هر روز برای توجیه کردن تفکر خود و مصادره کردن خانواده شهدا به نفع تفکر خود، اصطلاح جدید اختراع می کنند. مثل فرزند جسمانی و فرزند روحانی شهید.
چون فرزندان برخی از بزرگان شهید این انقلاب اندیشه مطابق رای این آقایان نداشتند، به مقام فرزند جسمانی شهید تنزیل پیدا کردند.
خانم زهره الهیاری نمیدونند که در غرب امنیت و ارامش زنان هزار برابر بیشتر از ایران است،پیچیدن خانمها در حجاب هیچ وقت ایمنی نمیاره،اگر میاورد این همه نا امنی برای زنان در خیابانهای تهران و... نبود! غرب مدینه فاضله نیست،اما بواسطه رفا نسبی و عقل و تدبیر و دمکراسی هزار بار بیشتر از ایران مردم ارامش دارند و عدالت اجتماعی در حد خیلی بالا وجود داره.
الان كه این مدت بخاطرقرنطینه تو خونه افتادم و هيچ كار مفيدى نكردم يكم دارم حال مسئولين رو درك ميكنم...
هيچكارى نكردن واقعاً سخت و ديوانه كنندس...
حق دارن انقد حقوق بگيرن
یعنی اقای قدیانی شما از شریعتمداری اجازه نگرفته شروع به انتقاد می کنید هر چه ایشان می فرمایند عین طیبات است از ایئ گناهها نکن که خدای ناکرده جهنمی میشی زود برو توبه کن انتقاد حرام و گناه کبیره است و مواظب باشید که حسین اقا شما را به جهنم نفرستد
از نظر شریعتمداری انتفاد از یکی یعنی گناه بزرگ؟؟
خدا وکیلی اونایی که با شریعتمداری در ارتباط هستن از خواب بیدارش کنن و بهش بگن حداقل این اخر عمری خواب نباش
مردم بعد از دیدن طالبان به جان اصولگراها دعا میکنند!
مردی بود كه از راه دزدیدن كفن مردگان و فروختن آنها امرار معاش می كرد و هركس كه فوت می كرد او شبانه می رفت قبرش را می شكافت و كفنش را می دزدید.
این مرد روزی حس كرد كه تمام عمرش گذشته و پایش لب گور است. پسرش را كه تنها فرزندش بود صدا زد و گفت: پسر جان من در تمام عمرم كاری كردم كه لعن و طعن همه را به خودم خریدم. هیچكس در این دنیا نیست كه بعد از مردنم ذكر خیری از من بكند. از تو می خواهم كاری كنی كه مثل من وقتی پیر شدی از كارهایت پشیمان نشوی و همه ذكر خیر تو را بر زبان داشته باشند.
پسر گفت: پدر! من كاری خواهم كرد كه مردم پدر بیامرزی برای تو هم كه پدرم هستی بدهند.
پدر گفت: نه، دیگر هیچكس پدر بیامرزی برای من نمی فرستد.
پسر گفت: گفتم كه كاری می كنم تا همه مردم یك صدا ذكر خیرت را بگویند و بگویند خدا پدرت را بیامرزد
از این موضوع چندی گذشت. مرد كفن دزد مرد. مردم او را خاك كردند و رفتند. پسرش شب آمد و كفن او را از تنش در آورد و جسدش را هم بیرون كشید و ایستاده توی قبر نگهداشت.
فردای آن روز كه مردم برای خواندن فاتحه به قبرستان آمدند و این وضع را دیدند و گفتند: خدا پدر كفن دزد اولی را بیامرزد. اگر كفن را می دزدید مرده مردم را از قبر بیرون نمی انداخت.
چون فرزندان برخی از بزرگان شهید این انقلاب اندیشه مطابق رای این آقایان نداشتند، به مقام فرزند جسمانی شهید تنزیل پیدا کردند.