كدخبر: ۳۳۸۹
تاريخ انتشار: ۲۶ آذر ۱۳۸۶ - ۱۴:۰۷
تعداد بازديد: ۱۰۲۹۳
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
شریعتمداری و آرزوهاي بربادرفته
واکنش کيهان به یادداشتی در تابناک
پس از درج يادداشت مدير مسئول سايت «تابناک» تحت عنوان «مواضع رهبري و دستگاه‌هاي اجرايي» يادداشتي وارده درباره مواضع رهبري و دولت نهم به اين پايگاه اطلاع‌رساني رسيد که بر پايه منش سايت در انعکاس ديدگاه‌ها و نظرات مختلف بر روي خروجي قرار گرفت. در پي آن حسين شريعتمداري، مديرمسئول روزنامه «کيهان» سرمقاله‌اي تحت عنوان «آرزوهاي بر باد رفته!» تحرير و در تاريخ 26 آذر در آن روزنامه به چاپ رساند.
 
اکنون سايت «تابناک» با عذرخواهي از الفاظ و موارد غير مؤدبانه و تفاسیر ناقص اين مقاله، آن را عينا بر روي خروجي خود قرار مي‌دهد تا بينندگان محترم از ديدگاه‌هاي متنوع موجود در جامعه ـ که از خط مشي‌هاي سايت است ـ بيش از پيش آگاه شوند و در نهایت قضاوت با بینندگان است.

آرزوهاي بر باد رفته!
يادداشت روز مدير مسئول کيهان، حسين شريعتمداري

1- يكي از شب هاي اواخر اسفند سال 1354 بود. كمتر از يك ساعت به اعلام خاموشي مانده بود و زندانيان سياسي هركدام به كاري مشغول بودند. برادر عزيزم آقاي ابراهيم حاجي محمدزاده گوشه اي رو به ديوار نشسته و دعاي كميل را زير لب زمزمه مي كرد و آرام و بي صدا اشك مي ريخت. پرويز نيكخواه، مسئول جمع- كمون- ماركسيست هاي زندان پاورچين به سراغم آمد و اشاره كرد كه به راهرو برويم. حتماً ماجراي جديدي اتفاق افتاده بود و احتمالاً يكي از بر و بچه هاي ما- جمع مسلمانان- حرفي زده يا كاري كرده بود كه مطابق روال نانوشته اما پذيرفته شده زندانيان سياسي، بايد ميان مسئولان كمون ها حل و فصل مي شد و يا خبر جديدي بود كه بايد از طريق نگارنده- كه در آن هنگام مسئول جمع خودمان بودم- به اطلاع دوستان مي رسيد. پرويز گفت؛ فلاني! همه ما به خاطر زنداني شدن با مشكلاتي در داخل و بيرون زندان روبرو هستيم، زن و بچه دارها، مشكلات خودشان را دارند و بقيه هم بي مشكل نيستند ولي قرار نيست رفتار بچه ها طوري باشد كه به روحيه ديگران لطمه بزند و ساواك سوءاستفاده كند. من كه تقريباً هاج و واج مانده بودم، پرسيدم مگه چي شده؟ بچه هاي ما كه روحيه هاي قوي و محكمي دارند و پرويز گفت؛ قبول دارم، ولي مگر متوجه ابراهيم نشده اي؟- ابراهيم حاجي محمدزاده را مي گفت- يك گوشه نشسته و گريه مي كند، يكي از بچه هاي ما اعتراض دارد و راست مي گويد، چون گريه او روحيه بقيه بچه ها را مي شكند و...! با تعجب نگاهش كردم و گفتم؛ آقا پرويز! نمي دانم چه بگويم كه براي تو قابل درك باشد. ابراهيم دعاي كميل مي خواند و از خوف خدا گريه مي كند، ولي از آنجا كه شما و دوستانتان فقط براي خانه و ماشين و آزادي از زندان و اينجور چيزها غصه مي خوريد و گريه مي كنيد نمي توانيد در دورترين افق ذهن خويش هم كساني را تصور كنيد كه غم و غصه و گريه آنها علت ديگري داشته باشد. پرسيد؛ خب! براي چه گريه مي كند؟ گفتم؛ شايد احساس مي كند وظيفه انقلابي و مبارزاتي خود را آنگونه كه بايد انجام نداده است و از خدا توفيق بيشتري مي خواهد و يا... پرويز از تذكر خود پشيمان شد و عذرخواهي كرد.

2- هفته گذشته يكي از سايت هاي اينترنتي كه بعد از توقيف با نام مشابه ديگري فعاليت مي كند، مقاله اي با عنوان «آيت الله خامنه اي و آينده احمدي نژاد»! را روي خروجي خود قرار داده بود. نويسنده در اين مقاله كوشيده است علت حمايت رهبر معظم انقلاب از دولت نهم را كه حمايتي فراتر از دولت هاي پيشين است در 3 فرمول احتمالي- يا به قول نويسنده در سه مدل- ارزيابي كرده و آينده دولت احمدي نژاد را با توجه به هريك از سه فرض احتمالي پيش بيني كند! درباره اين مقاله و انگيزه تهيه كننده و سفارش دهندگان آن، اگرچه گفتني هاي فراواني هست ولي در اين نوشته تنها به بيان چند نكته بسنده مي كنيم.

3- در مقاله ياد شده با اشاره به اين كه «مدل نخست بر اعتقاد و اعتماد كامل رهبر انقلاب به محمود احمدي نژاد به عنوان ششمين رئيس جمهور ايران استوار است» آمده است «در اين مدل، تصوير احمدي نژاد در ذهن رهبري، فردي كاملاً ارزشي، كوشا، داراي سلامت نفس، با شجاعت و داراي ابتكار و توانمندي هاي ويژه است» و نتيجه گرفته شده است كه «در چارچوب اين مدل، رفتارهاي خاص ماه هاي اخير احمدي نژاد در كنار گذاشتن چهره هاي نزديك به رهبري يا معتمدين ايشان ناشي از عميق شدن رابطه احمدي نژاد و آيت الله خامنه اي و بي نيازي رهبري از حضور اين چهره ها و واگذاري هر نوع تصميم گيري به رئيس جمهور است»!
همانگونه كه ملاحظه مي شود، نويسنده مقاله با نوعي- به زعم خود زرنگي- كوشيده است اولاً؛ هر اقدامي در دولت احمدي نژاد، از جمله عزل و نصب ها را به رهبري نسبت دهد تا از اين طريق براي توهم پراكني شناخته شده محافل بيگانه كه دولت ها در جمهوري اسلامي ايران را فاقد اختيار قلمداد مي كنند، به اصطلاح سندسازي كند. توضيح آن كه يكي از اصلي ترين محورهاي تبليغاتي دشمن عليه ايران اسلامي آن است كه حضور مردم در انتخابات و گزينش نمايندگان مجلس، رؤساي جمهور، اعضاي خبرگان و... را نمايشي معرفي كرده و تمامي تصميم گيري ها و سياست پردازي ها را به شخص رهبر معظم انقلاب نسبت مي دهند! دشمن با استناد به اين توهم، مردمسالاري در ايران اسلامي و دخالت مردم در سياستگذاري هاي نظام از طريق انتخاب مسئولان مورد علاقه آنان را نفي مي كند.

ثانياً؛ نويسنده مقاله با اشاره به اين كه رهبري پس از اعتماد به احمدي نژاد، حمايت از ساير مسئولان- مخصوصاً افراد وفادار و فداكار- را ضروري نمي دانند! مي كوشد رهبري معظم له و توجه و عنايت ايشان را فقط در محدوده و دايره اي تنگ خلاصه كند، اين توهم پراكني نيز دقيقاً با تبليغات سوء دشمنان درباره انحصار رهبري به يك گروه يا جريان خاص همخواني دارد ضمن آن كه تمامي شواهد، رخدادها، مواضع و واقعيات موجود از سعه صدر آقا و تعامل با همه جريانات سالم سياسي حكايت دارد.

4- در مدل دوم، ريشه حمايت رهبري از دولت نهم همانند حمايت ايشان از دولت هاي گذشته فرض شده و حمايت فراتر از دولت كنوني به «شرايط زماني و خصوصيات دولت نهم» نسبت داده شده است. با اين توضيح كه به عقيده نويسنده مقاله، دولت نهم به دليل ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت و صدور قطعنامه هاي اين شورا تحت فشار خارجي قرار گرفته و در داخل نيز منتقدان قوي! و توانمندي دارد! و از اين روي نشانه هاي افول آن از هم اكنون پديدار گشته است! بنابراين رهبري با حمايت ويژه از دولت نهم قصد دارند از فروپاشي سريع آن در مقابل تهديدات خارجي و انتقادات داخلي جلوگيري كنند!

در اين مدل نيز، نويسنده مقاله تلاش كرده است، اولاً؛ تهديدهاي خارجي را به عملكرد و مواضع دولت نهم نسبت دهد يعني دقيقاً همان توهمي كه آمريكا و متحدانش مي پراكنند و حال آن كه مواضع خارجي دولت نظير نفي موجوديت اسرائيل، نظر صريح حضرت امام (ره) است و يا تاكيد بر حقوق هسته اي ايران، خواست اعلام شده تمامي مردم است و ايستادگي در برابر باج خواهي آمريكا، تاكيد امام و رهبري است و...
به بيان ديگر، گردانندگان سايت مورد اشاره با نسبت دادن مواضع دولت به شخص احمدي نژاد، از يكسو با زرنگي ناشيانه، مواضع انقلابي امام راحل (ره) را نفي كرده و از سوي ديگر براي ايران اسلامي، نسخه ذلت پذيري تجويز مي كنند!

ثانياً؛ نويسنده مقاله كوشيده است، انتقاد و اعتراض منتقدان داخلي دولت را، اساسي، اصولي و علمي جا بزند و اين در حالي است كه اعتراض اكثر منتقدان دولت- و البته نه تمامي آنها- متوجه مواضع اسلامي و انقلابي، ساده زيستي دولتمردان، مردمي بودن احمدي نژاد و شجاعت ايشان در پيگيري اصول و ارزش هاي انقلاب است. يعني كاري كه برخي از منتقدان به هنگام مسئوليت خويش فرسنگ ها از آن فاصله داشته و به همين علت مورد اعتراض مردم هستند.
و اما، اين بخش از توهم پراكني مقاله ياد شده و سفارش دهندگان آن- كه آنها را كاملا مي شناسيم و علت عصبانيت آنان را مي دانيم- نيز به گونه اي حيرت انگيز با توهم پراكني آمريكا و متحدانش همخواني دارد. آيا همه اين همصدايي ها و همنوايي ها تصادفي است؟! انشاءالله كه چنين باشد!

5- و اما، سفارش دهندگان مقاله ياد شده در بيان مدل سوم، بي آن كه- احتمالاً- متوجه باشند، بغض فرو خورده خويش از نظام را بيرون ريخته اند. در اين مدل آمده است كه رئيس جمهور مطلوب رهبر معظم انقلاب، آقايان قاليباف و لاريجاني بوده اند!! و ايشان بعد از بركناري برخي از نزديكان خود از سوي احمدي نژاد، دولت وي را دولت مطلوب نمي دانند و اخيراً در مواردي نيز ناخشنودي خود را ابراز داشته اند، ولي از اين پس، غلظت حمايت هاي خويش را كاهش مي دهند تا در انتخابات دهم، زمينه روي كار آمدن دولت مطلوب رهبري فراهم شود!!
گردانندگان سايت مزبور در اين بخش از مقاله ياد شده كه اوج ناجوانمردي و بي ادبي نسبت به ساحت رهبر معظم انقلاب است ضمن آن كه آرزوهاي بر باد رفته خود را به رهبر فرزانه انقلاب نسبت داده اند، كينه عميق خويش از احياي خط امام (ره) و پيگيري ارزش هاي اسلامي و انقلابي مورد نظر امام و رهبر معظم انقلاب را نيز برملا كرده اند. چرا كه حمايت ويژه رهبر معظم انقلاب از دولت نهم همواره با تاكيد بر تلاش بي وقفه دولت براي عملياتي كردن خواسته هاي اسلام و انقلاب، نظير استكبارستيزي، شجاعت در برخورد با مستكبران، ساده زيستي، مردم دوستي، پاكدستي و... بوده و هست، و البته در مواردي كه نياز به تذكر و هشدار بوده است نيز از هشدار دلسوزانه دريغ نورزيده اند، بنابراين، ناخرسندي آقا از عملكرد دولت كه تهيه كنندگان مقاله به آن پرداخته اند در كدام يك از دو محور ياد شده قابل ديدن است كه نتيجه گرفته اند، دولت مطلوب ايشان دولتي غير از دولت احمدي نژاد است؟ آيا معتقدند كه رهبر معظم انقلاب از تاكيد دولت بر ارزش هاي اسلامي و انقلابي- نستجيربالله- ناخرسندند؟ اگر چنين است، چرا آشكارا از آن حمايت مي كنند؟ و آيا نبايد نتيجه گرفت دولت مطلوب سفارش دهندگان مقاله كه آن را به رهبر معظم انقلاب نسبت داده اند، دولتي است كه ارزش هاي اسلامي و انقلابي، مردم دوستي، ساده زيستي، پاكدستي و... را واگذارد؟! اگر مقصود اين نيست پس مقصودتان چيست؟!

با توجه به اطلاعاتي كه در اختيار داريم ترديدي نداريم كه در گزاره شما اولاً؛ نام آقاي لاريجاني- به عنوان دولت مطلوب آقا- براي رد گم كردن است چرا كه ايشان بارها حمايت صادقانه خود از دولت نهم را در قول و عمل اثبات كرده است و مي دانيم كه شما دل پري از ايشان داريد. و ثانياً؛ آقاي قاليباف اگرچه اختلاف نظرهايي با دولت نهم دارند ولي اشاره شما به نام ايشان هرچند بسيار پررنگ است و خواسته ايد ايشان را گزينه اصلي خود معرفي كنيد ولي از شواهد و قرائن موجود به وضوح مي توان فهميد كه ايشان نيز مورد نظر شما نيست و اساساً براي شما، شخص، مطرح نيست، بلكه شخصيت مطلوب او مورد نظر است. شخصيتي كه در آن از پاي بندي به اسلام و انقلاب فقط نامي در ميان باشد و هركه هست، خواسته هاي نامشروع كانون هاي مشكوكي را دنبال كند كه شما را احتمالا بي آن كه بدانيد به عنوان كاتاليزور و جاده صاف كن و با وعده آلاف و اولوف به ميدان آورده اند.

6- و بالاخره، خاطره صدر اين مقاله با استناد به هويت سفارش دهندگان مقاله مورد اشاره بيان شده است. آناني كه حتي در دورترين افق هاي ذهن خويش هم نمي توانند شخصيتي الهي و پاكباخته نظير حضرت آقا يا امام راحل (ره) را تصور كنند كه بيرون از بازي هاي سياسي، تنها به رضاي خدا و خشنودي و سعادت خلق خدا مي انديشند.
و در اين باره هنوز هم گفتني هايي هست كه مي گذاريم و مي گذريم و به گردانندگان سايت ياد شده از قول خواجه شيراز هشدار مي دهيم كه
اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست
ع رض خود مي بري و زحمت ما مي داري
اگرچه به قول حضرت امام، «عرض خود مي بري و كذا و كذا...»
مطالب مرتبط
آيت‌الله خامنه‌اي و آينده احمدي‌نژاد
مواضع رهبري و دستگاه‌هاي اجرايي
نظرات بینندگان:
با سلام و تشکر
فکر میکنم جناب آقای شریعتمداری هم از دایره انصاف بیرون رفته اند و به جبران مقاله شما ، چنین چیزهایی نوشته اند در هر صورت به عنوان یک هموطن هر دو نوع تحلیل را دارای اشکال میبینم هم در نوشتار شما برخی تحلیلهای بسیار عجیب وجود دارد و هم در نوشته های ایشان پاسخها و برداشتهای عجیبتر!
بهروز از مشهد
مسئولین محترم سایت زیاد جدی نگیرید روزنامه کیهان بعضی وقتها چیزهایی می نویسد!!!!!
اما هشدار به کسانی که در تعریف و تمجدید بنده خدا اینچنین زیاده روی میکنند. و ترسم از آن روزی که که اصل فدای فرع شود.
کیهانی ها مواضع خودشان در برخورد با مسأله انرژی هسته ای را فراموش کرده اند که اینگونه باب هر نظری را در جامعه بسته نگه می دارند.
مگر آن موقع که کیهانیان به شدت از مسأله هسته ای گله مند بودند، پرونده هسته ای زیر نظر آقا پیش نمی رفت.
هر انتقادی و تحلیلی مورد قبول است، به شرط انکه به تأیید کیهان برسد. بالاخره اینها بهترین منتقدان دولت هستند.
کاش جناب شریعتمداری در ابتدای مقاله سوابقشان را بیشتر می نوشتد تا ما کمی بیشتر می فهمیدیم که چطوری ایشان به این مقامات عالی در کشورمان نائل شده اند.
راستی ایشان در خاطرات سال 54 خود یادی از تقریر توبه نامه کمیته مشترک ....نبرده اند؟!
هرکس یادداشت آيت‌الله خامنه‌اي و آينده احمدي‌نژاد را خوانده باشد و بعد نوشته جریده معظم کیهان را ببیند، به یاد آنها می افتد که «لا تقربواالصلوه و انتم سکاری» را «لا تقربواالصلوه» می پنداشتند و نماز نمی خواندند.فاعتبروا یا اولی الابصار
به نظر من اینقدر خاطره به اصطلاح صدر مقاله بی ربط بود حسین آقا خودش متوجه شده و آخر مقاله اش سعی کرده یه جورایی این دو موضوع را بهم ربط دهد.
آقای شریعتمداری!برادر ما فهمیدیم که شما هم انقلابی بودید.ممنون از خاطره گفتن.
سلام بسم الرب شهدا و الصدیقین ، مقاله ی بسیار آتشین،بی نهایت اهانت آمیز و مسلمأ خارج از عرف روزنامه نگاری آقای شریعتمداری را دیدم. برادرم، به کجا چنین شتابان؟ اینهمه "حاشیه" سازی های زیرکانه برای تخریب یک تحلیل سیاسی از چه ناشی میشود؟ سایت بازتاب مسلمأ سایت تابناک نیست، اگرچه نزدیکی هائی میان این دو باشد، بنابراین بسیار با "خاله زنکی" سعی کرده اید بگوئید :این همان سایت است!" حزب اللهی گری هرگز با خاله زنکی در یک فنجان جای نشده اند که بخواهید بند تنبان "حزب الله ناب محمدی" توهمی خود را ، به هشدارهای چرک آلود تمامأ سیاسی آغشته کنید. اگرچه، خط امام راحل (ره) و مقام محترم رهبری، هرگز نیاز به زبانی اهانت گر و بی مانند در تخریب "دوستان انقلاب" نداشته و ندارد و درد و دریغ که "سکوت" خون جگرخوردگان انقلاب، این تصور کژ و واژگون را در دل شما پدید آورد که اهالی انقلاب در رضایتی "ابدی" نسبت به شمایان غوطه میخورند. حمایت رهبر عزیز انقلاب از آقای احمدی نژاد، نه نادیده است که بخواهید آنرا انکار نمائید و نه بشکلی عادی ست که سعی در عادی سازی آن دارید؛ مهم اینست که از این "حمایت های آشکار و صد البته مخلصانه ی رهبر فرزانه ی انقلاب"، استفاده ی صحیح انجام پذیرد، نه اینکه "کیهان" جایزه ی بهترین منتقدان آنرا ببرد و حتی عزیزی چون "سلیمی نمین" نیز لب به انتقاد نسبت به پروسه ی انتخاب منتقدان بگشاید. من هم خدمت مدیر مسئول محترم کیهان هشدار برادرانه ای میدهم که مبادا "کیهان" و "بیت المال" را ملک ابدی و "صومعه سرای جاودان" تصور نمائید ، یا اگر میپسندید با زبان همان خواجه ی شیراز : گر زنم تکیه بر پیر مغان، عیب مکن
شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود....hezbolahe-nasle-no.blogfa.com
بسیار زیبا و منطقی و با اطلاع دقیق و واقعی و شناخت حقیقی از انگیزه ها و عقده های درونی دست اندرکاران سایت بود
چیزی که عوش داره گله نداره
وقتی شما مقاله ای که دارای اشکالات زیر بنایی وکاملا غیرکارشناسی است می نویسید بالاخره انتظارچنین واکنشهایی می رود بهتر است شما در نگارش مقالات کمی واقع بینانه تر عمل نمایید .
مرسی از اینکه این یاداشت و رو اینجا گذاشتید چون من اصلا به سراغ روزنامه کیهان نمیرم کلا به سراغ روزنامه های غرض ورز نمیرم.آخر مقاله رو که خوندم خندم گرفت .یعنی منظور شما آقای دکتر معین بوده.چقدرم بچه های تابناک با اصلاح طلبان جورند!!.در ضمن اگر شما انقدر بزرگوارید و عمرتون و در راه وطن دادید و به معنای کامل مسلمانید چرا دیگران برای شما در حد مگسند.
حسین شریعتمداری بی آن که - احتمالا؟- متوجه شده باشد، عدم امکان دفاع از عملکرد احمدی نژاد را با نعل وارونه زدن در قالب شخصیت رهبری پنهان کرده، این که منتقد برگزیده دولت هم نمی تواند پاسخی برای و یا دفاعی از ضعف های احمدی نژاد که در مقاله شما اشاره شده داشته باشد، خود گویای بسیاری مسایل است.
نقد آقای شریعتمداری ضعیف است و خیلی از تحلیلگران را افرادی ضد آرمان های انقلاب می پندارد که از گروه هایی پول یا دستور میگیرند که دولت و یا رهبری را نقد کنند.(ایشان مثلا بهترین منتقد دولتند.) به هر حال مدل های رفتاری رهبری که عنوان شده بود مقاله ای چندان همه جانبه وکامل نبود.
ظا هرا جناب احمدي نژاد شعري شده كه همه آقايان در بافتن قافيه اش به تنگ آمده اند. اين آقاي شريعتمداري هم كه براي همه شناخته شده است به هر كس حمله مي كند به معناي آن است كه طرف حرف حساب زده است
چه رویی دارید شما ها!
حقا که منطقی ترین تحلیل را نوشته این حسین عزیز!
عزیزان من!
شما کار خود را انجام دهید؛ گوشتان بدهکار نباشد!
من برای شخص آقای شریعتمداری احترام ویژه ای قائلم چون ایشان یک ایرانی هستند و امیدوارم همه ایرانیان روزی به همدیگر احترام بگذارند چون امروزه نتنها کمبود احترام متقابل بشدت احساس میشود بلکه با وجود هم مشکل داریم و سیاستمداران مسئولان روزنامه نگاران و بتدریج حتی مردم عادی عمده انرژی خود را صرف حذف و مخدوش کردن چهره دیگر هموطن خود میکند.از نظر من همگی در مسیر عکس اهداف خود قدم بر میداریم هم تابناک هم کیهان و هم ایران برای همه ایرانیان متاسفم و برای همه آرزوی عاقبت به خیری دارم
دوکلوم هم از حسین جون بشنوید!
درضمن برای تنویرافکارعمومی مواردی گفته میشود:
1- اگه هرکس دیگه ای جای داش حسین بود وپولهای کلانی راازارشاددولت بابت انتشاراحمدی نژادنامه دریافت میکرد سنگ احمدی نژادرا به سینه میزد
2- درزمان مدیریت دکترنصیری تیراژکیهان بسیاربالاودرحدود200000نسخه ومحبوب بودولی بامدیریت فوق العاده بکرومدرن داش حسین تیراژ وفروش کیهان به 10000نسخه درروزرسیده است و...
3- نمیدونم داش حسین اهل کدوم دیاره ولی اینومیدونم که ادبیات ولحن گفتاریش خیلی متکبرانه ،عصبانیانه!،مدعیانه ودرعین حال لمپنانه!است و
4- داش حسین اسیر یکسری ....
5-...
یه چیزه دیگه درموردتحلیل آخرداش حسین وهشداروتهدیدکردن تابناکیهااینکه؛
داش حسین یه جورائی میتونه پیش بینی کنه که کی چه وقتی جاسوس میشه وچه وقتی دستگیرمیشه!! براحتی میتونه پیش بینی کنه چه کسی ضدنظام میشه وبه نظام اهانت میکنه ودقیقاًهم کی دستگیرمیشه!!!
بنظرشما این کمی عجیب نیست این غیبگوئی داش حسین
زنده باد حسین شریعتمداری
تئوری توطئه از سرتا پای کلام آقای شریعتمداری پیداست. اینقدر ایشان خودی ها را دشمن جلوه می دهند که حکایتشان شده همان حکایت چوپان دروغگو. اگر روزی گرگ بیاید هیچکس به حرف ایشان توجهی نخواهد کرد. الفاظی همچون "سفارش دهندگان" و "زرنگی" و غیره و غیره تنها ناشی از سوء ظن ایشان به زمین و آسمان است. هیچ ایرادی ندارد که آقای شریعتمداری مخالفت خود را با یادداشت تابناک، که چندان هم دقیق نبوده، اعلام کند، اما تهمت و افترا زدن و سفارشی و سوری خواندن مردم حکمی جدا دارد و عذابی سهمگین..بترس از آتش خدا آقای شریعتمداری...
من نمی فهمم که این مقدمه های آقای شریعتمداری چه ربطی با اصل مقاله هایش دارد؟جز این است که این عزیز می خواهد به طور نا خود آگاه مبارزات خود را به رخ دیگران بکشد؟خوب پس تکلیف دیگر مبارزانی که مثل آن جناب تریبونی در اختیار ندارند و با ایشان هم عقیده نیستند ودر کنج خلوت خود دم در کشیده اند چه می شود؟
این چندمین بار است که من نظر میدهم ولی در خروجی قرار نمیگیرد. و نمیتوانم جواب آقای شریعتمداری را ندهم . من اشتراک روزنامه کیهان را دارم و مقاله را در روزنامه خوانده بودم ، واقعا جای تاسف دارد که ایشان در نهایت ...قلم می زنند و هرچند در بعضی مواقع شیطان آن چنان وانمود میکند که شخص خود را در نهایت خضوع و خشوع میپندارد....
ای بازتابیان! ببخشید تابناکیان عزیز! بترسید از روزی که برادر حسین - که سفارش دهندگان مقاله و نیتهای ایشان را می شناسد و می داند- نیمه پنهان شما را در کیهان رو کند و همان بلایی را به سر شما بیاورند که در زندان با ایشان و دوستانشان کردند!
واقعا عین نامردیه درمورد آقای شریعتمداری اینجوری که مطلب انتقال میدهید من گمان دارم تابناک نیستید بلکه خوفناکید یک کمی انصاف در انتقال نظرات آنچه را که وفق نظرتان است که حجت پاسخگویی نیست پس اخلاق ژورنالیستیتان کجا رفته
چرا یکنفر که از همه ما وشما چیز فهمتر و ارزشیتر وفرهیختهتر و مسلمانتر و نزدیکتر و ازخودمانتر است را برنمیتابید مثل اینکه دلتان چی... میخواد.
واقعا آرزو دارم عاقبت ايشان را ببينم.به راستي روزگار به آنهايي كه حقايق را به راحتي قلب مي كنند تاچند صباحي بيشتر در قدرت بمانند و بواسطه آن آينده ملك وملت را به انحطاط مي كشانند چه پاسخي خواهد داد.
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: