چهل سال غفلت از آموزش وپرورش نتیجه چیست ؟؟؟!!!!خوب جالب اینجاست که از زبان دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی این صحبت صورت گرفته که باید گفت خود شورای عالی انقلاب فرهنگی هم در این مدت چه باید میکرده و نکرده و امروز جامعه فرهنگی ما دچار معضلات فراوانی است به عنوان یک ادم دغدغه مند فرهنگی متاسف هستم که بگویم جواب این اوضاع دو چیز بسیار ساده است یک اینکه در این مملکت همه چیزمان حتی نان هم سیاسی است . دوما هر کار مذهبی که میشود میگوند کار فرهنگی کردیم درصورتی که کار مذهبی شده نه فرهنگی . اقتصاد مان هم که اقتصاد سیاسی است . جالب است بودجه آموزش و پرورش کشوری چون ژاپن را با ایران مقایسه کنید . جواب سوالتان را به راحتی به دست خواهید آورد . خوب ما هرگز نخواسته ایم به آموزش و پرورش توجه کنیم یعنی دغدغه ای نداشته ایم . وکار وقتی اسف بار تر میشود که میبینی بیش از پنج هزار آقا زاده برای تحصیلات ( به اصطلاح) راهی فرنگ شده اند گه این خود دلیلی بر شهید شدن فرهنگ و اموزش و پرورش این مملکت است . که نشان دهنده این است که مسئول این مملکت سیستم این مملکت را قبول نداشته و ندارد . خوب با این دیدگاه چه انتظاری وجود دارد که روزی این مملکت درست شود .قطعا هرگز.
بزرگترین مانع پیشرفت این مملکت eq(نه iq اشتباه نشه) پایین این ملته یعنی احساساتی بودن که البته یک حسن هست نه عیب ولی عدم توانایی در کنترل احساسات عیب ملت کاست به همین دلیل است که شرکت هرمی گلد کویست در ایران بیشترین عضو رو داشت که البته شخصیت انسان تا قبل از 6 سالگی شکل میگیره و باید وزارت بهداشت کودکان رو در این زمینه غربالگری کنه
شما که هرچی میخواستید کردید و 40 سال انرژی زیادی را صرف کردید تا جوانها را آنطور که دلتان می خواهد بار بیاورید اما نشد.حالا می گویید انرژی و تمرکز و هزینه ای که گذاشتید کم بوده.چرا نمی خواهید باور کنید در دنیای انفجار اطلاعات زندگی می کنیم و کشور ما هم تکه ای از همین دنیاست.و بچه های ما در یک صحرا چادر نشین نیستند که شما هرچه دلتان می خواهد گوششان را پر کنید و افکار و اعتقاداتشان را براحتی شکل بدهید.هرچند تلاشها با بستن شبکه های اجتماعی در جهت ندیدن و ندانستن و ممانعت از تبادل اخبار و افکار بوده و روز بروز تشدید میشه اما ادامه دادن این راه و اصرار بیشتر ، نتیجۀ کمتری را به همراه خواهد داشت. ممانعت بیشتراز چیزی، شوق و علاقۀ بیشتر به آن را به همراه خواهد داشت. در 40 سال گذشته گزینش آموزش و پرورش سختگیرترین گزینش بوده تافقط معلمینی تراش داده شده با خواسته های شما و الگوهای شما وارد آن شوند. خروجی این همه تلاش اگر به نتیجه دلخواه منجر شده اصرار و تنگ تر کردن بیشتر دایره هم نتیجه خواهد داد. امروزاگر کسی همۀ معیارها را داشته باشه ولی فقط در معابر بجای چادر مانتو بپوشه یا در فلان راه پیمایی شرکت نکنه در گزینش آموزش و پرورش به عنوان معلم پذیرفته نمیشه هرچند کلی هم علاقه و سواد و جوانی و انرژی و تعهد قلبی به یاددادن داشته باشه. با اینهمه سخت گیری و با این نتیجۀ کار، هنوز می گویید سخت گیری کم بوده؟ نه این راهش نیست و باید تجدید نظر بشه .جوان و نوجوان حتما اول باید احساس آزادی انتخاب داشته باشه و اجازه داده بشه بشنوه و ببینه و شما هم باید نظرات و افکارو اندیشه هایتان را به سهولت و شفافیت و روانی به زبان ساده نشر دهید وبیان کنید و عملا هم نشان دهید و بگذارید خودش انتخاب کند.اگر اندیشه هایتان را بهتر و تنها راه سعادتمندی می دانید بگذارید جوانها خودشان به آن راه برسند، با مسدود کردن مسیرهای تبادل افکارنظیر فضای مجازی یا سایر راههای تبادل اطلاعات ،راه به جایی نمیرسد .حتی اگرخارج از تمایلات حاکمیت واز نقطه نظر ادارۀ جامعه و کادرسازی برای توسعۀ کشور هم به موضوع نگاه شود باز حتی اگرروزی جوانی چشم و گوش بسته و تک بعدی هم بار آمد و وارد جامعه شد نمی تواند خیلی در ساختن کشور موثر باشد . برای پیشرفت کشور به جوانان سرد و گرم دیده و ورزیده شده در کوران افکارواطلاعات متفاوت ،نیازاست.
جناب دبیر شورا:
اتفاقا شما تو این چهل سال هر چی تونستید تو آموزش و پرورش برنامه پیاده کردید نه تنها آموزش و پرورش تو همهخ حوزه ها اما متاسفانه هنوز هم دارید راه را اشتباه میرید و آدرس غلط میدید . شما درک درستی از دنیای امروز و علوم روز و جامعه و دور و اطرافتون ندارید و به همین خاطر هر چه رشته میکنید پنبه میشه بهتره خودتون رو به روز کنید و از تجارب دیگر کشورها تو این حوزه ها بهره ببرید در عیر اینصورت این دور بالطل ادامه خواد داشت