از تجربه ديگر كشورها بايد استفاده كرد !
-----------------
تجربه ... تجربه ... تجربه ... امان از تجربه ... تجربه خيلي اوقات مانند گوهر گرانبهايي است كه به دست مي آيد و افسوس كه برخي مواقع و يا بيشتر مواقع قدر اين گوهر گرانبها ندانسته نمي شود ! خدا رحمت كنه همه اموات شما ، خدا رحمت كنه مرحوم ابوي ، آن مرحوم مغفور در دهه آخر عمرش بارها و بارها مي گفت : « تا ميتوانستم ،نميدانستم ، حالا كه ميدونم ديگه نمي توانم » ! ... و سپس آن روانشاد آه مي كشيد ! آيا منظور ابوي از « حالا كه ميدانم » علاوه بر آگاهي ، داشتن تجربه هم هست ! مسلماً كه همين طور است ! استاد سخن فارسي ، سعدي شيرازي هم به قدر و قيمت تجربه خيلي خوب پي برده بوده ، تا آنجا كه فرموده :
« عمر دو بايست در اين روزگار
تا كه در آن تجربه آيد به كار
عمر اول تجربه آموختن
عمر دوم تجربه بردن به كار » ! ... عليه الرحمه اما افسوس و صد افسوس كه عمر يك بار نيست !
جالب اینجاست بدونید مدتیه برای دریافت نیم عشر اجرائیه میاد از فرمول تاخیر تادیه استفاده میکنه،یعنی اول اصل محکوم به رو با تاخیر تادیه حساب میکنه بعد از اون در پنج درصد ضرب میکنه و هزینه اجرا رو از محکوم میگیره،که سابق بر این فقط امکان دریافت ۵ درصد از اصل محکوم به به عنوان حق الاجرا رو داشت.حالا به نظر شما این استفاده ابزاری از قانون به جز ایجاد درآمد های جدید چه خاصیتی داره
اگر خرابکاران و دزدها متوجه این قوانین بشوند روزانه در آمدهای هنگفت در آورده و برای ملت دردسر درست می کنند.
به این معنی: اگر کسی از خانه اش برای کاری بیرون برود و شخص متجاوزی خانه او را تصرف کند نمی تواند شکایتی کند مگر اینکه ابتدا ۳ درصد ارزش خانه اش را به حساب قوه قضائیه بپردازد تا بتواند شکایت کند. حال اگر فرد متصرف لطف کند بگوید به جای ۳ درصد، ۲ درصد به خودم بده تا ملک را پس بدهم، یعنی درآمد زایی برای متصرفین.
ای مجلس، ای قوه قضائیه محض رضای خدا به این ملت رحم کنید و این قانون را اصلاح کنید و برای مردم دردسر درست نکنید.
عدلیه یا همون دادگستری در حکومتها بسیار برجسته و تو چشم و روی پیشانی است . یعنی دادگستری هرحکومتی شاخص مهمی در عادل بودن یا نبودن آن سیستم حکومتیست مخصوصا حکومتهایی همانند جمهوری اسلامی که ریشه در دین و شریعت دارد و بزرگ عادلی چون علی ع مقتدای دادمردان و دادگستران آن حاکمیت است !
دادگاه و قوه برقراری عدالت نباید منشاء و منبع درامد باشد !
اسم حکومت اسلامی الهام بخش عدل و داد است برای همه چه دارا چه نادار .
عزیزم تواین مملکت هیچ چیز سرجای خودش نیست من برای پرونده ای مالی شکایت کردم قاضی بدون آنکه شاهد احضارکند حکم میدهد نتیجه اینکه خودشان دارند آدم راترغیب میکنند به کلاهبرداری 200 تومن میکشی بالا 50 تومن خرج میکنی فرمالیته میشه قانونی قانونهای که داریم تادلتون بخواد ایراد داره چون قانونگذار فکراین نیست که 4 ساله دیگه خودش هم میخواد بیاد توجامعه زندگی کنه
سلام خدا رو شکر پس از حدود ۲۴ سال درس خواندن در داخل و خارج از کشور خود و همسرم و حدود ۳۰ سال معلمی در دانشگاه ها کل داریی ما یک آپارتمان دو خواب در یک جای متوسط تهران و یک خودروی داخلی است خداروشکر بعد برای یک گواهی امضا در یک دفتر اسناد رسمی توسط یک خانم یا آقایی که حداکثر مدرک تحصیلی لیسانس حقوق دارند باید گردن کج کرد و کلی معطل شد و ۱۲۰ هزار تومان هزینه کرد بعد زندگی این سر دفتر بسیار لاکچری است و طبقه قابل احترام جامعه به خاطر ثروت است . این یعنی عدالت اجتماعی!!!! کی باید به داد جماعت مظلوم حقوق بگیر برسد
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۹:۴۰ - ۱۴۰۱/۱۱/۲۰
والا طرف لیسانس هم نداره شده سردفتر برای انجام خدمات کلی منت میزاره و کلی هم اضافه وجه دریافت میکنه کی میخواد درست بشه این وضع و گرانی تنظیم اسناد
یارو قبر ها رو به چشم منبع درآمد می بینه بعد شما توقع داری هزینه دادرسی نگیره ؟ قصاب کیلو گوشتی رو میگه ۳۵۰ تومن بنگاهدار از هر معامله ای دو درصد سود علنی و مابقی پنهانی از هر دو طرف میگیره صاحبان تولیدی ها بسازبفروشا دلال ها بنگاهدارای ماشین و غیره با اینهمه درآمد چرا نباید هزینه دادرسی رو بپردازند
-----------------
تجربه ... تجربه ... تجربه ... امان از تجربه ... تجربه خيلي اوقات مانند گوهر گرانبهايي است كه به دست مي آيد و افسوس كه برخي مواقع و يا بيشتر مواقع قدر اين گوهر گرانبها ندانسته نمي شود ! خدا رحمت كنه همه اموات شما ، خدا رحمت كنه مرحوم ابوي ، آن مرحوم مغفور در دهه آخر عمرش بارها و بارها مي گفت : « تا ميتوانستم ،نميدانستم ، حالا كه ميدونم ديگه نمي توانم » ! ... و سپس آن روانشاد آه مي كشيد ! آيا منظور ابوي از « حالا كه ميدانم » علاوه بر آگاهي ، داشتن تجربه هم هست ! مسلماً كه همين طور است ! استاد سخن فارسي ، سعدي شيرازي هم به قدر و قيمت تجربه خيلي خوب پي برده بوده ، تا آنجا كه فرموده :
« عمر دو بايست در اين روزگار
تا كه در آن تجربه آيد به كار
عمر اول تجربه آموختن
عمر دوم تجربه بردن به كار » ! ... عليه الرحمه اما افسوس و صد افسوس كه عمر يك بار نيست !