كدخبر: ۴۲۰۳۵
تاريخ انتشار: ۱۵ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۶
تعداد بازديد: ۱۰۴۱۴
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
اخراجي‌هاي 3 در خبرگزاري فارس؛ از وبلاگستان
يوسف اسدي كه خود از خبرنگاران خبرگزاري فارس است، در وبلاگ خبرنگار روستايي چنين نوشته:

در 27 اسفند 1387 بعد از شش سال و چهار ماه کار در خبرگزاري فارس، به دليل يک انتقاد از عملکرد رضا داوري، جانشين سردبير از فارس اخراج شدم تصميم دارم تا بامداد فردا شنبه 15 فروردين ماه در خصوص دلايل اخراجم از فارس توضيح دهم تا همكاران فارس بخصوص داوري اگر براي توجيه اقدام خود به تهمت اخلاقي يا مالي روي آوردند، حقايق را حداقل گفته باشم. چرا که اخراج من و ديگر دوستانم به خاطر امر به معروف و نهي از منکر به داوري و توانگر سردبير فارس به خاطر زدن اينگونه تهمت‌ها به اخراجي‌هاي فارس بود هر چند که توانگر معتقد است هيچ تهمتي به اخراجي‌هاي فارس نزد، اما داوري آنقدر آشکارا تهمت زد که قابل انکار نيست.
در هر حال افتخار مي‌کنم که بعد از شش سال کار با شرافت در فارس، به خاطر امر به معروف و نهي از منکر به مسئولان فارس اخراج شدم.

بامداد شنبه 15 فروردين ماه در خصوص دلايل اخراجم از فارس از زبان توانگر سردبير فارس که به اينجانب ابلاغ کرد و دلايل واقعي اخراجم توضيح خواهم داد تا دوستان بدانند که اگر و اگر ادعاهاي همكاران در فارس درست باشد و بيش از 50 نفر به خاطر مشکل اخلاقي و مالي از فارس اخراج شدند، من اسدي نه مشکل مالي داشتم نه اخلاقي؛ بلکه مخالف زدن تهمت‌هاي ناروا به خصوص به خواهران ديني و همکاران خود بوده و هستم.
 
دلايل اخراجم از فارس
مقدمه
31 آبان 1381 رسما کار خود را در خبرگزاري فارس شروع کردم. در طول شش سال و چهار ماه کار خبري در خبرگزاري فارس در تمام حوزه‌هاي خبري تجربه کسب کردم. البته از ابتدا کار خود را در تجمعات مختلف از جمله تجمعات دانشجويي آغاز کردم. همزمان خبرنگار حوزه قوه قضائيه و دادگاه مطبوعات، دولت، احزاب و ... هم بودم. از اسفند سال 1382 همزمان با آخرين ماههاي فعاليت مجلس ششم خبرنگار حوزه مجلس شدم که تا 27 اسفند 1388 که حکم اخراجم را به دستم دادند به مدت پنج سال در مجلس کار کردم. البته با تشکيل دولت احمدي نژاد هم در مجلس بودم و هم در دولت بطوريکه در هشت سفر استاني هيت دولت حضور داشتم. در طول اين مدت بر عکس برخي از حضرات و مسئولين فارس تنها براي فارس کار کردم و فقط از فارس حقوق مي‌گرفتم. من قديمي ترين و با سابقه ترين خبرنگار گروه سياسي فارس بودم. به جرات مي‌توانم بگويم که اگر سابقه کار هفت و يا هشت نفري که اخيرا به گروه سياسي اضافه شدند را جمع کنيد و ضربدر 2 کنيد به‌اندازه نيمي از زحمات من در فارس نمي‌شود.
 
اما اصل ماجرا؛ دوشنبه 26 اسفند 1387 زمزمه اخراجم و تعدادي ديگر از دوستان از جمله حبيب موسوي دبير سرويس سياسي و وحيد عسگري دبير سياست خارجي شنيده شد. البته طبق رسم ايراني‌ها که نامه‌ها و يا حکمي قبل از ابلاغ به مخاطب، ابتدا سر از مطبوعات و سايت‌ها در مي‌آورند مثل نامه رئيس جمهور به رئيس مجلس مبني بر اخطار قانون اساسي در باره لايحه بودجه در اسفند سال گذشته، حکم اخراج ما توسط حضرات و با استفاده از نيروهاي وابسته آنها ابتدا و ابتدا سر از سايت ياري نيوز در آورد. من در مجلس بودم که اين خبر را شنيدم و به سايت ياري نيوز مراجعه کردم ديدم که خبر اخراج ما در آنجا درج شد. (در مورد هدف از درج اين خبر در سايت مذکور و علت حذف آن و اينکه چه کسي با ياري نيوز تماس گرفت و گفت که کدام مسئول فارس سلام رساند و خواستار درج اين خبر شد، بعدا در همين وبلاگ مطلب خواهم نوشت). بعد از اتمام کارم در مجلس به فارس برگشتم. توانگر سر دبير فارس به اتفاق داوري جانشينش، بچه‌هاي سياسي را در اتاقش جمع کرد و ضمن اعلام اخراج ما نيروهاي جايگزين ما را هم معرفي کرد. سپس توانگر با تک تک (من، عسگري و موسوي) بطور جداگانه جلسه گذاشت. من کاري به جلسه توانگر با آقايان موسوي و عسگري ندارم اما جلسه من و توانگر بيش از يک ساعت بطول انجاميد. البته مطالب زيادي در اين جلسه بيان شد که بعدا خواهم نوشت.
اما نکته‌اي که مي‌خواهم بگويم اين است که توانگر به من گفت که شما از فارس اخراج شديد. گفتم دليل اخراج من چيست؟ گفت: مصاحبه با نمايندگان خاص از جمله الياس نادران و احمدتوکلي نمايندگان تهران. گفتم منظور از خاص اينست که من در قبال پول از نادران و توکلي مصاحبه مي‌گيرم. گفت نه. منظور اين است که اگرچه توکلي و نادران اصولگرا و هم منافع ما هستند اما فارس نمي‌خواهد شما با اينها مصاحبه کنيد. گفتم «اين هنر يک خبرنگار است که بتواند با دکتر توکلي و نادران مصاحبه کند چون آنها با هر خبرنگاري صحبت نمي‌کنند. در ضمن اگر در فارس يک جستجو کنيد مي‌توانيد ببينيد که من در طول سال گذشته چند مصاحبه با دکتر توکلي و دکتر نادران داشتم؟ با فرض اينکه اين ادعا درست باشد چرا در اين زمينه به من تذکر نداديد؟ و يک دفعه تصميم گرفتيد تا مرا اخراج کنيد»؟ توانگر که حرفي براي گفتن نداشت، گفت: اين تصميم آقاي مقدفر مديرعامل فارس است.
توانگر علنا و آشکارا به من گفت که آقاي مقدم فر مديرعامل محترم فارس مرا اخراج کرد ولي من آنرا قبول نکردم. چون داوري دشمن من است و مقدفر دوست من بود و توانگر فردي دروغگو و تحت تاثير دشمن من. حال چگونه مي‌شود باور کرد که آقاي مقدم فر مرا بدون هيچ دليلي اخراج کند!!!!! معتقدم دروغهاي توانگر و داوري در مورد اينجانب و سياه‌نمايي‌هاي آنها در طول يک سال و نيمي که آقاي مقدم فر در فارس حضور دارند وي را مجبور به عکس العمل کرد. همه همکاران و دوستانم چه در فارس و چه بيرون از فارس مي‌دانند که من هيچگاه در کار شرافت خود را زير پا نگذاشتم. تا قبل از اينکه تأييد کننده خبر شوم از لحاظ آمار توليد اخبار در فارس نفر اول بودم و بعضا از سوي برخي همکاران مورد شماتت قرار مي‌گرفتم که چرا اينقدر خبر توليد مي‌کنم و توقع حضرات را بالا مي‌برم. از ارديبهشت سال گذشته که تائيد کننده شدم باز جزو نفرات اول توليد اخبار بودم و حتي در تابستان سال گذسته يک روز 28 خبر دادم که تا کنون هيچ خبرنگاري در فارس نتوانست اين رکورد را بزند. سوال اينست آيا همه اين اخبار، مصاحبه با دکتر نادران و توکلي بود؟
 
وقتي عيد امسال پيام تبريک ساده سال نو را براي دوستانم مي‌فرستادم زيرش مي‌نوشتم «اسدي اخراجي». يکي از همکاران گروه سياسي مطلب جالبي برايم فرستاد که فکر مي‌کنم بهترين جواب براي اين ادعاي توانگر باشد. اين همکار که خود از معترضين نه اخراجي فارس است اينگونه نوشت «اسدي به چند دليل قابل اخراج نيست 1-پرکاري 2- تخصص در کار 3-ايستادگي در برابر زور 4- سابقه کار و...» اما دليل واقعي اخراجم از فارس؛ ماجرا از آنجا آغاز شد که بعد از رفتن مهدي فضايلي مديرعامل سابق فارس، رضا داوري و عباس توانگر يکه تاز ميدان شده و منتقدان خود را اخراج کردند و يا عرصه کار را آنقدر تنگ کردند که نيروهاي خوب و منتقد آنها فرار را بر قرار ترجيح دهند ( کساني که از فارس اخراج شدند و يا مجبور شدند که فارس را ترک کنند زياد هستند و بيش از 50 نفر مي‌باشند اما چون ممکن است خودشان راضي نباشند از ذکر اسامي آنها خودداري مي‌کنم). تلاش داوري و توانگر براي اخراجم از فارس در ابتداي مسئوليت آقاي مقدم فر به جايي نرسيد و همه حربه‌ها و ترفندهاي آنها با شکست مواجه شد و چون دليل قانع کننده‌اي براي اخراجم نداشتند آقاي مقدم فر نه تنها زير بار نرفت بلکه به من پيشنهاد پذيرش مسئوليت در فارس را داد که من نپذيرفتم و در نهايت قرار شد تا علاوه بر آنکه خبرنگار مجلس باقي بمانم بلکه به تاييد کنندگي خبرهاي سياسي ارتقا يابم. (البته در اين زمينه سيد نظام موسوي هم زحمات زيادي کشيدند که من همواره قدردان ايشان خواهم بود).
از طرف ديگر با وجود آنکه داوري و توانگر عرصه کار را برايم تنگ کرده بودند تا من از فارس بروم اما من معتقد بودم که نبايد فارس را ترک کرد تا حضرات به اهدافشان نرسند بلکه بايد ماند و حداقل ما را اخراج کنند و هزينه اش را هم بپردازند. بعد از اخراج فله‌اي برخي از همکاران از فارس از نيمه دوم سال گذشته و همچنين بعد از ترک فارس از سوي برخي همکاران به دليل اعتراض به عملکرد حضرات، اين سوال مطرح شد که چرا فارس نيروهاي خوب خود را اخراج مي‌کند و به اصطلاح چرا فارس فرزندان خود را مي‌خورد؟ وقتي اين سوال جدي تر مطرح شد داوري به اين سوال پاسخ داد و خيال همه را راحت کرد. داوري در اوايل اسفند ماه سال گذشته در مقابل سوال آقاي وحيد عسگري دبير سياست خارجي فارس در اين زمينه، به زدن اتهام روي آورد و اخراجيهاي فارس را به داشتن مشکل اخلاقي و مالي در فارس متهم کرد.(البته اتهام اخلاقي به اخراجيهاي فارس آنقدر زشت است که از بيان آن خودداري مي‌کنم) البته داوري به مطرح کردن اتهام پيش آقاي عسگري بسنده نکرد و در مقابل سوال چند همکار ديگر نيز همين اتهامها را تکرار کرد.
 
اينجانب پس از شنيدن اين موضوع که داوري اخراجي‌هاي فارس را با زدن اتهام تخريب مي‌کند بر اساس وظيفه شرعي خود تصميم گرفتم تا موضوع را با آقاي مقدم فر مديرعامل محترم فارس مطرح کنم و اعتراض خود را بيان و تاکيد کنم که از اشاعه اينگونه اتهامها جلوگيري کرده و با داوري برخورد کند اما آقاي مقدم فر در آن روز که من از موضوع مطلع شدم در فارس نبودند به آقاي قلي زاده قائم مقام فارس مراجعه کردم و خواستار برخورد با داوري و جلوگيري از اشاعه اينگونه اتهامات شدم و تاکيد کردم تا با هماهنگي آقاي مقدم فر از اشاعه آن جلوگيري شود چون طرح اين موضوعات را به ضرر فارس مي‌دانستم. البته آقاي عسگري نيز در جلسه‌اي با توانگر نسبت به طرح اتهامات و عواقب آن هشدار داده بود و از توانگر خواست تا ضمن پيگيري موضوع آقاي مقدم فر را در جريان قرار دهد. اما برخوردي با داوري صورت نگرفت و اتهامات بيشتر شد و همه و همه از اتهامات با خبر شدند و تنها خواجه حافظ شيراز از موضوع با خبر نشد. گويا حضرات فارس اينگونه به اطلاع آقاي مقدم فر رساندند که عسگري بيچاره در فارس جوسازي مي‌کند در حاليکه خود داوري علاوه بر آنکه اين موضوعات را در فارس اشاعه داد بلکه سعي کرد اينگونه وانمود کند که خبرنگاران اين موضوعات را دامن مي‌زنند. آقاي مقدم فر در آخرين جلسه سال گذشته با کارکنان فارس در روز دوشنبه 26 اسفند به اين موضوع اشاره کرد و بر اساس اطلاعات غلط داده شده طوري صحبت کرد که انگار خبرنگاران و در راس آنها عسگري بيچاره اين موضوعات را مطرح کردند. اينجانب وقتي ديدم حضرات فارس اطلاعات غلط به آقاي مقدم فر دادند در حين صحبت آقاي مقدم فر در جلسه دستم را بلند کردم تا به اطلاع آقاي مقدم برسانم که عامل اشاعه اين اتهامات در تحريريه فارس و جوسازيها خود داوري است. اما آقاي مقدم فر خطاب به من گفت: « هيچ کس حق صحبت ندارد حتي شما که دوست من هستيد». من در اعتراض به عملکرد داوري و متهم کردن خبرنگاران در قضيه‌اي که هيچ نقشي نداشتند جلسه را ترک کردم. يکي ديگر از معترضين به عملکرد حضرات نيز جلسه را ترک کرد. بعدا تصميم گرفتيم تا با بازگشت به جلسه حرفهاي خود را بزنيم. بعد از بازگشت و پايان سخنان آقاي مقدم فر همان دوستي که جلسه را ترک کرد حرفهاي خود را زد. (چون ممکن است خودش راضي نباشد از نقل اظهاراتش خودداري ميکنم). من نيز از آقاي مقدم فر خواستم اجازه صحبت دهد اما مخالفت کرد ولي خطاب به آقاي مقدم فر گفتم که «عامل طرح همه اين اتهامات آقاي داوري است و اين موضوع هم به مديريت توانگر برمي گردد». بعد از بيان اين جملات براي پوشش برنامه به مجلس رفتم و در طول راه متوجه شدم که ياري نيوز خبر اخراج ما را درج کرد.
 
اما چند نکته؛
1- هدف از نوشتن اين مطلب بيان حقيقت بود. چون داوري پشت سر خيلي‌ها حرف و حديث در آورد تصميم گرفتم دليل اخراجم را بنويسم تا اگر داوري روزي در مقابل اين پرسش قرار گرفت که «به فرض آنکه همه کساني که از فارس اخراج شدند مشکل مالي و اخلاقي داشتند و ادعاي شما درست باشد، اسدي چرا اخراج شد؟» نتواند دروغي ديگر بگويد و اتهاماتش را تکرار کند.
2- اصل ماجراي اخراج من امر به معروف و نهي از منکر به داوري و توانگر بود و معتقدم اخراج شدن از سر کار به دليل امر به معروف و نهي از منکر يک افتخار است. نه پول فارس در دستم من بود که اختلاس کنم و نه مشکل اخلاقي داشتم.
3- وقتي به دکتر نادران و دکتر توکلي گفتم که توانگر دليل اخراج مرا مصاحبه با شماها عنوان کرد، باور نمي‌کردند. البته دليل واقعي اخراج را هم برايشان توضيح دادم.
4- داوري يک اشغالگر است و به دليل جوسازي در فارس و زدن اتهامات ناروا به خبرنگاران و اخراجيهاي فارس بايد از فارس اخراج شود. هر دلسوز فارس و خبرنگاري که خواستار عزت و سربلندي فارس است بايد در اين زمينه تلاش کند. وقتي داوري از فارس برود توانگر قابل تحمل خواهد بود البته نه بعنوان سردبير. آقاي مقدم فر بعنوان مديرعامل نيز ديگر از مجموعه فارس اطلاعات غلط نخواهد داشت.
5- تا زماني که داوري در فارس باشد بايد منتظر اخراج نيروهاي اصيل فارس باشيم. چون داوري ادامه حضور خود در فارس را منوط به اخراج نيروهاي توانمند و خبره مي‌داند. 6- توانگر تا قبل از حضور داوري در فارس فردي منطقي بود اما بعد از حضور داوري کاملا عوض شد بطوريکه توانگر اگر در زير آفتاب سوزان باشد ولي داوري به وي بگويد که هوا باراني است، باور مي‌کند. 7- داوري بايد استغفار کند و از همه کساني که به آنها اتهام ناروا زد عذرخواهي کند. اميدوارم خداوند او را هدايت کند.
نظرات بینندگان:
ایضاً بنده هم مطالبی را در خصوص اخراجی های 4 در شبکه خبری برنا بازگو خواهم کرد....
"یکی از اخراجی های برنا"
یک موضوع داخلی یک مجموعه است،حوصله خواندنش را نداشتم
لطفا مسیولین محترم تابناک بفرمایند دلیل قراردادن این موضوع درسایت چیست این ازارزش و جایگاه سایت وزین شما میکاهد ازاین اتفاقات زیاده
جناب آقاي اسدي. من از اخرارج شما ناراحت شدم اما يادتان باشد زماني برخي خبرنگاران فارس چه حرفهايي كه عليه ما( يك خبرگزاري مستقل تصاحب شده) نزدند.
و مكرو و مكرالله...
اين دوستان هم چوب ندانم كاريهاي خودشون در خدمت به اين خبرگذارري رو ميخورن!
کسی‌ که در فارس قلم میزده مثل خودشون هستش.
من دو ماه پیش با یکی از بچه های فارس صحبت کردم.می گفت می خوان بچه های خوب و قدیمی فارس رو که فضائلی با زحمت دور هم جمع کرده بود اخراج کنه و جای اونها بچه های توانا رو با بچه های حرفه ای عوض کنه.
يادته چقدر تو بلاگت به اين و اون بدو بي‌راه گفتي مخصوصا به ايسناي عزيز؛ برعكس اون چه شما ورد زبونتونه خدا جاي حق نشسته؛ به اين ميگن چوب خدا كه البته صدا هم نداره
من با فارس موافق نیستم و نوازش اونها هم ما رو نواخته.. ولی نباید این خبرنگاران رو به خاطر مواضع و طرز تفکرشون که با فارس مطابقت داشته و اونجا کار می کردند، محکوم کرد. به هر حال اونها ژورنالیست هستند و انسان و چنین رفتاری با اونها اشتباه است. این روش غلط خیلی جاها وجود داره و همین اتفاق ممکن دیر یا زود برای نهادهای دیگه با رویکردهای دیگه هم اتفاق بیافته. باید از این افراد حمایت کرد.
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: