اين روزها اثرات فقدان دور انديشي، فقدان احساس مسئوليت در بعضي ار نهادها و ...در حال نمود پبدا كردن است:
پدري كه از زندان به مرخصي آمده و فرزندانش را با تفنگ مي كشد، فردي كه از زندان ازاد مي شود و مرتكب جنايت سعادت اباد مي شود...
اينها ضمن دل هر شنونده را بدرد مي آورد، نشان ار يك بيماري اجتماعي و اختلال در نظامهاي رفتاري، نگرشي وباوري دارد. براي اينكه كمتر شاهد اين اتفاقات ويژه باشيم نيازمند يك تدبير اساسي در جامعه هستيم
مشخص نیست که چرا هرکه خلافی انجام میدهد فوری میچسبانند به شیشه ومواد مخدر وخودشان را راحت میکنند در برابر سوالات بیشمار جامعه !!!! جالب است این هم خودکشی وفرزند کشی و خانواده کشی همه اش از شیشه بوده است ! چه خوب شد این شیشه اختراع شد !!! واختراع کردند !
در کشورهای دیگر هنگام طلاق به زن و مرد بودن توجه نمی شود بلکه به وضعیت شغلی و درآمد و همچنین سلامتی روحی پدر و مادر نگاه کرده و شخص شایسته را برای حضانت انتخاب می کنند. این مورد به نظر من باید حتما در قوانین ما نیز گنجانده شود چرا که برخی پدرها در صورت گرفتن حضانت فرزندانشان چیزی جز بدبختی و فلاکت نصیبشان نخواهند کرد.
اینها هم یکی دیگر از قربانیان قوانین ایران هستند قوانینی که باید بنفع زنان اصلاح شوند. تا کی باید دادگاه به دادخواست این قبیل زنان در مقابل تظلم خواهی بی اعتنا بماند و تا کی باید حضانت فرزندان بدون هیچ دلیل عقلی فقط بصرف پدر بودن به پدر واگذارشود . اگر دادگاه حضانت فرزندان را به حق به این مادر دلسوخته واگذار و با جدائی این زن و شوهر موافقت میکرد هرگز این اتفاق شوم نمی افتاد لذا مسئولیت قتل این بیگناهان و داغداری این مادر ستم دیده با قوانین ما است و با کسانی است که این قوانین را تغییر نمیدهند.
این از جمله عوارض بیکاری است! قابل توجه دولتیها که با اعداد و ارقام سعی در خوب جلوه دادن آمار اشتغال هستند! قبلا هرکس یک روز در هفته کار می کرد بیکار محسوب میشد اما امروز هرکس یک ساعت کار کنه بیکار محسوب میشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!
لعنت خدا بر اینچنین افرادی که به اصطلاح نام پدر را یدک می کشند وقتی برایت موقعیت کار فراهم می شود درد بی درمانت چیست فقط یک چیز آن هم طبع درنده خوی حیوانی امیدوارم در آتش جهنم تا قیامت بسوزد که اینچنین بی رحمانه رفتار کرد
دقت کنید : (قاضي به من گفت چون شوهرم معتاد نيست نميتواند حضانت بچهها را به من بدهد و دخترانم بايد نزد پدرشان بمانند. من نميخواستم اين اتفاق بيفتد براي همين هم از پيگيري پرونده طلاق منصرف شدم. اگر آن موقع حضانت بچهها به من داده ميشد اين اتفاق نميافتد.)
آيا وقت آن نرسيده كه دربحث حضانت از فرزندان بيشتر به شرايط و توان يكي از طرفين توجه بشود و نه صرفا پدر يا جد پدري بودن قطعا در احكام ثانويه شرعي و فقه اسلامي راه برون رفت از اين مشكل وجود دارد ولي عزم ملي ميخواهد و پيگيري عمومي
پدري كه از زندان به مرخصي آمده و فرزندانش را با تفنگ مي كشد، فردي كه از زندان ازاد مي شود و مرتكب جنايت سعادت اباد مي شود...
اينها ضمن دل هر شنونده را بدرد مي آورد، نشان ار يك بيماري اجتماعي و اختلال در نظامهاي رفتاري، نگرشي وباوري دارد. براي اينكه كمتر شاهد اين اتفاقات ويژه باشيم نيازمند يك تدبير اساسي در جامعه هستيم