كدخبر: ۳۳۸۹
تاريخ انتشار: ۲۶ آذر ۱۳۸۶ - ۱۴:۰۷
تعداد بازديد: ۱۰۲۹۳
نسخه چاپي
ارسال به دوستان
شریعتمداری و آرزوهاي بربادرفته
واکنش کيهان به یادداشتی در تابناک
پس از درج يادداشت مدير مسئول سايت «تابناک» تحت عنوان «مواضع رهبري و دستگاههاي اجرايي» يادداشتي وارده درباره مواضع رهبري و دولت نهم به اين پايگاه اطلاعرساني رسيد که بر پايه منش سايت در انعکاس ديدگاهها و نظرات مختلف بر روي خروجي قرار گرفت. در پي آن حسين شريعتمداري، مديرمسئول روزنامه «کيهان» سرمقالهاي تحت عنوان «آرزوهاي بر باد رفته!» تحرير و در تاريخ 26 آذر در آن روزنامه به چاپ رساند.
اکنون سايت «تابناک» با عذرخواهي از الفاظ و موارد غير مؤدبانه و تفاسیر ناقص اين مقاله، آن را عينا بر روي خروجي خود قرار ميدهد تا بينندگان محترم از ديدگاههاي متنوع موجود در جامعه ـ که از خط مشيهاي سايت است ـ بيش از پيش آگاه شوند و در نهایت قضاوت با بینندگان است.
آرزوهاي بر باد رفته!
يادداشت روز مدير مسئول کيهان، حسين شريعتمداري
1- يكي از شب هاي اواخر اسفند سال 1354 بود. كمتر از يك ساعت به اعلام خاموشي مانده بود و زندانيان سياسي هركدام به كاري مشغول بودند. برادر عزيزم آقاي ابراهيم حاجي محمدزاده گوشه اي رو به ديوار نشسته و دعاي كميل را زير لب زمزمه مي كرد و آرام و بي صدا اشك مي ريخت. پرويز نيكخواه، مسئول جمع- كمون- ماركسيست هاي زندان پاورچين به سراغم آمد و اشاره كرد كه به راهرو برويم. حتماً ماجراي جديدي اتفاق افتاده بود و احتمالاً يكي از بر و بچه هاي ما- جمع مسلمانان- حرفي زده يا كاري كرده بود كه مطابق روال نانوشته اما پذيرفته شده زندانيان سياسي، بايد ميان مسئولان كمون ها حل و فصل مي شد و يا خبر جديدي بود كه بايد از طريق نگارنده- كه در آن هنگام مسئول جمع خودمان بودم- به اطلاع دوستان مي رسيد. پرويز گفت؛ فلاني! همه ما به خاطر زنداني شدن با مشكلاتي در داخل و بيرون زندان روبرو هستيم، زن و بچه دارها، مشكلات خودشان را دارند و بقيه هم بي مشكل نيستند ولي قرار نيست رفتار بچه ها طوري باشد كه به روحيه ديگران لطمه بزند و ساواك سوءاستفاده كند. من كه تقريباً هاج و واج مانده بودم، پرسيدم مگه چي شده؟ بچه هاي ما كه روحيه هاي قوي و محكمي دارند و پرويز گفت؛ قبول دارم، ولي مگر متوجه ابراهيم نشده اي؟- ابراهيم حاجي محمدزاده را مي گفت- يك گوشه نشسته و گريه مي كند، يكي از بچه هاي ما اعتراض دارد و راست مي گويد، چون گريه او روحيه بقيه بچه ها را مي شكند و...! با تعجب نگاهش كردم و گفتم؛ آقا پرويز! نمي دانم چه بگويم كه براي تو قابل درك باشد. ابراهيم دعاي كميل مي خواند و از خوف خدا گريه مي كند، ولي از آنجا كه شما و دوستانتان فقط براي خانه و ماشين و آزادي از زندان و اينجور چيزها غصه مي خوريد و گريه مي كنيد نمي توانيد در دورترين افق ذهن خويش هم كساني را تصور كنيد كه غم و غصه و گريه آنها علت ديگري داشته باشد. پرسيد؛ خب! براي چه گريه مي كند؟ گفتم؛ شايد احساس مي كند وظيفه انقلابي و مبارزاتي خود را آنگونه كه بايد انجام نداده است و از خدا توفيق بيشتري مي خواهد و يا... پرويز از تذكر خود پشيمان شد و عذرخواهي كرد.
2- هفته گذشته يكي از سايت هاي اينترنتي كه بعد از توقيف با نام مشابه ديگري فعاليت مي كند، مقاله اي با عنوان «آيت الله خامنه اي و آينده احمدي نژاد»! را روي خروجي خود قرار داده بود. نويسنده در اين مقاله كوشيده است علت حمايت رهبر معظم انقلاب از دولت نهم را كه حمايتي فراتر از دولت هاي پيشين است در 3 فرمول احتمالي- يا به قول نويسنده در سه مدل- ارزيابي كرده و آينده دولت احمدي نژاد را با توجه به هريك از سه فرض احتمالي پيش بيني كند! درباره اين مقاله و انگيزه تهيه كننده و سفارش دهندگان آن، اگرچه گفتني هاي فراواني هست ولي در اين نوشته تنها به بيان چند نكته بسنده مي كنيم.
3- در مقاله ياد شده با اشاره به اين كه «مدل نخست بر اعتقاد و اعتماد كامل رهبر انقلاب به محمود احمدي نژاد به عنوان ششمين رئيس جمهور ايران استوار است» آمده است «در اين مدل، تصوير احمدي نژاد در ذهن رهبري، فردي كاملاً ارزشي، كوشا، داراي سلامت نفس، با شجاعت و داراي ابتكار و توانمندي هاي ويژه است» و نتيجه گرفته شده است كه «در چارچوب اين مدل، رفتارهاي خاص ماه هاي اخير احمدي نژاد در كنار گذاشتن چهره هاي نزديك به رهبري يا معتمدين ايشان ناشي از عميق شدن رابطه احمدي نژاد و آيت الله خامنه اي و بي نيازي رهبري از حضور اين چهره ها و واگذاري هر نوع تصميم گيري به رئيس جمهور است»!
همانگونه كه ملاحظه مي شود، نويسنده مقاله با نوعي- به زعم خود زرنگي- كوشيده است اولاً؛ هر اقدامي در دولت احمدي نژاد، از جمله عزل و نصب ها را به رهبري نسبت دهد تا از اين طريق براي توهم پراكني شناخته شده محافل بيگانه كه دولت ها در جمهوري اسلامي ايران را فاقد اختيار قلمداد مي كنند، به اصطلاح سندسازي كند. توضيح آن كه يكي از اصلي ترين محورهاي تبليغاتي دشمن عليه ايران اسلامي آن است كه حضور مردم در انتخابات و گزينش نمايندگان مجلس، رؤساي جمهور، اعضاي خبرگان و... را نمايشي معرفي كرده و تمامي تصميم گيري ها و سياست پردازي ها را به شخص رهبر معظم انقلاب نسبت مي دهند! دشمن با استناد به اين توهم، مردمسالاري در ايران اسلامي و دخالت مردم در سياستگذاري هاي نظام از طريق انتخاب مسئولان مورد علاقه آنان را نفي مي كند.
ثانياً؛ نويسنده مقاله با اشاره به اين كه رهبري پس از اعتماد به احمدي نژاد، حمايت از ساير مسئولان- مخصوصاً افراد وفادار و فداكار- را ضروري نمي دانند! مي كوشد رهبري معظم له و توجه و عنايت ايشان را فقط در محدوده و دايره اي تنگ خلاصه كند، اين توهم پراكني نيز دقيقاً با تبليغات سوء دشمنان درباره انحصار رهبري به يك گروه يا جريان خاص همخواني دارد ضمن آن كه تمامي شواهد، رخدادها، مواضع و واقعيات موجود از سعه صدر آقا و تعامل با همه جريانات سالم سياسي حكايت دارد.
4- در مدل دوم، ريشه حمايت رهبري از دولت نهم همانند حمايت ايشان از دولت هاي گذشته فرض شده و حمايت فراتر از دولت كنوني به «شرايط زماني و خصوصيات دولت نهم» نسبت داده شده است. با اين توضيح كه به عقيده نويسنده مقاله، دولت نهم به دليل ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت و صدور قطعنامه هاي اين شورا تحت فشار خارجي قرار گرفته و در داخل نيز منتقدان قوي! و توانمندي دارد! و از اين روي نشانه هاي افول آن از هم اكنون پديدار گشته است! بنابراين رهبري با حمايت ويژه از دولت نهم قصد دارند از فروپاشي سريع آن در مقابل تهديدات خارجي و انتقادات داخلي جلوگيري كنند!
در اين مدل نيز، نويسنده مقاله تلاش كرده است، اولاً؛ تهديدهاي خارجي را به عملكرد و مواضع دولت نهم نسبت دهد يعني دقيقاً همان توهمي كه آمريكا و متحدانش مي پراكنند و حال آن كه مواضع خارجي دولت نظير نفي موجوديت اسرائيل، نظر صريح حضرت امام (ره) است و يا تاكيد بر حقوق هسته اي ايران، خواست اعلام شده تمامي مردم است و ايستادگي در برابر باج خواهي آمريكا، تاكيد امام و رهبري است و...
به بيان ديگر، گردانندگان سايت مورد اشاره با نسبت دادن مواضع دولت به شخص احمدي نژاد، از يكسو با زرنگي ناشيانه، مواضع انقلابي امام راحل (ره) را نفي كرده و از سوي ديگر براي ايران اسلامي، نسخه ذلت پذيري تجويز مي كنند!
ثانياً؛ نويسنده مقاله كوشيده است، انتقاد و اعتراض منتقدان داخلي دولت را، اساسي، اصولي و علمي جا بزند و اين در حالي است كه اعتراض اكثر منتقدان دولت- و البته نه تمامي آنها- متوجه مواضع اسلامي و انقلابي، ساده زيستي دولتمردان، مردمي بودن احمدي نژاد و شجاعت ايشان در پيگيري اصول و ارزش هاي انقلاب است. يعني كاري كه برخي از منتقدان به هنگام مسئوليت خويش فرسنگ ها از آن فاصله داشته و به همين علت مورد اعتراض مردم هستند.
و اما، اين بخش از توهم پراكني مقاله ياد شده و سفارش دهندگان آن- كه آنها را كاملا مي شناسيم و علت عصبانيت آنان را مي دانيم- نيز به گونه اي حيرت انگيز با توهم پراكني آمريكا و متحدانش همخواني دارد. آيا همه اين همصدايي ها و همنوايي ها تصادفي است؟! انشاءالله كه چنين باشد!
5- و اما، سفارش دهندگان مقاله ياد شده در بيان مدل سوم، بي آن كه- احتمالاً- متوجه باشند، بغض فرو خورده خويش از نظام را بيرون ريخته اند. در اين مدل آمده است كه رئيس جمهور مطلوب رهبر معظم انقلاب، آقايان قاليباف و لاريجاني بوده اند!! و ايشان بعد از بركناري برخي از نزديكان خود از سوي احمدي نژاد، دولت وي را دولت مطلوب نمي دانند و اخيراً در مواردي نيز ناخشنودي خود را ابراز داشته اند، ولي از اين پس، غلظت حمايت هاي خويش را كاهش مي دهند تا در انتخابات دهم، زمينه روي كار آمدن دولت مطلوب رهبري فراهم شود!!
گردانندگان سايت مزبور در اين بخش از مقاله ياد شده كه اوج ناجوانمردي و بي ادبي نسبت به ساحت رهبر معظم انقلاب است ضمن آن كه آرزوهاي بر باد رفته خود را به رهبر فرزانه انقلاب نسبت داده اند، كينه عميق خويش از احياي خط امام (ره) و پيگيري ارزش هاي اسلامي و انقلابي مورد نظر امام و رهبر معظم انقلاب را نيز برملا كرده اند. چرا كه حمايت ويژه رهبر معظم انقلاب از دولت نهم همواره با تاكيد بر تلاش بي وقفه دولت براي عملياتي كردن خواسته هاي اسلام و انقلاب، نظير استكبارستيزي، شجاعت در برخورد با مستكبران، ساده زيستي، مردم دوستي، پاكدستي و... بوده و هست، و البته در مواردي كه نياز به تذكر و هشدار بوده است نيز از هشدار دلسوزانه دريغ نورزيده اند، بنابراين، ناخرسندي آقا از عملكرد دولت كه تهيه كنندگان مقاله به آن پرداخته اند در كدام يك از دو محور ياد شده قابل ديدن است كه نتيجه گرفته اند، دولت مطلوب ايشان دولتي غير از دولت احمدي نژاد است؟ آيا معتقدند كه رهبر معظم انقلاب از تاكيد دولت بر ارزش هاي اسلامي و انقلابي- نستجيربالله- ناخرسندند؟ اگر چنين است، چرا آشكارا از آن حمايت مي كنند؟ و آيا نبايد نتيجه گرفت دولت مطلوب سفارش دهندگان مقاله كه آن را به رهبر معظم انقلاب نسبت داده اند، دولتي است كه ارزش هاي اسلامي و انقلابي، مردم دوستي، ساده زيستي، پاكدستي و... را واگذارد؟! اگر مقصود اين نيست پس مقصودتان چيست؟!
با توجه به اطلاعاتي كه در اختيار داريم ترديدي نداريم كه در گزاره شما اولاً؛ نام آقاي لاريجاني- به عنوان دولت مطلوب آقا- براي رد گم كردن است چرا كه ايشان بارها حمايت صادقانه خود از دولت نهم را در قول و عمل اثبات كرده است و مي دانيم كه شما دل پري از ايشان داريد. و ثانياً؛ آقاي قاليباف اگرچه اختلاف نظرهايي با دولت نهم دارند ولي اشاره شما به نام ايشان هرچند بسيار پررنگ است و خواسته ايد ايشان را گزينه اصلي خود معرفي كنيد ولي از شواهد و قرائن موجود به وضوح مي توان فهميد كه ايشان نيز مورد نظر شما نيست و اساساً براي شما، شخص، مطرح نيست، بلكه شخصيت مطلوب او مورد نظر است. شخصيتي كه در آن از پاي بندي به اسلام و انقلاب فقط نامي در ميان باشد و هركه هست، خواسته هاي نامشروع كانون هاي مشكوكي را دنبال كند كه شما را احتمالا بي آن كه بدانيد به عنوان كاتاليزور و جاده صاف كن و با وعده آلاف و اولوف به ميدان آورده اند.
6- و بالاخره، خاطره صدر اين مقاله با استناد به هويت سفارش دهندگان مقاله مورد اشاره بيان شده است. آناني كه حتي در دورترين افق هاي ذهن خويش هم نمي توانند شخصيتي الهي و پاكباخته نظير حضرت آقا يا امام راحل (ره) را تصور كنند كه بيرون از بازي هاي سياسي، تنها به رضاي خدا و خشنودي و سعادت خلق خدا مي انديشند.
و در اين باره هنوز هم گفتني هايي هست كه مي گذاريم و مي گذريم و به گردانندگان سايت ياد شده از قول خواجه شيراز هشدار مي دهيم كه
اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست
ع رض خود مي بري و زحمت ما مي داري
اگرچه به قول حضرت امام، «عرض خود مي بري و كذا و كذا...»
مطالب مرتبط
فکر میکنم جناب آقای شریعتمداری هم از دایره انصاف بیرون رفته اند و به جبران مقاله شما ، چنین چیزهایی نوشته اند در هر صورت به عنوان یک هموطن هر دو نوع تحلیل را دارای اشکال میبینم هم در نوشتار شما برخی تحلیلهای بسیار عجیب وجود دارد و هم در نوشته های ایشان پاسخها و برداشتهای عجیبتر!
بهروز از مشهد