درباره کشف 90درصد تریاک جهان در ایران محمدصادق فقفوری دو تحلیل دارد
1. ایران را مقصد شماره یک خود انتخاب کردهاند،
2. ایران پل آسانتر یا کمخطرتر برای عبور تریاک جهان
این تحلیل ایراداتی دارد.
1. همانطور که در تحلیل آمده علیرغم کشفیات گسترده، بازار ایران از انواع مواد مخدر در سطح اشباع، پر است به طوری که با کشفیات بعضا چند تنی در یک روز، عملا هیچگاه این بازار در تأمین مواد مشتریان دچار مشکل خاصی نمی شود. این بدان معناست که علیرغم تمام کشفیات، قاچاقچیان توانسته اند ذخیره ی کافی برای تأمین مواد مشتریان ِ خود را در تمام نقاط کشور ایجاد کنند. اشتباه تحلیل روزنامه جوان این است که فرض کنیم که کشفیات از 90درصد به 40 درصد برسد، و این تفاوت بخواهد در بازارِ اشباع این مواد در ایران توزیع شود که نتیجه ای به جز کاهش قیمت شدید مواد نخواهد داشت. (البته با آسان شدن قاچاق و عبور مواد از مرز و پاسگاههای داخلی، قطعا هزینه های قاچاق و قیمت نهایی کالا هم کاهش خواهد یافت و تزریق مواد بیشتر به این بازار یعنی کاهش در کاهش ِ قیمت)
2. استدلال ایران به عنوان پل آسان تر یا کم خطرتر، با کشفیات 90درصدی تریاک جهان در ایران همخوانی ندارد. اگر سهم کشفیات مواد در سایر همسایه های افغانستان را بررسی کنید ممکن است به اعداد 1 درصد و دو درصد برسید. اگر به مجازاتهای قاچاق مواد مخدر در آنها نگاه بیندازید شاید تفاوت خیلی فاحشی در سطح سختگیری ها بین ایران و آنجا نباشد. اما مواردی مثل بیکاری گسترده، نیروی ارزان قیمت، ضعف سازمان اخلاقیِ اجتماعی مستحکم در مخالفت با قاچاق و وجود داشتن سازمان های قاچاقِ با سابقه در ایران نسبت به این همسایگان، ممکن است دلیلی برای علاقه ی قاچاقچیان به عبور کالایشان از ایران باشد. (یک قاچاق ارزان که تمام هزینه های جانی و زندان را نیروهای داخل ایران می پذیرند و قاچاقچیان خارجی کاملا ایمن هستند. هزینه ی درصد بالای کشفیات در ایران با هزینه های پایین قاچاق و ریسک پذیری پاییین برای ایشان جبران می شود) قوی بودن ِ نگرش منفی فرهنگی به امر قاچاق در دیگر همسایگان افغانستان ممکن است دلیل دیگری به نفع این استدلال روزنامه جوان باشد.
3. اگر بخواهیم استدلالهای بند 2 به نفع قاچاق از ایران را بپذیریم موضوع کشفیات نیروهای ضد مواد مخدر ایران، تبدیل می شود به مازاد محصولی که به جای دور ریختن یا سوزاندن در سر زمین یا در بازار مقصد، توسط پلیس ایران کشف و سوزانده می شود. به طوری که اگر این مواد به مقصد هم میرسید، مازاد بر مصرف بازار بود و برای حفظ تعادل بازار مثل رفتاری که با سیب زمینی یا پیاز مازاد می شود، این مواد نیز باید معدوم و دور ریخته شوند. حال سوال این است که چرا با وجود بی اثر بودن اقدامات ایران بر بازار مواد این اقداماتِ بسیار گرانقیمت همچنان ادامه دارد. تجهیزاتی که در طول مرز نصب شده، سازمان و نیروهایی که در موضوع درگیرند همه و همه اینها برای چیست؟
با این تحلیل روزنامه جوان ظاهرا اینها باید یک نمایش و سیاه بازی تلقی شود تا فرایند زیرپوست جامعه و سیستم دیده نشود