كدخبر: ۸۲۶۴
تاريخ انتشار: ۱۰ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۹
تعداد بازديد: ۲۲۷۳۱
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
يافته شگفت‌انگيز جامعه‌شناسي:
ايراني‌ها بدون مدير بهتر كار مي‌كنند
در واحدهاي مورد مطالعه، نيمه نخست فروردين ماه داراي بيشترين توليد در ايام سال و كمترين خرابي بوده است كه مهمترين دليل آن، عدم وجود مديريت ارشد و پرسنل ستادي در كنار افزايش اعتماد به نفس و خودشكوفايي كارگران، سرپرستان و پرسنل فني مي‌باشد كه به علت عدم وجود مديران، بار مسئوليت عملا بر عهده اين گروه گذاشته مي‌شود.
بنا بر يافته‌هاي يك تحقيق در جامعه‌شناسي صنعتي كه در اختيار خبرنگار «تابناك» قرار گرفته، پرسنل صنعتي ايراني، از بالاترين بهره‌وري در نيمه نخست فروردين ماه برخوردارند.

بنا بر اين تحقيق كه در تعدادي از صنايع با توليد مداوم و بدون تعطيلي مانند صنايع پتروشيمي انجام شده است، بالاترين دوره بهره‌وري سالانه در نيمه نخست فروردين ماه ـ كه عملا بخش مديريت و ستادي اين واحدها تعطيل است ـ رخ مي‌دهد و در اين دوره، بيشترين توليد و كمترين نقص فني و خرابي رخ مي‌دهد.

در واحدهاي مورد مطالعه، نيمه نخست فروردين ماه داراي بيشترين توليد در ايام سال و كمترين خرابي بوده است كه مطالعات نشان مي‌دهد مهمترين دليل آن، عدم وجود مديريت ارشد و پرسنل ستادي در كنار افزايش اعتماد به نفس و خودشكوفايي كارگران، سرپرستان و پرسنل فني مي‌باشد كه به علت عدم وجود مديران، بار مسئوليت عملا بر عهده اين گروه گذاشته مي‌شود.

يافته اين مطالعه جامعه‌شناسي صنعتي نشان مي‌دهد، كارگران، تكنسين‌ها و سرپرستان توليد ايراني به دليل ضريب هوشي بالا، اگر مورد اعتماد قرار گرفته و بار مسئوليت بر عهده آنها گذاشته شود، عملا بهره‌وري بهتري را نسبت به مديران بر جا خواهند گذاشت.

در صورتي كه يافته‌هاي اين مطالعه با انجام تحقيقات تكميلي به ديگر بخش‌هاي جامعه تعميم يابد، مي‌توان نسبت به يافتن راه‌حل بحران كارآمدي در اقتصاد ايران تصميم گرفت.
نظرات بینندگان:
تحلیل بسیار ساده لوحانه ای بود. چرا ضعف علمی و عملی مدیران رو اینطور نتیجه می گیرید؟ در جامعه ای با مالکیت و مدیریت دولتی که آقای محرابیان وزیر صنایع و آقای بذرپاش مدیر یکی از قطبهای خودروسازی هستند آدم عاقل سراغ تاثیر مثبت و حتی خنثی نمی گرده. صنعت ما باشگاه جوانانی است که تا پایان دولت نهم در حد دبیرستان تنزل خواهد یافت. اون بنده خدا هم معلومه جامعه شناس خوبی بوده که حرفشو جوری زده که واسش شر نشه.
با سلام
لطفا نظرمن را منعکس کنید.
در ایران مدیران ارشد از ترس از دست دادن شغل خود با تقسیم کارها بین زیر دستان و غالبا بیسواد و نا آشنا به امور دیگر نگه داشتن کارمندان موقعیت کاری خود را تثبیت میکنند تا کسی نتواند جای آنها را بگیرد و زمانی که به هر دلیلی مرخصی بیمازی و.... از امدن به محل کار باز میمانند اعتماد به نفس کارمندان بیشتر میشود و در ضمن یکی دیگر از حربه های مدیران فنی از بین بردن اعتماد به نفس کارمندان و پایین نگه داشتن اعتماد به نفس آنهاست تا آنها اجاز پیشرفت نداشته باشند.
با تشکر
بر اساس یک تجربه شخصی, ایرانی ها هیچ مشکلی با مدیریت متخصص و لایق ندارند. مشکل از اینجا شروع می شود که حتی فردی یا حداقل ضریب هوشی به نالایق بودن مدیر خود پی می برد, از این زمان است که مشکل آغاز می شود و زندگی شغلی که می تواند تفریحی برای کارمند و یا کارگر باشد به جهنمی هولناک تبدیل می شود . چون کارمند نگون بخت هم باید به دنبال راه حل مشکل کاری باشد و هم باید به دنبال روشی برای فهماندن دلیل انتخاب آن راه حل برای مدیر مربوطه باشد.
متاسفانه یک واقعیت آن است که بسیاری از مدیران ارشد در رشته غیر از رشته تخصصی خودشان منصوب شده اند در حالی که تکنیسن ها و سرپرستها حداقل در رشته فعالیت خود چندسالی تجربه کاری دارند. همین امر باعث شده تا بسیاری از این افراد از مدیران خود بر کار مسلط تر باشند. در زمان عدم حضور مدیر چون مسئولیت کاملا متوجه سرپرست مربوطه است و او نیز به نوعی حس آقا بالاسر داشتن ندارد نتیجه بهتری می دهد تا زمانی که مدیر حضور دارد و چون تخصص کافی ندارد در خیلی مواقع بیشتر موجب اصطکاک و تزاحم با سرپرستها و تکنسین ها می گردد!!
بهتر است بگووئید در غیاب مدیر! بهتر کار میکنند. و علت آن را هم نه در خود مدییریت بلکه در عمده ی مدیران جستجو کرد که نه به لحاظ اثبات شایستگی در بهبود شاخص های تولید بلکه بخاطر گوش بفرمان بودن یا ملاحظات سیاسی در سمت های خود گمارده شده اند! ضمناً توجه داشته باشید دلیلی بر غیر قابل تعمیم بودن این یافته نیست و میتوان آنرا به سایر شاخه ها تسری داده و جامعه بی طبقه را نتیجه گرفت.
این بحران ناشی از چند چیز می تواند باشد . 1 نصب مدیران بی لیاقت و بدون تجربه در زمینه کاری و بر اساس رابطه که این امر باعث دلسردی زیر دستان می شود 2 دخالت های بی مورد و نابجا ی این مدیران در امور که معمولا از روی تکبر و غدبازی علی رغم اینکه می دانند آن زیر دست به دلیل کار کردن در آن زمینه بهتر می فهمد طبق نظر خود عمل می کنند .3 این مدیران چون توانائی ندارند معمولا به کسانی از زیردستان خود بها می دهند که از نظر توانائی از خودشان پایین تر باشند و در نتیجه جمله "هر چه شما بفرمایید حاج آقا"همیشه بر زبانشان جاری است. و عملا افراد توانمند از گردونه خارج شده و دلسرد در گوشه ای روزگار سپری می کنند . 4 بی علاقه گی پائین دستان به کار به دلیل عملکرد اینگونه مدیران. این وضعیت تنها در صنایع نیست بلکه در تمام شئون اداری جامعه نیز بوفور یافت می شود.تا زمانیکه در انتخاب مدیران دوستی و رابطه بدون در نظر گرفتن تخصص آنها ملاک باشد وضع همین است که هست.
بنام خدا - تحقیق انجام شده در نوع خود جالب است. این اتفاقی جدیدی نیست که در یک مورد مستند شده است . چنانچه سازمان از حالت مدیر محوری به کارمند محوری یا پرسنل محوری تغییر مسیر داده و نظام مشارکت و بهره وری را نهادینه نمایند در خیلی از اوقات حضور مدیر ارشد دیگر تاثیر آنچانی نخواهد داشت. شرکت های پتروشیمی نمونه بارز این روند هستند.
بنده هم با نظر کاربر اول موافقم. بسیاری از موقعیت های شغلی در صنایع توسط افرادی که حتی رشته تحصیلیشان با جایگاه شغلی شان تناسب ندارد اشغال شده است و هم اکنون که فارغ التحصیلان دانشگاه وارد صنعت می شوند با مدیران قدیمی بر سر مسائل اصطکاک پیدا می کنند، بطوریکه خیلی از این فارغ التحصیلان دچار سرخوردگی می شوند. با فضای غیر علمی که بر اثر این مشکل در صنایع وجود دارد قطعاً فارغ التحصیلان در صنایع روزبروز به سمت فسیل شدن پیش می روند و افراد نخبه که می توانند نوآوری و شکوفایی انجام دهند وارد چنین سیستم هایی نخواهند شد چون در صنایع ما جدال تجربه و علم بین مدیران قدیمی و فارغ التحصیلان دانشگاه وجود دارد و افراد نخبه حاضر نیستند وقت ارزشمند خود را صرف کشمکش کنند و ترجیح می دهند که در صورت امکان از کشور خارج شوند. به دست اندرکاران سایت تابناک پیشنهاد می کنم که در این مورد نظر سنجی کنند که چند درصد فارغ التحصیلان دانشگاه که طی چند سال گذشته وارد صنعت شده اند سر جای واقعی خود که مرتبط با رشته تحصیلیشان است کار می کنند و چقدر راضی هستند تا مشخص شود وضعیت علمی کردن صنایع به چه ترتیب در آینده خواهد بود.
وقتی کارشناس با مدرک علمی و تجربه کاری سه برابری مدیرش از خیلی مزایای شغلی اش برخوردار نیست اینهم از سر شان زیاد است.اصلا بهتر است آقایان تشریف ببرند منزل و همان حقوق را در منزل دریافت کنند تا بر روی کار دیگران موج سواری کنند و ایدهها و کارهای دیگران را بنام خود تمام کنند و ادعا کنند که ما مدیریت کردیم که انجام شد!!(واقعا شرم آورند این مدیران هلی کوپتری که تعدادشان هم به لطف توصیه های این و آن کم هم نیست)
عدم تناسب نیروهای صف و ستاد در کلیه مراکز دولتی و کارخانجات به ظاهر خصوصی و در عمل دولتی کاملا مشهود است , کاملا طبیعی است وقتی در یک کارگاه یا یک مرکز سرویس دهنده نیروهای ستاد در مرخصی باشند و خروجی واحد نیز از نظر کمی خیلی تغییر نکرده باشد بهره وری بالا خواهد رفت , این امر نیاز به انجام پروژه تحقیقاتی آن هم از نوع جامعه شناسی ندارد .
این نشان می دهد که آنان که مدیر نیستند ، مدیریت را برعهده گرفتند.
از نشانه های زوال سپردن کارهای بزرگ به کهان و کارهای خورد به مهان است.
سلام علیکم
ممکن است نظر بالا تا اندازه ئی از صحت بر خوردار باشد اما غالبا اینطور نظر پراکنی بدلیل عدم وجود زیر ساخت درست فرهنگی و اجتماعی آن در بین طیف عظیم مخاطبین این نوع رسانه ها زمینه نتیجه گیری منفی را فراهم مینماید؟
در دنیای امروز عصر تکنولوژی ارتباطات آیا دیگر ضرورت حضور فیزیکی مدیر همانند گذشته میبایست ارزیابی گردد؟
آیا اصولا با توجه به نوشتار فوق نگارنده محترم سعی در بی اثر جلوه دادن نقش مدیریت دارند؟
آیا اجرای کار در غیاب مدیر ارشد خود موید مدیریت صحیح نمی باشد؟
البته دلسوزی و مسئولیت پذیزی کارکنان همیشه عامل اصلی رشد و شکوفائی بوده و خواهد بود که بسته به حضور یا عدم حضور مدیر نیست.
و اما سوال آخر عکس انتخاب شده (اطاق رنگ کارخانه خود رو سازی) ارتباطی با نگارش فوق دارد یا خیر؟ اگر ندارد چرا سوژه قرار گرفته است؟ و آیا در سالهای اخیر به جهت ورورد بی رویه خودرو های خارجی به اندازه کافی به این صنعت لطمه وارد نشده که اینک با چنین بحث و عکسی مدیران این صنعت بار دیگر سوژه گردند؟
اگر این تحقیق علمی انجام شده باشد، فشار روانی تعطلیلی سایر اقشار و خانواده در این ایام را هم باید اضافه کرد. در اینصورت افزایش بهره وری غیر قابل باور و شگفت انگیز است. به نظر من مراکز علمی بیشتر در خصوص صحت این تحقیق بررسی نمایند.
در سازمانی که بنده بعنوان کارشناس ارشد و طراح مشغول به کار هستم ، تقریبا همیشه اجماع مدیران ، حرف اول و آخر را در تولید می زند.
کارشناسان معمولا در انتهای روند تولید قرار گرفته و نظرات ایشان نادیده گرفته می شود.
اگر قرار است این سرنوشت تولید در کشور ما باشد، آیا بهتر نیست که کارشناسان ، مرخص شده و خود مدیران تمامی مراحل تولید و عرضه را به عهده گیرند؟
کارشناسانی که اندک اندک تبدیل به نیروی انسانی بی خاصیت و مفت خوری شده اند که علیرغم تحصیلات مرتبط ، هیچ نقشی در هیچ مرحله ای را ندارند.
متاسفانه دقیقا همینطوره و من تو سازمان که کار می کنم این موضوع رو تجربه کردم به مدت 11 ماه عملا بدون مدیر قسمت بودیم و تقریبا اکثریت مشکلاتی که در زمان مدیریت داشتیم رو نداشتیم و کارها بی مشکل بود
منهم موافق نظر این هموطن هستم. مدیران دولتی ما فاقد تخصص در رشته مدیریتی خود هستند و فقط بر مبنای رابطه و گزینش عقیدتی مدیر شده اند و حتی اگر دارای تخصص هم باشند فاقد استعداد و تحصیلات مدیریتی هستند و به جای روان کردن کارها بدتر سنگ اندازی می کنند.
صنایع خصوصی کوچک که در آنها مدیریت بر اساس تخصص است نه گزینش حراست و سرمایه متعاق به عده محدودی که نگرانی سرمایه شان را دارند کارها بهتر پیش می رود. برای مقایسه می توانید کیفیت محصولات لبنی کاله را با محصولات صنایع شیر ایران و پگاه که دولتی هستند مقایسه کنید
تا زمانیکه مدیران از دل سازمان بیرون نیایندوحتی بعضاً مدیران یک شبه باشند مثل فیلم مرد هزار چهره، شک نکنید و بدانید که نتایج تحقیقات همین است که میبینید.مگر نشنیده اید که میگویند اگر میخواهی سازمانی را خراب کنی ، یک نادان را مدیر آنجا کن
این روحیه مختص به ایرانی ها نمیباشد.
مدیریت در مملکت مادر تمامی سطوح قالباٌ متعلق به بیش از 80 سال پیش است.
کلیه کشورهای صنعتی توسعه یافته و حتی کشوهای در حال توسعه مدل مدیریتی (lean) را برگزیده اند.
در آن کشور ها هم اگر الگوی مدیریت کهنه ، با بافت ستاد بسیار زیاد اعمال شود ، به همین نتیجه میرسند.

مدیران ستادی، در کشورما آفتابه داران مسجد شاه هستند و نبودشان باعث افزایش بهره وری میگردد.
با احترام
ریاضی
آفرین بر این نکته سنجی ! ما هم که تو بانک کار می کنیم این چند روزی که رییس شعبه نیست هم با آرامش بیشتری کار میکنیم هم کارها رو سریعتر انجام میدیم .
به عنوان يك كارمند صنعتي كه در تعطيلات نيز كار مي كنم مورد فوق را كاملا تاييد ميكنم وقتي مديران نيستند تا گيرهاي الكي بدهند وتصميم هاي غيرمنطقي بگيرند كارها خوب پيش ميروند
این موضوع کشف جدیدی نیست.من یکی از کارشناسان یک سازمان دولتی هستم عید چند سال پیش تمامی رواسای ادارات و مراکز و... سازمان به کل به خرج دولت از 25 اسفند تا نیمه فروردین به سفرهای تفریحی با خانواده به فراخور موقعیت شغلی از کشورهای اروپا تا جزایر کیش و قشم رفتند.در پایان فروردین ماه در جاسه ماهیانه آمار و ارقام عملکرد سازمان به نتیجه عجیب میزان خرابی نزدیک به صفر رضایت ارباب رجوع نزدیک به 100% و تعامل و هماهنگی واحدها و قسمتها بصورت مطلوب عنوان شد که در همان جلسه علت را عدم حضور مسئولین و روسای ادارات در به هم ریختن انظباط اداری وتداخل کاری و کلا به نتیجه خنده دار عدم نیاز به وجود مدیران بدلیل پایین آمدن بهره وری با وجود آنان رسیدیم.
من مدیر عامل یک شرکت بازرسی قطعات به نام... وابسته به سایپا را می شناسم که با زور معادل لیسانس گرفت و زیر دستش فوق لیسانس و مهندس و دکتر کار می کنند و ایشان هر کی چاپلوس بهتری باشند نه معلومات و کار بهتری را بلد باشد را مدیر قسمت های دیگر می کنند و برای همین هر 2 یا 3 ماه پرسنل های ایشان یا اخراج می شوند یا خود می روند و هزینه این کار بر دوش مصرف کنندگان بدبخت می افتد.
با سلام این موضوع تعجبی ندارد و نیز برای رسیدن به آن نیاز چندانی به مطالعات جامعه شناسی نمی باشد. در کشوری که شایسته سالاری کمترین نقش را در انتخاب مدیران ایفا می کند و تخصص و تجربه به عنوان دو عامل فراموش شده در نظر گرفته می شوند نتایج مطالعات ما باید هم شگفتی ساز باشد.
نمی دانم چه طور در کشور ما میزان بهره وری این 9 روز فروزدین اندازه گیری شده و مدت مشابه سال قبل مقایسه شده!! مشکل صنعت ما به این سادگی نیست، لازم است به قضیه با دیدی باز و وسیع نگاه کرد در کشور ما هر چند مدت مشکلات را به گروهی خاص نسبت می دهند غافل از اینکه همه در آن دخیل هستند
آمار فوق می تواند به راحتی گمراه کننده باشد.در ایام تعطیل فقط به تعداد ضروری پرسنل فنی پیش بینی می شود که طبیعتا شامل پر بازده ترین انها می شود.
لطف مىكرديد اعداد و ارقام امارى مربوط به اين تحقيق را مى كذاشتيد تا بهتر بتوانيم استفاده كنيم. مثلا در اين تحقيق جند واحد صنعتى تحت بررسى قرار كرفتند و تعداد ، كارگران، تكنسين‌ها و سرپرستان جند نفر بوده است.
در تعطيلات خيلي چيزها فرق مي كند و فقط نبودن مديران نيست. چطور مي توان بالا بودن بهره وري را فقط به نبودن مديران نسبت داد؟
این موضوع در کوتاه مدت ممکن است صحیح باشد اما نمیتوان از نقش بسیار مهم مدیریت در دراز مدت غافل بود.
در تعریف مدیریت گفته شده که مدیریت هم علم است و هم هنر. این تعریف در کشور ما به نوعی راه را بر مدیریت غیر علمی هموار کرده است و از طرفی چون در کشور ما سیستم ارزیابی عملکرد به صورت جامع _خصوصا در بخش دولتی _ وجود ندارد، و اصولا تفاوت بین یک مدیر کارامد با یک مدیرنما عملا سنجیده نمی شود، این مسئلا باعث به وجود آمدن مشکلات عدیده و در عین حال پنهان در سازمانهای ما می شود.
به عنوان مثال در مورد مدیریت بیمارستانهای کشور با وجود فارغ التحصیلان بیشمار رشته مدیریت خدمات بهداشتی درمانی در مقاطع مختلف، تا سطح دکتری تخصصی، باز شاهد آن هستیم که برای مدیریت بیمارستاها ی کشور از پزشکان استفاده می شود. و یک مرور مختصر بر کشورهای توسعه یافته نشان می دهد که کشور ما در این زمینه یکه تاز است و در نهایت برون ده این مسئله در بهره وری بیمارستانهای ما بر کسی پوشیده نیست.
بسیاری از مدیران خود درد سر می باشند و به دلیل اینکه خارج از چارچوب مقررات و ضوابط به کار گمارده می شوند, به طور طبیعی دانش فنی مورد نیاز رانداشته واز شگردهای علمی مدیریتی نیز بی بهره می باشند . علاوه براین افزودن چاشنی چاپلوسی در روند اداره کردن محیط کاری توسط بسیاری از مدیران سبب می گردد تا کارکنان که اغلب آنها دارای خوی سادگی و آزادگی می باشند در برابر چنین وضعی از خود واکنش نشان داده درانجام کارها دلسرد شده و حالت لجاجتی که در این میان روی میدهد سبب افت بهره وری می گردد .
با سلام و تبریک سال نو در قسمت ما باید کارشناسان ماهها تلاش کنند تا دستورات اشتباه مدیران قبلی را اصلاح کنند و مدیران جدید هم به علت سیاسی کاری و منافع گروهی و یا فردی سنگهایی توی چاه بیت المال می اندازند که سالها طول کشیده و هنوز نتوانستیم بیرون بیاوریم به همین دلیل وضع مردم در زمان نفت 8 دلاری بهتر از 100 دلاری بوده چون هر چه درآمد نفت بیشتر می شود مشکلات بخش کارشناسی بیشتر خواهد شد و در بخش ما تاکنون این اشتباه مدیران بوده که وضع ما را به ناکجا آباد رسانده و هیج مرجعی نیست که این چرخه مدیریت را که بسته است باز نمایید.
با سلام
شکی نیست که در کشور ما تخصص در رده های بالای مدیریتی از اهمیت چندانی برخوردار نیست.اما به نظر میرسد این تحقیق جامعه شناسی بایستی از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار گیرد به عنوان مثال به عنوان یکی از دلایل افزایش شکوفایی و بهره وری در نیمه اول فروردین ورود به سال جدید و اعتقاد ایرانیان به ایجاد تحول در کار و زندگی را میتوان نام برد .تصمیم هایی که همه ما در ابتدای سال می گیریم و با گذشت یکی دو هفته فراموش می کنیم
این مطلبی که نوشته اید بیشتر شبیه صحبتهای خاله زنکی است تا تحلیل یا خبر، لطفا کمی مسئولانه تر عمل کنید، مسئولیت حرفه ای خودتان را در نظر داشته باشید. آیا واقعا نتیجه این تحقیق چیزی است که شما دارید القا می کنید؟
در مواردی هم عدم حضور مدیران ارشد موجب ریلکس و فراغت بال کارکنان می گردد که منجر به کاهش بازدهی کار و گذراندن وقت به صحبت کردن با یکدیگر و امثالهم می گردد.بدیهی است تعمق و اظهارنظر کارشناسی در خصوص این مقاله می بایست صورت گیرد .
سلام متاسفانه ا هرکس به جائی وصل است کمترین پیشنهاد شغلی اش مدیر کلی است که نه تنها تخصص آن را ندارد بعضا با ایده هائی با عث کندی کار و یا ور شکستگی یک صنعت میشوند و جالب اینجاست هر رئیس جمهوری هم که عوض میشود کسانی که در ستادش بوده اند می خواهد سریع جایگزین کند و این خود کشور را به نا بودی میکشاند چرا که مدیریت سلیقه یعنی بدبختی ...
نياز به تحقيق نبود.چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است
متاسفانه اکثر مديران انتخابي به واسطه روابط و نه توانايي مديريتي و تخصصي اتنخاب مي شوند . در برخي موارد اصلا آشنايي با آن کار ندارند به همين دليل عملکرد آنها و تصميم گيريهاي صورت گرفته از طرف آنها معمولا باعث کاهش راندمان مي شود
اين تحقيق نمي تواند به اين نتيجه منجر شود که « ايرانيها بدون مدير بهتر کارمي کنند » . استنباط چنين اصلي نشان از غلط بودن مطالعه دارد .
ممکن است چنين نتيجه اي درست باشد که بگوييم نظام مديريت در ايران داراي ضعفهايي است و اساسا در بخشهايي از امور ما شاهد ضعف مديريت و فقدان شايسته سالاري هستيم که احتمالا در بخشي از امور ناشي از نظام گزينش غلط مديريتي باشد ، اما ايرانيها در صورت داشتن مديران قوي بطرز شايسته اي مي توانند در عرصه هاي مختلف عرض اندام نمايند . شما مي توانيد تفاوت هاي مربوط بهر دو وضعيت را در عرصه هاي ورزشي ، فناوري و حتي عرصه هاي تاريخي مشاهده نمائيد.
اين يافته در مورد محيطهاي اداري هم صادق است. بعبارتي در ادارات دولتي هم، سپردن امور به دست كارشناسان و اعتماد به توانمندي هاي آنان باعث افزايش كارايي مي گردد. خصوصا كه در ادارات دولتي نسبت مديران به كارشناسان خيلي بالا است. در واقع از ‌آنجايي كه بسياري از مديران كارشناس نيستند و از طرفي هم در شأن خود نمي دانند كه از نظرات كارشناسان زيرمجموعهء خود استفاده كنند ، لذا تصميماتي اتخاذ مي گردد كه نمي تواند منافع سازماني را بصورت همه جانبه و در راستاي منافع ملي تامين نمايد كه اين امر خسارت آشكار و پنهاني را به جامعه تحميل مي كند.
اگر اعتماد وجود داشته باشد و به نظر و رای دیگری هم احترام گذاشته شود و در اعمال مدیریت از نفسانيات شخصی پرهیز گردد، ابتکار و نوآوری و احساس مسئولیت بیشتر خواهد بود و در نتیجه رشد و بلوغ فکری تقویت شده و در نهایت تولید و پیشرفت حاصل خواهد شد.انشاالله
شايد دليلش اين باشد كه كارگران به دنبال اثبات اين موضوع مي گردند كه مديريت ارشد توانائي ندارد و اين موضوع در دراز مدت قطعا نتيجه متفاوتي خواهد داشت بايد در يك تجربه چند ماهه اين اقدام را آزمايش كرد
در تکیمل سخن دوستان درسته که بهار زمان خوبی و نشاط آور است ولی این واقعیت تلخ وجود دارد که مدیران صنایع ایرانی دارای تخصص مدیریتی نیستند. باید بپذیریم که مدیریت مهارتی است اکتسابی و با شانس و اتفاق بوجود نمی آید. اما نکته این که مدیری که نتواند از پرسنل با رعایت اصول اخلاقی کار بهره وری لازم را ببرد نمی توان نام او را مدیر گذاشت. امروزه نیروی انسانی یکی از مهمترین منابع استراتژیک می باشد.
ببخشید شما فکر میکنید این رشد شگرف و به قول بعضی ها بالنده 4/5 درصدی اقتصاد از کجا اومده ؟ اگه به راهنامیی ها و مدیریت آقایون بود که الان باید چیزی در حد بوتان و بنین رشد اقتصادی می داشتیم !!! البته خداوکیلی این نفت خود به داد ما ها و حکومت های خیلی مدبر مون رسیده ها . خداییش فکر می کنین بدون نفت ما چیزی بالاتر از کشورهایی که گفتم هستیم؟
با سلام
نميدانم اين تحقيق از طرف كدام ارگان انجام شده است ولي تا انجا كه خبر دارم در يكي از شركتهاي بزرگ صنعتي مشهور كشور كه خود در آن مشغول بكار ميباشم اتفاق جالبي رخ داده است كه مويد نتيجه تحقيق فوق ميباشد :مديران ارشد شركت براي چند روز دوره آموزشي به شمال كشور سفر كردند كه در طول دوره فوق توليدات شركت افزايش چشمگيري داشته است.
نتیجه این تحقیق نشان می دهد بحران در مدیریت وجود دارد . چرا که از دیدگاه مدیریت علمی ,مدیریت یک مجموعه به عنوان موتور ونیروی محرکه آن مجموعه تلقی می شود ,در حالی که نتیجه این تحقیق نشان می دهد مدیریت به عنوان نیروی باز دارنده عمل می کند.
به نظر من ابتدا بايد روشن شود كه دركشور ما كار بر چه مبنائي انجام مي شود تعهد يا تخصص؟كشورهاي دنيابراساس يكي از اين پايه ها پيشزفت كرده اند مثلا ژاپن براساس تعهد و امريكا بر اساس تخصص ولي وضع ما تاحالا نامعلوم است
سلام!
با تبريك به مناسبت فرارسيدن عيد طبيعت و ولادت رحمة اللعالمين ص
ادعاي بسيار بسيار جالبي است.
از شما تقاضامندم اسم واحدهاي مورد مطالعه خود را نيز اعلام بفرمائيد چون در اين چند سالي كه من در كارخانه هاي مختلف بودم، كارگرها همه از زير كار دررو و كم كار كن بوده‌اند.
البته حدس ميزنم اين تحقيق در كارخانه هاي بزرگ دولتي صورت گرفته و نه در sme ها.
در صورت امكان خواهشمندم متن مقاله يا خلاصه آن را براي من نيز بفرستيد. با تشكر
بدیهی است انجام تعمیرات دوره ای که عامل کاهش تولید است در زمان عدم حضور روسا ومدیران انجام نمیگیرد
يكل از يزرگترين دلايل عقب ماندگي تاريخي ما اين است كه دو قشر را كه بيشترين ارزش افزوده را ايجاد مي كنند از روي عوامزدگي تحقير مي كنيم 1-مديران2-سرمايه داران
یادم نیست از کی شنیدم ولی میگم
از هر 100نفر ایرانی 99 نفر قادر به انجام کار مدیریتی هستند ( حالا) از هر 100 زاپنی فقط 1 نفر قادر به انجام این کار می باشد ( البته با استاندارد خودشان )سئوال .چرا ما اینقدر عقبیم ؟ جواب .چون در هر دو کشور همون 1 نفره مدیره ! خودت پیدا کن پرتقال فروشو.
حداقل جای شکرش باقی است که یکی هم پیدا شد که در مورد بهتر کردن راندمان کاری در ایران فکر کرد هرچند که در نتيجه گيري به اشتباه تنها يکي از چند فاکتور تغيير يافته در ایام عید (شرایط آزمايشگاهي) دیده شده است.
مشخص نيست اين تحقيق توسط چه سازمان معتبري كه خود در ايام عيد تعطيل نبوده صورت گرفته است لكن نتيجه گيري اگر مغرضانه نباشد داراي اشكال است.اصولا در بخشهاي عملياتي وتوليدي خصوصا صنايع نفت وگاز مديريت سيستم نقش اساسي ايفا نموده و با بدنه سيستم به صورت تنگاتنگ در تماس است.اينجانب خود مدير فني يكي ازشركتهاي توليد نفت وگاز در مناطق جنوبي كشور هستم وتاكنون به دليل مسؤليت خطير شغلي در هشت سال گذشته نه تنها فرصت استفاده از تعطيلات عيد در خارج از محل سكونت را نداشته ام آماده به كار نيز بوده ام و تصور مي كنم مديران كليدي صنايع عظيم پتروشيمي نيز كم وبيش از وضعيت مشابهي بر خوردار باشند. براي رسيدن به يك نتيجه معقول داشتن اطلاعات صحيح وتجزيه وتحليل منطقي لازم است.نوروزتان مبارك و پيروز باشيد.
خداوكيلي درسته.
تو شركت ما الان بهترين ساعات كار را داريم همراه با توليد بالا.
نقش رئیس ورهبر گروه برکسی پوشیده نیست کوته نظری وغیر علمی است که بپذیریم جامعه وشرکت های عظیم بدون مدیر قابل اداره است ولی آنچه امروز جامعه ایران به آن مبتلا شده عدم شایسته سالاری وعدم مسئولیت پذیری مدیران بوده مهمتری آفت دیگرجامعه مدیریتی کشورعدم ارزیابی عملکرد مدیران می باشد
موضوع ديگري که در فولاد مبارکه و نورد گرم به شخصه تجربه کردم اين بود که توليد در شيفتهاي عصر و شب از روز اغلب بيشتر است.
مهم ترین فاکتور تاثیرگذار بسته به نوع تعلیم وتربیت مدیر وبه اصطلاح بیس پرورشی ورشد یافتگی مدیر دارد که متاسفانه در کشور ما به علت عدم وجود زمینه شناسایی استعدادهای بالقوه در زمینه مدیریت در دوران نوجوانی وجوانی وبه علاوه فقدان ساختار و محتوای لازم برای تعلیم وتریبت این استعدادها علیرغم برخورداری از منابع غنی استعدادهای انسانی می بینید که این نواقص باعث شده است که مدیریت که در سیستم نقش تسهیل کننده و راهنماباید داشته باشد نقش دردسر ساز و مشکل ساز را در بیشتر مواقع ایفا می نماید.البته به فراخور نظرات عزیزان اکثرا فاکتور مورد اشاره نیز سهمی در این ماجرا دارند ولی به نظر حقیر مهم ترین مولفه موردی که اشاره شد می باشد.لذا باید برای چاره کار حداقل به صورت مقطعی مدارسی خاص برای تربیت مدیران از بین دانش آموزان نخبه شناسایی و هدایت شوند تا بخشی از این مشکل مرتفع شود
اغلب مدیران ایرانی توانائی عجیبی در جذب انرژی مفید سازمان و مصرف آن در موارد ،مسیرها و دکترین هایست که بیشتر از آنکه ملاک علمی داشته باشد، حاصل اندیشه های خود آن مدیران است.
يكي از شاخصه هاي مديريتي احساس همكار بودن با پرسنل زير دستي است ، متاسفانه طي چند ساله اخير اين مشخصه از بين رفته و تنها هدف مديريت درآمد بيشتر براي خود به هر طريق ممكن است ، اينكه چرا در چند ساله اخير افت بهره وري در سازمانها بوجود آمده را مي بايستي جامعه شناسان و كارشناسان صنعتي به صورت جد به بررسي آن بپردازند . ذكر يك نمونه از مديريت هاي قديمي براي خوانندگان جالب خواهد بود در 32 سال قبل مديريت كارخانه قند اصفهان تصميم به خريد10 كاميون سنگين جهت شركت خود نمود و در بدو اين تصميم از مديريت امور اداري درخواست معرفي 10 راننده سابقه دار در آن شركت را به دفتر خود نمود . مديريت كارخانه به هر يك از رانندگان يك كاميون واگذار نمود و مقرر شد تا بازنشستگي از كار با حقوق و مزايا در آن كارخانه با كاميونها كار كرده و بعد از بازنشستگي هم كاميونها به آنها واگذار گردد. پس از اين تصميم مديريت بخش اداري علت اين كار را از مدير كارخانه سئوال كرد و وي در جواب گفت : اينكه آنها بدانند كه در آينده اين كاميونها متعلق به آنهاست نوعي احساس مسئوليت و دين براي آنها بوجود خواهد آمد و مراقبت بيشتري از كاميونها بعمل خواهند آورد و در كل در طي 10 تا 15 سال هزينه هاي استهلاك و ... تقريبا براي ما صفر خواهد بود و در ضمن آنها بعد از اينكه از كار بازنشت شدند ممر درآمدي خواهند داشت و زندگي بهتري خواهند نمود . حال اين سئوال مطرح است كدام يك از مديران تاكنون اين طرز تفكر را در واحد خود داشته اند . مديريت به شيوه نوين يعني عبور از مديريت كهنه و رسيدن به تكنيك هاي نوين مديريتي . ولي وقتي كه مديران هنوز شناختي از مديريت قديم نداشته چگونه ممكن است با مديريت نوين خود را وفق دهند و اين مسئله متاسفانه باعث پسرفت در مسئله مديريت صنعتي مملكت ما شده .
نظرات بسیار متعدد بود و فرصت مطالعه همگی را نداشتم. بنده به عنوان یک مدیر که تجربه کارشناسی هم داشته ام؛ نتایج این تحقیق را تایید مینمایم. از مشکلات مدیریت دیمی که بگذریم، متاسفانه حتی بهترین مدیران ما، چه تحصیل کرده، چه با تجربه، چه سیاسی، چه غیر سیاسی، چه روشنفکر، چه دولتی، چه خصوصی، چه منتقد، همه و همه دچار یک مشکل فرهنگی هستند.
بنده در زمانی که سمت کارشناسی را بر عهده داشتم، بسیار به خاطر دارم مواردی که نظرم در مورد زمان تولید، کیفیت، هزینه یا امکانات مورد نیاز برای تولید را پس از صرف دقت لازم به مدیریت اعلام میکردم و اغلب اوقات این پاسخ ها را میگرفتم:

9 ماه زیاد است؛ سعی کنید در 6 ماه تمام شود.
هزینه را کاهش دهید.
با همین امکانات یک کاری بکنید.
یادتان نرود اسم ما هم به نحوی مطرح شود.

با این شرایط هم اغلب نتیجه شکست پروژه بود و مسئولیت شکست هم با کارشناس بدبختی مثل من و امثال من بود؛ با اینکه هزار بار گفته بودیم اینطور نمیشود موفق شد.
ریشه این مشکل فرهنگی این است که مدیران فکر میکنند چون حقوق بیشتری میگیرند و مسئولیت بیشتری دارند حتما از کارشناسان زیر دستشان باهوش تر و فهمیده تر هستند.
بسمه تعالي
عجبا که هنوز هم از نظريه مديريت و مدير محوري حمايت مي شود پر واضح است که وجود مدير با امتيازات سطح حقوق بالاتر از زير دستان، امکان دخل و تصرف در تمام امور زيردستان و... خود بزرگترين دليل برفساد وارتجاعي بودن اين مسند خواهد بود که نه تنها به رشد سيستم کمکي نخواهد کرد که باعث کندي،توقف يا انهدام سيستم نيز خواهد شد و يقين بدانيد که سيستم هاي خصوصي واقعي داراي کمترين تعداد مديرآن هم از نوع موقت مي باشند که ما پس از اين به آن ناظروبازرس فني خلاق بي طرف مي گوييم.البته کلمات زير مرا دچار شبه مي کنند (با ديدن باصطلاح مديران ادارات وکارخانه ها)
1-بازرس 2-سرکارگر 3-ناظر 4-گماشته 5-داروغه 6-کارشناس ارشد 7-حسابدار 8-جاسوس و...
اگر کسي را به عنوان مديربا چند شرط زير استخدام کنيم آيا کسي اين سمت را خواهد پذيرفت؟
1-حقوق مساوي يا پايين تر از متخصصين زير دست مدير
2-تعهد براي ايجاد حداکثر راندمان سيستم (سواد يا تخصص يا علم به تمام سيستم )
3-عدم وجود هر گونه برتري بر زير دستان (ناظر يا بازرس)
اگر کسي شرايط بالا را بپذيرد از دوحال بيرون نيست
1- مالک يا صاحب سيستم است.
2- مشاور خارجي (ناظر فني بيطرف)
بنام خدا
آقا اي والله . خدا پدر اون كسي رو بيامرزد كه بالاخره به يك كشف مديريتي رسيدند ، ما كارمندان يكي از خطوط هواپيمايي هستيم انجام پروازها براي پرسنل در ايام تعطيل و بدون حضور مديران مزاحم بدون دردسر و بدون تاخير انجام ميشود اين قضيه سالهاست زبانزد همه كارمندان فرودگاه است . مديران بدليل عدم تطبيق علوم مديريتي و تخصصي با يكديگر و عدم استفاده از انديشه پرسنل خلاق و تيز هوش ، باعث تصميم گيري ها و راهكارهاي عجيب و غريب ميشوند .
با سلام
اگر قرار باشه که مدیران ارشد محترم به زیردستان اعتماد کنند و به آنها مسوولیت بیشتری بدهند اونوقت چطوری ثابت کنند که مدیر هستند؟
با سلام
1-اغلب مديران كارخانه جات كشور ما در رشته هاي فني و غير مديريتي تحصيل كرده اند
2- اغلب مديران خود را باهوش و خلاق مي دانند
3- اغلب مديران با توصيه هاي ديگران اسلاف خود تعيين مي شوند
4- در اكثر سازمان هاي دولتي مديران ارشد به نسبت سازمان هاي خصوصي از حقوق كمتري برخوردارند، و به تبع آن افراد شايسته حاضر به كار كردن در سازمان هاي دولتي نيستند
5- زندگي انگلي در مديران بخش هاي دولتي تا حدود زيادي رايج گشته است (بدليل عدم حمايت مالي و غير مالي مديران بدنبال استفاده از فرصت هاي پيمانكاري و سوء استفاده از موقعيت هاي شغلي خود مي باشند)
مجموعه عوامل ذكر شده و عوامل ديگر باعث بيماري مديريت در كشور ما شده است، هر چند شايد كاركنان و كارگران هم قصور و كوتاهي هايي داشته باشند، اما اين عامل هم ناشي از عدم آموزش، شرح وظايف و... كه باز هم به مديريت بر مي گردد.
اما در رابطه مسئله ذكر شده به نظر من خودخواهي و خود برتر بيني كاذب مديران كشور ما مهم ترين عامل مي باشد.
فراموش نکنیم که نیروی انسانی که مهمترین عامل در تولید است، در فروردین ماه در بهترین ریتم کاری خود قرار گرفته است.
یادمان باشد انسانها ماشین نیستند
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: