استقلال واقعی به این معنی نیست که دور خودمان را سیم خاردار بکشیم و در همه چیز مستقل شویم
استقلال به این معنا است از هرچیزی که باعث می شود که وابستگی آن به ساختار اقتصادی کشور ضربه بزند جلوگیری شود
افرادی که می خواستند در تولید واکسن کرونا کشور مستقل شود و آخر هم از چین وارد کردند باید می فهمیدند که این موضوع به استقلال کمک نکرد
استقلال چیزی است که جلوی رشد پایه پولی را بگیرد
در مقاله اشاره شده است که وارد کردن دارو و نهاده دامی باعث رشد پایه پولی شده است
یعنی برای حفظ پایه پولی باید روی مصرف دارو و مصرف نهاده دامی تمرکز کرد و از طریق آمار و اطلاعات پرت های آنرا شناسایی و راه حل هایی تخصصی اتخاذ کرد که نه ضربه به به بیمار و لبنیات کشور بخورد و نه وابستگی آن ضربه به پایه پولی بزند
متاسفانه در داخل کشور هم بخاطر عدم اعتماد مردم به دولت و فرهنگ نامناسب و عدم تبین برای مردم به تشدید آن اضافه می کند
ودر نهایت این سئوال وجود دارد که پس بقیه کشورها که حتی نفت و گاز و معادن ندارند چکار می کنند که چنین رشد پایه پولی ندارند؟ و مگر مالیات و عوارض هنگفتی که گرفته می شود به کجا سرازیر می شود؟
الان اگر یک رئیس جمهوری بیاید که مثلا وعده یارانه ۴۰۰ هزار تومانی به همه مردم بدهد و واقعا هم روی حرف خودش بایستد و دارو و شیر و ماست را هم ارزان به دست مردم برساند و واقعا هم صادق در وعده اش باشد همه ما به او رای می دهیم
اما اگر یک رئیس جمهور بیاید و بگوید من یارانه را کاملا قطع و نسبت به دادن دارو شرایط سخت تعیین میکنم و یارانه چندانی به لبنیات نمی دهم هیچ کداممان به او رای نمی دهیم
در حالی که تا وقتی نفر دوم رئیس جمهور نشود اوضاع تورم کنترل و درست نخواهد شد و غیر ممکن است که یک فردی بیاید که هم یارانه بالا به مردم بدهد و هم تورم را درست کند
مشکل در همین موضوع است که در فرهنگ و قاموس ما درک این موضوع وجود ندارد و تا وقتی این درک در مردم بوجود نیاید هیچ چیز درست نخواهد شد و باید یک تعادل بین یارانه و پارامترهای اقتصادی وجود داشته باشد تا اوضاع درست شو د
استقلال به این معنا است از هرچیزی که باعث می شود که وابستگی آن به ساختار اقتصادی کشور ضربه بزند جلوگیری شود
افرادی که می خواستند در تولید واکسن کرونا کشور مستقل شود و آخر هم از چین وارد کردند باید می فهمیدند که این موضوع به استقلال کمک نکرد
استقلال چیزی است که جلوی رشد پایه پولی را بگیرد
در مقاله اشاره شده است که وارد کردن دارو و نهاده دامی باعث رشد پایه پولی شده است
یعنی برای حفظ پایه پولی باید روی مصرف دارو و مصرف نهاده دامی تمرکز کرد و از طریق آمار و اطلاعات پرت های آنرا شناسایی و راه حل هایی تخصصی اتخاذ کرد که نه ضربه به به بیمار و لبنیات کشور بخورد و نه وابستگی آن ضربه به پایه پولی بزند
متاسفانه در داخل کشور هم بخاطر عدم اعتماد مردم به دولت و فرهنگ نامناسب و عدم تبین برای مردم به تشدید آن اضافه می کند
ودر نهایت این سئوال وجود دارد که پس بقیه کشورها که حتی نفت و گاز و معادن ندارند چکار می کنند که چنین رشد پایه پولی ندارند؟ و مگر مالیات و عوارض هنگفتی که گرفته می شود به کجا سرازیر می شود؟