بنظر بنده يكي از دلايلش اينه كه طرف بخاطر عدم ارضاي نياز جنسي فقط به فكر ازدواج براي رابطه هست و بدون فكر عمل ميكنه وقتي نياز برطرف شد مي فهمه چيزهايي به مراتب مهمتر هم وجود داره ! كه بايد در شخص مقابل براي فرد وجود داشته باشه تا به زعم اون ادم مطلوبي براي زندگي بنظر بياد
قبلا مشکلات ناشی از مهریه و تبعات آن وجود نداشت ولی امروز با اجرایی شدن مهریه ها نه تنها زندگی ها پایدار نشده بلکه نسبت به قبل بسیار متزلزل هم شده. شاید برخی خانم ها این واقعیت را قبول نکنند ولی باور کنید که با پاک کردن واقعیت مشکل حل نشده و به پاک کردن رتبه 4 جهانی منجر نخواهد شد. هیچ کجای دنیا و حتی در دیگر کشورهای مسلمان مهریه مانند کشور ما موضوعیت نداشته و نیست.
متاسفانه جامعه امروز ایران دارد کم کم از داخل پوک میشود.
ارزشهای اخلاقی و اجتماعی به قصه هایی شبیه است که مادربزرگهای ما تعریف می کردند.
زمانی که اعتیاد بی داد می کرد، میگفتند در هر خانواده 1 معتاد وجود دارد، اما امروز در هر خانواده 1 طلاق وجود دارد.
ازدواج و تشکیل خانواده جزیی از فطرت طبیعی انسانهاست، اما فطرت پاک ما این روزها بیمار است، هیچ ربطی هم به اسلام ندارد، فرهنگ عامه جامعه بدین سمت می رود و متاسفانه مسوولین فرهنگی هیچ تدبیری برای رفع این معضلات نمی کند و چه بسا با نابخردی تمام اوضاع را از آنچه هست بدتر می کنند
آقا علت اصلی افزایش طلاق بالا رفتن سن ازدواج است زیرا:
1- بابالا رفتن سن ازدواج نیاز فرد به همسر کمتر می شود و کوچکترین بهانه ای ممکن است منجر به طلاق شود
2- بالا رفتن سن ازدواج باعث بیشتر شدن توقع فرد از همسرش می شود زیرا او موفقیت هایش را با همسرش به دست نیاورده بلکه همسرش را به خاطر موفقیت هایش به دست آورده و لذا با تعویض همسرش مشکلی ندارد
3- بالا رفتن سن ازدواج موجب می شود فرد تمام مزیت هایی را که در تجارب کوتاه برخورد هایش با جنس مخالفش دیده از همسرش متوقع باشد
4- با بالا رفتن سن ازدواج و با فشارهای زیاد عاطفی که بر فرد اعمال شده دو حالت ممکن است برای فرد به وجود بیاید که هر دو احتمال طلاق را افزایش می دهد:
الف- به سراغ روابط نامشروع با جنس مخالف برود
ب- صبر کند که در این صورت دچار اختلال روانی می شود
با تشکر از این که این متن طولانی را مطالعه فرمودید
لطفا نظرتان را هم بگویید
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۴:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۴
حرف شما با آمار منتشر شده مطابقت ندارد. چون بیشتر درصد ازدواج های منجر به طلاق در سنین 18 تا 24 سال است. ( به نقل از مقاله ای که به تازگی در تابناک خواندم). اتفاقا من تمام عواملی رو در بالا بر شمردید در پایداری ازدواج موثر می دانم!
ناشناس
||
۱۴:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۴
آفرین بر شما. همین که نظراتی مثل نظر شما را می خوانم احساس میکنم هر چند نه کامل ولی قسمتی از واقعیت ها را مردم می دانند. هر چند هیچ امیدی به اصلاح حداقل در 100 سال آینده وجود ندارد.
امین
||
۱۴:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۴
گل گفتی
ایلامی
||
۱۴:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۴
آقا دقیقا من با شما موافقم. من دقیقا همین مشکل رو دارم. مدرک PHD دارم. خونه دارم . ماشین دارم . زندگی مرفه ولی حاضر نیستم همینجوری یکی رو بیارم تو زندگیم.
علت بیشتر این جداییها روشن است.
:: حرکت محسوس بخش قابل توجهی از جامعه به سمت دنیازدگی و مادیگرایی. (تغییر سبک زندگی)
:: (ملازم با مورد بالا) دوری از بعد حقیقی انسان و هدف اصلی زندگی.
........................................................................................
کسانی که به خویشتنداری (شبیه تقوا در بیان دینی) اهتمام دارند کمتر دچار این دست مشکلات میشوند.
البته نیاز به توضیحات و دلایل بیشتری دارد که در یک پیام نمیگنجد.
بسمه تعالی
سلام
آقا من یک سوال دارم و اون اینکه ازدواج موقت چه ربطی به افزایش آمار طلاق در ازدواج دائم داره ؟!!
اینکه بحث ازدواج موقت در دانشگاه ها دنبال میشه ، فعلا مربوط میشه به ازدواج موقت دانشجویان پسر و دانشجویان دختری که قبلا ازدواج کرده اند و این ازدواج به واسطه طلاق یا فوت شوهر ، تمام شده .
ما الان در دانشگاه ها تقریبا چیزی به نام ازدواج موقت بین یک پسر و یک دختر خانم دوشیزه نداریم که بحث طلاق درش مطرح بشه !
من واقعا خواهش میکنم اینقدر با ربط دادن ازدواج موقت به هر موضوع نامطلوبی در کشور ، نگاه به ازدواج موقت رو اینقدر منفی نکنید !
بابا ازدواج موقت ، تنها راه حل مشکل جنسی بخشی از انسان های این جامعه است . چرا اینقدر منفی بافی میکنن بعضیا ؟!!
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۴:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۴
ازنظر این بعضیا رابطه نامشروع آری،ازدواج موقت خیر....واقعاعجیبه
یکی از دلایل اصلی دیگر این است که اغلب زنان چون تونستند یک مدرک لیسانس بگیرند فکر میکنند خیلی بارشون هست و زبونشون دراز شده و شهر بدبخت هم با این همه مشکلات اقتصادی که به دوش میکشه دیگه تحمل یکی رو نداره که در گوشش همش غر بزنه.
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۴:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۴
پس عامل طلاق مشکلات اقتصادی است نه لیسانس خانم ها!
سلام
وقتی در طول پس از انقلاب واقعه جنگ صورت گرفت دل مشغولی مسئولین به قدری زیاد بود که جایی برای برنامه ریزی تربیت اجتماع وجود نداشت و اگر هم بود بشدت کم بود اما به هر حال نمی توان نسبت به آن زمان و مدیریتش زیاد گله مند بود ولی پس از آن چه ؟!
وقتی دوران سازندگی بود چه کردیم؟
وقتی دوران گفتگوی تمدنها را داشتیم چه؟
یا حتی وقتی دوره یارانه ها رسید هم کسی به فکر تربیت اجتماع بود؟!
دولت ، وزارتخانه های مربوطه ، مجلس ،صدا و سیما و یا حتی اصحاب رسانه به جای پرداختن به سیاست و سیاست بازی نقش دیگری هم داشتند اما هرگز مردم از این دید جدی گرفته نشدند....
هرگز چالشها بررسی نشد و جوشهای کوچک روی صورت جامعه با بی توجهی تبدیل به کورکها و وملهای وحشتناکی شدند که حالا مجبوریم قبولش کنیم!!!!
اما متاسفم که عرض کنم هنوز هم مصصم به برطرف کردن معظلات نیستند....
هنوز اولویت حذف رقیب به هر قیمت و هر حالت است....
و صد البته این مشکل طلاق هم البته تقصیر رقیب است دیگر!!!!؟
یکی از مهم ترین عواملش عدم وجود امنیت شغلیه، اگه بهش بیکاری و تورم و بی ثباتی قیمت مسکن و پایین بودن میزان دستمزد و افزایش سطح توقعات خانواده ها و n تا فاکتور دیگه جامعمونو هم اضافه کنیم درک می کنیم که این آمار اونقدر هم عجیب نیست. اگه ما تو دینمون داریم که ازدواج سنت پیغمبره، اینو هم داریم که طلاق عرش خدا رو به لرزه میندازه. شما بگین به نظرتون جوونا نمی خوان ازدواج کنن یا اینکه با این شرایط نمی تونن؟!