هرچند انتخابات دهم، مهمترين موضوع سال 1388 است، كانديداهاي اين انتخابات، هنوز نتوانستهاند در جايگاههاي اصلي خود قرار بگيرند. از سويي، شوك انصراف خاتمي، وضعيت اصلاحطلبان را همچنان در هالهاي از ابهام قرار داده، به ویژه که ميرحسين موسوي بر خلاف انتظار، هنوز نتوانسته است محوريت فعاليت انتخاباتي آنان را از آن خود کند.
از سوي ديگر، اوضاع اصولگرايان نيز بهتر از اصلاحطلبان نيست، به ويژه كه پس از سخنان صريح رهبري در آغاز امسال، مبني بر حمايت نکردن از هيچ كانديدايي، صفحه معادلات را دگرگون كرده و وضعيت بازي بدون رقيب قدرتمند را تغيير داده است و برای همین، در ميان اصولگرايان نيز همچنان رايزنيها ادامه دارد.
در اين ميان، اما محسن رضایی امیدوار است که طرح دولت ائتلافی تا انتخابات دهم ریاست جمهوری نهادینه شود، چرا که به نظر او نظام به جایی رسیده که فعالان سیاسی، راهی غیر از ایجاد ساختارهای جدید فکری و فعالیت ائتلافی ندارند.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، محسن رضايي كه در دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری، بستهای پیشنهادی را با نام دولت ائتلافی به کاندیداهای انتخابات پيشنهاد کرده است، در نظر دارد با این طرح، نیروهای انقلاب را گرد هم آورد. البته او در راستای معرفی این طرح و همراه کردن افراد با خود، بیکار ننشسته و رایزنیهای بسیاری را در دستور فعالیتهای خود قرار داده است.
اما نكته مهم اينكه باید دید رضایی در قالب این ائتلاف، خود را دوباره به عنوان نامزد انتخابات معرفی میکند یا نیرویش را بر حمایت از نامزد دیگری به کار خواهد گرفت که بنا بر ظواهر امر، او در صورت موفقيت نداشتن در تشکیل دولت ائتلافی، برای انتخابات آتی کاندیدا خواهد شد و اين در حالي است كه وي بر این باور است که اگر بخواهد شخصاً وارد میدان انتخابات شود، به این ایده لطمه وارد میشود.
البته بايد توجه داشت كه بنا بر گفتههاي وي، هدف اصلي او در اين دوره از انتخابات رياست جمهوري، تلاش حداكثري براي تشكيل يك دولت كارآمد و متعهد است كه بتواند از همه ظرفيت نيروهاي انقلاب به بهترين شكل ممكن استفاده کرده و كشور را در راه رسیدن به اهداف سند چشم انداز بيست ساله كشور ياري کند كه بر همين پایه، ايده دولت ائتلافي به عنوان بهترين راهکار اجماع اصولگرايان ارایه شده است.
به هر روی، باید منتظر ماند تا طبق وعده داده شده، در روز 25 فروردین نامزد نهایی این ائتلاف مشخص شود تا بر اساس برنامههایی که ارائه میدهد، چگونگی تشکیل و اهداف این ائتلاف شفافیت بیشتری به خود بگیرد، اما آنچه مسلم است، حضور فعال محسن رضایی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری است تا بار دیگر نظریات و افکار خود را به قضاوت افکار عمومی بسپارد.
آقای رضایی باید تا به آخر چهره خود را به عنوان یک استراتژیست حفظ کند و با ایده ائتلاف اقای قالیباف را به مردم معرفی کند. در این صورت شانس عملی شدن ایده خود را افزایش خواهد داد.
با تشکر از تابناک و دکتر رضایی، بدون شک تنها راه نجات کشور متحد شدن و کنار گذاشتن دسته بندی حزبی و جناحی است . به امید روزی که بدون در نظر گرفتن جناح از تمام افراد با ظرفیت بالا در پست های کلیدی استفاده شود.
ورود رضایی به انتخابات نادرست است .
خودتون رو خیلی جدی گرفتینا!
سلام جناب آقای دکتر رضایی در دوره های قبل بر اساس اعتقادی که به برنامه ها و تعهد شما در برابر اصول انقلاب داشتم برای شما فعالیت کردم اما بنا به دلایل نا گفته کناره گیری کرده و یا جدی وارد میدان نشدید. آن جناب و سایر نخبگان کشور در به وجود آمدن چنین وضعیت نا بسامانی در کشور بی تقصیر نیستید! هر چند از منظر دوستان دولتی هیچ اتفاقی نیافتاده و مرتب برای هم نوشابه باز میکنند. اما خودتان خوب میدانید اگر میدان را خالی کنید وضع از این که هست بدتر خواهد شد. در پی اصلاح الگوی مصرف خواهش میکنم شعار را تبدیل به عمل کرده و با تمام توان نخبگان و رجل سیاسی مملکت و جوانان را از این بحران خارج نمایید .
جناب آقای رضایی هم باید کاری که آقای خاتمی در جناح اصلاح طلب انجام داد و نشان داد که در عرصه سیاست نیز اخلاق بسیار زیباست، ایشان هم از مطرح کردن خویش خودداری نمایند.وحتما فردی دیگر را معرفی نمایند.
جدا حضور آقای ولایتی بعنوان کاندیدا به نظر من بسیار پسندیده است. اصلا مهم نیست که ایشان رأی بیاورد یا نه، مهم این است که اوبا ایده دولتی که اط همه نیروها و استعدادها بتواند استفاده کند بر زمین نماند و دلیل دیگر چهره تحصیل کرده، غیر افراطی و میهن دوستانه و فرهنگی او (با وجود کارها و تفحصات اخیر در مورد تمدن ایرانی و اسلامی) است.
اگر اصولگرایان (ائتلافی) بر روی قالیباف برنامه ریزی کنند، امکان پیروزی بیشتری دارند. به گمان من، اگر قالیباف وارد صحنه شود، حتی برخی اصلاح طلبان نیز از وی حمایت می کنند.
به نظر من شاید ایده ائتلاف در کوتاه مدت 15 ساله جواب بده و پیشرفتهای مقطعی ایجاد کنه ولی ما باید وجود دو جناح در کشور رو نهادینه کنیم. وجود دو جناح که فعلاً به وجود اومده باعث پیشرفت میشه. باید به صد سال آینده نگاه کرد نه 15 سال آینده. ما به دو جناح که هر دو به منافع ملی فکر می کنن نیاز داریم. از تابناک هم متشکرم که دانسته یا نادانسته اخبار دو جبهه رو متعادل انتشار میده که خود این موضوع به نهادینه شدن ایده دو جناح کمک می کنه.
از طرح دولت ائتلافی حمایت میکنیم.
ايده مناسبي است اگر از كليه ظرفيتها چه جناح مخالف يا موافق باشند مطلوب ميباشد ويقينا كارايئ بيشتري دارد.كه با حضور قاليباف حلقه مفقوده كشفشده است .
فقط نیروهای انقلاب در بین اصولگرایان پیدا میشوند و بقیه ضد انقلاب هستند که تابناک در خبر خود نوشته است ایده دولت ائتلافی رضایی برای ایجاد انسجام در نیروهای انقلاب است.
اصولگرایان باید همگی متحد شوند و پراکندگی به ضرر همه است
روي كار آمدن افرادي كه داراي سعه صدر و تفكرفراجناحي باشند مي تواند كمك كند كه از همه ظرفيتهاي كشور براي توسعه استفاده كرد.
دولت ائتلافی باید نماینده تمام احزاب و گروههای جامعه ( اعم از اصولگرا و اصلاح طلب و غیره ) باشد نه صرفاً نماینده یک حزب و جناح خاص مانند اصولگرایان !
به نظر بنده هنوز هيچ چيز را در باره انتخابات نمي توان پيش بيني كرد و بايد تا روز هاي انتخابات منتظر ماند.
وقتی آقای رضایی نمی تواند بین اصلاح طلبان مقبولیت داشته باشند چگونه می توانند ادعای دولت ائتلافی داشته باشند؟ تنها کسی که می تواند بین اصلاح طلبان و اصولگرایان مقبولیت داشته باشد میرحسین موسوی است فقط برای ایجاد یک ائتلاف ملی که به نفع کشور است و درگیری های جناحی را کاهش میده اصولگرایان هم باید از موسوی حمایت کنند لااقل از افرادی مثل رضایی، قالیباف، توکلی، افروغ و... که چنین انتظاری داریم.
ما باید بعد از 30 سال می بایست از نیروی با سواد باهوش با تجربه صحبت کنیم نه نیروی انقلابی.
نظر به اينكه بسياري از نيروهاي با تجربه متعهد و كارآمد نظام در هر دو جناح كه سالها نظام براي آنها هزينه سنگيني پرداحته است هم اكنون هدر مي روند لازم است درسال اصلاح الگوي مصرف از از توان مديريتي انها در يك دولت ائتلافي استفاده شود اصلاح الگوي مصرف در خصوص انسانها نمي تواند صادق باشد؟
با سلام و خسته نباشید
هرچند بنده از نظر فکری تاحدوی بیشتر متمایل به اصولگرایان هستم اما تا بحال در این سی سال گذشته دولت اصولگرای قدری را در صحنه اداره دولت ندیده ایم شاید دلیل آن شعار گرایی باشد تا اصولگرایی الله اعلم
به اندازه یک نسل از عمر انقلاب گذشته و هنوز آقایان به فکر جمع کردن نیروهای انقلابی و تجهیز دوباره هستند. مگر انقلابی در پیش است که به نیروی انقلابی احتیاج باشد؟ به جوانترها اعتماد کنید و بگذارید چرخ مملکت را نیروهای تازه نفس بچرخانند.
همیشه در هر کشوری تاثیر گذارترین اندیشمندان و دولتمردان آنهایی هستند که نیاز جامعه خودشون رو درک میکنند چون اگه غیر از این باشه حتی اگه قصد انجام کار نیک و درست رو هم داشته باشند نه تنها به نتیجه نمیرسند بلکه ممکنه وضع جامعه رو متلاطم تر هم کنند مثل خانوم بوتو که اگرچه اندیشه مترقی داشتند اما این و درک نکردند که شرایط امروز پاکستان یک دولت دموکراتیک رو بر نمیتابه و کشور رو به هرج و مرج و سقوط میکشونه بلکه یک دیکتاتور عاقل میتونه کاراتر باشه ... الان ما هم در ایران باید ببینیم کشور به چه کسی در این شرایط نیاز داره تا ما رو از بحرانهای پیش رو نجات بده و کشور رو از خطر آنارشیست دور کنه و البته این کار از عهده هر کدوم ازاقایان موسوی رضایی ولایتی لاریجانی قالیباف کروبی و البته خاتمی با اون سابقه و پختگی که در این چند سال اخیر نشون دادند بر میاد واسه همین پیشنهاد من اینه که آقای رضایی در شرایط فعلی اندیشه های مترقی خودشون رو (که من هم تا حدود زیادی باهاش موافقم و میتونه پایه کار حذبی رو در ایران شکل بده) برای اینده نزدیک حفظ کنه و سعی فعلیش این باشه تا نیروهای خردمند اصولگرا رو دور شخص میانه رو و عاقلی همچون آقای موسوی که خودشون هم اظهار کردند به اصولگرایی پایبندند جمع کنند تا با پیروزی قاطع ایشون در دور اول هم شرایط داخلی کشور رو از بحران نجات بدند و هم در خارج مشروعیت نظام رو افزایش بدند
باسلام آقای رضایی همانطور که جنگ را اداره کردید مطمعنا کشور رااداره خواهید کرد لحظه ای درنگ نکنیدودولت ائتلافی رامعرفی کنید بسیجی دوران جنگ
دولت ائتلافی تنها انتظارات را بالا می برد و در عمل بی فایده است
در این خبر چند نکته گنجانده شده که قابل توجه است: