چه کسی از اقای فتاح با این کارنامه خراب که بر سر بزرگترین سرمایه ملی کشور نشسته و به اندازه یک حجره دار بازار هم نمی تواند کار بکند دعوت کرده ؟؟؟ خود تشکری ؟؟؟ درد امروز آقایان است ؟؟؟
اتفاقا بهتر كه احمدي نژاد باشد. او واقعا راي نمي آورد.. محال است ايشان راي بياورد.. ملت را خس و خاشاك ناميد.. 90 درصد مردم را خس ناميد.. نفت 150 دلاري فروخت و قطعنامه پاره كرد و سنگي در چاه انداخت كه مردي قدرتمند ميخواهد كه بتواند آن را در بياورد... باور كنيد انتخاب ايشان در ابتدا هم زشت بود... يعني واقعا اينقدر قحط الرجال بود و هست..........
آزموده ها را دیگر آزمودن خطاست
در هر شکلی در هر لباسی
تمام آقایانی که تایید صلاحیت می شوند در ارسال پیامک همراه اول مشخص شده پس فیلم و سیانس در نیاورید و همه این آقایان هم در طول 40 سال همه کاره بودن فقط بگن چه کار مثبتی برای مردم کردن حداقل یک مورد
چندین ریاست جمهوری را ما در طی 30 سال بعد از جنگ با امید بهتر شدن اوضاع گذراندیم ولی الان به نقطه ای رسیده ایم که هر کس رئیس جمهور می شود می گوید چون اختیار زیادی نداشتم نتوانستم کاری کنم و مردم هم نا امیدانه به انتخابات ریاست جمهوری نگاه می کنند. ولی اگر به گذشته نگاه کنیم می بینیم که از وقتی که اختیارات رئیس جمهور بیشتر شد مشکلات کشور هم بیشتر شد بیایید با نگاه علمی نگاه کنیم:
همواره دولت مجری قوانینی است که در مجلس تصویب می شود و مجلس هم ناطر بر اجرای دولت مردان است یعنی دولت با مجلس عجین است و جدای از مجلس نیست و اگر توجه کنید بسیاری از مشکلات مردم ناشی از قوانین غلط است که وجود دارد و ما در اجرا مشکلات کمتری داریم و اگر هم در اجرا مشکل باشد ناشی از کمبود منابع است (در مالیات در بیمه و در ... ما مشکلات قوانین داریم).
مشکل از جایی شروع شد که در دولت هاشمی رفسنجانی نخست وزیری تبدیل به معاون اولی شد و با اختیارات بالایی که برای رئیس جمهور ایجاد کرد پیوند دوطرفه مجلس و دولت به کمترین سطح رسید و دولت عملا به مجلس چشم می گفت ولی کار خودش را می کرد. یعنی مجلس قوانینی وضع می کرد که موافق دولت نبود و دولت هم خود را پایبند به آنها نمی دید و بهانه کمبود منابع می آورد و با کاهش تعامل ها و رایزنی ها شکاف قانون و اجرا عمیق تر شد.
در گذشته بواسطه اینکه نخست وزیر از دل مجلس بیرون می آمد بالطبع علمی تر و مسلط تر بر اوضاع بود و جایگاه تخصصی آن بالاتر بود و خود را در مقابل مجلس پاسخگوتر می دید ضمن اینکه مدیریت کشور با اجماع و تعامل بهتر بین مجلس و دولت اداره می شد رئیس جمهور در شرایط نخست وزیری در واقع مسئول تشریفات و بازگو کردن عملکرد دولت برای مردم بود تا مردم بهتر بتوانند در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری تصمیم گیری کنند در حالی که در وضعیت فعلی یک نفر با عنوان رئیس جمهور وجود دارد و با اختیارات بالایی که به او داده شده است بعضاً مصوبات مجلس را نادیده و تصمیمات انفرادی و دستوری می گیرد و با توجه به اینکه تعاملات خوبی با مجلس ندارد قوانین هم بدرستی و با توجه به واقعیات تصویب نمی شوند.
در کشورهایی مثل آمریکا اگر رئیس جمهور همه کاره است اما قبل از آن توسط نمایندگان انتخاب و در واقع همان وضعیت نخست وزیر منتخب مجلس را دارند.
مردم هم در حالت نخست وزیری مطالبات خود را از مجلس و با انتخاب نماینده خوب و مسلط پیگیری می کنند و هیچ بهانه ای برای مجلس از قبیل کمبود منابع و اشکال در قوانین و یا اختیارات کم قابل توجیه نیست ولی در ریاست جمهوری بدون نخست وزیری رئیس جمهور براحتی با بهانه هایی از قبیل کمبود منابع و مشکلات قوانین و ... کاستی ها را توجیه می کند.