ببخشيد برادر ، وقتي دومين كشور دارنده ذخاير عظيم گاز باشيم و در اين سرماي زمستان دچار كمبود گاز ،چه عجب كه صندوق هاي بازنشستگي هم دچار آبَر مشكل باشند ! چه عجب كه دارو كمياب باشد و قيمتش
رسيده باشد به فلك الافلاك ... چه عجب كه ...و چه عجب ها كه ...
-- ببخشيد برادر ! روضه نخوان ! لُبّ مطلبت را بفرما !
-- چشم ! لُب مطلب اينه كه برخي مسئولين ، نه احساس مسئوليت مي كنند ، نه تخصص دارند و نه آينده نگرند !! ونه سياستي روشن در حوزه مسئوليت شان ... و احتمالاً اگر سياستي هم داشته باشند اين سياست « از اين ستون تا آن ستون فرج است » و نيز « تا ببينيم خدا چه مي خواد » است !! ... يادش بخير !يادم نمي رود و هيچگاه فراموش نمي كنم عنوان درس فارسي در كلاس اول يا دوم راهنمايي كه آن عنوان اين بود : « دانشمندي كه پانصد سال جلوتر از زمان خويش مي انديشيد » !! اما افسوس و صد افسوس كه اسم آن دانشمند به يادم نمي آيد ! ... حيف ... !!
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۵:۴۰ - ۱۴۰۱/۱۰/۲۱
مشكل كمبود گاز نيست ببم جان! مشكل توزيع آن در هواي سرد است.
تابناک جان من اینجا اسم چندین مدیر این دولت فخیمه آقای رئیسی را می آورم که بدون هیچ تخصصی در زمینه شغل سپرده شده به آنها از این سازمان به سازمان دیگر می روند. کمتر از یکسال پیش جناب آقای علیخانی به عنوان مدیرعامل صندوق ضمانت صادرات ایران زیر مجموعه وزارت صنعت انتخاب شد و تیمی از همکاران خود را به این صندوق گسیل نمود. دو هفته پیش ایشان از صندوق ضمانت تشریف بردند صندوق نمی دانم چی صبا زیر مجموعه سازمان تأمین اجتماعی و چندنفری از تیم خود را هم با خود بردند. تعدادی از هم تیمی های قبلی هنوز در صندوق جا مانده و پستهای مدیریتی را در اختیار دارند. مع الاسف تخصص هیچکدام از این عزیزان با حرفه تحت تصدی مطابقت ندارد و کارآیی لازم را هم ندارند. حسب اطلاع جناب علیخانی بیشتر عمر کارمندی خود را در حراست گذرانده است حال چطور ایشان از این صندوق به صندوق مالی دیگر به همراه تیم خود منتقل می شود؟ آیا این است سپردن مسئولیتها به صاحبان تخصص. آیا جناب رئیسی با این مدیران می خواهد دولت جهادی تشکیل داده و امورات و مشکلات را بسرعت مرتفع سازد. برای رضای خدا هم که شده موضوع را منتقل نمایید شاید دلسوزی در این دولت باشد و بخواهد به این مسائل رسیدگی کند.
زمانی صندوق معذوریت کارکنان جهاد سازندگی بود که وجوه ان متعلق به کارکنان بود و در پر.ژه های بعضا برون مرزی بی خاصیت هزینه شد و به فلاکت افتاد و ناچارا به صندوق بازنشستگی کشوری متصل شد صندوقی که مشکلات خودش را دارد و البته پرسنل بسیار و حقوقهای آنچنانی که چیزی برای پرسنل بازنشسته باقی نمیگذارد
رسيده باشد به فلك الافلاك ... چه عجب كه ...و چه عجب ها كه ...
-- ببخشيد برادر ! روضه نخوان ! لُبّ مطلبت را بفرما !
-- چشم ! لُب مطلب اينه كه برخي مسئولين ، نه احساس مسئوليت مي كنند ، نه تخصص دارند و نه آينده نگرند !! ونه سياستي روشن در حوزه مسئوليت شان ... و احتمالاً اگر سياستي هم داشته باشند اين سياست « از اين ستون تا آن ستون فرج است » و نيز « تا ببينيم خدا چه مي خواد » است !! ... يادش بخير !يادم نمي رود و هيچگاه فراموش نمي كنم عنوان درس فارسي در كلاس اول يا دوم راهنمايي كه آن عنوان اين بود : « دانشمندي كه پانصد سال جلوتر از زمان خويش مي انديشيد » !! اما افسوس و صد افسوس كه اسم آن دانشمند به يادم نمي آيد ! ... حيف ... !!