پس از سفر دومين مقام عالي دولت به كشور ليبي و ديدار وي با سرهنگ معمر قذافي، تا كنون هيچ خبري درباره پيگيري پرونده رهبر ايراني شيعيان لبنان منتشر نشده و در ميان ده توافقنامه همکاري دوجانبه با کشور ليبي که سه مورد آنها به همکاري سهجانبه با آمريكاي لاتين مربوط ميشود، كوچكترين سخني درباره اين پرونده تاريخي به ميان نيامده است.

خبرنگار «تابناك» گزارش داد: پس از سفر دومين مقام عالي دولت به كشور ليبي و ديدار وي با سرهنگ معمر قذافي، تا كنون هيچ خبري درباره پيگيري پرونده رهبر ايراني شيعيان لبنان منتشر نشده و در ميان ده توافقنامه همکاري دوجانبه با کشور ليبي که سه مورد آنها به همکاري سهجانبه با آمريكاي لاتين مربوط ميشود، كوچكترين سخني درباره اين پرونده تاريخي به ميان نيامده است.
با اين حساب، اين پرسش پديد ميآيد كه ايران به عنوان تنها کشور با حاکميت شيعي، آيا نميتوانست از دولت ليبي که انفجار هواپيمايي را که به ماجراي «لاکربي» معروف شد و نه تنها تاوان قربانيان اين انفجار را به کشورهاي غربي پرداخت نمود، بلکه از ادعاهاي خود نيز صرف نظر کرد، دستكم يك عذرخواهي و پذيرش جرم دريافت كند؟
آيا هيأت ايراني نميتوانست يکي از اين توافقات دوجانبه را به تشکيل کميتههاي مشترک با همتايان لبناني خود براي آشکارسازي ربودن امام موسي صدر در ليبي و حل اين معضل مهم در جامعه تشيع پس از سي سال از ناپديد شدن وي اختصاص داده و دستكم موضوع ربون امام موسي صدر و دستگيري او را توسط مقامات ليبيايي براي شيعيان جهان مشخص نمايد؟
اين در حالي است كه آمريكا و انگليس براي كشته شدن چند تبعه معمولي خود در پرواز لاکربي، ليبي را به مدت طولاني تحريم كردند تا اين رژيم مجبور به عقبنشيني شود؛ بنابراين، آيا دولت ايران نميتوانست با اين کشور به اصطلاح دوست، يک کميته حقيقتياب براي روشن نمودن ابعاد وضعيت امام موسي صدر ايجاد كند؟
به راستي ما شيعيان چگونه ميتوانيم از ربودن امام موسي صدر توسط عمال دولت قذافي به راحتي بگذريم و در مراودات خود با اين کشور از اين موضوع چشمپوشي كنيم؟
در همين زمينه، به
يادداشتي نيز در ستون سمت راست توجه كنيد.