بنده الان ازطرف همه کل مردم ملت عزیزمان در مرز چزابه هستم برای راهپیمایی اربعین
الحمدالله همه چیز هست من شبها معمولا دو دست غذای کبابی میخورم ناهارها هم دو دست کباب دیگر
همه چیز خیلی خوب است
بنده الان ازطرف همه کل مردم ملت عزیزمان در مرز چزابه هستم برای راهپیمایی اربعین
الحمدالله همه چیز هست من شبها معمولا دو دست غذای کبابی میخورم ناهارها هم دو دست کباب دیگر
همه چیز خیلی خوب است
آذري جهرمي : صدا و سيما نگاهش مخالف توسعه فضاي مجازي است !!
------------
-- باشه برادر ! صدا و سيما مخالف باشه ، اگر هم دلش خواست موافق فضاي مجازي باشه !! ، واگر هم دوست داشت هم مخالف باشه و هم موافق ! و اگر بازهم دوست داشت نه مخالف باشه ، نه موافق ! هر جور كه ميلش بكشه ! ... البته فضاي مجازي فضاي « ميلي » نيست مثل ، فضاي رستوران كه بنده چه ميل داشته باشم ! ...از انواع اطعمه ها ! فضاي مجازي فقط و فقط آش كشك خاله است ، مي خواي قبول كن ، مي خواي قبول نكن ! فضاي مجازي اژدهاي هفت سر است ، بلكه اژدهاي هفتاد سر است ، يك سرش را قطع كني ، دو سر مي رويد ، دو سر اژدها را قطع كني ، چهار سر ديگر ... از در بيرون كني از ديوار سر در مي آورد ، از ديوار بيرون كني از بام ... از بام بيرون كني از هوا ،وارد مي شود !!
دايي مصطفي --رحمت الله عليه --زماني كه در منطقه ما فقط يك شبكه تلويزيوني بيشتر نبود و آن هم شبكه يك بود كه آن شبكه هم ساعت ١١ يا ١٢ شب مجري مربوطه غزل خدا حافظي را مي خواند و همه بينندگان عزيز را به خداي بزرگ مي سپرد و با يك لبخند فيتيله را پايين مي كشيد و مي رفت و بعد از آن روي صفحه تلويزيون جز برفك چيزي نبود ، شنيدم كه دايي گفت : اي كاش تلويزيون هم مثل راديو بود ، پيچش مي چرخاندي جاهاي زيادي مي گرفت ! مثل راديو ده جا ، پانزده جا بيست جا !! حال دايي مصطفي كجاست كه سر از خاك بردارد و ببيند كه تلويزيون هزار جا هم ميگيره ، حتي هزار و پانصد جا ، بلكه بيشتر !... با فشار يك دكمه روي كنترل ! -- مَثٓل عرض مي كنم -- هر چند كه ديگه تلويزيون هم با آمدن اينترنت داره كم كم قديمي ميشه و ميشه رسانه آدم هاي قديمي !! خلاصه اين كه فضاي مجازي مانند سيل است ، سيل مهيب ، عينهو سيل چند روز اخير پاكستان ، مي غرد و مي آيد ، حالا كي ميتونه با بيل جلو اين سيل خروشان را بگيره ؟ .. بله برادر با بيل !! .. با حصار كشي ، با سد سازي ؟ بله ؟!