چرا این مطالب مربوط به این مسائل منفی و خطر ناک رو اینقدر ادبی مینویسید (مشکی، زیر آفتاب کمجان پاییز روی چمن کچل پارک ولو شده و چرت مرغوبی میزند.)یکم فکر کنم با ادبیات تند تر و منزجرانه نوشته بشه بهتره تا کسی وسوسه نشه و خوشش نیاد .خیلی هم مهم نیست این مسائل که پیگیر اینها میشوید . ازین مسائل مهم ترهم هست . مثل معیشت مردم و.....
کاش بساط اعتیاد و این بی خانمانها رو جمع کنید کاش شهرداری که اینهمه پول بیت المال دستشه جایی درست کنه تو هرشهری که این بی خانمانها در اون مکان جمع بشن زیر نظر پزشک و کسانی که میتونن کمکشون کنن که به جامعه برگردند و ماهم دیگر اینهارو در حال زباله گردی و مصرف مواد تو خیابونها نبینیم. چرا اخه در بندرعباس اینهمه معتاد و زباله گرد داره با بچهامون نمیتونیم بیرون بریم دیگه خسته شدیم. پس اینهمه سرمایه دار چکار میکنن با پولشون.. دولتها کجان. شهرداریها کجان
هیچ وقت درک نمی کردم که چطور میتونه اعتیاد زندگی یه انسان رو نابود کنه تا اینکه رد و پای لعنتیش دور و بر زندگیمون پیدا شد. اون وقت دلم میخواست هر کسی که این مواد پلید رو دست جوون مردم میده با دستام خفه کنم لعنت بر هر کسی که جوونا رو گرفتار میکنه