كدخبر: ۴۱۹۴۶
تاريخ انتشار: ۱۴ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۷:۴۰
تعداد بازديد: ۱۵۱۶۹
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
ریاست جمهوری و رانندگی در ایران
دكتر محسن رضايي
تمثیل در تحلیل های سیاسی مشابه تمثیل در شعر بهتر می تواند در رساندن معنا و مفهوم به مخاطب کمک کند. ریاست جمهوری را می توان به رانندگی تشبیه کرد. با این تفاوت که ریاست جمهوری در کشورهای توسعه یافته مثل آمریکا و اروپا رانندگی یک ماشین مدرن و تمام اتوماتیک است و در اتوبانهای استاندارد صورت می گیرد و لذا رانندگی آن اسان است.
ولی ریاست جمهوری در کشورهای در حال توسعه مثل ایران رانندگی یک ماشین کهنه و فرسوده است که راننده باید سه تخصص همزمان داشته باشد. از يکطرف رانندگی را بلد باشد و از سوی دیگر تعمیرات را بتواند انجام دهد. ضمن آنکه راهها هم مناسب نیست و باید راه سازی هم بلد باشد.

اگر از ادبیات "کوهان" درتفکیک علوم طبیعی (نرمال ) و فوق معمولی از یکدیگر برای مدیریت که نوعی دانش هم می باشد استفاده کنیم، توان و مهارت رانندگی اتومبیل کشور و یا اداره آن را "توان طبیعی" و توان تعمیراتی و راهسازی آن یا توسعه و پیشرفت کشور را توان "فوق معمولی" می نامیم. انگاه به نتیجه میرسیم که درکشورهای درحال توسعه مثل ایران دولتها باید هم توان مدیریتی طبیعی داشته باشند تا بتوانند کشور را اداره کنند و هم توانایی مدیریتی فوق معمولی داشته باشند تا بتوانند تعمیر و توسعه جامعه و دولت را انجام دهند و خوشبختی و پیشرفت و عدالت را برای ملتشان در مدت معقولی به ارمغان بیاورند . مشابه چین ، مالزی ،کره جنوبی و کشورهای آسیای جنوب شرقی.

وضعیت مدیریت در ایران

دولتها در ایران طی سی سال اخیر در بعد رانندگی تا کنون تا 70 درصد موفق بوده اند ولی در بعد تعمیراتی و توسعه کشور تا 30 درصد موفقیت داشته اند. البته جاده سازی که همان سیاست گذاری های کلان می باشد از سوی رهبری و با کمک کارشناسان کشور صورت می گیرد و طی ده سال اخیر فعال شده است از موفقیت خوبی برخوردار بوده که از نتایج ان ترسیم چشم انداز اینده کشور و سیاستهای اصل 44 بوده است لذا راهسازی خوبی در سیاست صورت گرفته ولی ماشین فرسوده ای دراختیار رانندگان قرارمی گیرد. نمونه های این فرسودگی در سازمان اداری دولت و در مدیریت و فرهنگ جامعه دیده می شود.

حجم دولت ایران دو برابر دولت ژاپن است، در حالیکه جمعیت ایران نصف آن می باشد. کارایی و بهره وری اداری ایران چند دهم ژاپن می باشد. یا در جامعه ایران به اندازه یک کشور دویست میلیونی آب وبرق و نفت و گاز و حتی نان مصرف می شود و یا سالانه هشت میلیون پرونده قضایی وجود دارد همه اینها دلالت بر این دارد که رئيس جمهور در ایران باید بتواند دولتی را بوجود آورد که هم کشور را اداره کند و هم آنرا تعمیر و توسعه بخشد.

مدیریت طبیعی

برای رانندگی ماشین کشور و یا اداره آن نیاز به توانایی مدیریتی طبیعی است، این مدیریت شامل چند کار ساده و وظیفه است که همه دولتها و غالب نامزدهای ریاست جمهوری آنها را زود یاد می گیرند و از عهده انجام آنها بر می آیند؛

1- تهیه لایحه بودجه

2- اداره جلسه هیئت دولت و وزرا که چون هماهنگ بارئیس جمهور هستند و هر چه بگوید مخالفت جدی با آن نمی شود کار چندان سختی نیست.

3- دادن یک شعارهاي آرمانی که در زمان کوتاه چهار ساله وحتی هشت ساله قابل تحقق نیست مثل جامعه مدنی و یا مدیریت جهان ولی توجهات را بخود جلب می کند.

4- اداره شورای عالی امنیت و ارائه پیشنهاداتی به رهبری که مسئول اصلی امنیت ملی است.

5- سفرهای استانی و احترام به مردم و توزیع بخشی از ثروت خدادادی نفت به مردم.

نشان بارز این نوع مدیریت در ایران این بوده است که تمام دولتهایی که تاکنون در ایران آمده اند از یک ساختار بودجه مشابه ای استفاده کرده اند و درچارچوب اقتصاد نفتی آنرا تهیه و اجرا کرده اند. حتی با وجود آنکه قرار بوده دولت بودجه سال 1388 را در چارچوب سیاستهای اصل 44تهیه کند دولت این کار را نتوانسته انجام بدهد. البته دولتهای قبلی هم نتوانستند این کار را انجام بدهند.

مدیریت فوق معمولی

توان مدیریتی فوق معمولی و یا توان مدیریتی تعمیر و توسعه که موجب خواهد شد هم دولت نوسازی شود و هم جامعه ساخته شود.
کشوری مثل ایران که طی سیصدسال اخیر، فرهنگ و تمدن و اقتدارش فرو پاشید بدون توان مدیریتی فوق معمولی در مدت کوتاه بیست سال اینده در تمامی عرصه ها به خصوص در ابعاد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و علمی نمی تواند خود را بازسازی و نوسازی کرده و توسعه یافتگی را پشت سربگذارد.

مدیریت فوق معمولی دارای ویژگی های زیر است :

1- دارا بودن یک تیم پیشرو در توسعه و پیشرفت که دارای ایده مناسبی برای توسعه و الگویی فراگیر و برنامه ای جامع برای تحقق آن باشد.

2- دارا بودن سبک مدیریت خاص و اندیشه تحول و فرهنگ و اخلاق مناسب پیشرفت و توسعه و بخصوص روحیه کار جمعی .

3- تبدیل کردن توسعه و پیشرفت و عدالت به یک گفتمان عمومی و عزم و اراده ملی در جامعه، مشابه کاری که رهبری ایران در انفلاب 22 بهمن 57 و یا در دوران دفاع مقدس کرد.

4- مشارکت فعال نخبگان و اجماع آنان در امر توسعه، مشابه کاری که در چین و مالزی و کره جنوبی و اخیرا در هند صورت گرفته است. در این مرحله نخبگان با دولت و مردم در امر توسعه و پیشرفت همراه می شوند.

کدام یک از دولتها و روسای جمهور ت اکنون این توانایی را داشته اند؟ و کدام یک از نامزدهای فعلی انتخابات این توانایی را دارد؟

شما خوانندگان اگر مایل بودید به این سئوالات پاسخ دهید.

مدیریت غیرعادی

البته توان مدیریتی فوق معمولی با توان مدیريتی نامتعارف و غیرعادی فرق اساسی دارد. مدیریت غیر عادی به دو شکل ظاهر میشود:

1- نخبگان به حاشیه می روند و مردم به مرخصی و تعطیلات می روند و کم کاری تشویق و سن بازنشتگی ده سال از تمامی دنیا کمتر می شود. بجای تیم پیشرو یک نفر همه کاره می شود. و معلوم است که چنین توانایی فوق بشری برای زندگی روی زمین نیست.

2- دولت به خود رهامی شود ، خیلی ها همه کاره میشوند ، دولت چندین سخنگو خواهد داشت، رئیس دولت درنقش یک قدیس همه را موعظه به تحمل یکدیگر می کند. عده ای به مقدسات حمله می کنند و عده ای به آزادیها، و دولت هم اظهار تاسف می کند. حکمرانی ضعیف می شود و هرج و مرج کشور را فرا می گیرد.

هر دو شکل فوق مدیریتهای غیرعادی، مدیریت معمولی کشور را با مشکل مواجه می کند چه برسد به اینکه منجر به توسعه و عدالت درکشور بشود.

دولت کامل

ما در ایران نیاز به دولتهایی داریم که هم توان طبیعی برای اداره کشور داشته باشند و هم توانایی تعمیر و توسعه داشته باشند و لذا باید از توان فوق معمولی هم برخوردار باشند. ناتوانی دولتها دراین بعد کاملا درجامعه ما مشخص است. بیکاری و تورم و عقب ماندگی و پایین بودن بهره وری و اسراف همه جانبه از زمان گرفته تا منابع طبیعی و منابع انسانی همه نتایج این ناتوانی مدیریتی است. سی سال مدت کمی نبوده است، اگر همین روند ادامه یابد تاپنجاه سال دیگر هم تحولی صورت نمی گیرد.

در این بعد ما باید خودمان را با کشورهایی مثل چین و کره و کشورهای اسیای جنوب شرقی مقایسه کنیم. انگاه متوجه می شویم که انها از توانایی فوق معمولی برخوردار شده اند ولی ایران هنوز از این توانایی در ابعاد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی برخوردار نیست.

البته دربعد سیاسی و دفاعی در دهه اول انقلاب چنین مدیریتی ظاهر شد. یعنی در این دوره مدیریت کشور در بعد سیاسی و دفاعی و امنیتی هم از توانایی طبیعی برخوردار بود و هم از توانایی فوق معمولی، ولی همان موقع چنین توانایی در بعد مدیریت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی حاصل نشد که در جایی دیگر به این مساله خواهیم پرداخت.

ولی توان تعمیر و توسعه در اغلب روسای جمهوری که تا کنون در ایران امده اند بسیار ضعیف بوده و در اکثر نامزدهای انتخاباتی فعلی هم کمتر دیده می شود و هر کدام که رئیس جمهور شوند نتیجه آن روشن است، یعنی رانندگی را یاد می گیرند ولی قادر به تعمیر و توسعه ماشین ایران نخواهند شد و لذا تحولی در کاهش بیکاری و تورم صورت نمی گیرد و بهره وری اقتصادی ایران هم افزایش چشمگیری نخواهدکرد.

پس چه باید کرد؟ بعدا به این مساله می پردازیم.
نظرات بینندگان:
تحليل درستي است ونتيجه گيري مقاله هم درست است.به نظر من در اجراي همان اصول 44 هم دولت كوتاهي كرد.خصوصي سازي, دولت الكترونيك, كاهش بروكراسي اداري, و سازش با دنيا بجاي يكه تازي ,اينها همه نيازمند دولتي قوي است,وگرنه وضع همين است كه شما گفتيد.
فکر می کنم دولت میرحسین بتواند
من سالهاست از مسولین تقاضای جدیت ایشان روی نجام رانندگی بین خطوط توسط رانندگان ایران عزیزمان را داشته ام که تاکنون کسی اهمیتی نداده است حال که جناب رضایی ریاست جمهوری را به رانندگی تشبیه کرده اند عرض میکنم بین خطوط بون انحراف به چپ و راست رانندگی ( عمل ) کنیم همه مسایل حل شدنی است. ممنونم
در تعجبم که چرا آقای محسن رضایی آقای میرحسین موسوی را برای اینکار مناسب نمی داند؟
خوب بود. فقط آقای رضایی خودشون بفرمان چه تضمینی داره مثلا اگر دولت اتلافی اومد واقعا کارشناسی کنه نه سیاسی کاری و باند بازی.
بسیار جالب نوشته ای. ولی آقای رضایی شما که خواهان مشارکت فعال نخبگان و اجماع آنان در امر توسعه، مشابه کاری که در چین و مالزی و کره جنوبی و غیره هستید بفرمایید بگویید آیا نخبگان در ایران فقط بین بخشی از اصولگرایان پیدا میشوند؟ در بین سایر احزاب و گروهها که متاسفانه بآنها مجال تشکیل حزب را نمیدهند و برخی هم بکلی از هر حق اجتماعی و سیاسی محرومند نخبه پیدا نمیشود؟ آیا در مالزی و کره مردم به دو گروه خودی و غیر خودی تقسیم میشوند؟ اینرا بدانید آقای رضایی تا وقتی که این مرز بندی هست تلاش برای توسعهء کشور حتی توسط رییس جمهوری که هم رانندهء ماهری است و هم توانایی فوق معمولی در مدیریت و برنامه ریزی دارد تا صد سال دیگر هم بثمر نخواهد رسید.
بنده هم اقای موسوی را برای ریاست جمهوری ضعیف می بینم عملکرد ایشان در زمان نخست وزیری بسیار ضعیف وجود مبارک حضرت امام وفرد پرقدرتی چون اقای رفسنجانی وفرماندهان برومندی چون اقای رضائی مملکت را اداره کرده بود
ایشان بسیار منطقی بوده و ذهن باز و خلاقی دارند...اما از ادبیات ظریف و متناسب با یک روح لطیف استفاده نمی کنند. بنوعی کلمات زمخت و خالی ظرایف ادبی است.
واقعا خیلی غصه می خورم که چرا باید فرمایشات بی بدیل ایشان اینگونه فدای کلمات شود و چه بسیاری که منتظر فرصتند که بعد از ابراز بیانات ارزشمند ایشان، همین نوع ادبیات را بهانه کنند و نظرات مفید ایشان را زیر سوال ببرند.
الان این مطلب ایشان یک سند خلاقانه و مؤثر برای بهبود اوضاع سیاسی مملکت است...اما مع الوصف از عباراتی استفاده شده است که خود یک ضد تبلیغ برای شخص ایشان (اگر بعنوان کاندیدا شرکت کنند) بحساب می آید.
اگر لازم دیدید، من می توانم دهها مورد را در همین متن مختصر به به عرض برسانم که با رعایت آنها، متن ظریفتر و زیباتر می شد.
الغرض... خواهش می کنم، تمنا می کنم...نمی دانم دیگر به چه زبانی بگویم...وقتی که می خواهند مطلبی را منتشر کنند، اول به یک ویراستار آشنا به موضوع بدهند که ویرایش شود...همین.
ای کاش آقای رضايي نخبگان را هم مشخص می کردند. آنچه که من در ايران ديده ام نخبگان وابستگان، خواهر، برادر و.... مسئولين محترم هستند. شما به وابستگی مسئولين ومديران نگاهی بياندازيد. آيا اجازه می دهند فردی مثل من که با هيچ کس نسبت فاميلی ندارم کاری انجام بدهم. مسلم است که اجازه نمی دهند. در ايران هرچه بیسواد تر، بی عرضه تر و..... باشی، نخبه هستی و میتوانی مملکت را اداره کنی
ای کاش آقای رضايي نخبگان را هم مشخص می کردند. آنچه که من در ايران ديده ام نخبگان وابستگان، خواهر، برادر و.... مسئولين محترم هستند. شما به وابستگی مسئولين ومديران نگاهی بياندازيد. آيا اجازه می دهند فردی مثل من که با هيچ کس نسبت فاميلی ندارم کاری انجام بدهم. مسلم است که اجازه نمی دهند. در ايران هرچه رابطه بيشتر داشته باشي و..... باشی، نخبه هستی و میتوانی مملکت را اداره کنی
ایشان نکات بسیار جالبی را مطرح کرده اند؛ اما بهرحال بیشتر به آنچه که رخ داده اشاره کرده اند و نه علل آن. اگر دولتی نتوانسته جهان را مدیریت کند یا جامعه مدنی بوجود آورد، این فقط معلول است که همه می دانیم. مشکل در پس صحنه است.. که همان ترجیح منافع فردی و گروهی به منافع کشور است؛ که هم باعث فقدان انگیزه برای ساخت کشور می شود و هم البته موجد اختلاف و کشمکش مابین نیروها می شود.
حالا اگر کسی می خواسته خدمت کند، یا دیگران با وی هماهنگ نبوده اند! یا او با دیگران!!
دنبال راه حلهای فوق معمولی (نرمال، عادی، طبیعی؟ هر 4 اصطلاح به یک معنی است دراینجا؟) باشیم...فقط کافیست یک فرد معتدل بیاید و بقیه نیروها با وی همکاری داشته باشند و نیروهای افراطی را هم به حاشیه برانند.
من الان چند سال است مالزی هستم و هروقت از مالزی تعریف می کنند در ایران، واقعا خنده ام می گیرد...درواقع راه پیشرفت (نه چندان همه جانبه) مالزی بسیار ساده بوده است...ساده تر از آنکه فکرش را بکنید...هیچ کار فوق العاده و شق القمری هم انجام نشده است...
در یک کلام: "رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود"
ما مرتب می سازیم، خراب می کنیم ...می سازیم، دوباره خراب می کنیم..الی الابد..بعد هم باز متعجبیم چرا پیش نمی رویم.
البته یک نکته فرعی، مدل توسعه دراینجا اینست که درست برعکس ایران، که مردم در ماهواره و تکنولوژی روز غرقند و الان زبان فارسی یکی از زبانهای اصلی اینترنت شده است (کافیست یک کلمه مشترک فارسی و عربی را در گوگل سرچ کنید تا بفهمید!!) و خلاصه جلوتر از دولت هستند؛ در مالزی کاملا برعکس است و برای مردمان عقب مانده، مرتب تکنولوژی و فرهنگ (تکنولوژیک) جدید می آورند بدون آنکه آنرا مغایر با فرهنگ خود بدانند؛ و مردم هم با طمانینه و بدون دستپاچگی و همراه با حفظ عناصری از فرهنگ خود، بتدریج تکنولوژی را جذب می کنند و حرص خاصی هم در جلورفتن ندارند. همه را می بینی که آرام و بدون آنکه بخود فشار بیاورند حرکت می کنند و دولت هم همیشه جلوتر از مردم است در اجرای پروژه ها. حالا در ایران مردم بشدت و زیگزاگی درحال دویدن هستند و دولت هم باسرعت دور خودش می چرخد. صدها برابر (البته با اغراق!!) انرژی مصرف می کنیم؛ آخرش نه تنها دولت از مردم و نیازهایشان عقب است، بلکه اصلا نمی دانیم داریم جلو می رویم، عقب می رویم...چپ یا راست..بدتر اینکه اصلا نمی دانیم کدام طرفی برویم خوب است..!!
درواقع هم هروقت ما ثبات مدیریتی داشتیم بخصوص اوایل زمان آقای هاشمی و اواخر دوره خاتمی، اوضاع بتدریج خوب شده و خیلی هم خوب پیش رفته است.
شما هم بجای این نظریات فوق عادی(نرمال، طبیعی یا معمولی) به فکر یک دولتی باشید که نیروهای منطقی و دلسوز را (البته و صد البته نه فقط از اصولگرایان) جمع کند، نیروهای افراطی را از هر طیف به حاشیه براند، و براساس چارچوبهایی که داریم، فقط "آهسته و پیوسته رویم" ...
نه تنها همه چیز درست می شود...بلکه قول می دهم شعار "هنر نزد ایرانیانست و بس" (یا صورت درست آن از فردوسی: هنر نیز ز ایرانیان است و بس) در عرض 20 سال محقق شود.
شاید برای اولین بارهائيست است که مطلبی جدی و بدون ابهام از آقای محسن رضایی خواندم.
سلام

ضمن احترام به نظرات آقای دکتر، عقایدشان را تا حد10-15 درصد مفید می دانم. مشکل پایه و ریشه ای در کشور ما، نبود قانون صریح و شفاف می باشد.
وقتی در مملکت نمایندگانی وجوددارند که فقط فکر منافع خودشان هستند و یا اینکه بعضادر کارهای اجرایی از قوه مجریه بیشتر مدیریت می کنند چگونه می توانی مدیرانی موفق در قوه مجریه پیدا کنی
راننده پایه یک یا پایه 2 ؟! پس با این حساب باید داشتن گواهینامه رانندگی یکی از شرایط جدید کاندیدای رییس جمهوری باشد!
دوستان عزیز سلام این را بدانید که خدا وند سرنوشت قومی را تعغییر نمیدهد مگر اینکه ان قوم بخواهند من نمیدانم چرا همه به خون احمدی نژاد تشنه اند اما به امید خدا او امسال رئیس جمهور دهم ایران است
به نظر بنده از آنجا که انقلاب اسلامی ویژگی های خاص خود را دارد و قابل قیاس با دیگر کشورها نیست در بعد توسعه و مدیریت هم قابل قیاس نیست. بهترین مدل مدیریتی را امام ارائه داده اند ولی متاسفانه آقایان نمیخواهند عمل کنند و سعی میکنند از تئوری های موجود در اقتصاد، سیاست، و .. استفاده کنند حال آنکه امام یک تئوری جدید ارایه کردند و آن هم مردمی بودن بمعنای دقیق کلمه. مادامی که آقایان در شهرک ... در خانه های ... زندگی میکنند درد قشر مستضعف را نمیفهمند. اگر نهضتی ایجاد کنید و دسته جمعی از بالا شهر به پایین شهر و یا جتی شهرستانهایتان مهاجرت کنید و در میان مردم عادی بصورت واقعی زندگی کنید آنگاه این مردم بهترین یار و مددکار شما خواهند بود و از دل همین مردم مدیران خوب لایق بیرون خواهد آمد.
ای کاش میشد که همواره از نظریات ایشان بهره مند شد ، پردازش مسائل به شکلی که قابل فهم عامه باشد در هدایت افکار عمومی نقش بسزایی دارد، اینکه مردم باید بدنبال چه باشند و چه باید کرد از وقتی که آقای دکتر رضایی در این سالها در جرگه سیاسی قدم نهاده اند ( شاید به خاطر اینکه در اجرائیات حضور واقعی نداشته اند و یا شاید عوامل اجرایی تحمل حضور واقعی و فعال ایشانرا نداشته اند )کمتر دچار لغزش در عمل و به طور قوی در تئوری شده اند پاسخگویی ایشان به مردم و رهبری معظم انقلاب از بارزترین خصویات ایشان است که وقتی با آرمانخواهی و همراه با تئوری های قوی اجرایی ایشان ممزوج میشود از ایشان فردی میسازد که میتوان گفت علیرغم نامهربانیهای فراوانی که در حق ایشان ( آنهم به این گناه که شاید از سپاه بیرون آمده اند که قطعا با اجازه مقام معظم رهبری بوده است ) شده است ،برای فضای سیاسی کشور بسیار مفید بوده اند ، میگویند که ایشان با طرح دولت ائتلافی بدنبال سهم خواهی است و بعضی در جواب ایشان میگویند که دولت شرکت سهامی عام نیست ، باید گفت که دولت یک شرکت سهامی خاص نیز نباید باشد حذف ایشان از صحنه سیاسی کشور با شیوه هایی که مخالفان ایشان تاکنون داشته اند با ناکامی مواجهه شده است و انشاء الله هیچوقت به واقعیت نخواهد انجامید و دلیل آنهم اعتقاد راسخ ایشان به داشته ها و آموزه هایی است که در کوران انقلاب اسلامی و مقاطع مختلف آن ، خود را به آن صفات برجسته مزین کرده اند از جمله صبر و پایداری ، ولایتمداری و ذکاوت و موقع شناسی و همچنین فراگرفتن و اجرایی کردن درسهای مهم و مفید مقام معظم رهبری از جمله دشمن شناسی.باشد که ملت بزرگ و امت شهید پرورمان بتواند از این ذخیره نخبگی به نحو احسن استفاده کند
بهتر بود اگر ایشان رانندگی را مثال زده اند، دیگر جاده سازی را نمی فرمودند؛ چون کاملا امری است جدا و ربطی به رانندگی ندارد و اصولا نمی توان تصورکرد راننده ای به جاده سازی مشغول شود (این تشبیه تنها هنگامی می تواند درست باشد که بخواهد امر محالی را نشان دهد؛ درصورت آنکه ایشان در نهایت آنرا ممکن دانسته و حتی قبل از آن، اینکار را توسط ارکان نظام و رهبری و مجمع انجام شده دانسته اند). بهرحال تشبیه صحیح (برای رانندگی) اینست که "رانندگی همراه با آدرس بلد بودن و ناوبری" که در کشورهای پیشرفته با نقشه های کامل و دستگاههای جی پی اس و ... بسیار راحت است، اما درایران خود پیداکردن راه مشکل است.راستی این درصدها اگر اینقدر دقیق است، پیشنهاد می کنم که اعشار آنرا حذف نکنیم؛ مثلا بگوییم رانندگی در 73 ممیز 345 هزارم موارد صحیح بوده!!!!
با سلام آقای دکتر شما با این نظرات کارشناسی تان زمان جنگ چرا این همه جوان را به اسم جنگ و سیاست به کشتن دادید راستی زمان انتخابات یادم هست قسم خوردید که به آبروی حضرت زهرا من کنار نمی روم ولی به دلایلی رفتید چرا قسم خود را شکستید شما اگر رییس جمهور شوید همه چیز را درست می کنید نظر تا عمل خیلی راه است آقای دکتر
انتخاب سرنوشت مردم و جاده اي كه مي خواهند در آن حركت كنند حق خودشان است جناب آقاي رضايي.
بهتر است خود را مصداق این سخن قرارندهیم: "یکی بر سر شاخ بن می برید"
اینکه عملکرد موسوی را "بسیار ضعیف" بدانیم چه کمکی به ما می کند؟ جزاینکه ارزشهای دفاع مقدس را بخواهیم به نفع برخی دیگر مصادره کنیم؟؟ (منافع کوتاه مدت انتخاباتی؟؟ این مثال بسیار جالبی است از خرج ارزشها برای منفعتی زودگذرا!!! بهتر است اگر دنبال مصداق می گشتیم؛ حالا یادبگیریم - البته امیدوارم این مثال فوق العاده را تابناک درج کند)
خب اگر با ایشان مخالفید، بگویید قابل انتقاد بوده است یا اگر ضعیف بوده به چه دلیل؟ و دیگر چرا و به کدام دلیل "بسیارضعیف"؟؟!
کدام عقل سلیم می پذیرد که امام یک فرد "بسیار ضعیف" (نه حالا قابل انتقاد) را در زمان جنگ مسلط بر مملکت کرده اند که خودشان و افراد قوی چون آقای رفسنجانی مملکت را اداره کنند؟؟؟!
بعلاوه آیا ما مشکلات جنگ را برای دولت قبول داریم یا اساسا منکر آنیم؟ فرماندهی جنگ با رفسنجانی و رضایی و بقیه...بسیار عالی...این چه ربطی به دولت و کارهای جاری دولت دارد؟ آنهم دولتی که در جنگ باید انجام وظیفه کند... مگر فرماندهای جنگ بودند که دولت را می چرخاندند؟ البته بار کاری برای همه سنگین بود و امام هم به همه کمک می کردند...اما این به معنی انتخاب شده بودن یک فرد "بسیارضعیف" برای ریاست دولت آنهم در زمان جنگ و آنهم با تایید امام است؟
من ابدا نمی گویم به موسوی انتقادی وارد نیست...اما چطور ما بخود اجازه می دهیم و دلمان می آید که اینگونه با خاطرات و تاریخ انقلابمان که در سختترین شرایط به بار نشسته رفتار کنیم و قدردان باشیم؟
با "بسیارضعیف"!!!؟
با سلام
در رانندگی یکی از اساسی ترین نکات سالم بودن وسیله ی نقلیه است که البته با توجه به اختصاصی بودن این کار الزاما توسط راننده صورت نمی گیرد جناب دکتر آیا شما همیشه خود اتومبیل خود را تعمیر می کنید؟
در سیاست هم در کنار رئیس جمهور به عنوان راننده (که واقعا مسئولیت سنگینی است چرا که هرکس از یک طرف سنگی را پرتاب می کند)عده ای نیز که توانایی رانندگی را ندارند (یا دستشان به ماشین نمیرسد)باید راه را برای او هموار کنند.
دلسوزان نظام بهتر نیست به جای سنگ اندازی جاده را تعمیر کنند؟
رييس جمهوري آمريكا - باراك اوباما - در هنگام انتخاب جو بايدن معاون اولش گفت:"كساني را در كابينه ام انتخاب مي كنم كه نظرات و ايده هاي مرا به چالش بكشند". متاسفانه در كشور ما رييس جمهور معاونين و وزيراني را انتخاب مي كند كه فقط بله قربان بلد باشند و مطيع محض دستورات او باشند.در كشور ما رييس جمهور بايد اين مشخصات را داشته باشد كه البته با تمامي كشورهاي دنيا متفاوت است:تئوريسين،نظريه پرداز،مدير اجرايي،خط دهنده.رييس جمهور در تمامي كشورهاي دنيا فقط بالاترين مدير اجرايي آن كشورهاست و تئوريسين و ... به عهده رييس جمهور نمي باشد.اين تفاوت مهم وجود دارد.به نظر من مردم كشورمان نبايد به فرد و مشخصات فردي راي دهند بلكه بايد به برنامه ها و سيستم برنامه ريزي راي دهند.ما نبايد منتظر فرد باشيم تا تغييري در روند امورات جامعه ايجاد كند بلكه بايد به افكار و ديدگاههاي او راي دهيم.شما طرز برخورد مردم عادي كشورمان را با رييس جمهور ببينيد و در مقايسه طرز برخورد مردم عادي كشورهاي ديگر علي الخصوص آمريكا را با رييس جمهور كشورشان ببينيد.مردم كشورمان به حالت تقدس با رييس جمهور برخورد مي كنند در صورتي در ديگر كشورها همانند يك فرد عادي كه مدير يك دستگاه دولتي است،برخورد مي كنند.ساركوزي - رييس جمهوري فرانسه - در يك سالن سخنراني به پشت شانه يكي از حضار دست زد و آن نفر به ساركوزي گفت به من دست نزن. اين نشاندهنده نوع نگاه كشورهاي خارجي به بالاترين مدير اجرايي كشورشان است.
با عرض پوزش از جناب آقای رضائی
1 --آنچه مکتوب فرموده اید بخشی از مشگل است نه همه مشگل البته مشگل قابل رویت و معلول گونه که در پس خود علل اساسی تری دارد طبعا چنین پردازشی از مشگلات کشور تا حدی ساده انگارانه است
2 - این تحلیل مبتنی بر یک نگرش تک بعدی است نگرشی که همه سهم رابه منابع انسانی میدهد ونقش سیستم ها را نادیده میگیرد و مدیریت را در قالب عوامانه مدیر خوب توضیح میدهد وحال آنکه مدیریت یک مفهوم ترکیبی است و
مدیر خوب یا همان منابع انسانی از ده جزء جزء آخر تلقی میشود
آقای دکتر،مقاله بسیار جالبی است.مشکل ما ایرانیان نبود جناههای مخالف است، نبود روزنامه های مخالف است . هر کس در هر مقامی هر کاری که دوست دارد انجام میدهد و احساس نگرانی نمیکند. قانون داریم ولی کسی دلش نمیخواهد به آن احترام بگذارد . همه میخواهند قانون را دور بزنند تا به منافع خودشان برسند . مثلا" استفاده از ماهواره قدغن است ولی همه دارند .اگر همه دارند یعنی همه میخواهند پس قانون مشکل دارد . ما میخواهیم خودمان را آنگونه که هستیم نشان ندهیم وآنگونه که نیستیم نشان دهیم . مطالب زیاد است .نمیتوان وارد شد .مشکل ما این است و بس .
با سلام
به نظر می رسد دولتی ائتلافی از همه گروهها، عقاید و سلایق که از وجود نخبگان در بدنه و از آرای صاحبنظران بصورت مشاوره سود ببرد فارغ از خط سیاسی و با مدیریت رئیس جمهوری که بر امور کلی کشور اشراف داشته و مدیریت و توانایی وی مورد قبول این سلایق باشد توان پیشبرد کشور به سمت توسعه را دارد و اصولا لزومی ندارد که وزرای وزارتخانه های تخصصی مانند اقتصاد و دارایی، نفت، آموزش و پرورش و امثالهم با رئیس جمهور در یک خط سیاسی باشند مهم تخصص و توان اجرایی و تعهد به مبانی و اصول نظام است که اگر خود متخصص باشند شیوه توسعه وزارتخانه مطبوع خود را به خوبی می دانند.
ادبیات ماشین مخصوص احمدی نژاد است
آقاي رضايي كجاي كاري ؟ اين اتومبيل مدتهاست كه به روغن سوزي افتاده مواظب خودت باش!!!!!!!
به نظر من مشکل ضعف مدیریت یا راهسازی نیست.اینها تنها عارضه هستند. مشکل ما این است که همه چیز را مقدس کرده ایم. راننده هامان شوماخر و آلونسو می دانیم که باید به جهان رانندگی یاد بدهند در حالی که موتور پیکان را در بدنه پژو می کنیم جای پژو می فروشیم. راه هایمان را با «کیلومتر» می سنجیم و نه با کیفیتشان. برای تعریف از خودمان باید دیگران را کوچک کنیم...
وقتی اینگونه نوشته ها را میخوانیم قدری امیدوار میشویم. ولی وقتی به ساختار قدرت در ایران مینگریم دوباره یاس و ناامیدی: یا اینکه آقای رضایی واقعا از این ساختار هنوز بی اطلاع هستند که بعید است و یا اینکه اینها مقالات دوران انتخابات است و بس. حالا فرض بفرمایید که یک دولتی متشکل از نخبگان واقعا صادق کشور در دولت ائتلافی کابینه تشکیل دادند و از تیرماه امسال شروع بکار کردند. آ یا با این ساختار قدرت در کشور که عناصری در قوهء قضاییه و شورای نگهبان روی تمام مسایل تصمیم میگیرند و اجرا میکنند (در اقتصاد . سیاست خارجی. سرمایه گزاری. روزنامه ها. صداوسیما. فرهنگ و و و...) از این دولت ائتلافی چه کاری ساخته است بجز تدارکچی بودن؟
از این انتقاد کلی که بگذریم و بر اساس وضع موجود و امکانات بنظر من بیایید واقعا ائتلافی کنید کارساز. بدنبال این تقسیم بندی ارزشی و اصلاحی و غیره نباشید. پیشنهاد روشن اینکه: با آنها که میدانید کار را بلدند یک کابینه مجازی تشکیل دهید و برنامه تان را روشن اعلام کنید. این کابینه تا آنجا که بعقل من میرسد باید این اشخاص را در خود داشته باشد: موسوی.قالیباف.رضایی.نوری.کروبی.خاتمی.مظاهری. و غیره که خودتان بهتر میدانید. بیایید تا دیر نشده کشور را از این وضعیت نجات دهید.
به نظر من راننده باید4 تخصص داشته باشد و چهارم آنکه موظب باشد کسی به او نزند آنهم در کشورهای در حال توسعه و ایران.
یعنی ما باید تا ۲۰ سال دیگه این چارچوب (مربع!!)رو تحمل کنیم؟؟؟آقای رضایی
آیا اشکال از این چهارچوب نیست؟؟؟
يادم ميآيد آقاي رضايي در مصاحباي كه با مرحوم ملاقلي پور در انتخابات رياست جمهوري قبلي داشت وقتي از ايشان سوال شد چقدر ميگيري تا از كانديداتوري كنار بروي؟ ايشان گفتند من بهيچوجه كنار نمي روم مگر با گلوله! بالاخره ايشان كناره گيري كرد و ما گلوله اي هم نديديم! لذا نمشود روي حرف هاي قشنگ آقاي رضايي حساب باز كرد. به قول معروف به عمل كار برآيد به سخنداني نيست.
فکر نمی کنید ما بیشتر به مجلسی قوی نیاز داریم شما ببینید در طرح های ملی چند درصد از نمایندگان اطلاعات کافی از ان دارند یا مثلا همین رانندگی معمولی ( بودجه ) چه قدر نمایندگان فرصت کار کارشناسی دارند. چه قدر به دنبال کار های عمرانی حوزه خود هستند و چه قدر دید ملی ندارند.
بنام خدا سردار توجه فرمايند كه اينك كه راننده بك نفر است و بنظر ايشان كشور به پرتگاه مي رود اگر دولت ائتلافي با بيست مدعي رانندگي بر سركار آيد آنوقت چه شود؟!!!
آقاي رضايي شما خودتون پشت فرمون بشينيد، موسوي دنده عوض ميكنه،خاتمي كلاچ و ميگيره ،احمدي نژاد هواي ترمزو داره،ولي حيف كه مسيرتون همش سربالاست.
من این چیز ها را نمی فهمم و فطرت من به من می گه عدالت محور و عمل گرا یعنی احمدی نژاد . من دور قبل به ایشان رای ندادم اما در شهر خودم نگاه می کنم میبینم یک بیمارستان نیمه تمام ، بزرگ و ضروری بود برای حیات مردم 15 سال بلاتکلیف مانده بود این دولت حل کرد . بیش از ده سالون ورزشی در شهر رو ستا ساخته شد . اکثر روستا ها دارای جاده آسفالت و گاز شدن . تعداد قابل توجهی از خانه های روستایی فرسوده با وام و نظارت بنیاد مسکن مقاوم ساخته شدن . تعداد زیادی در روستای اصلی من وام زودبازده گرفتن و مشغول شدن . مسکن مهر با سرعت در شهر ما پیش میره . دو سالن بزرگ فرهنگی ساخته شده . بیش از 10 خانه بهداشت و 3 مرکز بهداشتی درمانی روستایی طی این دولت ساخته شده . تعداد پزشکان و ماماها در روستا از سال 85 به بعد دو برابرشده . مرکز بهداشتی درمانی روستا از سال 86 پزشک بیتوته داره . همه روستا ها و شهرهای زیر بیست هزار نفر رایگان دفتر چه بیمه روستایی گرفتن.من بنا به دلایل فوق و بدور از تعصب به دکتر محمود احمدی نژاد رای می دهم
سردار رضایی آدم بسیار فهمیده و کاردانیست. اما ...
اینکه ما با دولت ائتلافی دنبال تغییر مرزبندیها از نیروهای چپ و راست یا اصلاحطلب یا اصولگرا به عقلگرا و شعارگرا (یا افراطی یا ظاهرگرا) باشیم بسیار خوب است... به شرطی که مانند یک تیم فوتبال هماهنگ، از تمام طیفها نیرو جذب کنیم (والبته مواظب غضنفر هم باشیم!) نه فقط از نیروهای اصولگرا و آنهم از بخش کوچکی از آنها!! نکته دیگر اینکه آیا فکر نمی کنید مردم می پرسند خب این دولت ائتلافی که قراراست با "برنامه" پیش بیاید و همه چیزش حساب شده و از پیش تعیین شده باشد، چطور می خواهد نامزد اصلیش را دقیقه 90 معرفی کند؟؟یعنی شما متوجه یک تناقض کوچولو نمی شوید؟!
ضمناً طرف باید بنزین آزاد هم بخره !!!!!!!
مدیریت شانسی که مهمترین روش فعلی ماست از قلم افتاده!
راننده در ایران وقتی گیر پلیس می افتد آنوقت هنرش پیدا میشود........
اگر منظورتان از نظریه ی "کوهان" همان نظریه ی انقلابهای غلمی "توماس کوهن" است، باید توجه می فرمودید که آنچه وی از آن سخن میگوید تمایز دو مرحله ی عادی و بحرانی در مورد تحول علم است که بعد از این دو فاز، انقلاب علمی واقع می شود.
حرف زدن راحت است ما تمام اين سالها برنامه هاي چند ساله را از روي چين و غيره كپي كرديم! آقاي دكتر رضايي نوشته هاي كتاب با عمل فر ق ميكند مقايسه خود با ‍‍زاپن وكره چه سودي دارد در انجا اگر مسئولي نتواند كار مند با شهامت كنار ميرود،وابستگان و فرزندان وخويشاوندان خود را همه كاره نميكند ، با بيت المال ريسك نمي كندو....... انشاالله روزي برسد ما از حرف به عمل برسيم وبه فكر جانبازان و خانوادهاي بي سر پرست و... باشيم وخودمان را با امام علي وسيره او آشناتر كنيم0 به عمل كار برايد به سخنداني نيست0
علت اصلي عدم موفقيت اين استكه اكثريت مردم ايران و حتی بسیاری مسئولین دنبال اين هستند كه يكنفر بيايد كه جامع همه شرايط باشد و انتظار داريم رييس جمهور تمام كارها را درست كند و اين رمز اصلي عدم موفقيت ماست وقتي ما نظام سياسي و عقدتي خودمان را تعيين كرديم و وقتي قانون اساسي نوشتيم يعني همه از جمله مسئولين را موظف كرديم كه در چارچوب آن حركت كنند . ما هنوز در ضمير پنهان و آشكار خودمان به برنامه ريزي و التزام به قانون اعتقاد نداريم مديري كه قانون را زير پا بگذارد احساس قهرمان بودن مي كند دقيقا مانند راننده اي كه چراغ قرمز و مقررات راهنمايي و رانندگي را مانع حركت خود مي بيند ، بسياري از مديران ماهم قوانين و مقررات را مانع خود مي بينند و فكر و انديشه خود را بالاتر از فكر و انديشه قانونگزار كه همان خرد جمعي است مي انگارند . هر مديري كه مي آيد در ذهن خود ، براي خودش توهم رسالتي دارد كه تنها اوست كه مي داند و تنها اوست كه مي تواند ، بنابراين هر آنچه قبل از او شده ، از نظر او سست و بي فايده بوده و بايد از بين برود و همه چيز با فكر و انديشه شخص او از نو ساخته شود . ذهنيت او فرد گرايي است و افراد زير دست او هم از روي ناچاري و حفظ خود و يا برپايه همان تصور كه يكي بيايد تا كار را درست كند از مدير قبلي بدگويي مي كنند . ادامه اين روش باعث شده كه در هر اداره كوچك كه مديري عوض مي شود كارهاي مدير و مديران قبلي تماما" باطل و همه چيز از نو ساخته مي شود ، آنهم بر مبناي فكر شخصي و از نوع آزمون و خطا . در سطح كشور هم همين است . هيچكس بخاطر تصميمات نابجا و يا سوء مديريت خود ، بازخواست نمي شود چون در نهايت خودش و يا مديران بالاتر از او بنا را براين گذاشته كه او در كارها و انديشه خود حسن نيت داشته لذا سياست نادرست او و نتايج آن قابل اغماض مي شود . در حاليكه مديران اجرايي شرح وظايف دارند و مسئول اجراي آن چيزي هستند كه خرد جمعي(قانون) به آنها گفته است نه آن چيزي كه تصور مي كنند ، و در اينصورت عملكرد آنها برپايه يك سلسله معيارهاي اصولي و از پيش تعيين شده قابل ارزيابي مي شود فلذا رييس جمهور ، وزيران ، شهردار، مديران و روساء ادارات و سازمانها بايد وظايف معين و تعريف شده داشته باشند و در چهارچوب آن وظايف و برنامه هاي تدوين شده ، حركت كنند و يا برنامه دهند . در حاليكه اينطور نيست و مادام كه اينطور است هرگز نمي توان گفت مديري خوب بوده است يا بد ، زيرا حتي چيزهاي خوب يك مدير در نهايت تا وقتي جاري است كه او بر سر كار هست . بايد سياستها و برنامه ها مدون شود و تداوم داشته باشد و مديران ملزم به اجراي آن باشند و معيار و محك هر مدير در هر مرتبه اي توفيق او در اجراي برنامه ها و وصول به اهداف و آرمانهاي عمومي و اصولي باشد كه نظام ، برپايه و به علت آن ايجاد شده است .
در پاسخ پرسش مطرح شده، به نظر من شخص جناب خاتمی تا حدودی دارای توان مدیریتی فوق معمولی بود.
ایشان با شعار توسعه سیاسی آمد و شعار ایران برای همه ایرانیان ،
و برای پیشرفت کشور در این زمینه تلاش بسیار کرد . حتی اصطلاحات ایشان در ادبیات سختترین مخالفانش جلوه گر شد. ضمن اینکه برای جلوگیری از خرابکاری تندروان هم تلاشی طاقت فرسا نمود.
البته بنظر من کلا پست ریاست جمهوری در ایران خیلی پرخطر است و از ایده آل نامزدها تا واقعیتها فرسنگها فاصله است.
با سلام براي بهبود بيماري نياز به متخصصان رشته هاي مختلف با هدف مشترك براي درمان بيمار با به كارگرفتن تمام توان خودميباشند كه اين امر در درمان بيماري كشور با توجه به نوع گزينش نيروهاي متخصص غير ممكن به نظر ميرسد .
احتمالاً آقاي رضايي نخبگان را تنها دور بر خودشان مي بينند
شما قوانین را شفاف کنید و برای موارد بدون قانون نیز قانون تصویب کنید و از همه مهمتر این دستگاه قضایی را پاکسازی کنید تا زمینه عدالت فراهم شود بقیه مسائل هم با نگرش فوق حل می شوداگر قوه قضائیه سالم نباشد بهترین راننده با همه ویژگیهای فوق هم نمی تواند ادمهایی را سر کار بیاورد که سالم باشند و درست کار کنند!!!
علماي مطرح مديريت در مهارتهاي مديريتي تقسيم بندي هاي مثل: توان برنامه ريزي ؛ سازماندهي ؛ رهبري ؛ كنترل و تصميم گيري راجز وظايف اساسي مديريت عنوان مي نمايند !
آقاي رضايي! احتمالاً نخبگان تنها در اطراف شما حضور دارند و بس
واقعا اگر اظهارات گهر بار!!! آقای رضایی نبود ملت لنگ می موند جناب رضایی ببین با لج بازی امثال شما چی به سر مردم اومد،چقدر جنگ طول کشید حالا هم ول نمی کنی
آقای موسوی فرد بسیار ضعیفی هستندو عملکرد ایشان در زمان نخست وزیری بسیار ضعیف بود حتی مقام معظم رهبری نیز نخست وزیری موسوی رو قبول نمیکردند و بعد به خاطر مصلحت قبول کردندو وجود مبارک حضرت امام و مقام معظم رهبری و شهدا بودند که مملکت را اداره میکردند.
رانندگی مثال خوبیه. مردم ما با وجود مشکل کلان اقتصادی(البته مشکلهای دیگری هم هست،فرهنگی اجتماعی و ...)این ماشین فرسود را بجای اینکه به یک اقتصاددان بدهند به فقه دان! ترافیکدون! خلبان! خلاصه همه چی دون الا اقتصاد می دهند بعد منتظر تحولات اقتصادی هستن.بعد اونها هم چون بلد نیستن یکی این ماشین فرسوده را اسپرت می کنه صدای ضبط زیاد می کنه! یکی پرده می زنه تا ناموس راحت باشه و ......در مورد ادبیات اقای رضایی که گفته بودن لطیف و ملیح نیست باید به عرض اون بنده خدا برسونم مملکت فرهنگسرا نیست شعر از جناب حافظ بگیمو....
با سلام و صلوات تا حالا کسی مملکت اداره نکرده الا ما ایرانیها
متاسفانه آقاي دكتر رضايي فقط به مسايل اقتصادي مي‌پردازند كه اين نشانه تبليغات است و مي‌خواهند از ضعف مردم سوء استفاده كنند. دوم اينكه ايشان هيچ يك از دولتهاي قبلي را قبول ندارند سوال من از ايشان اينست كه اگر دولتهاي قبلي كاري صورت نداده‌اند پس چگونه 30 سال بعد از انقلاب ايران زندگي كرده و اين همه پيشرفت در علم و تكنولوژي بدست آورده؟نكند فقط مجمع تشخيص مصلحت و آن هم فقط دبير اين مجمع كار مي‌كنند و ديگران هيچ؟آقاي رضايي تو رو به فاطمه زهرا دست از تبليغ و قدرت طلبي وسياست بازي بردار و كمي هم انصاف پيشه كن بخصوص در مورد دولت نهم كه به اندازه تمام عمر اين مملكت كار انجام داده . البته ضعفهايي هم دارد ولي نه اينقدر كه شما بيان مي‌كنيد.
ای کاش آقای رضایی از تعمیراتی که خود تا به حال انجام داده می گفت. از کاندیداهایی که برای مجلس هشتم مورد حمایتش بودند و قریب به 1 میلیارد برای انتخاباتشان خرج کردند. محسن رضایی مراقب باش. تو از همه کمتر سیاست می دانی. حکومت داری با ولخرجی فرق می کند...
این قسمت مقاله اشتباه است " از سوی دیگر تعمیرات را بتواند انجام دهد. ضمن آنکه راهها هم مناسب نیست و باید راه سازی هم بلد باشد." چون ما در رانندگی راه سازی نمی کنیم شاید ایشان بیل و کلنگ هم در ماشین خود دارنند. اصلا ماشین ایشان چیست؟
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: