محمد كبير محمديشهر كابل از ديرباز در اثر بيكفايتي حاكمان مستبد و نژادپرستان به دور از فرهنگ و هنر، ساكت و بيجاذبه است و جز از نام شهر و پايتخت ويژگي ديگر ندارد، براي همين، كابل از دهههاي پيش، روي آباداني و مهندسي شهري را به خود نديده است و جنگهاي دهه گذشته به ويراني آن افزود.
زمان حضور كشورهاي غربي به ويژه آمريكا با شعارهاي فريبنده مقامات آمريكايي كه گفته بود: ما افغانستان را به الگوي آباداني در منطقه تبديل خواهيم نمود! اين اميد در دل ساكنان آن ايجاد شد كه دستكم مشكلات اين كشور و در گام نخست، كابل برطرف خواهد شد، ولي اكنون پس از گذشت شش سال از آن شعارها، نه تنها زخمهاي پيكر مجروح كابل بهبود نيافته، كه در اثر كثرت انواع آلودگي، از آني كه بود بدتر شده و صداي استغاثه و استمداد آن به گوش ميرسد.
قلبم ايستاد. من را دريابيد كه مرگآفرينان نامرئي و سايه مرگ، آسمان و زمين من را فراگرفته و ساكنان من را آرام و تدريجي به سوي خود ميخواند. اگر در اثر جنگ و حملات تروريستي، روزانه ده نفر در كشور كشته شود، آلودگي در كابل، جان صدها نفر را ميگيرد! امروز كه وعدههاي دروغين استعمارگران آشكار شده و پرده از بخشي منويات آنان كنار رفته، شايسته است مردم به فكر نجات خود باشند، وگرنه هيچ بيگانهاي كشور را آباد نخواهد كرد، چرا كه اين سنت تكويني و قهري الهي است كه سرنوشت آنان به دست خودشان رقم خواهد خورد.
به گفته شاعر پارسيگو:
خدا آن امتي را سروري داد که تقديرش به دست خويش بنويشت
به آن امت سروکاري ندارد که دهقانش براي ديگري کشت
و نيز خداوند اختيار زمين را به انسان واگذاشته و آباداني آن را نيز از آنان خواسته است.
در اين مختصر، به بخشي از عوامل مهلك آلودگي اشاره ميشود، اميد است مسئولان محترم براي حل آن چارهاي بينديشند.
* مبارزه با علتها به جاي معلولها
مهمترين روش و عقلانيترين راه براي مبارزه با هر ناهنجاري، مبارزه با علتها به جاي معلولهاست. انصافا دولت كرزاي در بخش صحت و درمان و خدمات پزشكي كارنامه مثبت دارد، به ويژه دكتر فاطمي، تلاشهاي ارزشمندي انجام داده است، به گونهاي كه ميزان مرگومير كودكان و مادران كاهش چشمگيري داشته است، ولي باز هم كافي نيست، زيرا گزارشهاي دقيق و شواهد عيني، نشان ميدهد كه ميزان انواع بيماريهاي قلبي و ريوي و آسيبهاي روحي و عصبي، به ويژه در كابل، به مراتب افزايش يافته و عامل اصلي آن ناسلامت بودن محيط زندگي شهروندان است. در اين باره، بايد گفت تا هنگامي كه دولت با علتهاي بيماريزا مبارزه نكند، مشكلات حل نخواهد شد. كشورهاي بيگانه هر گاه احساس ترحم كردند، گويي مقداري ماهي به ما دادند و نميخواهند هيچگاه ماهيگيري يادمان بدهند.
اينك به بخشي از عوامل اصلي آلودگي شهر كابل اشاره ميشود:
ـ كورههاي خشتپزي داخل شهر
يكي از عوامل نابهنجار آلايندگي، كورههاي خشتپزي است كه متأسفانه، هنوز هم در غرب كابل هنوز فعالند، هرچند شاروالي كابل هيچ توجه به اين نواحي ندارد و صرفا عمال شاروالي از مردم به بهانه متعدد پول ميگيرد، به هر حال در غرب كابل، بيش از يك ميليون انسان زندگي ميكنند. و اين در حالي است كه در مركز اين بخش، دهها كوره خشتپزي است كه هميشه روشن بوده و ستونهايي از دود غليظ، آسمان را تاريك ساخته است.
در اين زمينه، غلام سرور، يكي از پاشندگان اين محل ميگفت: در اثر دود غليظ كورهها، حتي شبها دريچهها را نميتوانيم باز نماييم. مردم اطراف كورهها با انواع بيماري تنفسي روبهرو هستند. شاروالي بايد جلوي چنين فعاليتها را بگيرد و آنها را به خارج از شهر هدايت كند و به اين وسيله، صدها هزار تن را قرباني منافع چند تن افراد محدود نكند.
ـ دود ناشي از موتورها
متأسفانه، از زمان حضور طالبان در افغانستان، پاي موتورهاي فرسوده كه در ديگر كشورها به خاطر نقص فني و دودزا، حق رفتوآمد نداشتند، باز شد و كشور را متحمل خسارات فراوان كرد، زيرا هم سرمايه ملي در ازاي موتورهاي فرسوده از كشور خارج ميشود و هم در اثر نقص فني، انواع بيماري را به ارمغان ميآورد. دولت منتخب پس از روي كار آمدن نتوانست، يا نخواست جلوي آن را بگيرد، در حالي كه سايه مرگ در آسمان كابل از آثار چنين موتورهاي فرسوده است.
ـ گرد و غبار در اثر تخريب محيط زيست
تخريب و فرسايش محيط زيست، يكي ديگر از عوامل آلودگي و گردوغبار در شهر كابل است. بررسي همه عوامل كه سبب تخريب محيط زيست ميشود، بحث ديگر است، ولي ميتوان گفت نبود تعادل بين مرتع و مالداري يكي از عوامل اصلي فرسايش خاك و ايجاد گردوغبار ميشود و اگر مواشي چند سال از كوههاي كابل و اطراف جمع آوري شود، در اثر رشد گياه و تثبيت خاك جلوي بخشي از گرد و غبار گرفته خواهد شد و نيز تهديد بارانهاي فصلي كه موجب سيلابهاي فراوان ميشود، تبديل به نعمت و فرصت خواهد شد. اين در حالي است كه سال گذشته سيلابها خسارات زيادي بر كابل وارد نمود.
ـ آلايندههاي صوتي
يكي از آلايندههاي مهلك و كشنده كه مردم ما از مضرات آن آگاهي ندارند، آلايندههاي صوتي است. به هر صداي نابهنجار كه باعث آزردن سيستمهاي عصبي شود، آلاينده صوتي گفته ميشود؛ مثل صداي اسلحه گرم، انواع بمبها و رسانههاي صوتي و تصويري و نيز صداي هواپيماها، هر يك آلاينده صوتي به شمار ميآيند و سبب بروز انواع بيماري رواني و عصبي ميشوند.
شهر كابل كه ركورددار انواع آلودگي است، مردمانش بيشترين قرباني را ميدهند. در اين شهر، هم شيطانصفتان و هم آنان كه ژست فرشته را ميگيرد، به مردم آسيب ميرسانند؛ طالبان ثروت و فرهنگآوران بيگانه براي جلب توجه مشتريان خود، صداي «ساز و آواز» را تا آخرين حد ممكن پخش ميكنند و هيچ متصدي و ناظري براي اين مهم نيست، ولي صد تعجب از فرشتهوشان كه با داعيه تبليغ دين، سبب آزار و اذيت مردم ميشوند. به دليل در اختيار داشتن بلندگوهاي قوي مساجد و تكايا، گوش، عصب، و روح مردمان را نشانه ميگيرند! غافل از آن كه هيچ ديني آزار و اذيت انسان بيگناه را نميپذيرد.
در اسلام عزيز كه سرآمد اديان آسماني است، همه مراجع و فقها، چنين عملي را اجازه نداده اند و بارها فرمودهاند: صداي بلندگوهاي مساجد صرفا براي اذان آن هم در حد اعتدال مجاز است و نبايد سبب اذيت مردم شود. در حالي كه در كابل، يك ساعت پيش از اذان، بلندگوها روشن است و پس از آن نيز اذان و روزهاي جمعه هم صداي بلندگوها ديوارها را به لرزه ميآورد؛ آن هم به نام دين!
ـ آب بهداشتي و دفع فاضلاب
افغانستان دستكم در بخش آبهاي معدني به ويژه شهر كابل سرآمد منطقه است، ولي در اثر بيكفايتي حاكمان سابق و موجود مردم از اين نعمت بيبديل محروم ماندهاند و با صرف هزينههاي زياد آب ناسالم و غيربهداشتي استحصال ميكنند. در اثر شرب آب ناسالم، دچار انواع بيماري ناشي از آن ميشوند. البته جمع نكردن زباله و نبود كانال دفع فاضلاب، مزيد بر علت است و بايد افزود كه 90 درصد مردم كابل، از نعمت آب بهداشتي و خدمات شاروالي محرومند.
آنچه آمد، گزارش عيني است كه به تازگي انجام شده است و با كمال تعجب، نشريه مشاركت درباره شهر كابل در تاريخ 1384 چنين مينويسد: دريغ آن همه زحمت و رنجي که شاروال محترم و پرسنل زحمتکش شاروالي، در پاکي و صفايي نقطه نقطه شهر کشيدند و عرق جبين ريختند و آبله دست و خشکي لب، ارمغان گرفتند!
نويسنده محترم از كدام پاكي و صفاي شهر ميگويد؟ آن هم دو سال قبل و در حالي كه هماكنون كابل استمداد ميكند كه قلبم ايستاد! و در اثر آلودگي و كثافات قلب كابل از تپش مانده است و هر روز، صدها قرباني ميدهد و به همان اندازه انسانهاي بيگناه روانه بيمارستان ميشود؟!
شايسته است يادآوري شود مبارزه با بخشي از آلايندهها، نيازمند هزينه مالي هنگفت است، كه كشور فعلا توان پرداخت آن را ندارد، ولي به يقين، بيشتر آلايندهها با فرهنگسازي از راه رسانههاي گروهي و پيامهاي بهداشتي كاهش چشمگير خواهد يافت و نيز خارج نمودن كورههاي خشتپزي از شهر و جلوگيري از ورود موتورهاي فرسوده و نيز جمع آوري مال و مواشي از نواحي كابل براي دولت هزينه ندارد.
به اميد روزي كه كابل آباد، سر از دل ويرانهها برآورد، نسيم بهاري و طراوت و شادابي را به كودكان خود سخاوتمندانه اهدا كند!