كدخبر: ۱۸۶۷
تاريخ انتشار: ۲۸ آبان ۱۳۸۶ - ۱۳:۳۵
تعداد بازديد: ۱۵۶۰۸
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
علت سقوط رتبه دانشگاه‌هاي ايران در جهان
در اين معيارها، عوامل بسيار دقيقي مانند سطح زبان انگليسي دانشجويان و مدرسان نيز ملاك است، حال آن‌كه هنوز عده‌اي در ايران پافشاري مي‌كنند كه تدريس و منابع در دانشگاه‌ها به زبان فارسي باشد....چند درصد استادان دانشگاه شريف پروفسور(استاد) هستند؟ چند درصد دانشجويان اين دانشگاه اينترنشنال هستند؟
در پي انتشار خبري با عنوان «دانشگاه تهران در ميان 550 دانشگاه برتر دنيا» واكنشهاي متفاوتي درباره رتبه‌بندي دانشگاه‌هاي كشور به وجود آمده است.
 
به گزارش خبرنگار «تابناك» موضوع رتبه‌ دانشگاه‌هاي ايران در جهان، همواره يكي از بحثهاي اختلافي بوده ، چرا كه مراجع مختلفي با معيارهاي متفاوت به اين كار دست زده‌اند.
 
بر اساس بررسي كامل فايل رتبه‌بندي دانشگاههاي جهان در سال2007 توسط گروه QS مرکز Times Higher Education Supplement، دانشگاه صنعتي شريف 10در مكان 529 ام و دانشگاه تهران در مكان 539 ام  دنيا قرار دارند. اين افتخاري براي ايران است كه براي اولين بار دو دانشگاه از ايران در اين رده‌بندي در جمع 550 دانشگاه برتر قرار مي‌گيرند.
 
در همين حال محمدرضا حيدري‌نژاد، دانشجوي دكتراي كامپيوتر از مالزي در پيامي نوشته است: بنا بر آخرين رتبه‌بندي انجام شده، متأسفانه، دانشگاه‌هاي ايران در عين داشتن بسياري از توانمندي‌ها در بين دو هزار دانشگاه ابتداي ليست جايگاهي ندارند (ببينيد: http://ed.sjtu.edu.cn/ranking.htm).

به گفته عده‌اي، جهت‌گيري‌هاي سياسي، مهمترين دليل اين افت جايگاه بوده است. مهمترين معيارهاي ارزيابي براي رتبه‌بندي عبارتند از:
نسبت استاد به دانشجو
1ـ سطح علمي استادان (استاد، استاديار و...)
2ـ وضعيت مقالات چاپ شده جهاني در هر سال
3ـ وضعيت اطلاع‌رساني سايت‌هاي اينترنتي
4ـ دسترسي به منابع آن‌لاين علمي (ژورنال‌ها، پايان‌نامه‌ها و...)
5ـ تعداد دانشجويان بين‌المللي (اينترنشنال)
6ـ وضعيت آموزشي و كلاس‌ها (بنا بر استانداردهاي بين‌المللي)
7ـ امكانات رفاهي و كمك آموزشي بنا بر استانداردهاي روز براي دانشجويان
8ـ اختراعات، اكتشافات، همايش‌هاي سياسي و... .

در اين معيارها، عوامل بسيار دقيقي مانند سطح زبان انگليسي دانشجويان و مدرسان نيز ملاك است، حال آن‌كه هنوز عده‌اي در ايران پافشاري مي‌كنند كه تدريس و منابع در دانشگاه‌ها به زبان فارسي باشد.
اجازه بدهيد واقع‌بينانه به قضيه نگاه كنيم. در اين مقايسه، بهترين دانشگاه صنعتي كشور؛ يعني صنعتي شريف را مد نظر قرار دهيم. چند درصد استادان اين دانشگاه پروفسور (استاد) هستند؟ چند درصد دانشجويان اين دانشگاه اينترنشنال هستند ؟ اين دانشگاه در ارايه خدمات از راه دور اينترنتي براي اهداف آموزشي، پژوهشي و كتابخانه چه بهره‌اي مي‌برد؟
من به بخش انگليسي سايت سر زدم، اما چيز زيادي نديدم. قبول كنيم كه سهم دانشگاه‌هاي ايران از ICT بسيار ناچيز است. كساني كه در دانشگاه‌هاي خارج از كشور تحصيل مي‌كنند، با مقايسه‌اي ساده، متوجه اين قضيه مي‌شوند.

همين مشكلات گريبان بخش‌هاي ديگر دانشگاه‌هاي ايران را گرفته است. هنوز بسياري از كلاس‌ها در دانشگاه‌هاي ايران، ويدئو پروژكتور، اورهد، كامپيوتر دايمي مختص كلاس، پرده پخش اسلايد و حتي گاه وايت‌‌برد و ماژيك ندارند. آن وقت ما گلايه مي‌كنيم چرا در رنكينگ جايي نداريم!
هنوز بسياري از دانشجويان ما يا به درستي به اينترنت دسترسي ندارند و يا براي استفاده از آن، بايد هزينه بپردازند (آن هم با سرعت در حد چند كيلوبيت).
هنوز دانشجوياني ايراني اهميت كار گروهي را درنيافته‌اند و پروژه و كارورزي را نمي‌دانند. در دانشگاه‌هاي ايران، آزمايشگاه‌هاي و كارگاه‌ها در حد رفع تكليف و پاس كردن آن انگاشته مي‌شود.

اگر يك همايش بين‌المللي در يك دانشگاه خوب ايران برگزار شود، به جز شماري انگشت‌شمار در يك سالن بزرگ، چند نفر متوجه سخنان سخنران مي‌شود؟
كمي راجع به سوال قبل و پرسش‌هاي زير بينديشيم.
1ـ چند درصد دانشجويان ايراني مي‌توانند در حد يك پاراگراف راجع به فيلد تحصيلي خود به انگليسي توضيح دهند (با كمترين غلط املايي و گرامري)؟ همين قضيه را به نوشتن يك مقاله تخصصي انگليسي تعميم دهيد.

2ـ چند درصد درس‌ها، اسلايد‌ها، تكاليف، پروژه‌ها و... از سوي استادها روي وب‌سايت‌ها منعكس مي‌شود و آيا اصولاً وب سايت‌هاي دانشگاهي چنين امكاني را به استادها مي‌دهد يا خير؟

3ـ اگر من اين مطالب را به انگليسي مي‌نوشتم، چند دانشجوي ايراني حال و حوصله خواندن آن را داشت؟ (همين قضيه را به خواندن دروس از روي منابع انگليسي تعميم دهيد)
اين در حالي است كه نه تنها دانشگاه صنعتي شريف، بلكه بسياري از دانشگاه‌هاي كشورمان، استحقاق جايگاهي بسيار بهتر از اين را دارند. به نظر من مشكل با مديريت درست و برنامه‌ريزي رفع خواهد شد.

پس اجازه دهيد به محض هر انتقاد و يا شكستي، بلافاصه جهت‌گيري‌هاي سياسي را بهانه نكنيم، زيرا اين ترفند ديگر قديمي شده و مختص افرادي است كه مي‌خواهند بي‌كفايتي مديريتي خود را به گردن استكبار جهاني بيندازند.
مطالب مرتبط
دانشگاه تهران، پانصد و سي ‌و يكم دنيا
نظرات بینندگان:
بنده دانشجوی دکترای کامپیوتر شریف هستم. برخی از مطاب ذکر شده توسط این دوستمان کاملا صحیح است و بخشی هم ناصحیح. اگر زبان انگلیسی و سطح علمی دانشجویان ما بالا نبود، به این راحتی هر سال تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه شریف در بهترین دانشگاه های دنیا پذیرفته نمی شدند ولی باید پرسید که این سطح علمی حاصل چیست؟ حاصل زحمت استادان و مسئولین دانشگاه و کشور و یا حاصل زحمت های شخصی خود دانشجویان؟ واقعیت را بدانید: در درجه اول ما مشکل پول و بودجه داریم. علی رغم همه شعارهایی که از طرف مسئولین داده می شود، بودجه پژوهشی در کشور نزدیک به صفر است. این حرف را ینده در کنفرانس اخیر انجمن رمز در دانشگاه علم و صنعت هم در میزگردی گفته ام. همه چیز در دانشگاه وابسته به دانشجو است و اگر دانشجو تامین نباشد، دانشگاه هم به جایی نمی رسد. بدانید که پژوهش در دانشگاه و کشور صرفا توسط دانشجویان انجام میشود، رتبه علمی استادان در اغلب موارد، بر اساس مقالاتی است که دانشجویان اساتید داده اند و نه حاصل پژوهش خود استادان (آن هم دلیل مالی دارد)، سایت دانشگاه، دانشکده ها و وبگاه درس های ارائه شده صرفاً حاصل زحمات دانشجویانی است که به عنوان کمک استاد درس زحمت می کشند و بخشی از کیفیت کلاسها و درسها نیز باز هم وابسته به میزان مشارکت دانشجویان دارد.
با همه این اوصاف باز هم آقایان و مسئولین بنشینند و بزنند بر سر دانشجو، باز هم دو قران خرج پژوهش نکنند، باز هم بابت چند سال درس خواندن رایگان، یک عمر تعهد بگیرند و مدرک ندهند، باز هم شعار فرار مغزها سردهند و دانشجو را به خیانت به کشور محکوم نکنند (و نه خود را) و...... هزار چیز گفته و ناگفته دیگر.
سخن بسیار است ولی مجال بیان نیست.
سلام
بالاخره من متوجه نشدم که رتبه دانشگاههای ایران از جمله دانشگاه تهران در رنکینگ صعود کرده یا نزول؟چون طبق خبر شما رتبه دانشگاه تهران صعود فاش داشته و طبق نظر این دوست عزیز سقوط کرده!
ضمننا من خودم دانشجوی دکتری اقتصاد در مالزی هستم ولی با تمام نظرات این دوست عزیزم موافق هم نیستم.در مورد سطح نازل دانش زبان موافق هستم ولی در مورد رنکینگ دانشگاهها خیلی موافق نیستم من خودم در بهترین دانشگاه مالزی یعنی UM درس می خوانم و رنکینگ ای دانشگاه از دانشگاهای ایران بالاتر است ولی مطمئن هستم سطح علمی مثلا دانشگاه تهران یا شهید بهشتی یا امیرکبیر و... خیلی بالاتر است ولی قبول دارم که سطح امکانات سخت افزاری در مالزی بالاتر است ولی از نظر نیروی انسانی اساتید دانشگاهای ایران کمی از مثلا اساتید در مالزی ندارند و بعضا بالاتر هم هستند.
با تشکر
معتبرترين رده بندي مربوط به همان موسسه Times Higher Education است كه هر سال منتشر ميشود و در اين رده بندي، در سال 2007 كه 10 روز پيش منتشر شد دانشگاه شريف و تهران جزو پانصدتاي اول قرار گرفته اند. و البته دانشگاه شريف 10 پله بالاتر از دانشگاه تهران است. حالا شما هي رده بندي هاي ديگه مثل SJTU رو خبري كنيد. اگه لازم داريد من هزار تا وبسايت به شما معرفي كنم كه رده بندي دانشگاه هاي جهان رو ميدن. ولي باز هم ميگم كه معتبرترين رده بندي علمي Times مي باشد. اينقدر مردم رو گيچ نكنيد.
با تشكر
يك فارغ التحصيل دانشگاه شريف و علم وصنعت
سلام،
نظر دوست دوم مؤيد حرفهاي بيننده اول است
چراكه نبود زيرساخت مناسب اجازه رشد نمي دهد و عملاً دانشجو است كه تلاش ميكند و درحالي كه با كمبود امكانات بايد بسازد و زماني كه فضاي رشد و محيطي مناسب جهت فعاليت در خارج از كشور پيشنهاد ميگردد طبيعتاً براي شكوفا شدن به خارج از كشور ميرود و اين شده است كه دانشگاههاي ما شده اند محل صدور دانشجو به خارج، البته بعداز 4 يا 6 سال صرف هزينه!!!!!
با سلام
این هم از دانشگاه های ایران که سر رتبه بندی دعوا دارند.
ما که بالاخره نفهمیدیم کدام آمار درست است.
چند وقت پیش اعلام شد دانشکده فنی دانشگاه تهران رتبه حدود 600 است و شریف رتبه 900 و خورده ای. الان اعلام شده که هر دو زیر 600 هستند .
من خودم دانشجوی دکتری شریفم...تازه چه فرقی میکند شریف یا تهران! مهم این است که ایران پيشرفت داشته باشد.
این مشکلات هم همه جا هست. من خودم در دوبی به کنفرانس رفتم هیچکدام از مسئولین آن کنفرانس انگلیسی بلد نبودند. این مشکل و موارد مشابه همه جا هست.
ما حتی مبانی و بستر اولیه ی تحقیق و رشد دانشگاه را فراهم نکرده ایم. حتی یک مرجع مشخص برای پی بردن به قوانین دانشگاه نداریم. حق استاد و دانشجو و نحوه ی پیگیری آن مشخص نیست. چند روز متوالی برق یا اینترنت دانشگاه قطع می شود و احدی پاسخ گو نیست و .... آیا واقعاً انتظاری بیش از این دارید؟
یک دانشجوی فوق لیسانس دانشگاه علم و صنعت
طبعا نمی توان به سادگی منکر این قضیه شد که دانشگاههای ما در رتبه بندی جهانی، جایگاه شایسته ای ندارند. بهتر است بجای بحث بر سر رتبه، به دلایل بپردازیم. دوستی نوشته است دانشگاههای ایران محل صدور دانشجو شده اند. دوست دیگری از زحمات دانشجویان حمایت کرده است. واقعیت این است که عدم توجه به امور پژوهشی، عدم استفاده از معیارهای مناسب در گزینش اساتید، عدم دسترسی به منابع روز، عدم تمایز بین استاد خوب با استاد بد و دانشجوی خوب با دانشجوی بد، توجه به کمیت در هر چیزی به جای کیفیت، و در نهایت، معیارهای نامناسب تشویق و تنبیه، همگی باعث شده است که وضعیت دانشگاههای ما وضعیت علمی مناسبی نداشته باشند و به جرات می توان گفت که همین مقالات چاپ شده و رتبه های بدست آمده نیز مرهمون زحمت عده ای دانشجو و استاد است و نه محصول برنامه ریزی مدون. اگر بستر مناسبی برای تحقیق بود، مسلما بسیاری از دانشجویان و اساتید، به تحقیق روی می آموردند اما اصولا در بسیاری از دانشگاهها زمینه تحقیق وجود ندارد و در آنهایی هم که وجود دارد، انگیزه ای نیست. دانشگاههای رایگان، پس از هجوم به تکمیل ظرفیت کارشناسی، اکنون در حال تکمیل ظرفیت کارشناسی ارشد هستند. مطابق قانون، وجود دو استادیار برای تشکیل دوره کارشناسی ارشد کافی است، همین. معنای این نکته این است که بنده یک سال پس از اخذ مدرک دکترا می توانم در کارشناسی ارشد تدریس کنم. برای تشکیل دوره دکترا، شرایط کمی مشکلتر است اما بهر حال یک فارغ التحصیل با درجه استاد یار، به راحتی می تواند در این دوره تدریس کرده و راهنمایی دانشجو را بعهده بگیرد. اینها بسادگی یعنی صرفا توجه به مدرک. توجه کنید در رشته تخصصی من، چهره ماندگار منتخب، فاقد مقاله بین المللی است اما بسیاری از دانشجویان مستعد و فارغ التحصیلان جوان با مقالات متعدد، بدلیل اعمال نفوذ همین چهره، به دانشگاههای دور دست که گاها کمترین امکانات دانشگاهی و آزمایشگاهی را نیز ندارند، اعزام شده اند و اجازه ندارند تا شعاع 200 کیلومتری تهران نزدیک شوند. وزارت علوم، بجای بها دادن به استعدادها و تلاش برای جذب نخبگان و نگهداری آنها، صرفا به اخذ تعهدات بسنده کرده و به راحتی می توان با پرداخت مبلغ تعهد، از انجام آن سر باز زد. تنها تلاش برای افزایش مبلغ اخذ شده، مهمترین وظیفه اداره تعهدات بشمار می رود. دانشگاههای مادر، برای جذب نیروهای جوان، معیارهای گوناگونی دارند. دانشگاه تربیت مدرس، طیق مصوبه هیئت امنا از جذب فارغ التحصیلان دانشگاههای داخل بعنوان عضو هیئت علمی (غیر از فارغ التحصیلان خود دانشگاه) منع شده است. دانشگاههای دیگر هم همین قانون را بصورت نانوشته دارند و اجرا می کنند. در بعضی از دانشگاههای مادر هم که این قانون وجود ندارد، عملا استخدام به نیروهای همان دانشگاه محدود شده است.
در دانشگاههای شهریه ای مانند آزاد و پیام نور، وضعیت نامناسبتر است. بسیاری از اساتیدی که جذب این دانشگاهها می شوند، از ناچاری است نه علاقه به این دانشگاهها. مسلما هنوز اکثریت فارغ التحصیلان ترجیح می دهند در دانشگاههای دولتی روزانه استخدام شوند اما بهر دلیل ممکن است این امر مقدور نبوده و به ناچار در دانشگاه آزاد یا پیام نور یا امثال آنها جذب شوند. اگر چه دانشگاه آزاد با واحد علوم و تحقیقات، قدمهایی برای پژوهش برداشته است، اما در دانشگاهی مانند پیام نور، حتی ظواهر امر نیز به دانشگاه شباهت ندارد. بنابراین صحبت کردن از تحقیق در جایی که اساتید اتاق هم ندارند، محل اعرابی نخواهد داشت.
در چنین شرایطی، فارغ التحصیلان جوان به چند دسته تقسیم می شوند. عده ای عطای تحقیق را به لقایش می بخشند و با اندوخته علمی که دارند، به بازار کار راهی شده و برای حفظ پرستیژ، چند واحد هم تدریس می کنند. پس امیدی به این دسته برای ارتقا رتبه علمی نخواهد بود.
عده ای معدود، کمر همت بسته و وارد معرکه می شوند. اما آنقدر قوانین دست و پاگیر، بی عدالتی، بی برنامگی، بی توجهی می بینند، که عملا تمام عمر علمی آنها، صرف جنگ و جدل با اطراف می شود، زیرا تقریبا همه چیز بر علیه تحقیق است.
عده ای دیگر، نه از گروه اول هستند و نه از گروه دوم. به تحقیق و پژوهش علاقه دارند، اما حوصله جنگ و دعوا با قوانین و شرایط را ندارند. این گروه در اولین فرصت ایران را ترک می کنند تا در کشوری دیگر، به آرزوهای خود برسند.
گروهی نیز محکوم به پذیرش شرایط هستند و مجبورند در دانشگاههایی ادامه کار دهند که هیچ امکاناتی ندارد. این گروه نه اجر مادی دارند و نه بایگاه معنوی. اینان کسانی هستند که بدون رابطه اند، بنابراین هیچ دانشگاهی برای استخدام آنها به پرونده پر بار علمی شان نگاه نمی کند. در دانشگاههایی که بدلیل شرایط جغرافیایی یا ....، نیاز شدید به مدرک دکترای ایشان هست، شاید بتوان جایی برای استخدام آنها یافت. عده ای نیز بورس وزارت علوم هستند و چون پول ندارند تا تعهد خود را بخرند، لاجرم چوب اشتباه دوران دانشجویی خود را خورده و به دانشگاهی که تعلق خاطری به آن ندارند، می روند. اینها می دانند که تحقیق و پژوهش و چاپ چندین مقاله و رتبه برتر و غیره و غیره، هیچ تاثیری در تغییر محل خدمت آنها نخواهد داشت. بنابراین از همان آغاز بی انگیزه اند، یا بعدا انگیزه هایشان را از دست خواهند داد.
در میان گروههای بالا، استثنائاتی هم وجود دارد. و رتبه علمی ایران، هر چند ناچیز است، اما مرهون همین تعداد انگشت شمار است که بهر ترتیب، جایی برای عرض اندام در مجامع بین المللی دارند. دستشان درد نکند که همین هم که داریم از برکت وجود ایشان است.
پس به اعتقاد من، دانشگاههای ما از نظر مدیریتی، قانونی، بودجه ای، امکانات، هیئت علمی و دانشجو، شرایط تحقیق و پژوهش ندارند، مگر در موراد استثنا. بنابراین باید بسوزیم و بسازیم و بجای شعار گرایی، اگر قدرتی داریم یا مدیر و وزیر هستیم، برای زیرساختهای مناسب و اصلاح قوانین تلاش کنیم. رتبه علمی ما چندان مهم نیست، علل این رتبه ها مهم است که بیماری سیستم آموزش عالی ما را نشان می دهد.

عضو هیئت علمی دانشگاه ......
وقتي در بعضي از دانشگاههاي ايران بابت خوابگاه پول ميگيرند بطور مثال دانشگاه سمنان بابت يك اطاق 12 متري كه شش نفر در آن زندگي ميكنند نفري 50000 تومان هزينه دريافت ميكند من فكر ميكنم با اين وضعيت همه بايد ساكت باشيم و حرفي از رتبه دانشگاههاي ايراني نزنين
سلام به نظر من تذکر نويسنده درباره سطح زبان بی مورد است. اکثر دانشجويان فرانسوی و المانی تسلطی بر زبان انگليسی ندارند.
من هم با شما موافقم که ما بیشترین ضریه را از سطح پائین زبان انگلیسی دانشگاهیان مان میخوریم.شما نگاه کنید اغلب دانشگاه های ترکیه ای که در ایران اصلا قبولش نداریم دو و حتی چند زبانه هستند و نتیجه اش این میشه که بیش از 15 دانشگاه اش زیر1000 و چندین دانشگاه زیز 500 دارد. وبومتریک هم مشکل دیگریست که اگر اشتباه نکنم دانشگاه های ایران از آخر اول بودند، تعارف نداریم ما اگر مشکلات اینترنت، زبان انگلیسی، تخصیص مناسب و استفاد مطلوب از بودجه های پژوهشی و مواردی چون استفاده از تکنولوژیهای آموزشی را در مراحل بعدی حل کنیم خیلی جای پیشرفت داریم.
نکته دیگر اینکه علیرغم اعتقاد عمیقی که به زبان فارسی به عنوان عنصر اصلی هویت ایرانی دارم معتقدم که ما نبایدنگران این باشیم که چنانچه در دانشگاه های ما به زبان انگلیسی نیز تدریس شود زبان فارسی لطمه خواهد خورد، برعکس غنای زبان فارسی آنقدر بالاست که در هیچ برهه ای از تاریخ نه تنها دستخوش اجنبی قرار نگرفته است بلکه آنها را در خود هضم نیز کرده است. ولی ما برای اینکه به منابع علم به طور مستقیم دست بیابیم و مجبور به مراجعه به متون کهنه ترجمه نباشیم نیاز داریم که دانش پژوهان خود را مسلح به زبان بین المللی انگلیسی کنیم.
ba salam khedmate doostan
man daneshjooye Rank e 28 Time hastam.in dooste azizemoon ke daneshjooye doctoraye Sharif hastan dorost migan.

baraye ettelaate dooste azize digaremoon begam ke moassesate mokhtalef meyar haye mokhtalef voojood dare, ke shayad bazyashoon mohem va baziyashoon ham mohem nabashan. nemishe goft ke koodoomeshoon behtarinan. vali khob Time yekami motabar tare, baraye rank e USA universities bayad be US NEWS negah kard!
ma az nazare undergraduate students vaghean jaygahe khoobi darim vali be ellate naboode emkanat , ke bishtaresh maliye va kami amoozeshi, dar Master va khoosoosan dar PhD chize ziyadi baraye goftan nadarim,
neveshtane ye maghale too ISI baraye reshtehaye mohandesi mesle mechanical Engineering vaghean niyaz be emkanate azmayeshgahiye mojahhaz dare, chizi ke too MIT ya Stanford va ya Caltech kheili ziyade va mibinim jayee mese Caltech too rank ba inke koochike daraye jaygahe top ten hastesh!
pas na tarife bihoode az daneshgah haye iran doroste na too sare mal zadan, ino ham begam inke migan ma irani ha behtarin hoosh ha ro darim hamchin dorost nis, man khodam too hamin daneshgah adamayee ro didam ke fogholadan, va in neshoon mide ke tablighate alaki ham mishe too iran!
ba arezooye movaffaghiyat
با درود
نمی دانم چرا عده ای ناکامی ها را بر سر زبان فارسی می شکنند. بنده از فرانسه دکترا گرفته ام. در اینجا همه تدریس به فرانسه است و در درجه اول اهمیت. دانشجویان فرانسوی شاید به اندازه دانشجویان ما در ایران انگلیسی بدانند. استاد بنده انگلیسی اش خوب نیست. و برای نوشتن مقاله هایISI از مترجم استفاده کردیم. و لی مدیریت و بودجه اینجا با ایران قابل مقایسه نیست. اگر قرار بود با تدریس به زبان انگلیسی دارای رتبه بندی خوبی شویم پس چرا تا کنون پاکستانی ها یا هندی ها یا ... در این رتبه بندی ها سه رقمی یا بالاتر می باشند. امیدوارم سایت تابناك علمی تر حلا جی نماید. باور کنید هیچ شهروند خارجی اینچنین زبان و فرهنگ خودش را زیر پرسش نمی برد که ما می بریم. به جرات می تواننم بگم که سطح علمی استادان و دانشجویان ما از نظر نظری بالا تر از این فرانسوی هاست . مشکل در بودجه و مدیریت پزوهشی است. باور کنید آنچنان که ما دنبال این رتبه بند ی ها هستیم من اینجا ندیدم. برایشان اهمیت ندارد. آنچه مهم است کار کار کار می باشد برای کشورشان فرهنگشان و زبانشان.

خدا نگهدار
مانی
تولوز- فرانسه
سلام دوستان،
به نظر من دانشگاههاي شريف و تهران از نظر كيفيت آموزش و فارغ التحصيلان مي توانند بين 100 تا 150 دانشگاه اول دنيا باشند. ولي همان طور كه اينجا مطرح شده عوامل زيادي در اين رتبه بندي دخيلند. البته بعيد مي دانم سياست نقشي داشته باشد.
دو نكته راجع به تحصيلات تكميلي ايران عرض كنم شايد مفيد واقع شود.
1) دانشجوي دكتر يا فوق ليسانس ايراني براي تامين خود بايد در بيرون دانشگاه كار كند در صورتي كه اكثر دانشگاههايي كه شما در ليست مي بينيد براي دانشجويان تحصيلات تكميلي حقوق تحقيقاتي مي دهند كه دانشجو فقط به تحصيل و پژوهش مشغول باشد.
2) دسترسي به منابع تحقيق در ايران خيلي محدود است.

اميد است كه مسولان عزيز واقعيت ها را قبول كنند و در جهت رفع كمبودها همت لازم را به عمل آورند.

فارغ التحصيل دانشگاه شريف و استاد دانشگاه در آمريكا
نویسنده چه اصرای به «عوامل بسيار دقيقي مانند سطح زبان انگليسي دانشجويان و مدرسان نيز ملاك است» داشته اند. جدا از بحثهای جانبی، آیا صحیح است که در رتبه بندی دانشگاهها آشنایی با یک زبان تاثیر داشته باشد؟ آیا آلمانیها و فرانسوی ها هم انیگونه برخورد میکنند؟
سلام دوستان
مطمئن باشید این لیست خیلی اشتباه دارد.مثلا از جمله معیارهای انتخاب برترین ها تعداد مراجعات به سایت دانشگاه وتعداد مقالات چاپ شده در ISI وقرار گرفته در سایت دانشگاه است
که معمولا در سایت های به دلیل سو استفاده نکردن فقط خلاصه مقالات قرار می گیره .
از طرفی در این لیست اسمی از دانشگاه صنعتی اصفهان نیست در حالی که در چند سال گذشته این دانشگاه از لحاظ آمار پژوهشی در رتبه اول دانشگاه های غیر تهرانی ورتبه دوم کل را به خود اختصاص داده و توی همین چند ماه گذشته چند بار تیم های مختلف هواپیما وخودرو این دانشگاه به عنوان تنها حاضرین از خاور میانه رتبه های در خور توجهی را کسب کرده اند
ومقالات نسبتا زیادی از این دانشگاه با توجه به آمار بالای دانشجویان ارشد ودکتری آن در ISI چاپ می شه. و مطمئن باشید دانشگاه های ما اگر از نظر تئوری از دانشگاه های خارجی بالاتر نباشند پایین تر نیستند.
به امید دیدن اسم دانشگاه های ایرانی در رتبه های برتر این لیست
دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان
بد نیست مرتبط با موضوع بالا نکاتی را بیان کنم:
به نظر اینجانب بی اهمیتی به وضع دانشگاهها و علم مهمترین ریشه مشکل است. نه اهمیت مادی و نه معنوی داده نمی شود. ببینید اینجانب از رتبه های دو رقمی کنکور بودم. همانهایی که امروز به آنها نخبه می گویند. شاگرد اول دوره لیسانس بودم. فوق لیسانس و دکتری را هم با رتبه عالی گذراندم. با اینکه شرایط خوبی برای کار در خارج داشتم، به خاطر اعتقادم به خدمت به مملکت برگشتم. الان 39 ساله هستم. تمام عمرم را با جدیت و بطور شبانه روزی درس خوانده ام، تحقیق کرده ام و درس داده ام . تا دو سال پیش حقوقم دویست و سی هزارتومان بود (استادیار) و حتی به هزینه های جاری زندگیم نمی رسید. الآن دریافتی ام هفتصدو ده هزارتومان است. خانه ندارم و هیچ امیدی هم به خانه دار شدن ندارم. حتی تعاونی مسکن دانشگاه نیز ما را عضو نمی کند. شاید برای آنکه در تهیه خانه برای اعضای 20 ساله اش هم مشکل دارد. این در حالی است که متوسط درآمد در خیلی از مشاغل خصوصی و حتی دولتی برای افراد با استعداد و تلاش کمتر بالاتر از اینها است. تنها انگیزه من خدمت به مملکت بوده و هست. آیا دیگران در قبال ما مسئولیتی ندارند؟ در شرایط مشابه حقوق برخی دوستان ما در خارج از کشور به بیش از صد هزار دلار در سال می رسد. این از ارزش گذاری مادی به کار ما که البته حاکی از ارزش گذاری معنوی هم هست.
در مورد دیگر به امکانات دانشگاهها بنگرید. اوضاع همانند همان وضع حقوقها است. امکانات تحقیقاتی و آزمایشگاهی بسیار پایین است. امکان شرکت در کنفرانسها عملا بسیار محدود است. منابع کتابخانه ای بسیار فقیر اند. بودجه اختصاصی برای برای هر استاد بطور متوسط سه تا پنج میلیون تومان در سال است! اینرا مقایسه کنید با متوسط چند صد هزار دلار در در دانشگاههای خارج از کشور.
در ارزش گذاری معنوی به کار دانشگاهها نیز اوضاع فاجعه آمیزتر است. گرچه مسائل فوق خود ریشه در این امر دارد ولی مشکلات وسیع تر است. به دانشگاه بصورت سازمانی که می تواند حلال مشکلات باشد نکاه نمی شود. نه صنعت ما و نه مدیران اجرایی به درستی نقشی که دانشگاه باید داشته باشد را به آن نمی دهند. همین است که کارها علمی انجام نمی شود. اگر در صحبت بزرگان نظام به اهمیت نخبه گان پرداخته می شود، به نخبه گان واقعی که اساتید مبرز دانشگاهها هستند بهایی داده نمی شود .
نتیجه اینکه اگر پیشرفت این کشور را در بعد مادی و معنوی می خواهیم باید به علم و دانش بها دهیم و اولین قدم توجه مادی و معنوی به صاحبان علم، اساتید و دانشگاهها است. در آخر بد نیست بدانید امسال بودجه دانشگاهها کاهش داشته است! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
استادیار دانشگاه
اینجانب که زبان مادریم آذری است و سال ها تدیس عربی کرده ام و عضو گروه انگلیسی زبان های زباندانان ... هستم، الان که 15 سال است در دانشگاه های تهران تدریس می کنم، مشکل ادبیات بچه ها را در درجه اول فارسی می دانم، چه بسا برخی دانشجویان انگلیسی شان بهتر از فارسی نوشتنشان باشد!
در ارتباط با نظر دوستی که گفته بودند رده بندی مجله تایمز معتبرتر است باید بگوییم درست عکس آن در دنیا مطرح است این نشریه 10 درصد از کل نمره را به داشتن دانشجوی اینترنشنال و 10 درصد دیگر را به داشتن هیات علمی اینترنشنال اختصاص داده که با چنین فاکتورهایی داشگاه ملی استرالیا از استنفورد و برکلی بالاتر قرار گرفته است!و تا سال پیش هر سال دو دانشگاه مالزی از تمام دانشگاههای آلمان به غیر از دو تا بالاتر قرار می گرفتند!
Man dar Australia dars mikhanam va baiad begam ke sath zaban englisi aksar daneshjooian khareji shamel hendi chini pakestani va oroopaii kheili kheili balatar az daneshjooian irani st dar in hich shaki nakonid. ma iraniha tavan ertebat bar gharar kardan ba baghie ra nadari m
با سلام خدمت همه دوستان بنده مطلب شما رو خوندم وکاملا با نظر شما موافقم دانشگاهیان ما نیاز به معرفی هر چه بیشتر خود در سطح دنیا دارند ولی دانشگاههای ایران که سیاست کلی آنها جذب دانشجو و تکرار مطالب تکراری دوره های قبل برای دانشجویان دوره بعد میباشد چگونه میخواهند یک نمایش علمی جهانی داشته باشند؟ چقدر در دانشگاههای ما با مقوله تحقیق آشنا هستند؟ در بهترین دانشگاههای ما مثل شریف و تهران دانشجویانی که در مقطع فوق لیسانس مشغول به تحصیل هستند ممکن است یک مقاله در یک ژورنال معتبر داشته باشند یا نه , سوال اینجاست آیا اشکال واقعا متوجه دانشجوست من فکر نمیکنم این را باید در گزینشها و سیاساتهای کلان آموزش عالی جستجو کرد... ومدرک گرایی جامعه نیز مزید بر علت برای مقوله فوق گردیده است مسئولین در سوال از خود باید بپرسند به داشتن یک سیستم آموزشی استاندارد و سیستماتیک خارج از علایق اساتید به مقوله دانشگاه داشته ایم؟ چقدردر برنامه های بلند مدت یا کوتاه مدتمان به دانشگاه به چشم یک اهرم موثر نگاه کرده ایم ,یا چقدر صنعت ما اعتقاد به پیشبرد اهدافش توسط دانشگاه را دارد, کدام انگیزه برای یادگیری مطالب جدید برای اساتید دانشگاه را خلق کرده ایم که حال داعیه داری رنک جهانی هستیم !!
عزیزی از کشور مالزی صحبت کرده بود بنده مشغول به تحصیل هستم هم اکنون در این کشور هماهنگی بخش صنعت و دانشگاه شگفت آور است صنعت موظف به پرداخت گرانتهای طولانی مدت برای طرحهای تایید شده است و دانشگاه موظف به پاسخگویی در مقابل مبالغ پرداختی از استخدام دانشجو تا انتشار مقاله در ژورنالهای معتبر در حالیکه نه از پایه تئوری بچه های ما برخوردارند و نه از هوش ذاتی چندانی ولی برنامه ریزی صحیح و عقلایی برخورد کردن با مسائل کشوری را که سابقه زندگی شهر نشینی آن حدود سی سال بیشتر نیست را اینگونه روی خط پیشرفت گذارده است
ضمن احترام به حسن وطن دوستی عزیزان، به عنوان یک دانشجوی دوره دکتری کاملا نتایج این رده بندی را دقیق میدانم چون این رتبه بندی دانشگاه هاست نه دانشجویان و فعالیت های آنها. تنها موجودی دانشگاههای ما دانشجویان خوبه... خودمون بپذیریم که چی هستیم و بعد از آن نقطه مطلوب را مشخص کرده و فاصله این دو را پر کنیم و گرنه با عدد و رقم بازی کردن کاری نداره.با تشکر
اينترنشنال به فارسي مي شود بين المللي و فيلد تحصيلي رشته تحصيلي. لطفاً به زبان مادري مان احترام بگذاريم.
با سپاس
دقت در نظریات ابراز شده، نشان می دهد که طیف وسیعی از تحصیلکردگان، اظهار نظرهایی کرده اند که جای تامل دارد. این گروه، عمدتا نخبگانی هستند که بنا به دلایلی هیچوقت در مجامع تصمیم گیری حضور نداشته اند تا نظریات خود را ابراز کنند. با توجه به اهمیت مسئله و اظهارنظرهای منطقی ابراز شده، به سایت محترم تابناک پیشنهاد می کنم موضوع را با جدیت بیشتری دنبال کرده و با راه اندازی نظر سنجی توضیحی یا هر طور که می دانند، زمینه بحث بیشتر را فراهم کنند. بد نیست نسخه ای از مباحث نیز برای مسئولین ذیربط ارسال شود. شاید واقعا عده ای منشاء مشکلات را نمی دانند. بهر حال بحث بیشتر لازم است.
in fehresti ke shoma link dadid alefbaayee hast. Ageh kaarshenaasaatoon daghigh barraasi mikardan, motavajjeh mishodan ke emtyaaze daneshgaahe Tehran hodoode 19 hast, darhaali ke masalan Oxford hoddoode 85 emtiaaz daareh yamasalan Sheffield hodoode 75. Az rooye commenthaatoon mishe fahmid ke cheghadr sathe zabane engelisi to keshvar paayeene, choon nadidam kasi be in nokteye KONKOORI!!! tavajjoh kardeh baashe
سلام دوستان،
باید در کنار توجه به رتبه بندی دانشگاه ها و تلاش برای ارتقای این رتبه ها، از این نکته غافل نشیم که گاهی بعضی معیارها، نیازهای بومی ما و انتظار از دانشگاه را برآورده نمی کنن. مثلا اگر مقاله ها یه مشکلی از جامعه رو حل کنن خوبه، نه اینکه به قول یکی از اساتید که می گه ما هر کدوم که بیکار می شیم برای ارتقای رتبه ی علمی، یه مقاله چاپ می کنیم که به درد هم نمی خوره.
یا هفته ی گذشته يك استاد دانشگاه می گفت که سالی 2میلیون مقاله تو دنیا چاپ می شه که فقط چند درصد ناچیز به درد می خوره. پس دچار تب چاپ مقاله هم نشیم.
سلام
وقتي استادان در دانشگاه هاي ايران امكانات ندارن و در خانه هاي 45 متري سازماني دانشگاه زندگي مي كنندو برخي نيز با وجود آنكه مهلت شان تمام نشده ولي دانشگاه به منظور اعطاي وا م هاي 30000000 توماني به افرادي خاص مي فروشد و اسا تيد ساكن در اين خانه ها را 400000 ما هانه جريمه مي كند توقع داريد كه دانشگاه هاي ايران در كجاي رتبه بندي جهان قرار گيرند؟
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: