كدخبر: ۱۶۶۸۲
تاريخ انتشار: ۰۷ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۷:۳۸
تعداد بازديد: ۱۸۶۷۹
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
ناامني براي ايرانيان در مالزي
ناامني‌هاي اخير و سرقت و آزار اذيت ايرانيان در مالزي در طول ماه‌هاي اخير، باعث ايجاد مشکلاتي براي برخي هم‌ميهنان ساکن اين کشور شده است.
ناامني‌هاي اخير و سرقت و آزار اذيت ايرانيان در مالزي در طول ماه‌هاي اخير، باعث ايجاد مشکلاتي براي برخي هم‌ميهنان ساکن اين کشور شده است.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، در مركز خريد «ميدولي» مالزي، سارقان با ترفندي مكارانه، تمام شش هزار رينگيت (هزينه شهريه و وديعه مسكن) يكي از شهروندان ايراني را كه براي تبديل ارز به آنجا مراجعه كرده بود، به سرقت بردند.

اين گزارش حاكي است، اين شهروند ايراني با فيلم‌هايي كه از صحنه همراه داشت، به دفتر پليس مراجعه مي‌‌كند اما پس از پر کردن فرم‌هايي به ايشان مي‌گويند: بايد مواظب مي‌بوديد، مقصر خودتان هستيد، ما پيگيري خواهيم کرد، اما شما سعي کنيد اين پول را فراموش کنيد.

اما هفته گذشته، حادثه ديگري براي يك خانواده ايراني ساكن در «وسيتا ايمپيانا» رخ داد: حدود ساعت 3 بعد از ظهر، يک دختر چيني تبار حدودا هفده ساله، به منزل اين خانواده مي‌آيد و خود را وابسته به شرکت مهمي معرفي کرده و در همان آغاز، کارت شناسايي را به آنان نشان مي‌دهد تا اعتمادشان را جلب کند و سپس از ايشان مي‌خواهد از بين کارت‌هاي داخل کيفش، يکي را برگزينند و آن را باز کنند. کارت را باز مي‌کنند که ناگهان دخترک شروع به هوا جستن مي‌کند و فرياد مي‌زند: شما برنده بزرگي هستيد.

اين خانواده، حرف‌هاي دخترك را باور نمي‌كنند، ولي دخترك هر طوري شده به خانه وارد مي‌شود و سپس به زبان چيني با يک نفر صحبت کرده و بعد گوشي را به وي مي‌دهد و مي‌گويد از کارمندان شرکت ما هستند و آنها هم از اين‌که شما اين کارت نصيبتان شده، بسيار شادمانند و مي‌خواهند به شما تبريک بگويند. خلاصه دخترک به اين بهانه که اگر شما به همراه من به شرکت بياييد و ما جايزه را به شما دهيم، به من هم هزار رينگيتي مي‌رسد، اين خانواده را وادار مي‌کند تا به شرکت بروند. همه چيز روي نظم و حساب شده بود و حتي در اينکه آيا شرکت شماره ثبت دارد يا خير دقت مي‌کند و همه چيز را درست مي‌بيند.

اما هنگامي كه اين خانواده منصرف مي‌شوند و مي‌خواهند برگردند در يک چشم به هم زدن حدود ده تا پانزده نفر از افراد چيني را مي‌بينند و تازه درمي‌يابند که قضيه دارد جدي مي‌شود! به همين دليل کمي نرمتر شده و مجبور مي‌شوند با آنها همکاري کنند. آنها براي تحويل جايزه که به قول خودشان پانزده دقيقه بعد آماده است، مبلغ 5600 رينگيت طلب مي‌کنند.

يک عضو خانواده در شرح ماجرا مي‌گويد: من به ايشان گفتم نقد با خودم چيزي ندارم، اما اگر اجازه دهيد فردا مي‌آيم که متأسفانه، افراد چيني مانع خروج ايشان شده و مجبور مي‌شود که حداکثر مبلغ مجاز قابل برداشت با ATM که 3000 رينگيت است را در ازاي دريافت يک محصول (مثلا دوربين فيلمبرداري ديجيتال) به آنها بدهد و البته پنجاه رينگيت هم بابت بيمه!! پس از اين تفاسير، نوبت به جايزه مي‌رسد که با روش‌هاي نوين و کامپيوتري، وي برنده يک محصول ديگر مي شود. چيني‌ها که همه به ايشان تبريک مي‌گفتند، ادعا مي‌کردند محصولي که شما برنده شديد، ارزشي بالغ بر 10000 رينگيت دارد و براي اثبات ادعاهاي خود، روزنامه‌ها و مجلات تبليغ را که کالا با قيمت آن در آن درج شده است مي‌بيند، اما مي‌داند که چيني‌ها از ايشان چند عکس با دو محصول هم مي‌گيرند تا آن را در روزنامه انگليسي زبان يعني استار چاپ کنند.

اين فرد از آنها خواهش مي‌کند که محصولات را به شما مي‌دهم و شما هم پول را پس دهيد، اما اين آب در هاون کوبيدن بوده است و آنها در صورت گزارش به پليس، حتي او را به قتل هم تهديد مي‌کنند.

گفتني است، در ادامه اين ناامني‌ها و تهديدات جاني و مالي ايراني‌ها در مالزي، يك سايت خبري از حمله چند نفر مالزيايي به دو تن از شهروندان ايراني خبر داد.
اين گزارش مي‌افزايد: اين دو ايراني كه قصد عزيمت از فرودگاه به سمت خانه را داشتند، از قصد شوم راننده تاكسي آگاه مي‌شوند. راننده با استفاده از گاز درصدد مسموم كردن آنها بوده كه با ديدن دود سفيد رنگ آن دو با سرعت عمل خويش از اين مهلكه جان سالم به در مي‌برند.
نظرات بینندگان:
به اطلاع دوستان عزیز می رسانم. تلفن Nokia N95 اینجانب که چند ماه پیش به مبلغ 600 هزار تومان از ایران خریده بودم هم دیروز دزدیدند. ماجرا بدین شرح است.اینجانب هنگام بازگشت به منزل و سوار شدن،گوشی خود را جلو کیلومتر گذاشتم. در بین راه یک موتور سوار با یک نفر همراه با نزدیک شدن به ماشین، ابتدا دست به آینه ماشین زدند و حواس مرا پرت کردند که شاید تصادفی رخ داده باشد و سپس گوشی را با ترفندی ناباورانه از جلوی کیلومتر دزدیدند. البته من پس از 3 تا 4 ثانیه متوجه قضیه شدم که متاسفانه دزدان با استفاده از شلوغی و ترافیک متواری شده بودند. در این مملکت هیچ کس پاسخگو نیست
من سال 1999 انجا بودم و از برخورد بد مردم ان کشور که از قضاء مسلمان هستند شرمنده می شوم. در همان سال پول من را در اتوبوس جلوی مردم دزدیدند ولی هیچکس عکس العملی نشان نداد. در همان سال وقتی به اداره مهاجرت رفتم خانمی که مسلمان بود و مامور در جواب سلامم گفت: گمشو برو به کشورت. الان و از همان موقع در تالند زندگی می کنم. چندی پیش مقاله ای از یک استاد خارجی مقیم مالزی ترجمه کردم و با نهایت تعجب خواندم و نوشتم که در سال1999 دولت مالزی مذهب شیعه را در کنار هندویسم و بودیسم و امثالهم مذهبی شرک آمیز خواند وپیروان آنان را مشرک.امیدوارم روزی دولت مردان ایرانی از عزت ایرانی چنان همایت کنند که هیچکس جرات نگاه چپ به ایرانی را نداشته باشد. و امیدوارم دولت این همه لیلی به لالای این کشورهای به اصطلاح مسلمان نزاره.
بنده دانشجو در مالزي هستم. از هر 5 ايراني كه من در مالزي برخورد داشتم حداقل يك نفر تجربه دزدي پول، موبايل و كيف دستي را دارد. چندي پيش يكي از دوستان در وسط روز در يكي از خيابان ها قدم ميزد. ناگهان 3 نفر نزديك او شدند و دو نفر دست و پاي او را گرفتند و نفر سوم با خونسردي كيف و موبايل و همه چيز او را برد. واقعا ابهت پليس در اين كشور از مترسك هم كمتر است. متأسفانه در صورت گزارش به پليس به هيچ وجه كوچكترين فدمي براي شما برداشته نمي‌شود.
با سلام ذکر چند نکته در ارتباط با انچه دوستان در نظرات گفتند و انجه در خبر امده ضروریست شرط اول جهت روبرو نشدن با این مشکلات احتیاط خود ماست. متاسفانه در اکثر این موارد مقصر اصلی خود ما هستیم که کمترین احتیاط رو هم نمی کنیم. در ثانی باید همیشه منصف بود ایا واقعا اگر در تهران در خیابان پولی دزدیده شود ایا پلیس یا مردم عکسل العملی غیر از همین نشان می دهند.
گاهی اوقات ما در واکنش به بی احتیاطی خودمان دیگران و زمین و زمان را مقصر می دانیم.من خودم هم دانشجو هستم در مالزی اما هنوز بی ادبی از جانب مالایی ها ندیدم چه رسد به اینکه با فحاشی بگویند گمشو برو به کشورت
من دانشجوی دانشگاه یو پی ام مالزی هستم و توصیه من به همه ایرانیان عزیز این هست که فکر نکنند اینجا بهشت برین هست و هستی خود را به آتش بکشند و راهی اینجا شوند.اینجا هم کشوری جهان سوم هست و متاسفانه ناامنی در آن بیداد میکند و کسی هم پاسخگو نیست و پلیس اینجا هم رفیق قافله و شریک دزد هستند و هیچ کمکی به مالباختگان نمیکنند و همه مواردی که گفته شده است عین واقعیت هست.هفته پیش هم من یک خانم ایرانی را دیدم که یک منزل را به وی اجاره داده بودند که بعد از یک هفته صاحب اصلی منزل مشخص میشود و معلوم میشود آن افراد آن منزل را فقط برای یک هفته اجاره کرده بودند و کلاه بردار بودند خلاصه 3000 رینگت ان خانم بیچاره رفته بود.اری اینجا ناامنی بیداد میکند قدر کشور خود را بدانید.
با سلام
پارسال در قسمت ترانزيت فرودگاه بين المللي مالزي كيف بنده را هم كه حاوي يك دوربين ديجيتال و1000 دلار امريكا و مدارك بود را جلوي خودم به سرقت بردند پس از مراجعه به پليس فرودگاه به جاي كمك فقط باعث اتلاف وقت بنده شدند.
با سلام خواهشمندم ازاین موضوع به ساده گی نگذرید و نسبت به آگاهی دادن به خیل عظیمی از ایرانیان و خصوصا جوانان که برای ادامه تحصیل به اینجا می آیند ادامه دهید. من هم که اینجا دانشجو هستم در بدو ورودم طعمه افرادی واقع شدم که خود را پلیس مبارزه با مواد مخدر معرفی کردند و به این بهانه شروع به تفتیش کیف دستیم شدند. بعدا متوجه شدم که معادل 1500 دلار من رو کف زنی کرده اند. والبته پلیس هیچ وقت پاسخ گو نیست و تنها فرم پر می کند.
تنها در مالزی نیست در اکثر نقاط چنین بی احترامی هایی به ایرانیان میشود. که بارها برای خود اینجانب اتفاق افتاده. که آخرین آن سرقت از بنده در دبی بود.
این مطالب قابل توجه وزارت علوم باید قرار بگیره که با برنامه ریزیهای ناصحیح موجی از طالبان علم و دانش را به کشورهایی نظیر مالزی و هند سرازیر کرده تا ضمن خروج سرمایه های کشور و بهره بردن و رشد دانشگاههای خارجی از استعدادهای ایرانی، در این کشورها آماج اینگونه توهین ها و تحقیرها و اذیت ها قرار بگیرند بدون اینکه از طرف سفارت ایران حمایت جدی بشوند. چطور میشه اگر دانشگاههای خوب ایران در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری به جای اینکه در هر رشته 5-6 نفر دانشجو بگیرند این عدد را به 20-30 نفر افزایش بدهند؟ چرا باید اغلب کلاسهای دکترا باید با تعداد خیلی کمی دانشجو برگزار بشه؟ افزایش این تعداد که هزینه اضافی از این بابت در بر نخواهد داشت. از طرفی با افزایش تعداد پایان نامه های مفید و کاربردی و همینطور مقالات بیشتری که از این راه حاصل میشه شاهد رشد سریعتر دانشگاه ها در رتبه بندی جهانی باشیم. حتی هزینه هایی که دانشجویان در خارج کشور پرداخت می کنند قابل هدایت در جهت رشد دانشگاهها خواهد بود. چرا تعداد دانشجویانی که همین دانشگاههای مالزی و هند جذب می کنند اصلا با تعدادی که در ایران جذب می شوند قابل قیاس نیستند؟
من هم در هفته های قبل از کریسمس 2008 در کوالالامپور توسط چند چینی با چاقو تهدید به مرگ شدم و ساعت رولکس قیمتی و حدود 6 هزار یورو پول نقدم رو دزدیدند. البته برخورد پلیس مسئولانه بود ولی پولم بر نگشت. من فکر می کنم در خصوص دزدی پول نقد از ایرانیها و بقیه شهروندان جهان سومی، مهمترین عامل عدم عضویت در اقصاد جهانی و نداشتن کارتهای اعتباری بین المللی است. شهروندان غربی با کارتهای اعتباری هر کشوری که باشند در مالزی خرید می کنند ولی ایرانی ها مجبورند در صفهای طولانی صرافی های هم وقت و هم امنیت خود را از دست بدهند. به امید عضویت ایران در بازاهای جهانی.
من به عنوان یک دانشجوی PhD ساکن مالزی و شهر کوالالامپور باید اعتراف کنم یکی از فاکتورهایی که من را به این کشور جذب کرده امنیت بالاتر از ایران و احترامی هست که از مردم این کشور دیدم. راسش نظر کاربر محترمی که سال 99 اینجا بودن برای من کاملا عجیبه چون احترامی که من اینجا دیدم به عنوان یک انسان آزاد و محترم با کمال تاسف توی کشور خودم نمی دیدم و نمی بینم. از نظر امنیت هم به عنوان یک خانم باید بگم اینجا اصلا خبری از اون همه مزاحمت های کوچه و خیابونی ایران خبری نیست. البته اینجا هم مثل هر جای دیگه دنیا مشکلات خاص خودش رو داره که هم وطنان عزیز با کمی دقت، احتیاط و ذکاوت خودشون می تونن خیلی راحت اونا رو حل کنند. با آرزوی شادی و سلامتی همه ایرانیان عزیز در هر گوشه این دنیا.
با سلام
اینجانب تابستان گذشته مسافرتی به مالزی داشتم از نظر امنیت و نظم و همچنین احترام به توریست خارجی بخصوص ایرانی را از نزدیک مشاهده نمودم .اگر موارد نادر اینچنینی را ان کاربر محترم بیان میکند در امن ترین کشورهای دنیا هم گاهی اتفاق می افتد . ولی عمومیت ندارد .
بله البته که هر جایی خوبی ها و بدی های خودش رو داره ولی ما ایرانی ها عادت داریم همیشه خودمون رو دست کم بگیریم و کسانی که در ابتدا به مالزی می آیند اینجا رو متفاوت و مثبت می بینند چون می خواهند به هر حال در خارج از ایران زندگی کنند. ولی دوستان توجه کنید هر چیزی قیمتی داره . امیدوارم هیچ وقت این قبیل بلایا سرتون نیاد در حالیکه در این کشور همون لحظه که فکر می کنید در امنیت کامل هستید یک همچین بیایی سرتون میاد و هیچ پناهی ندارید. اگر هم با این چینی ها و مالزی ها کار کرده باشید می بینید که مجانی به شما احترام نمی گذارند و مطمئن باشید همه چیز با سیاست بخصوصی طراحی شده حتی در دزدیهایشان ده نفری به آدم حمله می کنند و تکی قدرتی ندارند.
تجارب شخصي هر كسي كه معيار استنتاجات كلي براي قضاوت در مورد مردم وفضاي اجتماعي يك كشور شده را من كاري ندارم چون نه قابل اثبات است نه انكار اما دوست دارم فقط براي آگاهي هموطن هايي كه راهي مالزي مي شوند فقط توصيه كنم كه بيشتر مواظب هموطن هايي باشيد كه خود را پلس معرفي مي كنند وقصد چك كردن پاسبورت و دلار شما رادارند .همين
1 موبایل 3000 رینگتی سونی اریکسون ، 9 هزار رینگت و پاسپورتم تمام چیزهایی بود که در 6 ماه در مالزی از من بردند و پلیس فقط نگریست.
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: