اصلاحات اقتصادی طبق معمول همیشه گرانی ارز گرانی مواد غذایی گرانی بنزین وضع مالیاتهای جدید افزایش مالیات و الی اخر . خدا به خیر کنه و خودش به این ملت رحم کنه
حکایت تورم و گرانی: برف سنگینی در حال باریدن بود. ناصرالدین شاه هوس درشکه سواری به سرش زد. دستور داد اتاقک درشکه را برایش گرم و منقل وافور شاهی را هم در آن مهیا سازند.
آنگاه در حالی که دو سوگلی اش در دوطرف او نشسته بودند، در اتاقک گرم و نرم درشکه دستور حرکت داد.
کمی که از تماشای برف و بوران بیرون و احساس گرمای مطبوع داخل کابین سرخوش شد، هوس بذله گویی به سرش زد و برای آنکه سوگلی هایش
را بخنداند، با صدای بلند به پیرمرد درشکه چی که از شدت سرما می لرزید، گفت: درشکه چی!
به سرما بگو ناصرالدین شاه تره هم واست
خرد نمی کنه! درشکه چی بیچاره سکوت کرد...
اندکی بعد ناصرالدین شاه دوباره سرخوشانه فریاد زد: درشکه چی! به سرما گفتی؟
درشکه چی که از سردی هوا نای حرف زدن نداشت پاسخ داد: بله قربان گفتم!!! خب چی گفت؟ گفت: با حضرت اجل همایونی کاری ندارم، اما پدر تو یکی رو درمیارم! تورم و عدم ثبات اقتصادی می گوید : با حضرات اجل کاری ندارم ولی پدر طبقه ضعیف رو در میارم !!!!!!