون مسكن، حقوق مادامالعمر مكفي و مواردي از اين دست براي سكونشينان المپيك و پارالمپيك، تأمين ساخت، چرا كه يك قهرمان براي قرار گفتن بر سكوي المپيك، بايد سالهاي طولاني به صورت حرفهاي ورزش كند كه همين كار، او را از بسياري مسائل از جمله فعاليتهاي اقتصادي متمركز بازميدارد و در پايان دوران قهرماني كه عموماً چندين سال پس از المپيك است، ديگر فرصت درآمدزايي مستمر براي قهرمانان وجود ندارد.
هر که بامش بیش برفش بیشتر...اینها چون توانایی جسمی شان در مقایسه با افراد سالم پایین تر است باید بیشتر ظلم ببینند.این رسم دنیاست با دولت عدالت و این جور حرفها هم کاری نداره
سوالی که مطرحه اینه که اینقدر که به مدال اورهای ورزشی بها میدن به دانشمندان و محققان چرا نمیرسند؟
همه مردم ایران سربازان دفاع از کیان این آب وخاک می باشند با توجه بیش از حد به ورزشکاران و بی توجهی به قشر تحصیل کرده و اقشار زحمت کش جامعه موجب دلسردی بیشتر جامعه نگردید
دانشمندان و معلولین عزیز به حول و قوه ی الهی مورد عنایت قرار خواهند گرفت!شاید تا 40 سال اینده
متاسفانه عدم اعتنا به پارالمپیکی ها، در سطح جامعه و افراد تحطیلکرده هم به شدت وجود دارد. می خواهید بها بدهند تا ببینیم، عده ای چه جوری به مسخره و استهزامی کنند.
دانشمندان و محققین را در یابید . مملکت شده فیلم و هنر پیشه و ورزش وای بر ما بیراهه می رویم .
از شما سپاسگذارم که بالاخره رسانه ای به این درد بزرگ اشاره ای کرد. قابل توجه دوستان که با توجه به الطاف بی دریغ مسئولين و سازمان تربیت بدنی نسبت به ورزش معلولین، متاسفانه ورزشکاران اعزامی جمهوری اسلامی ایران به پارالمپیک 2008 پکن در رشته های انفرادی که بیشترین مدال آوری را برای این مرز و بوم دارد نسبت به پارالمپیک 2004 آتن دچار افتی بیش از 60% شده، متاسفانه کمیته ملی پارالمپیک بدلیل کمبود اعتبار جهت شرکت در رویدادی عظیم و تاریخی همچون پارالمپیک، مجبور به حذف رشته هائی همچون دوچرخه سواری، شنا، تیروکمان،تنیس روی میز و و و و و شد و جالب است که بدانید که به همین دلیل در رشته دو و میدانی مجبور است که تنها از یک سوم سهمیه کسب شده استفاده کند.سهمیه ای که طی سالها تحمل سختی توسط دلاور مردان جانباز و معلول در میادین مختلف جهانی ، در سرما ، گرما،برف وباران، در برابر کشورهایی تا دندان مسلح به امکانات و تجهیزات روز دنیا فقط با قدرت غیرت و عشق به میهن کسب شده. جداً مسئولین ورزش کشور به این مسائل آگاهند؟؟متاسفانه بسیاری از قهرمانانی که حضور در پارالمپیک 2008 پکن حق مسلمشان بود بواسطه تدابیر حکیمانه مسئولین محترم ورزش کشور، محروم و سرخورده به خانه ها شان بازگشتند.چه کنند این بزرگ مردان و شیر زنان با این بغض گره خورده در گلو؟؟؟عالیجنابان ورزش کشور توجه!!!، فلسفه ورزش معلولین در جهان، بیرون آوردن از انزواست، نه به انزوا کشاندن.