یکی از کاربران "تابناک" در پیامی آورده است:
نامه ای دارم به آیت الله هاشمی رفسنجانی که می خواهم در سایت خود قرار دهید.
بسمه تعالی
ریاست معزز مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری
حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی
سلام علیکم
در ابتدا ایام مبارک شعبان المعظم و همچنین نیمه شعبان سالروز میلاد مسعود منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان امام مهدی(عج) را به جنابعالی تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
اینجانب به عنوان یک شهروند ایرانی و یک دانشجوی کوچک و دغدغه مند نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی، نظراتی را از باب ارادتی که به شخصیت بزرگوار و محترم جنابعالی دارم به محضرتان اعلام می دارم.
لازم به ذکر است به اطلاعتان برسانم این اظهارات نه از موضع توصیه و تعیین بایدها و نبایدها، بلکه تنها از جنبه ابراز درد دل و درمیان گذاشتن برخی مسائل با شما (که همواره بر توجه به نظر مردم در تصمیم گیری ها تاکید داشته اید) می باشد که البته کم و بیش به آنها واقف هستید.
جناب آقای هاشمی رفسنجانی
جنابعالی بنابر تاکید و تاییدات مکرر حضرت امام خمینی (ره) بزرگوار و رهبری عزیزمان حضرت آیت الله خامنه ای (دامت برکاته) همواره زنده، دلسوز، پرتلاش، مظلوم، متفکر و از همه مهمتر همیشه با انقلاب و در کنار ولایت و مردم بوده و هستید. بی شک شخصیت شما در تاریخ معاصر ایران از حیث مبارزات جانانه، ایفای مسئولیتهای خطیر مختلف، دارا بودن ابعاد سیاسی و مذهبی، هوشمندی و ولایتمداری کم نظیر است که بنده به عنوان عضوی کوچک از جامعه ایران اسلامی به افرادی چون شما افتخار می کنم و حقیقتا موفقیت روز افزونتان را از خداوند منان خواستارم.
با توجه به این نکات، حتما خودتان می پذیرید که طبیعتا نگاهی ویژه و حساس در جامعه در مورد شما وجود دارد و کوچکترین اظهار نظر، تصمیم گیری، عمل و رفتار شما حتی در خانواده های ایرانی به بحث گذاشته می شود چه رسد به نخبگان و مسئولین کشور.
البته در این مباحثات، معمولا افراد با دیدگاههای مختلفی به بحث می پردازند. عده ای از یک سو بسیار سرسخت طرفدار و ستایشگر شما هستند و هیچگونه انتقادی را نسبت به عملکردهای جنابعالی نمی پذیرند؛ برخی نیز از آن سو فقط شما را مورد هجمه و سیل تهمتها، تخریبها و انتقادات قرار می دهند؛ در این بین عده ای هم نقد منصفانه و ارائه انتقادات و پیشنهادات اصولی و در نظر گرفتن نکات مثبت و منفی را در دستور کار خود قرار می دهند. به نظر می رسد شما خود نیز از دسته اخیر استقبال بیشتری کنید تا دو دسته قبلی که متعصب و گاهی متحجرانه برخورد می کنند.
به هر حال من سعی دارم با این دیدگاه یعنی چند جانبه گرایی، اعتدال و نزدیکتر بودن به معنای نقد واقعی، نکاتی را به استحضارتان برسانم:
1- متاسفانه در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری و بخصوص در تبلیغات و برخی مناظرات انتخاباتی، همجمه زیادی به شما و نزدیکانتان وارد گردید که در عاملین و قصد و نحوه آن وارد نمی شوم. البته شما در طول سالهای پس از انقلاب و بخصوص پس از پایان دوره ریاست جمهوری خود، چندین بار مورد اینگونه تهمتها و شاید کم لطفی ها قرار گرفته اید اما تاکنون اقدامی موثر درباره رفع این شبهات از سوی شما دیده نشده است و شاید همین موضوع باعث استمرار و حتی تشدید آنها باشد. هرچند درخواستتان از رسانه ملی برای دفاع، به دلایلی نامعلوم و شاید به خاطر مصالح خیالی مورد قبول واقع نشد، اما انتظار این بود که در دیدارها، مصاحبه ها، بیانیه ها و از طریق جراید و رسانه های مردمی به نحوی از حق خود استفاده می کردید. شاید مهمترین بخش این شبهات مربوط به اموال و فرزندان محترمتان باشد؛ همان دو چیزی که از نظر قرآن حکیم مایه آزمایش انسانهاست.
شاید در مورد اموال بتوان به بیانات حکیمانه و روشنگرانه رهبری عزیز در نماز جمعه تاریخی 29خرداد اشاره کرد که بر صرف اموالتان در راه انقلاب تاکید داشتند. (البته حتما خود می دانید که راجع به دیدگاههایتان در مورد مسائل اقتصادی و عدالت اجتماعی نیز در جامعه حرفهایی وجود دارد که رهبری معظم نیز اشاره ای کوتاه به آن داشتند و همینطور وضعیت زندگی فعلی شما) اما راجع به فرزندانتان که به هر حال در مقاطع مختلف مورد حمایت و دفاع مستقیم و یا غیر مستقیم شما قرار گرفته اند، سخنی دارم:
اگر همچنان به سلامت اقتصادی فرزندانتان اعتقاد دارید، بار دیگر دفاع کنید و اطلاعاتی را به مردم و اذهان عمومی بدهید و حتی الامکان به برخی شبهات پاسخ روشن بفرمایید؛ و اگر قضیه اولاد را از خود جدا می دانید و حتی خود ایراداتی دارید باز هم به ملت بگویید تا شخصیت محترم شما بیش از این مایه خدشه عده ای قرار نگیرد.
و اما در مورد دیدگاههای سیاسی ایشان نیز نوع برخوردها و سخنان برخی از آنها (بخصوص خانم فائزه و آقا مهدی) در ایام قبل و بعد از انتخابات اخیر را حتما مطلع هستید. (سخنان دخترتان که منجر به بازداشت موقت نیز شد در تحریک مردم برای آشوب و اغتشاش و نگاهشان به رهبری و سخنان مشابه پسرتان بویژه در مورد رهبری و فرزند محترمشان).
تا آنجایی که اطلاعات نشان می دهد، این سخنان به دور از شان شما بوده و جز تخریبتان نتیجه ای دیگر نداشته است. در اینجا هم انتظار این است که بدون ملاحظات خانوادگی (که مطمئنا ارزش منافع ملی و اسلامی خیلی بیشتر از آن است) وارد عرصه شوید و در صورت صحت موارد مذکور، این مساله و شبهه افکنی های خطرناک که خدای ناکرده شما هم در پشت صحنه سخنان بوده اید را خنثی کنید و البته با تذکراتی به کسان و نزدیکان خود، مانع تداوم این ظلم آشکار به خود و نظام شوید. انشاءالله.
2- اما موضوع بعدی راجع به ارتباط شما با مقام عظمای ولایت است. البته شما همچون ایشان بارها بر این رابطه صمیمانه، نزدیک، مستمر و طولانی اشاره کرده اید؛ اما خود می دانید به هر حال تحرکات و نقشه های دشمنان ایران و برخی منحرفان در داخل قصد اختلاف افکنی در این رابطه کم نظیر را دارند. فکر می کنم وظیفه دینی و ملی شما می طلبد یک بار دیگر در نطقی دشمن شکن و قاطع، به تمام این گزافه گویی ها پایان دهید و مجددا همچنان گذشته بر ارادت روز افزون خود نسبت به معظم له و اعتقاد به اطاعت عاشقانه از فرامین ولی فقیه و استمرار اصلح بودن رهبری این خلف شایسته امام(ره) تاکید نموده و موجبات رضایت خداوند و مردم را از خود فراهم آورید.
3- برخی از انتقادات مطرح شده نسبت به شما ناشی از همان دیدگاه سوم می شود. بعضی از دلسوزان نظام و علما بنابر معیارها و دیدگاههای اسلامی و ملی و آرمانهای انقلاب و خواسته های امام و رهبری، نوعی تناقض را در سخنان و تصمیمات شما استنباط می کنند که ممکن است صحیح یا ناصحیح باشد. شاید برخی از این موارد مبنایی بوده و برخی سلیقه ای و ترجیحی باشد و یا انواع دیگر.
به دلیل کثرت موارد و توضیحات آن قصد ورود به نمونه های زیاد را ندارم و از طرفی خود شما را مطلع از آنها می دانم. تنها پیشنهادی که به نظرم مطلوب و مفید می آید، حضور بیشترتان در بین مردم، صاحب نظران و مسئولان و شنیدن دقیق نقدها و تبادل نظرات و ارائه پاسخهای روشنگرانه است. با شناختی که از شما هر چند کم و ناقص دارم، مطمئنم می توانید با بیاناتی رسا و منطقی موجب اقناع بخشی از آنها شوید و از سوی دیگر با توجه به نگاه عالمانه و غیر تعصبی خود، پذیرای استدلالات صحیح و اصولی منتقدان باشید.
برای نمونه به چند مورد اشاره می کنم:
الف- شما یکی از شخصیتهایی هستید که نسبت به نحوه اداره کشور توسط دولت نهم انتقاداتی داشتید؛ هرچند نسبت به دولت اصلاحات نیز در ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نقد داشته اید که قسمتی از آن را در کتب و جراید منتشره خوانده ام. اما شاید انتقادات اخیرتان به سبب رقابت انتخاباتی خود با ریاست محترم جمهور قابل توجه و تامل تر باشد. به هر حال انتقاد حق هر شهروند است چه رسد به شما که نخبه و مسئول نیز محسوب می شوید و اصولا از شما توقع دیگری نمی توان داشت جز اینکه با توجه به تجربه و آگاهی تان از مسائل دولتی و مملکتی تذکراتی را به جهت کمک به منتخب مردم و مسئولین وقت به استحضارشان برسانید و بی شک موفقیت همه ما در موفقیت دولت و سایر ارکان نظام است. (البته من این افتخار را دارم که در انتخابات نهم در هر دو دور نام شما را بر روی برگه های رای نوشتم) می خواهم بگویم حداقل بصورت عمومی این مساله دیده نشد. نمی دانم؛ شاید بر اساس مصلحتها. لیکن همه مردم بر اختلاف شما با شخص و مواضع دکتر احمدی نژاد و دولت مطلع بودند و متاسفانه ضمن عذرخواهیاز این گفته ام، دلایل برخی ناکامی های دولت را به قول خودشان در سنگ اندازی های شما می دانستند. بنابراین، به نظر می رسید بهتر بود نقدهای خود را به صورت عمومی تر برای بررسی توسط کارشناسان و صاحب نظران و مردم که صاحبان اصلی کشورند، مطرح می نمودید و از این پس نیز اینگونه باشید. (البته بنابر تاکید همیشگی خود بر اساس احترام، رفتار اسلامی و عدم تخریب و سیاه نمایی و ...)
ب- با قائل شدن حق انتخاب آزاد برای شما مانند هر ایرانی دیگر؛ در جریان انتخابات اخیر، باید بگویم هر چند عدم حمایتتان از آقای احمدی نژاد مشهود و طبیعی بود، اما حمایتهای شما از آقای موسوی نیز حداقل به طور غیر مستقیم جای شگفتی داشت. (لازم به ذکر است بگویم به لطف الهی به عنوان عضو کوچکی از ملت، موفق به شرکت در انتخابات شدم و با افتخار به جناب آقای دکتر رضایی رای دادم و این نکته را به این خاطر گفتم که بدانید با تمامی احترامم به انتخاب اکثریت ملت، از دید یک منتقد رئیس جمهور در مسائل فکری و اجرایی با شما سخن می گویم و معتقدم ویژگی ها و عملکردهای مثبت آقای احمدی نژاد و دولتشان را باید پذیرفت و در مقابل نکات منفی و ناصحیح فکری و اجرایی شان نیز باید واکنش نشان داد و این مسائل در مورد هر فرد دیگری نیز صادق است.)
البته آقای موسوی هم قابل احترام است. اما با رفتارهایی که قبل از انتخابات در تحریک ملت و تخریبها و سیاه نماییها و ولایت ناپذیری و بعد از انتخابات در نپذیرفتن ساز و کارهای قانونی موجود بر خلاف تاکیدشان بر قانون مداری در شعارهای انتخاباتی و استمرار تمکین نظر مردم و رهبری معظم از خود نشان دادند، فکر می کردم شما این انتخاب را درست ندانید و حداقل پس از انتخابات دست از اصرارتان بردارید؛ هرچند من بیانی صریح از شما در صدق گفته هایم نشنیده ام، ولی شواهد و اطلاعاتی مانند حمایتهای تبلیغاتی بسیار قاطع و صریح همسر، فرزندان، اقوام و برخی نزدیکانتان سبب این برداشت شده است. من سهم دولتی ها در ایجاد التهاب و تشنج در جامعه را نادیده نمی گیرم؛ اما سوالی دارم که آیا سخنان و بیانیه های آقای موسوی را تایید می کنید؟ همان هایی که دل دشمنان ناجوانمرد ایران اسلامی را روز به روز خوشحال تر می کرد.
تقاضا دارم برای مردم بگویید وقتی که ایشان و بسیاری از اصلی ترین اعضای ستادشان فقط به خواسته عجیب مبنی بر ابطال انتخابات و تاکید بر بروز تقلب و تخلفات گسترده اصرار می کردند و با این عمل به راحتی ارکان نظام را زیر سوال می بردند و مردم را دلسرد می کردند، شما برای اقناعشان و پایان آن وضعیت تاسف بار کشور چه کردید؟
خواهش می کنم بگویید که خیلی از خواسته ها و رفتارهای او را نادرست، غیر قانونی و غیراخلاقی می دانید تا بخش گسترده ای از مردم، بیش از این شما را شریک اعمال نسنجیده وی ندانند.
هرچند سکوت یکی از راههای پرهیز از التهاب آفرینی است، اما در جریان اخیر بهتر بود شما وارد صحنه می شدید و با شجاعت خاص خود این واقعیات را می گفتید و مانع از این زیاده خواهی ها و توهینها به ملت و نظام می شدید.
ج- در کنار نکات زیبا و مثبت خطبه های نماز جمعه اخیرتان، ابهاماتی در مورد بخشهایی از آن مانند عدم استفاده خوب شورای محترم نگهبان از فرصت پنج روزه، آزادی تمامی اغتشاش گران بدون در نظر گرفتن عده ای از آنها که مرتکب جرم بودند، عدم تشکر از رهبری عزیز و... (که خود شنیده اید) مطرح شد که امیدوارم در سخنان بعدی خود به رفع آنها بپردازید.
و ...
4- و سرانجام در آستانه تنفیذ حکم ریاست جمهوری و سپس مراسم تحلیف هستیم که همواره با حضور مسئولان کشور بوده است و نشانی از وحدت اسلامی و بیعتی با ولایت در همت برای سازندگی، سرافرازی و تحقق مردمسالاری دینی می باشد.
احساس می کنم با وجود برخی کم لطفی ها و... نسبت به شما از سوی دولت نهم و دیگران، جنابعالی حتما با رافت اسلامی با این موضوع برخورد کرده و با بخشش و عفو آنها و اعلام آمادگی خود برای کمک به دولت و مجلس برای تحقق اهداف مقدس نظام عزیزمان، موجی از شادی، وحدت، همدلی، خدمت مداری و عشق به ایران اسلامی را در میان مردم و دلسوزان کشور پدید آورید.
در پایان یک بار دیگر میلاد مسعود امام زمان(عج) را تبریک گفته و از اینکه پای حرفهای طولانی یکی از کوچکترین دوستدارانتان نشستید، بینهایت سپاسگزارم و عزت و اقتدار بیش از پیش نظام مقدس جمهوری اسلامی و سلامتی و توفیق همه خدمتگزاران به آن بخصوص رهبر معظم انقلاب، جنابعالی و دولت محترم را از خداوند بزرگ و کریم آرزومندم.
خداوند نگهدارتان باد.
رضا حسینی علائی
دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه علوم پایه دامغان
ساکن گرمسار