من نمي دونم چرا اما از زمان حدود 13 سالگي تا 16 سالگي به سه نفر خيلي علاقه داشتم .
يكي شهيد آيت بود كه علت اين علاقه يك جمله اي بود كه مادرم ازشون نقل مي كرد: جريان اين بود كه وقتي ايشون رو يكبار سال 58 براي سخنراني در كانون فرهنگي حوالي ميدان شهدا دعوت مي كنند تعداد آدم هايي كه ميان خيلي كم بوده مادر من به عنوان مسئول اين نشست به مرحوم آيت ميگن مارا ببخشين به خاطر اين قلت تعداد . مرحوم آيت هم ميگن هيچ وقت قلت تعداد نشان بدي نيست كه امام زمان هم فقط 313 تا يار دارن .
دوم حضرت آيت الله مطهري بودند كه اين هم به واسطه جمله اي بود كه از مادم شنيده بودم كه كتابهاي مطهري پاسخي بود به سؤال هايي كه هنوز به ذهن ما نرسيده بود بعني ايشون هميشه جلوتر از نسل جوان پاسخ مي دادند.
سومين عزيز دوران نوجواني من هم مرحوم شهيد همت بود .
واسطه علاقه من به ايشون اما ديگه حرف هاي مادرم يا ديگران نبود يه عهدي بود كه نميدونم چه طور تو دلم ايجاد شده بود هر وقت كه چيزي از خدا مي خواستم به روح اون شهيد خدا رو قسم مي دادم و از شهيد همت مي خواستم كه واسطه انجامش بشه نمي دونم چه قدر اين آدم پيش خدا عزيزه اما همين قدر بگم كه خدا هميشه خواسته هاي متوسل شده به شهيد همت رو براي من اجابت مي كرد.
چند وقتي ايست كه از اون حال و هوا ها ندارم اما ممنون كه يادمون ميارين كه سادگي روح اين آدم ها چه حس هايي رو به ما ها مي داده . براي علو درجات فرمانده هميشه فرمانده لشگر 27 محمد رسول الله صلوات .