كدخبر: ۳۵۳۵۶
تاريخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۷:۴۹
تعداد بازديد: ۳۷۵۵۹
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
سرگذشت دردناك زن نخبه ايراني در سفر به آمريكا
اگر درخواستي براي قرص و يا وکيل گرفتن داشتيم، بايد درخواست را به صورت کتبي اعلام مي‌کرديم و اگر صلاح مي‌دانستند يک يا دو روز بعد جواب مي‌دادند. من ميگرن شديد داشتم و در تمام مدت به دليل استرس شديد و گريه، سردرد داشتم... روز سوم مرا نزد روانپزشک زندان بردند. روانپزشک به من گفت که تو دچار افسردگي شده‌اي، ما مي‌خواهيم تو را به سلول انفرادي ببريم!
آمريکا مدعي است که مهد آزادي و پايبندترين کشور به رعايت حقوق بشر است، در حالي که هر ساله بدترين نوع بي‌احترامي به انسان‌ها در همين مهد آزادي صورت مي‌گيرد. متن زير يکي از نمونه‌هاي اين بي‌احترامي‌ها و نقض صريح حقوق بشر در آمريکاست. بدون هيچ قضاوت و پيش‌داوري گزارشي را در ادامه تقديم خوانندگان «تابناک» مي‌كنيم که نقل قول بي‌واسطه‌اي است از دانشجوي نخبه ايراني که براي ادامه تحصيل به آمريکا سفر کرده است، البته به هيچ وجه قصد آن را نداريم که وانمود کنيم تمام رفتارها در آن کشور با اتباع ساير کشورها يا ايران اينگونه است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، ش ـ پ، فارغ‌التحصيل رشته مهندسي در یکی از معتبرترین دانشگاه‌های کشورمان به عنوان دانشجوی نخبه و با رتبه بالا، براي ترم پاييز (سال 2008 ميلادي) در مقطع فوق ليسانس از دانشگاهي در آمريکا بورس تحصيلي داشته که در خرداد ماه امسال از سفارت آمريکا در قبرس، تقاضاي ويزاي دانشجويي F1 مي‌کند، ولي از آنجا که ترم پاييز را از دست مي‌دهد، دانشگاه مربوطه با توجه به نمرات بالاي وي، بار ديگر براي او ويزاي قانوني صادر مي‌‌کند.

ش ـ پ، شرح حوادث پس از ورودش به آمريکا را براي خبرنگار ما چنين مي‌گويد: روز ششم بهمن به تنهايي به آمريكا سفر كردم. در فرودگاه شيکاگو پس از پنج ساعت انتظار مرا به اداره مهاجرت در فرودگاه بردند. در آنجا چمدان‌هاي مرا ابتدا با سگ بررسي کردند و سپس دو مأمور تمام وسايل مرا بيرون ريختند و حتي اسم کتاب‌هاي فارسي مرا هم از من مي‌پرسيدند! در آخر از تمام مدارک من و همسرم که همراهم بود، کپي گرفتند.

سپس يکي از مأموران از من سؤالاتي معمولي پرسيد كه نام پدر، مادر و همسرت چيست، در ايران در شرکت خصوصي کار مي‌کني يا دولتي، قصد سفرت چيست؟ بعد هم گفت تو دروغ مي‌گويي که بار اولي است که به آمريکا مي‌آيي، چون انگليسي را خيلي خوب حرف مي‌زني!

به من گفت که بايد به درخواست خود به ايران برگردي! و در آنجا منتظر ويزاي شوهرت بماني... وقتي با اعتراض من روبه‌رو شد که ويزاي من يک بار ورود است و ترم دانشگاهي من از دست مي‌رود، در کجاي قانون شما نوشته که زن و شوهر بايد با هم وارد آمريکا شوند! به من گفت تو ساکت شو و ديگر حرف نزن! ما امشب تو را به اتاقي مي‌بريم تا استراحت کني و فردا براي تو بليت مي‌گيريم...

آنها تمام پول‌ها و وسايل مرا گرفتند و دستبندي از پشت به دست‌هاي من زدند. من در حالي که گريه مي‌کردم، فرياد برآوردم که مگر من قاتلم يا مجرم يا تروريست؟ دستبند ديگر چرا؟ مي‌گفتند قانون ما اين است!

مرا به زندان McHenry County Jail در حومه شيکاگو بردند. شماره زنداني من ..6888. در آنجا چند بار مرا بازرسي بدني کردند و بعد گفتند بايد لباس زندان را که شامل لباس‌هاي چند بار مصرف شده بود، بپوشم. سپس مرا به سالني که در دو طبقه زير زمين بود انتقال دادند. دور تا دور اين سالن اتاق‌هايي به ابعاد 5/1×2 متر مربع با دو تخت بود که تنها توالت کوچکي در وسط اتاق قرار داشت.

دو حمام در زندان وجود داشت که داراي دوربين بود و حتي زمان استفاده از دستشويي نيز مأموران از پنجره اتاق، ما را زير نظر داشتند. در زندان ما حق استفاده از حجاب را نداشتيم و براي خواندن نماز بايد از همان پتوهاي کثيف استفاده مي‌کرديم.

اگر درخواستي براي قرص و يا وکيل گرفتن داشتيم، بايد درخواست را به صورت کتبي اعلام مي‌کرديم و اگر صلاح مي‌دانستند يک يا دو روز بعد جواب مي‌دادند. من ميگرن شديد داشتم و در تمام مدت به دليل استرس شديد و گريه، سردرد داشتم. وقتي از آنها تقاضاي قرص مي‌کردم، مي‌گفتند بايد درخواست کتبي بنويسي و درخواستت يکي ـ دو روز ديگر بررسي مي‌شود!

در آن بخش که سي زن ديگر از کشورهايي مثل چين و قزاقستان بودند، وضع دختر فلسطيني که براي ديدن شوهرش و ويزاي توريستي به آمريکا آمده بود، از همه بدتر بود. دختر فلسطيني باردار بود و اصلا در وضع جسمي و روحي مطلوبي نبود.

روز اول سپري شد و از مأموران اداره مهاجرت خبري نشد. هيچ کس پاسخگو نبود که جرم من چيست و تا کي بايد صبر کنم. من کاملا نااميد شده بودم؛ از طرفي بلاتکليف و از طرفي نگران خانواده‌ام. آنها به من و ديگران اجازه تماس گرفتن با خانواده را نمي‌دادند. در اين مدت خانواده‌ام هيچ خبري از من نداشتند. من فقط با اداره حفظ منافع ايران در واشنگتن تماس مي‌گرفتم و آنها با لطف زياد خود درصدد گرفتن وکيل براي آزادي من بودند.
مأموران زندان و مأموران اداره مهاجرت هيچ‌گونه احساس و وجداني نداشتند و فکر مي‌کردند بايد با همه مثل حيوان رفتار کرد.

آنها روز سوم مرا که تمام مدت گريه مي‌کردم، نزد روانپزشک زندان بردند. روانپزشک به من گفت که تو دچار افسردگي شده‌اي، ما مي‌خواهيم تو را به سلول انفرادي ببريم! (اين هم تجويزي براي فرد افسرده)!

سرانجام روز سوم مأموران اداره مهاجرت به دنبال من آمدند و مرا به همان اتاق در فرودگاه بردند. در آنجا چهار ساعت منتظر بودم که ناگهان احساس کردم سرم گيج مي‌رود. به يکي از آنها گفتم که من در اين سه روز غذا نخورده‌ام. ولي او به من خنديد و گفت که تو دروغ مي‌گويي! من که عصباني شده بودم، به آنها گفتم در ايران ما هيچ وقت با هيچ بشري اين طور رفتار نمي‌کنيم، ولي آنها پوزخند مي‌زدند! وقتي از آنها سؤال کردم که چرا من را به زندان انداختند، پاسخ دادند تو تحت حمايت ما بودي و ما هتلي در اختيار نداشتيم! سرانجام به من گفتند که بايد پول بليت خودت را بدهي تا تو را به ايران بفرستيم و با دو مأمور دستبند به دست در حالي که در فرودگاه خجالت مي‌کشيدم، مرا به هواپيما بردند!
 
به محض ورود به ايران با سفارت آمريکا در قبرس که ويزاي مرا صادر کرده بود، تماس گرفتم و آنها از اين وضعيت بسيار تعجب کردند و به من گفتند که ويزاي تو هيچ‌گونه مشکلي نداشته است!

حال پرسش اين است، به راستي جرم کسي که تمام سختي‌هاي دوري از خانواده را به منظور تحصيل در غربت تحمل مي‌کند، چه بوده است و چه کسي پاسخگوي ضربات روحي شديد به وي است؟
چه کسي پاسخگوي اين همه توهين به ايران و ايراني است؟ آيا اگر ايران چنين رفتاري را با دانشجوي آمريکايي مي‌کرد، آمريکايي‌ها بي‌تفاوت از کنار آن مي‌گذشتند؟

آيا در سرزميني که مدعي آزادي بيان است، من نبايد حق حرف زدن و دفاع داشته باشم؟ آيا معني احترام به حقوق بشر که آمريکا خود را پيشرو آن مي‌داند، اين است؟!
چه کسي مسئول پيگيري حوادث دردناکي است که هم‌ميهنان ما در کشورهايي که با آنها رابطه سياسي نداريم، روبه‌رو مي‌شوند؟

و در پايان، چرا ظرفيت‌هاي تحصيلات تکميلي در کشور ما بايد آنقدر اندک باشد که جوانان نخبه ما مجبور شوند براي ادامه تحصيل خود با اين مشکلات دست و پنجه نرم کنند؟
 
با ابراز تأسف از بروز چنين حادثه تلخي براي اين بانو، اعلام مي‌دارد، همه مشخصات ايشان نزد «تابناك» محفوظ است و در صورت درخواست مسئولان در اختيار ايشان قرار خواهد گرفت.
نظرات بینندگان:
درناک است... انصافن درناک است ، نمی فهمم! آیا عدم برخورد دولتمردان ما به چنین رفتارهایی نوعی جلوگیری از مهاجرت بچه های ما به کشوری مثل امریکاست؟
دولتمردان باید پاسخگو باشد...
ظرفيت تحصيلات تكميلي كشور اولا كم نيست. ثانيا دانشجويان نخبه كشور براحتي در داخل كشور مي توانند ادامه تحصيل بدهند. در دانشگاههاي تهران حتي بدون اينكه نيازي به كنكور باشد دانشجويان ممتاز جذب مي گردند.
قابل توجه وزارت خارجه و پلیس گذرنامه که اروپایی و آمریکایی ها را می پرستند و به هیچ وجه حاضر به رفتار متقابل نیستند. یک ایرانی باید کلی تحقیر و توهین برای دریافت روادید تحمل کند، اما یک غربی با کلی منت و احترام وارد کشور ما می شود. این برخورد ما خود باعث می شود که غربی ها خود را برتر از ما بدانند و ایرانی ها خود را کم ارزش تر بدانند.
با سلام
از شنیدن این خبر متاثر شدم. برای این هموطن گرامی هر کجا که باشند آرزوی موفقیت دارم
خدمت شما عرض کنم که ظرفیت با توجه به پتانسیل موجود بد نیست. لیکن نحوه انتخاب بیرحمانه است
تا کی برای رفتن به مقطع بالاتر بایست کنکور داد.
مشکلات یکی دو تا نیست. بنده در دانشگاه یزد مقطع فوق لیسانس شاگرد نخست شدم .(با معدل 17/81)
بعد از امتحان کتبی دکتری در مصاحبه یکی از اساتید از بنده پرسیدند که نظر شما در مورد ابررسانایی چیست
چون که زمینه کاری من اسپکتروسکوپی چاههای کوانتومی بود و در زمینه ابررسانایی اطلاعی نداشتم بعد از کلیاتی راجع به ابررسانایی اظهار بی اطلاعی از موضوع کردم.
استاد مربوطه (دکتر ا.) فرمودند "یعنی شما می گویین ابررسانایی بی ارزشس"
بله دوست عزیز. اینچنین شد که ما رد شدیم. درد یکی دوتا نیست. در مملکت ما مشکل فرار مغزها نیست بلکه مشکل فرار دادن مغزها ست.
سلام : واقعا براي اين هم وطنم متاسفم .. كاش مسئولين بجاي جناحين به اين قبيل مشكلات پيش پا افتاده رسيدگي مي كردند .
ایرانی ها با این مشکلات درس میخوانند با هزینه خودشان ولی هنگام ارزشیابی از همه چیز ایراد میگیرید و جوانان را نا امید میکنید.
do nokte
avalan in khanom k inqadr namz khone va ... chera b amricaye jenayet kar rafte

dovom inke ya in qese doroqe ya masale chize digeist , man khodam 3 bar b america raftam bedone hich moshkeli..
اصلا معقول نیست.چطور میشود بدون دلیل با کسی که هیچ جرمی مرتکت نشده چنین رفتار کنند؟
من بسیار متاسفم از این رفتار مامورین آمریکائی خشن و سنگدل . از طرف دیگر در این شرایط که ظرفیت دانشگاهها بیشتر شده حتی با داوطلبان حدودا برابر است آیا رفتن به آمریکا با این وضعیت و شکنجه شدن صلاح است؟ بنده هم قبل از انقلاب در آمریکا 4/5 سال تحصیل کرده ام ، اگر چه خشونت تا این حد نبود ولی باز هم من احساس غریبگی میکردم و سرزنش میشدم . لذا در هر شرایطی بودن در کشور خود بهتر وصلاحتر است. خصوصا شما که خبره اید ودر هر رشته ای می توانید وارد دانشگاه شوید.
آخر عاقبت پناه بردن به دامن امپریالیسم برای ادامه تحصیل (و بعدش هم اقامت )همین است . برای یک نخبه فارغ التحصیل از بهترین دانشگاه کشور هیچوقت ظرفیت ها کم نیست . هموطن ! خود کرده را تدبیر نیست! اگر آنهمه پول و وقت که صرف کردی تا خودت را به آمریکا برسان چاشنی آن استعداد و سواد و مدرک همین جا در کشور خودمان می توانستی براحتی ادامه تحصیل بدهی . عاقلان بشنوند و عبرت بگیرند . من خودم دانشگاهی هستم و به شما تضمین می دهم که تا بعد از مقطع فوق لیسانس همه رشته های گروه انسانی ،تجربی و ریاضی ، هیچ عذر موجهی برای ادامه تحصیل در خارج کشور وجود ندارد .
اگر سانسور نميكنيد
1- دوستان زيادي از همدوره هاي من الان در آمريكا هستندو اتفاقا بورسيه تحصيلي گرفتند و به هيچ وجه مشكلي هم براي آنها پيش نيامده و آخرين آنها هم همين سال 208 رفت
2- بر عكس ماها كه خيلي راحت حرف عوض ميكنيم و دروغ ميگوييم بيرون از ايران چنين كاري بزرگترين گناه نا بخشودني محسوب ميشود و اگر چنين اتفاقي را ببينند هيچ اغماضي در برخورد نميكنند
3- مگر تو كشور خودمان براي فارغ التحصيلان احترام و ارجي قائليم ؟؟؟ واقعا ميپرسم يك كارشناس علاقمند به كار و تحصيل مگر چه اندازه ميتواند در برابر اين همه نابرابري ، پارتي بازي ، فاميل بازي و اجحافها طاقت بياورد و باز با شور و علاقه كار كند نحصيل كند و يا تحقيق كند
4- تا زماني كه در اين سرزمين گياهان خودرو و پراكنده ميرويندو ميپوسندو ميريزند و هيچ كار عملي خارج از تعارف و شعار انجام نميشود سير فرار مغزها ادامه خواهد داشت
5- قبول غربت و زيستن در سرزمين بيگانه و زير فشار رواني مضاعفي از فرهنگ متفاوت سخت هست اما زيستن در اينجا با اين همه نا امني و تضييع حقوق ها مگر راحت هست؟؟؟
7- با همه اينها هيچ جا ايران نميشود و بايد ساختش و اميد داشت كه روزي شايد بهتر شود و بهترش كنيم .
اميدوارم پيگيري مسئولان عزيز و دلسوز را بعد حادثه تلخ شاهد باشيم هرچند در حد همدردي و محكوم كردن .
من خودم 2 ماه پیش با ویزای دانشجویی اومدم آمریکا، البته از فرودگاه دالس واشنگتن، رفتارشون خیلی خوب بود ، حتی افسر فرودگاه از من عذرخواهی کرد که مجبوره بخاطره روتین کاری که برای ایرانیها اجباری هست من رو معطل کنه.
با سلام، حقوق بشر فقط یک حربه است دست کشورهای آروپایئ و آمریکا. اگر با آنها همکاری کنی و بر علیه وطنت جاسوسی کنی تو آدت خوبی هستی تا زمانیکه آنها ترا لازم دارند. در غیر اینصورت با بهانه تراشی با وجود اینکه اقامت قانونی داری بدون دلیل از کشور اخراجت میکنند. مثل من که همکاری نکرده و نمیکنم که الان در معرض اخراج هستم پس از هشت سال اقامت قانونی!!
من تا حالا نظرات زیادی داده ام و همه آنها را سانسور کردید.ولی این سری فقط می خواهم احساسم را بیان کنم امیدوارم که این را هم سانسور نکنید.
وقتی این مطلب را خواندم واقعا ناراحت شدم و به این فکر افتادم که چرا آمریکایی ها و غربی ها بر ما چیره شدند. و چه بر سر آن تمدن اسلامی ایرانی ما آمده و بعد به یاد شعری از ادیب الممالک فراهانی افتادم که میگفت:
افسوس که این مزرعه را آب گرفته
دهقان مصیبت زده را خواب گرفته
خوش بحال وزارت امور خارجه و دستگاه تبلیغاتی ما ... اگر این اتفاق در ایران افتاده بود، تمام دستگاه دیپلماسی و تبلیغاتی غرب به راه می افتاد اما ما انگار حال عکس العمل نداریم ...
ای خانم! خدا را شکر کنید که فقط 3 روز در زندان بودید. من به اتفاق 2 برادرم به صورت قانونی به عراق سفر کردیم برای زیارت در راه کربلا در ایست بازرسی سربازان آمریکایی من و 2 برادرم را از ماشین پیاده نمودند و بدون هیچ اتهام یا شک و.. 3 نفری به زندان حله منتقل شدیم و 45 روز به همین وضعیت خانم بدون خبر از دنیای خارج و ابتدایی ترین حقوق انسانی به صورت "میهمان" در زندان بودیم. تا بالاخره با پرداخت مبلغی رشوه به افسری آمریکایی پس از 45 روز آزاد شدیم!
خوب این همان دموکراسی آمریکایی است دیگر !
کسانی هم که به آن دلخوش هستند در خوابی خرگوشی!
البته مشابه آن دموکراسی همین قسمت نطرات بینندگان تابناک است . زیاد جدی نگیرید.
خوب می رفتی اروپا . اروپا این همه دانشگاه خوب داره انگلستان ایرلند - آلمان ....
اروپا مگه از آمریکا دانشگاه هاش خیلی هم بهتر است. دانشگاه کمربیج و امپریال کالج لندن از بهترین دانشگاههای مهندسی جهان هست و هر سال تو رنکینگ جزو 5 تای اول هست. یو سی ال لندن هم همین طور.
در صورت صحت گزارش:
1: اگر این خانم شکایت کنه کسی تکذیب نمی کنه که چنین عملی اتفاق افتاده.
2: حتما دلیل برای این عمل وجود دارد
3: در صورت موجه نبودن دلیل فرد خاطی مجازات می شود.
به هر حال هیچ 100درصدی وجود ندارد ولی مقابله با خطاهاست که اهمیت دارد.(هر چند که سانسور می کنید)
وقتی بیکاری جوان آمریکایی مهمتر از جان 16 جوان ایرانیست که گروگان گرفته شده و بعد کشته شدند از دستگاه دیپلماسی چه انتظاری دارید؟
آن زمان که آن عزیزان مردم یکی یکی کشته می شدند برای ما از بحران اقتصاد و مسکن آمریکا و بیکاری آنها می گفتند!
آمریکا که مثلا دشمن ما هست..شما کافیه سری به سفارت خانه های کشورهای دیگه در ایران بزنید..مثلا آلمان کانادا فرانسه سوئد یا هر جایی دیگر...در داخل خود ایران ما را آدم حساب نمی کنند...وای به روزگار ما..چرا باید به چنین بی آبرویی گرفتار بشیم!!!! مسئولان باید پاسخگو این خانم و امسال آنها باشند!!! نه اینکه از رفتن این خانم به آمریکا ایراد بگیرند...باعث شرم ساریه...
یاد حرف یکی از دوستان افتادم که الان ایران نیست میگفت وطن جاییه که" بتوان در آن انسان شد، انسان ماند و انسان زیست"
این داستان به قدری غیرمنطقیه که آدم تعجب می کنه هم از کسانی که منتشرش می کنن و هم از کسانی که با خوندنش ابراز تاسف و تاثر می کنن! من حرف دلم رو گفتم حالا شما می خواین سانسورش کنین می خواین نکنین!
درمقطع o.n.dدر لندن سال 1356 درمحاسبات زلزله هم اطاقی بنده که مثال را متوجه انگلستان طرح کرده بود با پرخاش استاد ونمره f روبرو شد چرا که استاد معتقد بود هیچ نقطه از انگلستان روی گسل قرارندارد
من سال گذشته از طریق فرودگاه شیکاگو با ویزای دانشجویی F1 اومدم آمریکا. رفتارشون خیلی مودبانه و خوب بود.من تا جالا همچین چیزی نشنیده بودم.به هر حال امیدوارم که این اتفاق برای هیچ کس نیفته.
من هم مثل هزاران دانشجوی ایرانی دیگر در آمریکا درس می خوانم و زندگی می کنم. از بدو ورود به اینجا و تا همین الان (بعد از دو سال) کوچکترین بی احترامی از سوی دولت آمریکا و مردم آن ندیده ام. این داستان به نظر بخش نگفته ای دارد و کامل نیست. بدون دلیل و مدرک کسی به زندان و نمی رود و به ایران فرستاده نمی شود. ضمن احترامی که برای این خانم و شما قائل هستم، احساس می کنم این قصه کمی غیر واقعی و ناکامل است.
یکی تو نظر های بالا نوشته تو مملکته خودمون می شه به راحتی ادامه تحصیل داد از جملش خندم گرفت.
به دوستان بالا: حال عکس العمل داریم ولی زور عکس العمل نداریم.
در ضمن اینکه با بقیه بد برخورد نشده که دلیل نشد که با اون خانم هم نشده. کلا اصلا نباید بشه. یکیش هم زیاده بعلاوه اینکه مورد های زیاد دیگر ی هم در آمریکا پیش اومده(جلسه فارغ التحصیلان دانشگاه شریف)
تا حالا چند بار نظر دادم منعکس نشده خواستید این را هم بنویسید .
در خارج از کشور ( کشور های اروپایی ) اگر مشکلی برای ورود پیش بیاید سریعا با محلی که قصد رفتن به نجا را داشتید استعلام میکنند آنهم با تلفن و خیلی راحت بررسی میکنند که شخص برای چه کاری آمده ؟
من نمیدونم با وجود اینکه این خانم ویزای دانشجویی داشته , چظوری با دانشگاه مربوطه یا استاد راهنمای ایشان تماس نگرفتند من فکر میکنیم ماجرا یک مقدار دور ار ذهن است البته برای افرادی که تا حالا حداقل یک بار به کشورهایی اروپایی سفر کردند .
والا من نمفهمم الان با توجه به اينكه همين جوانان ايران با همين امكانات داخلي به اين همه موفقيت ميرسند چه لزومي دارد كه سرمايه مان را به كساني بدهيم كه ارزشي براي ما قائل نيستند .اگر كسي واقعا به دنبال علم ودانش باشد مطمئنا در ايران همه امكانات وجود دارد در ضمن مگر عصر عصر ارتباطات و اينترنت نيست به راحتي درسترسي به همه جا و همه كس دارد پس شايد آناني كه ميل به فرنگ دارند به دنبال دكو پوز و كلاسند
من در آمريكا دانشجو و محجبه هستم و دوستان ،هم كلاس ها و پدر و مادر هاي دانشجو هاي اينجا از طريق فرودگاه ohare شيكاگو وارد آمريكا مي شوند.ولي اين اولين موردي است كه شنيدم.فرودگاه شيكاگو يكي از بهترين محل هاي ورود به آمريكاست ،چرا كه هم رفتار مناسبي دارند و هم اصلا وسايل را نمي گردند.من هم قبل از ورودم از ترس تبليغات منفي اي كه شده بود،در فرودگاه همش اضطراب داشتم و منتظر بودم كه همه وسايلم رو بگردند و همه چيز رو بريزند بيرون و به حجابم گير بدهند ولي نه تنها همچين چيزي پيش نيامد بلكه بسيار خوش برخورد بودند،براي من و تمام كساني كه مي شناسم از اين طريق وارد آمريكا شدند.اين موردي كه پيش اومده بايد ديد كه اين خانم چه كرده ،اينجا نسبت به دروغ گفتن حساسيت زيادي هست،مثلا اگر چيزي در چمدان باشه و بپرسن و شما در موردش دروغ بگيد اون وقت برخورد سختي مي كنندو يا نسيت به ورود پول زياد حساس هستند.
من تجربه خودم و دوستان و بستگانم رو نداشتم ،حتما حق رو به ايشون مي دادم ولي الان فكر مي كنم يه جاي كار مي لنگه.
این غربیها در مورد دروغ خیلی حساسند مثل داریوش و کوروش خودمان آن را خانمان بر انداز می دانند. حتما چیزی با خودش داشته که ممنوع بوده و در برگه که داخل هواپیما می دادند اعلام نکرده مثل پول بیش از 10 هزار و امثال آن. در ضمن دانشگاهها و کلا جامعه ما اینقدر فشار دارد که نخبه اش هم اعصابش خراب شود. اگه روابط سیاسی داشتیم می تونستیم ازشون بپرسیم چی شده. الان هم که میشه از دفتر حفظ منافع بپرسیم.
ظرفیت تحصیلات تکمیلی در ایران به قدری زیاد است که برای دیدن اساتید راهنما باید در صف بایستیم و نه تنها پیشرفت علمی حاصل نمی شود بلکه از نظر سواد نیز در سطحی پایین تر از کارشناسی قرار می گیریم.
بسیار برای این خانوم متاسفم و بسیار ناراحت.امیدوارم یک نفر جوابگوی ظلمی که به این خانوم شده باشهو البته بعید میدونم. اما به اون دوستی که گفته توی ایران داتشجوی ممتاز رو بدون کنکور میگیرن میگم که دوست عزیز من دانشجوی ممتاز قوق لیسانس یک رشته مهندسی دانشگاه تهران بودم- همون دانشگاهی که نخبه ها رو بدون کنکور میگیره!!- برای دکتری اقدام کردم و با معدل خیلی بالتر از 18 و مقاله و جایزه ملی و پایان نامه نمره 20 قبولم نکردن و اون وقت هرچی نور چشمی بود برداشتن. الان هم دارم توی یک دانشگاه خارج از کشور دکتری میخونم. البته از اینکه ایران رو ترک کردم اصلا خوشحال نیستم اما چاره ایی نداشتم اگه نمیرفتم باید با احترام فراوان تشریف میبردم سربازی تا به قول ریس نظام وظیفه استعدادهام شکوفا بشه!!
لطفا چاپ کنید.
واقعا خیلی تعجب بر انگیزه چون من تا حالا همچین چیزی نشنیدم اینجا شاید اشتباهی چیزی بد تفهیم شده.
ببینید اکثر ایرانیهایی که میایند اینجا فکر میکنند تمام حرفهای ماموران را فهمیده اند و بعد یک جوابی میدهند که اگر سئوال را اشتباه فهمیده باشند جواب را هم اشتباه میدهند و می شود جواب دروغ و در اینجا خیلی با دروغ مشکل دارند. بنده چند وقت پیش از گمرک فرودگاه تماس گرفتند و گفتند که آقایی به این اسم را میشناسی گفتم بله گفتند ایشان چیزهایی آورده اینجا که غیر قانونی است ولی من با ایشان شوخی کردم پشت تلفن و مامور گمرک خندید و گفت مطمئن شو که ایشان میفهمد قانون حمل به آمریکا را و همینطور مسائل دیگر را و خیلی عذر خواهی کرد که مزاحم وقت من شده و پدر همسرم که داشت وارد میشد را بدون مشکلی به اینجا راه دادند.
فقط میخواستم از یک بعد دیگر به قضیه نگاه شده باشد. موفق باشید.
من هم یک دانشجوی ایرانی خارج از کشور هستم که اگر درایران امکان تحصیل یا کارداشتم هرگز دلم نمی خواست دوراز خانواده باشم. اما چکنم که اگر بنویسم دروطن چطورحقم پایمال شد شما هرگز نظرمن را چاپ نخواهد کرد. اما آنکه برای تحصیل جلای وطن میکند بهر امیدیست نه بهر ناامیدی!!!
حالا کی خواست با امریکا رابطه باز کنه که شماها این جوری هر روز یه داستانی سرهم میکنن و خورد این مردم بی خبر میدین ، نگران نباشید رابطه با امریکا باز نمیشه
سلام

از این اتفاق شدیدا متاسف شدم. من خودم آمریکا هستم و تاحالا ۳ بارم رفتم و برگشتم. مشکل خاصی‌ برای من پیش نیومد ولی‌ نمیتونم بگم که این قضیه امکان نداره. مگر رفتار زشته اینارو با فرق التحصیلای شریف سال ۲۰۰۶ یادمون رفته که بالاتر از ۱۰۰ نفررو با چه اوضاع زشتی شبیه به اون چیزی که خواهرمون تعریف کرده برگردوندن.امیدوارم که همه یه کم منصف باشیم و خیلی‌ ساده نگیم که این اتفاق دروغه.اونأیم که میگن آمریکا اومدن واسه دکو پزه باز یه کم منصف باشن.خدا همهٔ مارو به انصاف هدایت کنه
بنده فارغ التحصیل ممتاز دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای مهندسی از دانشگاه صنعتی امیرکبیر با داشتن 4 مقاله ISI و یک ثبت اختراع هنوز موفق به عضویت در هیأت علمی هیچ دانشگاه دولتی نشده ام. پارتی بازی و رابطه همه جا بیداد می کنه. قبلا اصلا به فکر رفتن به خارج نبودم. ولی با وضعیتی که پیش آمده واقعا هیچ راهی جز این باقی نمانده است.
الکی میگه. من پارسال رفتم و برخوردشونم بسیار بسیار خوب بود. صد در صد یه کاری کرده اگه این حرفایی که زده راست باشه.
خواهر عزیز شانس آوردی که از گوانتانامو سر در نیاوردی
دوستان عزیزی که به راحتی سخنان این هموطنمان را دروغ می انگارند، اگر فقط 1% احتمال بدهیم که حرفهای ایشان درست باشد ( که با توجه به سابقه سیاه اداره مهاجرت آمریکا چیندان دور از ذهن نمینماید) چه جوابی دارند نزد وجدان خودشان و خدایشان؟!
مشکل ما ایرانیها در همین نکته نهفته است. به راحتی همریگر را دروغگو و مسئله دار میپنداریم و بیگانه ها را درستکار و امین! ... چه دلیلی دارد که دختری با این همه مشکلات به آ ن طرف دنیا برود و بعد بخواهد با دروغ پردازی خود را مظلوم جلوه دهد؟ که چه؟ غیر از اینکه ظلم بیش از خدی بر او رفته که خواسته به هموطنانش در میان بگذارد؟ ایا اگر یک دانشجویی آمریکایی همچین بلایی در یک کشور غریبه بر سرش می آمد ، آیا هموطنان نا مسلمانش او را دروغگو مینامیدند و سزاوار بلایی میدانستند که بر سرش آمده؟! ... واقعا خجالت آور است ...هموطنان عزیز! ایرانیان همیشه مهربان!( البته با غریبه ها!!!) این گرفتاری ما ریشه در تاریخ دارد ... باباطاهر هم به نوعی ار دوستان و نزدیکانش به همین صورت گله مند بوده که : اگر نوشم نئی ، نیشم چرایی؟!...
پارسال هم نسبت به دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف برخورد بدی داشتند که هیچ کس باورش را نمی کردو نمی دانم چرا این قدر مسئولان ما بی تفاوت هستند و با آمریکا رودرواستی داردن؟ براستی ما تا کی باید این چنین رفتارهایی را تحمل کنیم؟؟؟
من یک متخصص در خارج از کشور هستم و عاشق این هستم که یک روز به علم من در ایران نیاز داشته باشند و برگردم انجا در حد خودم کمک کنم. ولی برای اینکار کشور بایستی بیشتر توسعه پیدا کند و علوم و تکنولوژی پیشرفته وارد ایران شود.من هم حدود 7 سال پیش وقتی از آلمان سفری به انگلستان داشتم برخوردی با من شد که در آنزمان با حس ضعف با مامور گذرنامه برخورد کردم و رفتارشان با خودم را توهین به حساب نیاوردم. ولی اکنون اگر در فرودگاهی چنین برخوردی با من بشود همان موقع گذرنامه ام را میگیرم و میگویم خدا حافظ. اگر کشور شما به ورود من نیازی ندارد من نیز به ورود به کشور شما مشتاق نیستم.
قابل توجه شیرین عبادی که دم از حقوق بشر در ایران عزیز می زند و نگران از وضعیت موجود در ایران است
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: