آيتالله خامنهاي با تأكيد بر اينكه انرژي عظيم امت اسلامي ميتواند مشكلات جهان اسلام و از جمله مشكل حاد و فوري فلسطين را حل كند، فرمودند: مقاومت و صبر مجاهدان و مردم فلسطين و حمايت و كمك همهجانبه به آنان از سراسر كشورهاي اسلامي، خواهد توانست طلسم شيطاني غصب فلسطين را بشكند.
به گزارش «تابناک»، رهبر انقلاب در سخنرانی خود که امروز در کنفرانس حمایت از غزه ایراد کردند، پس از خیر مقدم به میهمانان و شرکت کنندگان این همایش فرمودند: در فاصله اين اجلاس با اجلاس قبلي كه در روزهاي پانزدهم تا هفدهم ربيعالاول سال 1427 هجري قمري در تهران تشكيل شد، حوادث مهم و تعيينكنندهاي رخ داده است كه افق آينده را در قضيه فلسطين روشنتر و وظايف ما را درباره اين مسأله همچنان اصليِ دنياي اسلام آشكارتر ميسازد.
رهبر انقلاب با اشاره به شكست شگفتآور نظامي و سياسي اسرائيل در برابر مقاومت اسلامي در جنگ 33 روزه لبنان در سال 1427 هجري قمري و ناكامي خفتآور رژيم صهيونيستي در جنگ 22 روزه جنايتكارانهاش با مردم و دولت قانوني فلسطين در غزه ادامه دادند: اكنون رژيم غاصب كه چند دهه با ارتش و تسليحات خود و با پشتيباني نظامي و سياسي آمريكا، چهرهاي مهيب و شكستناپذير نشان ميداد، دو بار از نيروهاي مقاومت كه با اتكای به خدا و مردم، بيش از اتكاي به سلاح و تجهيزات ميجنگيدند، شكست خورده و با وجود تمرينها و آمادهسازيهاي نظامي و سازمانهاي عريض و طويل اطلاعاتي و حمايت بيدريغ آمريكا و بعضي دولتهاي غربي و همدستي برخي منافقان جهان اسلام، انحلال و شيب تند سقوط و عدم كفايت خود در برابر موج نيرومند بيداري اسلامي را ظاهر ساخته است.
ایشان ادامه دادند: از سوي ديگر، جناياتي كه در حادثه تاريخي غزه از مجرمان صهيونيست سر زد؛ كشتار وسيع مردم غيرنظامي، ويران كردن خانههاي بيدفاع، سوراخ كردن سينه كودكان شيرخوار، بمباران دبستان و مسجد، بهكارگيري بمبهاي فسفري و برخي سلاحهاي ممنوع ديگر، بستن راه غذا و دارو و سوخت و ديگر نيازهاي اوليه مردم در مدتي نزديك به دو سال و بسي جنايات ديگر، ثابت كرد كه غريزه وحشيگري و جنايت در سران دولت جعلي صهيونيست، با دهههاي آغازين فاجعه فلسطين هيچ تفاوتي نيافته و همان سياست و همان خويِ درندگي و بيرحمي كه فاجعههاي دير ياسين و صبرا و شتيلا را پديد آورد، امروز هم بعينه بر ذهن و دل ظلماني اين طاغوتهاي زمان حاكم است كه البته امروز با بهرهگيري از پيشرفت فناوري، دایره جنايت بسي گستردهتر و فاجعهبارتر است.
چه آنان كه با توهم شكستناپذيري رژيم صهيونيست، شعار «واقعبيني» سر داده، دست سازش و تسليم در برابر غاصبان دراز كردند و چه كساني كه به خيال باطل خود، نسل دوم و سوّم سياستمداران صهيونيست را مبرّا از جنايات نسل اوّل دانسته، اميد همزيستي سالم در كنار آنان را در دل پروراندند، اكنون بايد به خطاي خود پي برده باشند. اولاً: با موج بيداري امت مسلمان و باليدن نهال مقاومت اسلامي، آن هيبت دروغين فرو ريخته و نشانههاي ناتواني و درماندگي در رژيم غاصب آشكار گشته است و ثانياً خوي تجاوزگري و بيشرمي از جنايت در گردانندگان آن رژيم همان است كه در دهههاي اوّل بود و هرگاه بتوانند يا گمان ببرند كه ميتوانند، از هيچ جنايتي رويگردان نيستند.
اكنون شصت سال از اشغال فلسطين ميگذرد. در اين مدت، همه ابزارهاي قدرت مادي در خدمت غاصبان قرار گرفته است؛ از پول و سلاح و فناوري، تا تلاشهاي سياسي و ديپلماسي و تا شبكه عظيم امپراتوري خبري و اطلاعرساني.
به رغم اين تلاش شيطاني گسترده و حيرتآور، غاصبان و حاميان آنان، نه تنها نتوانستهاند مسأله مشروعيت رژيم صهيونيستي را حل كنند، بلكه اين مسأله با گذشت زمان بغرنجتر هم شده است.
عدم تحمل رسانههاي غربي و صهيونيستي و دولتهاي حامي صهيونيزم در برابرِ حتي طرح سؤال و تحقيق درباره هولوكاست كه بهانه غصب فلسطين بود، يكي از نشانههاي اين تزلزل و ابهام است.
اكنون وضع رژيم صهيونيستي از هميشه تاريخ سياه خود در افكار عمومي جهان، بدتر و پرسش از دليل پيدايش آن جدّيتر است. اعتراض بيسابقه و خودجوش جهاني از شرق آسيا تا آمريكاي لاتين عليه آن رژيم و تظاهرات مردمي در 120 كشور جهان و از جمله در اروپا و در انگليس كه خاستگاه اصليِ اين شجره خبيثه بود و دفاع آنان از مقاومت اسلامي غزه و از مقاومت اسلامي لبنان در جنگ 33 روزه، نشان ميدهد كه يك مقاومت جهاني عليه صهيونيزم پديد آمده كه در شصت سال گذشته، هرگز تا اين اندازه جدي و حجيم نبوده است. ميتوان گفت مقاومت اسلامي لبنان و فلسطين توانسته است، وجدان جهاني را بيدار كند.
ایشان وضع کنونی اسرائیل را «درسی بزرگ» برای دشمنان امت اسلامي كه خواستهاند با زور و سركوب، دولتي و ملتي جعلي و فرمايشي بسازند و با مرور زمان، آن را به واقعيتي انكارناپذير تبديل كرده و چنين تحميل ظالمانهاي را در جهان اسلام، عاديسازي كنند و هم براي امت اسلامي و به ويژه جوانان غيور و وجدانهاي بيدار آن، تا بدانند كه مجاهدت در راه بازگرداندن حق پايمال شده، هرگز ضايع نميشود و وعده خداوند راست است.
مغالطه بزرگي كه در قضيه فلسطين بر ذهن برخي از دستاندركاران چنگ انداخته، اين است كه كشوري به نام اسرائيل يك واقعيت شصت ساله است و بايد با آن كنار آمد. من نميدانم اينها چرا از واقعيتهاي ديگري كه در برابر چشم آنان است، درس نميگيرند؟ مگر كشورهاي بالكان و قفقاز و آسياي جنوب غربي پس از هشتاد سال بيهويتي و تبديل به بخشهایي از شوروي سابق، بار ديگر هويت اصلي خود را باز نيافتند؟
چرا فلسطين كه پاره تن جهان اسلام است، نتواند بار ديگر هويت اسلامي و عربي خود را بازيابد؟ و چرا جوانان فلسطيني كه در شمار باهوشترين و مقاومترين جوانان عربند، نتوانند اراده خود را بر اين واقعيتِ ظالمانه فایق گردانند؟
آیتالله خامنهای در ادامه درباره مباحث مطروحه درباره مذاکرات صلح فلسطین فرمودند: مغالطه بزرگ ديگر آن است كه گفته شود، تنها راه نجات ملت فلسطين، مذاكره است! مذاكره با كي؟ با رژيم غاصب و زورگو و گمراهي كه جز به زور، به هيچ اصل ديگري معتقد نيست؟ آنان كه به اين بازيچه و فريب خود را دلخوش كردند چه به دست آوردند؟ آنچه آنها به عنوان حكومت خودگردان از صهيونيستها گرفتند، با صرفنظر از ماهيت تحقيرآميز و اهانتبار آن، نخست این که با هزينه سنگينِ اعتراف به مالكيت رژيم غاصب بر تقريباً سراسر فلسطين تمام شد و دوم آن که همان حكومت نيمبند و دروغين را هم با بهانههاي واهي در مواردي زير پاي خود لگدكوب كردند؛ محاصره ياسر عرفات در ساختمان مديريتش در رامالله و انواع تحقير و تذليل او حادثهاي نيست كه فراموش شود.
سوم، چه در زمان عرفات و چه به ويژه پس از او با مسئولان حكومت خودگردان مانند رؤساي كلانتريهاي خود رفتار كردند كه وظيفهشان تعقيب و دستگيري مجاهدان فلسطيني و محاصره اطلاعاتي و پليسي آنهاست، و بدين صورت تخم كينه را در ميان گروههاي فلسطيني پاشيدند و آنها را به جان يكديگر انداختند.
و چهارم: همان اندازه دستاورد ضعيف هم فقط به بركت جهاد مجاهدان و مقاومت غيور مردان و زنان تسليمناپذير بود. اگر انتقاضهها رخ نميداد، صهيونيستها با وجود تنازل پيدرپي رؤساي سنتي فلسطين در برابر آنها، همين اندازه را هم هرگز به آنان نميدادند.
يا مذاكره با آمريكا و انگليس كه بزرگترين گناه را در ايجاد و حمايت از اين غده سرطاني مرتكب شدهاند؟ و خود پيش از آنكه ميانجي باشند، طرف دعوايند؟ دولت آمريكا هيچگاه حمايت بيقيد و شرط خود از رژيم صهيونيست و حتي از جنايتهاي آشكار آن از قبيل ماجراي اخير غزه را متوقف نكرده است.
حتي رئيسجمهور جديد آمريكا هم كه با شعار تغيير در سياستهاي دولت بوش بر سر كار آمده است، از تعهد بيقيد و شرط به امنيت اسرائيل دم ميزند؛ يعني دفاع از تروريسم دولتي، دفاع از ظلم و زورگویي، دفاع از قتل عام صدها مرد و زن و كودك فلسطيني در 22 روز، اين يعني همان كژراهه دوران بوش و نه چيزي كمتر.
مذاكره با مجامع وابسته به سازمان ملل هم يك رويكرد عقيم ديگر است. سازمان ملل شايد در كمتر نمونهاي همچون مسأله فلسطين، مورد آزمون افشاگر و رسواكننده قرار گرفته باشد.
شوراي امنيت، يك روز اشغال فلسطين به وسيله گروههاي تروريست جرّار را سريعاً به رسميت شناخت و نقشي اساسي را در پيدايش و تداوم اين ظلم تاريخي بازي كرد و پس از آن چندين دهه همواره در برابر نسلكشيها، آوارهسازيها، جنايتهاي جنگي و انواع جرایم گوناگون ديگر آن رژيم، سكوت رضايتآميز كرد و حتي هنگامي كه مجمع عمومي رأي به نژادپرست بودن صهيونيسم داد، نه تنها با آن همراهي نكرد، كه در عمل 180 درجه با آن فاصله گرفت. كشورهاي زورگو عالم كه برخوردار از عضويت دایم در شوراي امنيتند، از اين مجمع جهاني همچون ابزار استفاده ميكنند.
نتيجه آنكه نه تنها اين شورا به كار امنيت در جهان كمكي نميكند، بلكه هر جا كه قرار است مفاهيمي همچون حقوق بشر يا دمكراسي و امثال آن، وسيله زيادهطلبي و سلطه بيشتر آنان شود، به كمك ايشان ميشتابد و بر كارهاي نامشروع آنان پوششي از فريب و دروغ ميافكند.
ایشان در پایان سخنرانی از خداوند متعال، عزت اسلام و مسلمين و نزديكي هر چه بيشتر ملتهاي مسلمان به يكديگر و بيداري روزافزون دنياي اسلام را خواستند.