دكتر طهرانچي متاسفانه ضعيف ترين كارنامه را در بين كليه روساي دانشگاه آزاد اسلامي تا كنون داشته است. ضعف مديريتي شخص طهرانچي در كنار عدم تحمل حرف و كلام منتقدان و اخراج هر رئيسي كه كوچكترين و كمترين نقد و انتقادي به عملكرد شخص طهرانچي داشته باشد خود گواه ضعف مضاعف دكتر طهرانچي است. بذل و بخشش هاي عجيب شخص طهرانچي در كنار دستور افزايش حقوق سيصد درصدي شخص رئيس دانشگاه و روساي دست نشانده طهرانچي در كنار حقوق بسيار پايين اساتيد و كارمندان دانشگاه آزاد اسلامي خود بيانگر ضعف مديريتي و ضعف شخصيتي و نيز فساد مالي شخص دكتر طهرانچي است كه متاسفانه رئيس دانشگاه آزاد اسلامي است.
در مدیریت بی خاصیت و منفعت طلبانه آقای طهرانچی شکی نیست. اما بنظر میرسد پیشنهاد تدوین و صدور چنین بخشنامه ظالمانه ای که در حقیقت نوعی دبه درآوردن دانشگاه آزاد در قبال اساتید است، از طرف مسئولین حق خور یک یا چند واحد دانشگاهی انجام شده باشد و ایشان هم مشتاقانه موافقت کرده اند. بلاشک عاقبت پایمالی حق الناس خفت و نابودیست.
طبق نطرات همکاران محترم، یک نکته قابل توجه وجود داره اون اینکه چند ماه پیش حق مسئولیت رو چند برابر برای مدیران افزایش دادن و جالبتر اینکه علیرغم درخواست اعضای هیات علمی برای اجرای الف ،برخی واحدها فقط برای مدیران اجرایی اعمال کردن. و برای اعضای هیات علمی غیر اجرایی میگن منابع نداریم. حالا از دکتر طهرانچی خواستاریم عنوان اجرای الف و ب رو تغییر بدن ، و بگن بخشنامه الف مختص مدیران اجرایی هست.
امیدوارم قصاص یه قیامت نیافتد ودر همین دنیا افرادی که در سطوح مختلف دانشگاه آزاد با نوشتن بخشنامه های بی عدالتی و بعضی بدون فکر به خاطر حفظ جایگاه و تشویق و...با اجرا کردن این بخشنامه ها، به سزای اعمال خود برسند.
حق و ناحق ادغام شده است. شخصیت ها له شده است. عده ای خود را تافته جدا بافته می دانند و شاهنشاهی می کنند.
عده ای هم می بیینند و می فهمند و صدای انها به جایی نمی رسد.
نعمت روی زمین قسمت پررویان است
خون دل می خورد آنکس که حیایی دارد.
کاش پسوند اسلامی را از اسم این دانشگاه برمی داشتند. کاش پرده ها کنار رود.
تبریز در همه تاریخ به صفات و فضائل برجسته ای مانند آزادیخواهی، عدالتخواهی، فتوت و حق مداری شهره بوده است. اما اینک جای بسی تأسف است که اشخاص نازل و بی صلاحیت و تهی از فضائلی در مصادر آن قرار گرفته و این اسم پر آوازه در تاریخ را به اسمی زبون و کم مایه و امربر تبدیل کرده اند.
آقایان به اصطلاح مدیران دانشگاه آزاد اسلامی تبریز!
ما سال ها مثلا همکار هم بودیم. در خوب و بد روزگار در کنار هم قرار داشتیم. در چشمان هم نگاه کردیم و دوستی و محبت تبادل کردیم. اما چه شد که شما از ما فاصله گرفتید؟ آیا نمی دانستید در چند سال اخیر اعضای هیأت علمی مظلوم دانشگاه برای پوشش دادن اختلاف زیاد تورم با افزایش سالیانه حقوق اقدام به اخذ وام های متعدد کرده اند و دریافتی واقعی ماهیانه بسیاری از اساتید از 2 و 3 میلیون تومان کمتر است؟ آیا نمی دانستید حقوق دریافتی فعلی آنها کفاف حداقل های یک زندگی آبرومندانه را نمی دهد؟ چه شد و چه پیش آمد که به جای اینکه در کنار ما قرار بگیرید و برای احقاق حق این طایفه مظلوم و همگنان بی نوای خود تلاش کنید در برابر آنها قرار گرفتید و با آوردن فشار بیشتر بر حلقوم نازک آنها در صدد قطع این اندک نفس مانده هم بر آمده اید؟ چطور توانستید همکارانتان را در برابر غول بی رحم تورم نه فقط تنها بگذارید که بر زخم شان پای هم بفشارید؟ آیا سفره های بی رمق و تقریبا خالی شده آنها را نمی توانید تصور کنید؟ شما دارید آن را از نان خالی هم تهی می کنید.
آیا اینقدر ارزان بودید که سیصد درصد افزایش حق مدیریت ناقابل شما را بر ضد خودتان تبدیل کرد و به عنوان ابزاری در اختیار بالادستی ها در آورد؟ آیا قیمت انسان اینقدر پایین بود؟
آیا شما که مثلا فرهیخته هستید برایتان قابل درک نیست که بخشنامه الف و ب نه آکادمیک هست و نه منصفانه و مهم تر از همه اینها نه تنها هیچ کمکی به حل مسئله دانشگاه نخواهد کرد بلکه اندک هم دلی و امید و انگیزه باقی مانده را هم از بین خواهد برد و فقط به فرمایش کننده های آن برای تحقق تعدیل تدریجی اساتید بیچاره این دانشگاه کمک خواهد کرد؟ این بخشنامه به قدری مصداق فضیحت آشکار است که اصلا ارزش بحث کردن در موردش را ندارد و دیر یا زود خودشان آن را ملغی می کنند. اما چرا در مقابل آن یک اعتراض حتی صوری از هیچ کدام از شمایان شنیده نشد؟ چرا در خوش خدمتی و خوش رقصی بر همه جاهای دیگر سبقت گرفتید؟ یا فقط مأمور بودید و معذور؟ و استقلال فکرتان و وجدان تان را در برابر افزایش سیصد درصدی اجاره داده اید؟
فراموش نخواهیم کرد که شما اولین افراد بودید که برای اجرای این بخشنامه ظالمانه اقدام کردید. شما یک اولین ننگین را رقم زدید. برای ظلم به همکارانتان پیش قدم شدید. شاید اجرای بخشنامه تان را فراموش کنیم ولی پیشقدم شدنتان مثل خاری بر قلب ما خواهد ماند.
آقایان سابقا دوست و امروز دشمن!
هشدارید که روزگاری دیگران در این دانشگاه جولان می دادند، اما روزگارشان به سر آمد. اینها هم دوران شان در چشم بر هم زدنی خواهد گذشت و باز شما خواهید ماند و ما! آن روز وقتی روبرو آمدیم و چشم در چشم هم شدیم به شما با احترام نگاه نخواهیم کرد. از نظر ما شما انسان های فاقد آزادگی و مروت بودید. به خاطر داشته باشید که سنگینی این نگاه در خواب هم راحت تان نخواهد گذاشت. و البته نمی دانم به توحید و معاد هم اعتقاد دارید یا نه. یادآوری می کنم که در آن روز از میزان تلاش برای رضایت خدا سؤال خواهد شد نه رضایت رؤسای سازمان مرکزی تان. در آن روز حقوق های 20 میلیونی تان هم به دردتان نخواهد خورد. در آن روز از میزان تلاش برای رضایت خدا سؤال خواهند پرسید نه رضایت رؤسا.
تا فرصت دارید به خود آیید و برای حل مسئله دانشگاه آزاد از طریق درست آن تلاش کنید. حر و شرافتمند باشید و در کنار جامعه مظلوم دانشگاه آزاد قرار بگیرید. در غیر اینصورت به شدت پشیمان خواهید شد. هر انسانی در زندگی در معرض آزمون های متعدد قرار می گیرد. شاید این هم آزمون شما باشد که رضایت رؤسایتان را ترجیح می دهید یا رضایت الله اکبر واحد را.