در آن زمان من سر باز بودم در گردان جنداله یک عملیات مشترک در یکی از ارنفاعات کردستان با نیروهای شهید کاوه داشتیم یکیاز نیروهاش زخمی شد موند بالای ارتفاع. نتوانستند زخمی زا پایین بیارند شهید کاوه آستینها بالا زد وگفت خط آتش حمایت کنید خودش و معاونش برادر قمی رفتند بالای ارتفاع و آن نیروی زخمی آوردند پایین شهید کاوه بی نظیر بود شجاع بی باک .....و مومن خدا رحمتش کند...
با سلام بر روح بلند شهدا خصوصا شهید والا مقام محمود کاوه من در یکی از عملیاتهای شناسائی در ارتفاعات حاج عمران همراه شهید کاوه بودم در نزدیکی سد مندلیف عراق ما بقدری به عراقیها نزدیک شده بودیم که صدای حرف زدنشان را میشنیدیم با شهامت میگویم که کمی ترسیده بودم شاید شهید کاوه متوجه شده بود به من گفت تو همین جا منتظر باش و خود به تنهائی از عراقیها رد شد برای شناسائی سد الان بعد از حدود 32 سال هنوز لحظات آن شناسائی با جزئیات در یادم هست و اینکه شهید بزرگوارکاوه با شهامت خود مرا مبحوط کرده بود روحش شاد