مثالهای بسیاری در ادبیات ایران وجود دارد که به نوعی پاسخی به اطهارات آقای میر کاظمی در خصوص رشد ۸ در صدی وهدف گذاری برای حصول ان میباشد. مثلاً حلوا حلوا کردن دهان راشیرین نمیکند و غیره که ظاهراً صرف هدف گذاری دهان ایشان را شیرین کرده است و انرا بیان میکنند. اولاً هدف گذاری ای که حصول آن منوط به فاکتورهای زیادی است شاید چندان علمی نباشد مگر آنکه برای تحقق این فاکتورها پیش زمینه ها فکرهای شدنی و عملیاتی شده باشد. همه میدانیم که رشد اقتصادی کشور در گرو رفع تحریمهاست که سالهای سال است وجود دارند، گسترش یافته اند و محکمتر اعمال میشوند. به فرض رفع تحریمها موضوعاتی مانند از جمله FATF و غیره هم وجود دارند که تاکنون حاکمیت نشان داده است که تمایلی برای حل آن نداشته مگر در دولت یکدست تصمیم دیگری گرفته شود. رشد اقتصادی آنهم با نرخ ۸ در صدی بدون صادرات نفت در حجم بالا در حال حاضر چشم انداز روشنی ندارد. رشد اقتصادی در دولت اول روحانی تنها با صادرات نفت محقق شد که بواقع با نرمهای توسعه یافتگی و رشد اقتصادی که در دنیا وجود دارد سنخیتی ندارد. افزایش صادرات نفت موجی افزایش در آمدهای دولت -،حالا با یکدست شدن اداره میتوان گفت حاکمیت - میشود که معلوم نیست موجب رشد اقتصادی پایدار شود. دولتها در تمام دنیا و بخصوصدر کشورهایی مانند ما اصولاً کار آفرینان و تولید کنندگان خوبی نیستند بنابراین بخصوص در کشور ما که بیش از ۸۵ در صد سرمایه ( به مفهوم کلی آن ) در اختیار بخش دولتی ، عمومی ، شبه دولتی ، و خصولتی همچنین سازمانها و نهادهای زیر مجموعه حاکمیت است هرگونه در آمد بیشتر در اختیار دولت و نهادها لزوماً منجر به بهبود شرایط کسب و کار و تولید و نهایتاً رشد پایدار اقتصادی نخواهد شد. نمونه انرا در شرایط بسیار بد اقتصادی فعلی میتوان در تخصیص بودجه به نهادهای حاکمیتی غیر مولد دید که هیچ توجیه معقولیبرای انداده نشد. کشور بیش از نأمین سرمایهٔ مادی نیازمند تأمین سرمایه های انسانی و نرم افزاری و کارشناسی مستقل از حاکمیت ولی دلسوز کشور میباشد که این مهم خود به شرط داشتن تعقل اولویتهای کشور است که در حال حاضر ناشدنی مینماید.
برادران عراقی قبول دارند که طلب ما از آنها دینی بر گردن آنهاست که باید بپردازند.حتما این روایت پیغمبر را هم بهتر از ما می دانند که اگر بدهی به کسی داشتهباشیم و شب بتوانیم پرداخت کنیم و صبح پرداخت کنیم دزدی محسوب می شود.