درباره توافق ایران و عربستان برای از سر گیری روابط دیپلماتیک، سوال اصلی "چرا چین؟" نیست بلکه سوال اصلی این است که "چگونه چین؟"
درباره سوالِ چرا چین، علیرغم تمام بحث هایی که پیرامون موضوع انجام می شود جواب نسبتاً ساده است.
1) چون شکل گیری و تداوم مذاکرات بدون واسطه امکان نداشت (حسب سابقه)
2) چون چند دور مذاکره با میانجی گری بازیگران منطقه ای موفق نبود.
3) چون دستگاه سیاست خارجی ایران اصولاً شیوه مذاکره با میانجی گری طرف ثالث و یا حتی مذاکره غیرمستقیم را ترجیح میدهد.
4) ویژگیهای چین از یکطرف و تعاملات بسیار محدود و در حد انزوایِ سیاست خارجی ایران و درگیر شدن روسیه در جنگ اوکراین از طرف دیگر، عملاً گزینه ای غیر از چین برای این مذاکرات باقی نمی گذارد.
اما سوال اصلی که مطرح کردم "چگونه چین" جواب ِ خیلی مشخصی ندارد.
تفاوت های فاحش در مبانی و شیوه های اعمالِ سیاست خارج در دو کشور چین و ایران، حکمیت چین در این منازعه و مراحل بعدی را با پیچیدگی های فراوانی روبرو خواهد کرد. برای فهم این پیچیدگی ها کافیست سیاست استکبار ستیزی و حمایت از گروههای مقاومت و نفی اسرائیلِ جمهوری اسلامی را با سیاست چین نسبت به آمریکا طی دهه های گذشته مقایسه کنید. بعد از وقوع انقلاب اسلامی، بالا رفتن از دیوار سفارت آمریکا جزو اولین اقدامات نیروهای انقلابی (سیاستمداران ارشد و دیپلمات های کنونی ج.ا) است ولی چین همین حالا هم در ماجرای تایوان با آمریکا کجدار و مریز رفتار می کند.
سوال: حکمیت چین در اختلافات ایران و عربستان بر اساس اصول کدام کشور انجام خواهد شد؟ با سیاست مدارای چینی ها یا سیاست ستیزه ی ایرانی ها؟
سوال2: اگرچه این تغییر سیاست و پذیرش حکمیت چینی ها و تأثیرات آتی آن در مبانی سیاست خارجی را می توان به فال نیک گرفت، اما از سوی دیگر هم به این ناسازگاری عمیق و جدی آن با اصول و شیوه های سیاست خارجی جمهوری اسلامی باید دقت کرد. ناسازگاری هایی که می تواند عمر توافق را بسیار کوتاه کند و در صورت وقوع چنین موضوعی، نتایجی بسیار جدی به دنبال داشته باشد. در واقع سوال در آن بخش از مبانی نظری جمهوری اسلامی است که مذاکره کنندگان با اتکا به آن به این توافق دست یافته اند و عوارض و نتایج بعدی ِ توافق را بوسیله آن مبانی توجیه پذیر می دانند. آنهایی که سالها به سیاست مداران جناح مقابل انگ استحاله را میزدند آیا در این توافق گرفتار استحاله شده اند و یا اینکه آیا استحاله در سطحی بالاتر درحال اتفاق است؟
آیا پیام تغییر اجتناب ناپذیر است از سوی حاکمیت شنیده شده؟
ضعف مبانی نظری و توجیه ناپذیر بودن توافق بر اساس شعارهای جمهوری اسلامی، مهمترین جایی است که در این قرارداد باید بر آن نور تابانده شود و اگر این توافق در این محل روشن شود، قطعا همه از آن راضی خواهند بود و آنرا منشأ برکات میدانند
**حق تعدیل و سانسور برای تابناک محفوظ است**
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۵:۴۸ - ۱۴۰۱/۱۲/۲۳
بر مبناي فرضهايي حكم كرده ايد كه زائيده ذهن شماست نه واقعيت
پاسخ به پاسخ
||
۱۶:۳۰ - ۱۴۰۱/۱۲/۲۳
اینکه طبیعیست که هر کس بر اساس رهیافت های ذهنی ِ خودش مسایل را تحلیل کند و صد البته بین رهیافت ها و مفروضات فرق است.
شما نباید رهیافت های دیگران را به دلیل مخالفت یا عدم هماهنگی با رهیافت های خودتان به سطح مفروضات تقلیل دهید.
همانطور که در کامنت بیان کرده ام اگر برداشت سایرین (از جمله جنابعالی) از آینده توافق درست باشد، قطعا ما هم از آن راضی خواهیم بود و آنرا منشأ برکات میدانیم.
قبلا گفته بودم که روزنامه های اصلاح طلب از یکجا خط می گیرند و تیترشون رو یکی دستور میده. اگر دقت کنید، می بینید که همه شون یک تصویر بزرگ از چهارشنبه سوری زدند. در فضای مجازی و غیر رسمی هم برای شب چهارشنبه تدارک دیده اند که سربازان گمنام کشف کردند.
واقعیت این هست که بزرگترین نقطه ضعف جمهوری اسلامی اقتصاد آن هست . عربستان و امارات وقتی دیدند که نوک تیز مشکلات اقتصادی به گلوی ایران رسیده ، با تزریق پول از موقعیت استفاده کردند . در توافق اخیر حتما ایران ملزم شده که در سوریه ، عراق ، یمن و بحرین دخالت نکند و در مقابل ماهانه یک جیره ای از این دوکشور حاشیه خلیج فارس دریافت کند . حالا در مقابل رقبای دیرینه خودشان (قطر وترکیه) هم دست بالا را دارند و در واقع برنده اصلی این مناسبت عربستان هست .
درباره سوالِ چرا چین، علیرغم تمام بحث هایی که پیرامون موضوع انجام می شود جواب نسبتاً ساده است.
1) چون شکل گیری و تداوم مذاکرات بدون واسطه امکان نداشت (حسب سابقه)
2) چون چند دور مذاکره با میانجی گری بازیگران منطقه ای موفق نبود.
3) چون دستگاه سیاست خارجی ایران اصولاً شیوه مذاکره با میانجی گری طرف ثالث و یا حتی مذاکره غیرمستقیم را ترجیح میدهد.
4) ویژگیهای چین از یکطرف و تعاملات بسیار محدود و در حد انزوایِ سیاست خارجی ایران و درگیر شدن روسیه در جنگ اوکراین از طرف دیگر، عملاً گزینه ای غیر از چین برای این مذاکرات باقی نمی گذارد.
اما سوال اصلی که مطرح کردم "چگونه چین" جواب ِ خیلی مشخصی ندارد.
تفاوت های فاحش در مبانی و شیوه های اعمالِ سیاست خارج در دو کشور چین و ایران، حکمیت چین در این منازعه و مراحل بعدی را با پیچیدگی های فراوانی روبرو خواهد کرد. برای فهم این پیچیدگی ها کافیست سیاست استکبار ستیزی و حمایت از گروههای مقاومت و نفی اسرائیلِ جمهوری اسلامی را با سیاست چین نسبت به آمریکا طی دهه های گذشته مقایسه کنید. بعد از وقوع انقلاب اسلامی، بالا رفتن از دیوار سفارت آمریکا جزو اولین اقدامات نیروهای انقلابی (سیاستمداران ارشد و دیپلمات های کنونی ج.ا) است ولی چین همین حالا هم در ماجرای تایوان با آمریکا کجدار و مریز رفتار می کند.
سوال: حکمیت چین در اختلافات ایران و عربستان بر اساس اصول کدام کشور انجام خواهد شد؟ با سیاست مدارای چینی ها یا سیاست ستیزه ی ایرانی ها؟
سوال2: اگرچه این تغییر سیاست و پذیرش حکمیت چینی ها و تأثیرات آتی آن در مبانی سیاست خارجی را می توان به فال نیک گرفت، اما از سوی دیگر هم به این ناسازگاری عمیق و جدی آن با اصول و شیوه های سیاست خارجی جمهوری اسلامی باید دقت کرد. ناسازگاری هایی که می تواند عمر توافق را بسیار کوتاه کند و در صورت وقوع چنین موضوعی، نتایجی بسیار جدی به دنبال داشته باشد. در واقع سوال در آن بخش از مبانی نظری جمهوری اسلامی است که مذاکره کنندگان با اتکا به آن به این توافق دست یافته اند و عوارض و نتایج بعدی ِ توافق را بوسیله آن مبانی توجیه پذیر می دانند. آنهایی که سالها به سیاست مداران جناح مقابل انگ استحاله را میزدند آیا در این توافق گرفتار استحاله شده اند و یا اینکه آیا استحاله در سطحی بالاتر درحال اتفاق است؟
آیا پیام تغییر اجتناب ناپذیر است از سوی حاکمیت شنیده شده؟
ضعف مبانی نظری و توجیه ناپذیر بودن توافق بر اساس شعارهای جمهوری اسلامی، مهمترین جایی است که در این قرارداد باید بر آن نور تابانده شود و اگر این توافق در این محل روشن شود، قطعا همه از آن راضی خواهند بود و آنرا منشأ برکات میدانند
**حق تعدیل و سانسور برای تابناک محفوظ است**
شما نباید رهیافت های دیگران را به دلیل مخالفت یا عدم هماهنگی با رهیافت های خودتان به سطح مفروضات تقلیل دهید.
همانطور که در کامنت بیان کرده ام اگر برداشت سایرین (از جمله جنابعالی) از آینده توافق درست باشد، قطعا ما هم از آن راضی خواهیم بود و آنرا منشأ برکات میدانیم.