سلام
معتبرترين رده بندي مربوط به همان موسسه Times Higher Education است كه هر سال منتشر ميشود و در اين رده بندي، در سال 2007 كه 10 روز پيش منتشر شد دانشگاه شريف و تهران جزو پانصدتاي اول قرار گرفته اند. و البته دانشگاه شريف 10 پله بالاتر از دانشگاه تهران است. حالا شما هي رده بندي هاي ديگه مثل SJTU رو خبري كنيد. اگه لازم داريد من هزار تا وبسايت به شما معرفي كنم كه رده بندي دانشگاه هاي جهان رو ميدن. ولي باز هم ميگم كه معتبرترين رده بندي علمي Times مي باشد. اينقدر مردم رو گيچ نكنيد.
سلام،
با سلام
ما حتی مبانی و بستر اولیه ی تحقیق و رشد دانشگاه را فراهم نکرده ایم. حتی یک مرجع مشخص برای پی بردن به قوانین دانشگاه نداریم. حق استاد و دانشجو و نحوه ی پیگیری آن مشخص نیست. چند روز متوالی برق یا اینترنت دانشگاه قطع می شود و احدی پاسخ گو نیست و .... آیا واقعاً انتظاری بیش از این دارید؟
طبعا نمی توان به سادگی منکر این قضیه شد که دانشگاههای ما در رتبه بندی جهانی، جایگاه شایسته ای ندارند. بهتر است بجای بحث بر سر رتبه، به دلایل بپردازیم. دوستی نوشته است دانشگاههای ایران محل صدور دانشجو شده اند. دوست دیگری از زحمات دانشجویان حمایت کرده است. واقعیت این است که عدم توجه به امور پژوهشی، عدم استفاده از معیارهای مناسب در گزینش اساتید، عدم دسترسی به منابع روز، عدم تمایز بین استاد خوب با استاد بد و دانشجوی خوب با دانشجوی بد، توجه به کمیت در هر چیزی به جای کیفیت، و در نهایت، معیارهای نامناسب تشویق و تنبیه، همگی باعث شده است که وضعیت دانشگاههای ما وضعیت علمی مناسبی نداشته باشند و به جرات می توان گفت که همین مقالات چاپ شده و رتبه های بدست آمده نیز مرهمون زحمت عده ای دانشجو و استاد است و نه محصول برنامه ریزی مدون. اگر بستر مناسبی برای تحقیق بود، مسلما بسیاری از دانشجویان و اساتید، به تحقیق روی می آموردند اما اصولا در بسیاری از دانشگاهها زمینه تحقیق وجود ندارد و در آنهایی هم که وجود دارد، انگیزه ای نیست. دانشگاههای رایگان، پس از هجوم به تکمیل ظرفیت کارشناسی، اکنون در حال تکمیل ظرفیت کارشناسی ارشد هستند. مطابق قانون، وجود دو استادیار برای تشکیل دوره کارشناسی ارشد کافی است، همین. معنای این نکته این است که بنده یک سال پس از اخذ مدرک دکترا می توانم در کارشناسی ارشد تدریس کنم. برای تشکیل دوره دکترا، شرایط کمی مشکلتر است اما بهر حال یک فارغ التحصیل با درجه استاد یار، به راحتی می تواند در این دوره تدریس کرده و راهنمایی دانشجو را بعهده بگیرد. اینها بسادگی یعنی صرفا توجه به مدرک. توجه کنید در رشته تخصصی من، چهره ماندگار منتخب، فاقد مقاله بین المللی است اما بسیاری از دانشجویان مستعد و فارغ التحصیلان جوان با مقالات متعدد، بدلیل اعمال نفوذ همین چهره، به دانشگاههای دور دست که گاها کمترین امکانات دانشگاهی و آزمایشگاهی را نیز ندارند، اعزام شده اند و اجازه ندارند تا شعاع 200 کیلومتری تهران نزدیک شوند. وزارت علوم، بجای بها دادن به استعدادها و تلاش برای جذب نخبگان و نگهداری آنها، صرفا به اخذ تعهدات بسنده کرده و به راحتی می توان با پرداخت مبلغ تعهد، از انجام آن سر باز زد. تنها تلاش برای افزایش مبلغ اخذ شده، مهمترین وظیفه اداره تعهدات بشمار می رود. دانشگاههای مادر، برای جذب نیروهای جوان، معیارهای گوناگونی دارند. دانشگاه تربیت مدرس، طیق مصوبه هیئت امنا از جذب فارغ التحصیلان دانشگاههای داخل بعنوان عضو هیئت علمی (غیر از فارغ التحصیلان خود دانشگاه) منع شده است. دانشگاههای دیگر هم همین قانون را بصورت نانوشته دارند و اجرا می کنند. در بعضی از دانشگاههای مادر هم که این قانون وجود ندارد، عملا استخدام به نیروهای همان دانشگاه محدود شده است.
وقتي در بعضي از دانشگاههاي ايران بابت خوابگاه پول ميگيرند بطور مثال دانشگاه سمنان بابت يك اطاق 12 متري كه شش نفر در آن زندگي ميكنند نفري 50000 تومان هزينه دريافت ميكند من فكر ميكنم با اين وضعيت همه بايد ساكت باشيم و حرفي از رتبه دانشگاههاي ايراني نزنين
سلام به نظر من تذکر نويسنده درباره سطح زبان بی مورد است. اکثر دانشجويان فرانسوی و المانی تسلطی بر زبان انگليسی ندارند.
من هم با شما موافقم که ما بیشترین ضریه را از سطح پائین زبان انگلیسی دانشگاهیان مان میخوریم.شما نگاه کنید اغلب دانشگاه های ترکیه ای که در ایران اصلا قبولش نداریم دو و حتی چند زبانه هستند و نتیجه اش این میشه که بیش از 15 دانشگاه اش زیر1000 و چندین دانشگاه زیز 500 دارد. وبومتریک هم مشکل دیگریست که اگر اشتباه نکنم دانشگاه های ایران از آخر اول بودند، تعارف نداریم ما اگر مشکلات اینترنت، زبان انگلیسی، تخصیص مناسب و استفاد مطلوب از بودجه های پژوهشی و مواردی چون استفاده از تکنولوژیهای آموزشی را در مراحل بعدی حل کنیم خیلی جای پیشرفت داریم.
ba salam khedmate doostan
با درود
سلام دوستان،
نویسنده چه اصرای به «عوامل بسيار دقيقي مانند سطح زبان انگليسي دانشجويان و مدرسان نيز ملاك است» داشته اند. جدا از بحثهای جانبی، آیا صحیح است که در رتبه بندی دانشگاهها آشنایی با یک زبان تاثیر داشته باشد؟ آیا آلمانیها و فرانسوی ها هم انیگونه برخورد میکنند؟
سلام دوستان
بد نیست مرتبط با موضوع بالا نکاتی را بیان کنم:
اینجانب که زبان مادریم آذری است و سال ها تدیس عربی کرده ام و عضو گروه انگلیسی زبان های زباندانان ... هستم، الان که 15 سال است در دانشگاه های تهران تدریس می کنم، مشکل ادبیات بچه ها را در درجه اول فارسی می دانم، چه بسا برخی دانشجویان انگلیسی شان بهتر از فارسی نوشتنشان باشد!
در ارتباط با نظر دوستی که گفته بودند رده بندی مجله تایمز معتبرتر است باید بگوییم درست عکس آن در دنیا مطرح است این نشریه 10 درصد از کل نمره را به داشتن دانشجوی اینترنشنال و 10 درصد دیگر را به داشتن هیات علمی اینترنشنال اختصاص داده که با چنین فاکتورهایی داشگاه ملی استرالیا از استنفورد و برکلی بالاتر قرار گرفته است!و تا سال پیش هر سال دو دانشگاه مالزی از تمام دانشگاههای آلمان به غیر از دو تا بالاتر قرار می گرفتند!
Man dar Australia dars mikhanam va baiad begam ke sath zaban englisi aksar daneshjooian khareji shamel hendi chini pakestani va oroopaii kheili kheili balatar az daneshjooian irani st dar in hich shaki nakonid. ma iraniha tavan ertebat bar gharar kardan ba baghie ra nadari m
با سلام خدمت همه دوستان بنده مطلب شما رو خوندم وکاملا با نظر شما موافقم دانشگاهیان ما نیاز به معرفی هر چه بیشتر خود در سطح دنیا دارند ولی دانشگاههای ایران که سیاست کلی آنها جذب دانشجو و تکرار مطالب تکراری دوره های قبل برای دانشجویان دوره بعد میباشد چگونه میخواهند یک نمایش علمی جهانی داشته باشند؟ چقدر در دانشگاههای ما با مقوله تحقیق آشنا هستند؟ در بهترین دانشگاههای ما مثل شریف و تهران دانشجویانی که در مقطع فوق لیسانس مشغول به تحصیل هستند ممکن است یک مقاله در یک ژورنال معتبر داشته باشند یا نه , سوال اینجاست آیا اشکال واقعا متوجه دانشجوست من فکر نمیکنم این را باید در گزینشها و سیاساتهای کلان آموزش عالی جستجو کرد... ومدرک گرایی جامعه نیز مزید بر علت برای مقوله فوق گردیده است مسئولین در سوال از خود باید بپرسند به داشتن یک سیستم آموزشی استاندارد و سیستماتیک خارج از علایق اساتید به مقوله دانشگاه داشته ایم؟ چقدردر برنامه های بلند مدت یا کوتاه مدتمان به دانشگاه به چشم یک اهرم موثر نگاه کرده ایم ,یا چقدر صنعت ما اعتقاد به پیشبرد اهدافش توسط دانشگاه را دارد, کدام انگیزه برای یادگیری مطالب جدید برای اساتید دانشگاه را خلق کرده ایم که حال داعیه داری رنک جهانی هستیم !!
ضمن احترام به حسن وطن دوستی عزیزان، به عنوان یک دانشجوی دوره دکتری کاملا نتایج این رده بندی را دقیق میدانم چون این رتبه بندی دانشگاه هاست نه دانشجویان و فعالیت های آنها. تنها موجودی دانشگاههای ما دانشجویان خوبه... خودمون بپذیریم که چی هستیم و بعد از آن نقطه مطلوب را مشخص کرده و فاصله این دو را پر کنیم و گرنه با عدد و رقم بازی کردن کاری نداره.با تشکر
اينترنشنال به فارسي مي شود بين المللي و فيلد تحصيلي رشته تحصيلي. لطفاً به زبان مادري مان احترام بگذاريم.
دقت در نظریات ابراز شده، نشان می دهد که طیف وسیعی از تحصیلکردگان، اظهار نظرهایی کرده اند که جای تامل دارد. این گروه، عمدتا نخبگانی هستند که بنا به دلایلی هیچوقت در مجامع تصمیم گیری حضور نداشته اند تا نظریات خود را ابراز کنند. با توجه به اهمیت مسئله و اظهارنظرهای منطقی ابراز شده، به سایت محترم تابناک پیشنهاد می کنم موضوع را با جدیت بیشتری دنبال کرده و با راه اندازی نظر سنجی توضیحی یا هر طور که می دانند، زمینه بحث بیشتر را فراهم کنند. بد نیست نسخه ای از مباحث نیز برای مسئولین ذیربط ارسال شود. شاید واقعا عده ای منشاء مشکلات را نمی دانند. بهر حال بحث بیشتر لازم است.
in fehresti ke shoma link dadid alefbaayee hast. Ageh kaarshenaasaatoon daghigh barraasi mikardan, motavajjeh mishodan ke emtyaaze daneshgaahe Tehran hodoode 19 hast, darhaali ke masalan Oxford hoddoode 85 emtiaaz daareh yamasalan Sheffield hodoode 75. Az rooye commenthaatoon mishe fahmid ke cheghadr sathe zabane engelisi to keshvar paayeene, choon nadidam kasi be in nokteye KONKOORI!!! tavajjoh kardeh baashe
سلام دوستان،
سلام
با همه این اوصاف باز هم آقایان و مسئولین بنشینند و بزنند بر سر دانشجو، باز هم دو قران خرج پژوهش نکنند، باز هم بابت چند سال درس خواندن رایگان، یک عمر تعهد بگیرند و مدرک ندهند، باز هم شعار فرار مغزها سردهند و دانشجو را به خیانت به کشور محکوم نکنند (و نه خود را) و...... هزار چیز گفته و ناگفته دیگر.
سخن بسیار است ولی مجال بیان نیست.