این قانون دقیقا برعکس قوانین کشورهای خارجی هستش.در بیشتر و یا همه کشورهای خارجی جهل به حکم باعث تبرئه افراد میشه.چون قوانین اونا براساس عقل و بر این دید هستش که متهم لزوما مجرم نیست.در صورتی که در کشور ما با متهم بصورت مجرم برخورد میکنن.البته وقتی که قوانین ما مربوط به هزاران سال پیش هستش و هیچگونه مدنیت یا مدرنیته ای درش مشاهده نمیکنیم پس نباید بیش از این انتظاری از قوانین کشورمون داشته باشیم
جهل به قانون باید دارای آثار در مورد کسانی چون زنان خانهدار که اهل مطالعه و روزنامه خواندن باشد غالباً اون قانونی را میتوان ارزشمند تلقی کرد که جزئیترین زوایای زندگی مردمان را در برگیرد؛ روشن است اگر به تصویب قانون نگاهی کلی و عام داشته باشیم آثار اخص آنرا مورد توجه قرار ندهیم با تصویب آن مرتکب خرج و مرج و تضییع حقوق مردم را فراهم نمودیم زنی که شوهرش فوت کرده و از خود ترکه نیز بجای نگذاشته با رذالت نزولخور و اعتماد به نرمش زبان وکیل وی زیر بار تعهدات مالی شوهرش میرود بدیهیست مورث متوفی بر اساس قبول ترکه متعهد بدهیهای متوفی هستند خب در اینجا زن ناشی از جهل به قانون مرتکب چنین تعهدی شده آیا شرعا و قانونا میتوان این زن را اجبار به ادای دین شوهر متوفی کرد؟ در اینجا اگر قانون فاقد چاره بوده و متکی بر نگرش کلی ایفا تعهدات عمل نماید آیا حق و عدالت را جاری کرده؟ لذا مقنن مکلف است در حین تصویب یک قانون آحاد اما و اگر های غیر مترقبه و تاثیرات آن مصوبه را بر زندگی افراد کم سواد پیر و فرتوت زنان خانهدار که همیشه طعمه اشخاص شارلاتان و بیشرف قرار دارن مورد توجه قرار دهد.