مخاطب نظر من موسی غضنفرآبادی است
عضنفرآبادی: موارد چالشبرانگیز این لایحه عمدتاً از ماده ۳۸ به بعد است.
ماده 1 این لایحه را که از اظهارات غضنفرآبادی می توان برداشت کرد که به همان شکلی که سابقاً منتشر شده، در دو روز گذشته مورد تصویب قرار گرفته باشد را بررسی می کنم.
ادعای من: تفسیر پذیرترین و پیچیده ترین ماده لایحه عفاف و حجاب، ماده1 آن است:
«هر رفتاری» که «به ترویج»
برهنگی
بی عفتی
بیحجابی
بدپوششی
اعمال خلاف عفت عمومی
«که منجر به»
برهمزدن آرامش زن و مرد در خانواده
رواج ازدواج دیرهنگام
گسترش طلاق
آسیبهای اجتماعی
زدودن ارزش خانواده شود
«ممنوع» است.
(بحث من در این بخش از نظر بر واژگانی است که در بالا، بین علامت «» قرار داده ام)
ابتدا یک مشکلِ ظاهراً نگارشی در متن:
به کار بردن "به ترویجِ" در ابتدای جمله و "که منجر به" در وسط جمله در نگاه اول خطای نگارش می نماید (=محتمل ترین گزینه این است که بعد از بیش از 4ماه بررسی لایحه توسط کارشناسان و متخصصان حوزه فرهنگی این اشکال از نگاه ایشان مخفی مانده باشد. خطایی که در این روند سریع ِ بررسی و تصویب هم به احتمال زیاد مغفول مانده است)
سایر تفاسیر ممکن:
تفسیر اول: ترویج ِ موارد مذکور در بخش اول گزاره (قبل از "که منجر به") صرفاً در صورتی که به نتایج بخش دوم (بعد از "که منجر به") منجر شوند ممنوع می باشند و در غیر اینصورت منع قانونی وجود ندارد. (این تفسیر علیرغم داشتن بالاترین انطباق بر متن، نامحتمل ترین تفسیرِ مورد نظر قانونگذار است)
تفسیر دوم: "که" در "که منجر به" باید به "یا که" ترجمه شود و به صورت "یا (هر رفتاری که) منجر به برهمزدن آرامش زن و مرد در خانواده و الخ
حرف ربط " وَ " و ویرگولهای موجود در متن گزاره نیز باید به "یا" ترجمه شوند. (هر رفتاری که به ترویج برهنگی یا بی عفتی یا بدحجابی یا بدپوششی یا (رفتارهایی) که منجر به برهمزدن آرامش زن و مرد در خانواده یا رواج ازدواج دیرهنگام یا ...)
تصور من بر این است که این تفسیر به نظر قانونگذار نزدیکتر است.
این تفسیر به طرزی عجیب، زمینه ی تفسیر بسیار موسع از این ماده را فراهم و برای وضع ممنوعیت های متنوع توسط مجریان قانون، توجیه قانونی برای بسیاری از اقدامات ایجاد خواهد کرد.
حق تعدیل و سانسور برای تابناک محفوظ است.
ماده مورد استناد در این نظر: (از لایحه حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب)
ماده ۱- خانواده به عنوان کانون اصلی رشد و تعالی انسان و آرامش او اصالت دارد و هر رفتاری که به ترویج برهنگی، بی عفتی، بیحجابی، بدپوششی و اعمال خلاف عفت عمومی که منجر به برهمزدن آرامش زن و مرد در خانواده، رواج ازدواج دیرهنگام، گسترش طلاق و آسیبهای اجتماعی و زدودن ارزش خانواده میشود، نقض بندهای (۱) و (۷) اصول سوم و دهم قانون اساسی است و مطابق احکام این قانون و سایر قوانین ممنوع میباشد.
شورای نگهبان دو بار روحانی را برای ریاست جمهوری تایید صلاحیت کرد و مجلس هم 8 سال اجازه داد در مسند ریاست جمهوری فعالیت کند، اگر صلاحیت گرفتن این پست را نداشت، چرا شورای نگهبان ایشان را تایید صلاحیت کرد؟ اگر در ادامه کار صلاحیت را از دست داد چرا مجلس طیق قانون ایشان را برکنار نکرد؟
پاسخ ها
یه بنده خدا
||
۰۶:۵۷ - ۱۴۰۲/۰۵/۲۵
دوست عزیز برای این هم جواب دارن ، حالا میگن مجلس هم با دولت هم کیسه بود و صلاح مملکت نبود و از این دست صحبتها و تفسیرها، واقعاً چرا لاریجانی و هیئت رئیسه وقت مجلس ونمایندگان کاری نکردند، بر فرض اینکه همه نمایندگان آدمهای خوب و موجهی هم بودند، اما با این کار به مردم ظلم کردند.
آقای علی آبادی وزیر صمت :در حوزه خودرو، آسیبشناسیها صورت گرفته، .........با مسیر صعودی که مصرف سوخت خودروها در پیش دارد و با اضافه شدن مصرف بنزین خودروهای جدید، مصرف بنزین در کشور افزایش قابل ملاحظهای خواهد داشت؛ چنانچه قرار باشد هر خودروی جدید حداقل پنج لیتر در روز به مصرف بنزین کشور اضافه کند (که بهقطع برای خودروهای کار بیشتر از اینهاست)، به ۱۰ میلیون لیتر سوخت بیشتر نیاز است..
دکتر زاکانی شهردار تهران: در مراسم بازدید اعضای شورای شهر تهران از خودروهای برقی ویژه تاکسی تاکید کرد: تأمین خودروهای برقی را دنبال خواهیم کرد. در این خودروها هم آرامش و هم آسایش در استفاده وجود دارد و از سوی دیگر استفاده از آنها صرفهجویی انرژی و کاهش آلایندگی را به دنبال دارد.
پیشنهاد: شغل این دو بزرگوار را جابجا کنید اولی به مشکل برخورده دومی راه حل ریشه ای دارد و اجرایی هم کرده
پاسخ ها
ناشناس
||
۰۱:۱۵ - ۱۴۰۲/۰۵/۲۵
دکترزاکانی راهرمسئولیتی بدهند راضی نخواهدبود وبکاردیگری میپردازند تنهاشهرداری که هر کارمیکندجز مدیریت شهری که به اوواگذارشده این ازمعجزات شورای شهرتهرانست
تفکرنقاد
||
۱۰:۳۰ - ۱۴۰۲/۰۵/۲۵
ناشناس 01:15 به نکته اساسی اشاره کردید.
افراد ناکارآمد و بیکفایت را در هر پست و سمتی بگماری، توجه و تمرکزشان به جای دیگری میرود.
این مکانیزم ناخودآگاهی برای فرار از پذیرش مسئولیت و پاسخگویی است.