یه دو ماه جلوتر رفتم مکتب یه خانم دکتر برای لوزه گلو پسرم گفت باید عمل بیشه گفت آزمایش بیده بیار تا نوبت عمل بیدم وقتی جواب آزمایش بوردم گفت برای هفته دیگه نوبت خالیه هشت ملیون نقدی بیار اینجا برای من پول بیمارستان هم هرچی شد جدا حساب کن همیشه سری نمازم نفرین میکنم آن پول فقط برای کفن فرزندش خرج کنه و برای مراسمش چون من برای آن هشت ملیون یه ما باید کار کنم ولی آن آن شب تو مکتبش پنجاه نفر زیاتر بود هر نفر ۲۵۰ هزار میگره غیر این که از خیلیا شاید برای نوبت عمل بیده صد ملیون هم بیگره چی کس باید پی گیر اینجو کارا باشه نظارت نیست فکر کس که نداره رو نمیکنه