تک نرخی شدن ارز رابطه مستقیمی با ارزش پول ملی دارد
در کشورهایی که به خاطر بی انضباتی مالی دچار افزایش نقدینگی و بی ارزش شدن پول هستند تک نرخی شدن ارز امکانپذیر نیست
تم نرخی شدن ارز وقتی امکان پذیر است که کشور دچار تورم افسارگسیخته نباشد
شما تورم را از سر کشور بردارید و ارز را دستوری و ثابت اما بصورت واقعی نگه دارید نه اینکه تورم افسارگسیخته بر کشور حاکم باشد و در فضای تورم ۴۰ درصدی دنبال تثبیت ارز باشید
ضمن اینکه اگر کشور دچار تورم پایین باشد نهایتا هر ۶ ماه ارز بصورت پله ای و بسته به تورم و یا ارزش پول ملی کم یا زیاد می شود
ما سه نوع سیاست داریم اقتصاد آزاد که همه چیز را بازار کنترل می کند
اقتصاد منضبط که برخی نرخ ها وقیمت ها دستوری است اما با توجه به یک فرمول شفاف و شناخته شده و حاصل از علم و دانش اقتصادی که با فرمول توسط متخصصان اقتصاد قابل محاسبه است
یک نوع اقتصاد دستوری گتره ای داریم که مقام مسئول شب می خوابد صبح می بیند همه چیز بالا رفته و دستور می دهد دستوری پایین بیاورند و پشت آن هیچ قاعده و اصولی حاکم نیست
مشکل کشور ما نرخ های دستوری نیست بلکه مشکل نرخ های دستوری من درآوردی و گتره ای است
یقینا اقتصاد دستوری منضبط بهتر از اقتصاد آزاد و اقتصاد آزاد بهتر از اقتصاد دستوری کاره ای است
وچیزی که در کشورهای دیگر وجود دارد اقتصاد منضبط دستوری و یا اقتصاد آزاد
اما در اقتصاد کشور ما اقتصاد دستوری گستره ای است که بدترین حالت است
افزایش نرخ دلار یعنی کاهش نرخ ریال و یعنی دزدی از جیب مردم
ارزش ریال را با طلا معین کنید و آن را ثابت نگه دارید بعد خواهید دید چطور پول ملی ارزش پیدا می کند.
راستش باید گفت خودش هم یادش میره چی گفته
شاید همان ضرب المثل معروف باشه
یکجا میگوید م : بانک مرکزی باید بخشی از ارزی که دولت به او میدهد را بفروشد و نمیتواند همه را ذخیره کنند. و در پایان سخن میگوید : ما نرخ ارز را با نرخ حدود ۲۷،۰۰۰ تومان میخریم و ۲۸۵۰۰ تومان میفروشیم.
فرزین در پاسخ به انتقاد برخی نسبت به اینکه چرا بانک مرکزی دلار میفروشد، توضیح داد: بانک مرکزی باید بخشی از ارزی که دولت به او میدهد را بفروشد و نمیتواند همه را ذخیره کنند.) انوقت برای چی سیف و عراقچی را بخاطر دستور به فروش دلار به زندان انداختند الان قوه قضا نباید جوابگو باشه ؟!!!
یکی ازاشکالات اساسی فرزین خام فروشی سکه وارز به افراد متفرقه میباشد. ارز بعد از هزینه درواردات کالای اساسی بایست درجهت عمران وتولید مصرف شود. به عبارتی دولت ازبابت بدهی خود به عمران سازان وتولید کنندگان تا تامین ریال بایست ارز وسکه به شکل اعتباری به جای ریال پرداخت کند. بعد بدون آنکه عمران ساز وتولید کننده بتوانند به فیزیک آنها دست یابند، بانک به نیابت از آنها اقدام به فروش ارز وسکه عمرانی برای تبدیل به ریال به آنها وتامین نیاز بازار به ارز وسکه کند. یعنی ارز وسکه از کانال عمران وتولید بایست فروش رود، نه اینکه مستقیما ارز وسکه پاشی شود. با این روش عمران ساز وتولید کننده با اعتبار ارز وسکه بدون دغدغه ازدیر رسیدن ریال به کار خود ادامه میدهند. چنین امتیازی برای آنها سبب میشود سرمایه ها به سمت عمران وتولید سوق داده شود تا اینکه به سمت دلالی بروند. گرچه دولت اغلب به نیت تامین ریال عمران ساز وتولید کننده مانند گندم ودارو مستقیما اقدام به فروش میکند ولی این روش باعث دلال پروری وتورم میشود وزمانی که دولت ریال های جمع کرده را میخواهد به عمران ساز وتولید کننده بپردازد با کسری بودجه ناشی از افزایش هزینه خودبه سبب تورم مواجه میشود وعملا دست عمران ساز وتولید کننده خالی میماند. این سیاست غلط فروش مستقیم، باعث شده 75 درصد از برنامه توسعه عقب افتادگی داشته باشیم ودر عوض با 50 درصد تورم سالانه مواجه شویم.این یک تب سوییسیست واقتصاد ایران دچار آن شده. دلیل قطعی آن اینست که دولت زمام مالکین واقعی ارز وسکه را که عمران ساز وتولید کننده ودرواقع کل ملت ایرانست فدای التهابات ارزوسکه درداخل کرده ومیخواهند رضایت دلالان ارز وسکه را تامین کند. وبرای همین خود اقدام به فروش مال غیر کرده است. وفقط به زعم خود دنبال کنترل قیمت ارز وسکه با پاشش آنها میکند که همواره جز مدت خیلی کوتاه نتیجه معکوس گرفته. فروش ارز وسکه به شکل کنونی یعنی خام فروشی یعنی دلال پروری یعنی گوشت را مستقیم دست گربه دادن یعنی تورم یعنی عقب افتادگی 75 درصد از برنامه توسعه. یعنی هدردادن بیت المال بدون انتفاع. این یک اشتباه ساده ولی بسیار مهم ببینید چه بلایی سر این مملکت آورده است. لپ کلام، فروش ارز وسکه بایست از کانال اعتباری عمران ساز وتولید کننده باشد.