دلیلش کاملا مشخص هستش . وقتی کار رو به پیمانکار واگذار میکنن و ایشان هم با کمترین هزینه (قیمت جان کارگر ) کار رو به نحو احسن از نظر مسئولی که مخالف رسمی شدن کارگران هست و پولهای هنگفتی که روانه جیب تعدادی پیمانکار می شود ، نتیجه اش مرگ کارگران و شادی روزافزون نفراتیکه مخالف رسمی شدن کارگران هستند . اگر کارگران رسمی شوند دولتها برای جان کارگران ارزش قائل می شوند و خانواده ها یتیم نمی شوند.
سلام مهندس!!!!!
لازمه بررسی هر صورت وضعیت، کنترل تعهدات پیمانکار و سپس تائید آن بوده و در این بین بررسی میدانی کارفرما و کنترل وضعیت بهرهبرداری از اصول اولیه و غیر قابل اغماض است. در زمان هر دولتی نیز تمام سیستم مدیریتی، بدون دقت در توانمندی مدیران اسبق و تنها با استناد به وجهه سیاسی افراد، تغییرات اساسی صورت می گیرد.
مشکل اساسی مملکت ما ، تغییرات کلی در هنگام تغییر ساختار مدیریت اجرایی کشور است که مختص هیچ جناح خاصی نبوده و متاسفانه عمومیت دارد.
امیدوارم با تغییر این رویه، اهداف متعالی نظام قابل دسترس شده و دست سوءاستفاده گران و کاسبان این رویه قطع شده و بیش از این شاهد آسیبهای اجتماعی ناشی از سوءاستفاده پیمانکاران از نیاز افشار ضعیف نباشیم.
امیدوارم در این دولت شاهد تحولات بنیادی در این مورد و سایر موارد مشابه باشیم.
انشاالله
فقط هزینه چند قلم چای وشیرینی ومیوه ای که دراین وزارتخانه ودیگر وزارتخانه ها خرج خاله بازی میشه سالانه سر به میلیاردها تومن میزنه اما برای جون انسان ها بودجه ندارن
باسلام خدمت همه معدنکاران عزیز، مخصوصا معادن زیرزمینی زغالسنگ
متاسفانه با خصوصی شدن این معادن، در اکثر معادن زغالسنگ، تجهیزات ایمنی و بخصوص تهویه مناسبی وجود ندارد و مهمترین عامل انفجار در معدن می باشد.
به فرض اگر انفجاری همه رخ ندهد، سلامتی جسمی کارگران معادن زیرزمینی در معرض جدی قرار دارد.
به راحتی با جان و زندگی پرسنل معادن زغالسنگ بازی می شود و هیچ مرجع رسیدگی وجود ندارد.
کدام شرکت یا کارخانه یا معدن و محیط کاری، کارکنان ایمنی است و برای کارگران اتفاقی نیافتاده که اینجا باشد؟ در کشوری که هر کسی فقط و فقط به فکر خوردن حق دیگران است بهتر از این نمیشود
کارشناس ایمنی و بهداشت هستم به زور اداره کار و شبکه بهداشت شاهرود جذب معدن سنگ آهنی در همین نواحی شدم (سنگ معدن پسیر طرود شاهرود به نام ثمین سایا) که چند ماه قبل از من یک نفر در آن کشته شده بود....سه ماه تلاش کردم برای تامین حداقل های مورد نیاز برای تامین ایمنی و بهداشت این معدن ولی دریغ از یک درصد پیشرفت....تازه ۲۰ نفری هم از هموطنان بلوچ آنجا کار می کردن بدون بیمه و کارفرما زیر بار هیچکدام نمی رفت برای تامین تجهیزات ایمنی و بهداشت ..... در نهایت بعد از سه ماه از ادامه همکار منصرف شدم و زدم به چاک......در این مناطق اوضاع ایمنی و بهداشت تاسف باره و اداره کار و شبکه های بهداشت زورشون نمی چربه و ضعیف هستن و کارفرماها هم یه مشت انسان های بی سواد منفعت طلب و ثروتمند.....