پس از مدتها سكوت خبري سايتهاي خارجي درباره سينماي ايران، «بي.بي.سي» با تحليل سينماي كيارستمي به بررسي سينماي ايران پرداخت.
انصافا حقیقت را گفته اند . درسینمای هالیود هم اینقدر که ما به چهره ی بازیگر توجه می کنیم توجه ندارند چرا که در آنجا برای انتخاب بازیگر به تمامی جوانب دقت می کنند اعم از چهره ، صدا ، توان ارائه ی یک نوع خاص از یک شخصیت و ... . مثلا همین سال گذشته بازی گری مانند دنیل دی لوئیس با چهره ای نچندان زیبا و لی صدایی قوی توانست جایزه ی اسکار را برباید و یا بازی گر فیلم دنیا جای پیر مرد ها نیست . او دارای چهره متوسط و لی صدای بسایر قوی بود که وی را برای یک بازی عالی کمک کرد .همین امسال هم احتمال اینکه جایزه اسکار را به بازیگر نقش جوکر در فیلم شوالیه ی تاریکی بدهند وجود دارد البته این فرد چند ماه پیش خودکشی کرد . وی در این فیلم با یک گریم سنگین بر روی صورت خود ایفای نقش می کرد و تقریبا چیزی از چهره ی وی معلوم نبود ولی آنچان در ایفای نقش منفی خود خوب عمل کرد که واقعا شایسته ی جایزه ی اسکار می باشد . حال در کشور ما تا به حال به چنین افرادی و با این سبک بازی جایزه ی سیمرغ داده ایم یا نه ؟
متاسفانه نقد درستي در ارتباط با سينما صورت نميگيرد، پرداختن به فيزيك خوب در سينما به هيچ وجه مشكل اصلي سينماي ما نميباشد، داشتن فيزيك خوب ذات سينما ميباشد و در همه جهان اينطور ميباشد ما هم كارگردان خوب و هم فيلمنامه نويس خوب و هم هنرپيشه خوب داريم. ولي مشكل اصلي سينماي ما اين است كه سياست مسوولان در برابر سينما بسيار ضعيف مي باشد و از نظر اهميت در ردههاي چندم قرار دارد. صنعت سينما نياز فراوان به سرمايهگذاري بالاي مالي دارد تا بهترين تكنيكهاي فيلمبرداري و نورپردازي و دكورسازي و ... در دسترس باشد و از كارگردانان و فيلمنامهنويسان بايد حمايت مالي شود و بودجه تحقيقاتي بسياري براي آنها در نظر گرفته شود تا فيلمنامه قوي توليد گردد. ولي همه اينكارها و بودجه ها متاسفانه در كشور ما فقط براي سريالها ي تلويزيوني در نظر گرفته ميشود و قدرت كارگردانهاي خوب ما را فقط در سريالهايي باموضوع تكراري ( كه هيچ ثمري هم براي سينما ندارد ) صرف ميكنند. شما بودجه مصرف شده و وقت و انرژي كه كارگردانان خوب ما در سريال هايي مثل يوسف پيامبر و مدار صفر درجه و اصحاب كهف و .. گذاشته اند با سينما مقايسه كنيد! اصلا هيچ توجه اي به سينما نميشود! مشكل ما اين است.
در دنیا یا سینمای تجاری داریم یا سینمای عمیق و پر محتوا استفاده از ابزارهای ظاهری مثل زیبایی و خوش لباسی و ... مخصوص سینمای تجاریست و سینمای هنری هم مشخصات خودش رو داره هر دو نوع این سینماها نیاز جامعه است ما فقط حق نداریم که شان این دو سینما رو با هم یکی کنیم . مثلا اگر یک کارگردانی فیلم تجاری میسازد و خوش هم اعتراف به این موضوع دارد دلیلی ندارد که از او به عنوان چه میدونم استوره سینما یا استاد سینما و عناوین دیگر یاد نکنیم . با تشکر
متاسفانه در ایران فیلمنامه نویسی از ضعف بالایی برخوردار است و فیلمنامه نویسان ما کمتر توانسته اند با توجه به داستانهای کهن ،تخیل و داستانهای موجود و ... فیلمنامه هایی عمقی با جزئیات دقیق بنویسند
متأسفانه اظهارنظرهای جهانی در مورد سینمای ایران هم چون دیگر موارد آلودگی سیاسی دارد. قضاوت هایی که در مورد فیلم های شرکت کننده ایرانی در جشنواره های مختلف (کن، ونیز، برلین...) مصداقی بر این مدعاست.. البته این موضوع منکر ضعف در دانش فنی و مهارت تجربی بعضی از کارگردان های ما نیست، اما سینمای ایران مشکلات ریشه ای تری نسبت به این ضعف دارد
به نظر من این تماشاگران هستند که با کم سلیقگی خود کارگردانان را مجبور می کنند که از بازیگرانی که تنها ظاهر خوبی دارند استفاده کنند وگرنه کارگردانان به خوبی از مهارت بازیگران مطلع هستند ولی به خاطر فروش فیلم هایشان مجبورند از بازیگرانی استفاده کنند که با وجود بازی فوق العاده ضعیفشان بین مردم به عنوان سوپراستار مطرح هستند.