خدایش رحمت کند.
سال 69 در ماه مبارک رمضان آمده بودم تهران. وصف این استاد را شنیده بودم. آن زمان در قهوه خانه سنتی آذری شبها اجرا می کردند. یک شب را مختص برنامه ایشان قرار دادم. برایم زیبا بود و ماندگار اولین جملات ایشان: جونا شب های ماه مبارک رمضانه اومدیم اینجا دور هم افسانه های ملی را بسرایم که " غیبت نکنیم" .
بعد از اون شروع به نقالی کرد. تنها از شاهنامه نمی خواند. اتفاقا آن شب شعر محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت از پوین اعتصامی را اجرا کرد. براستی باعث غرور و افتخار ملی بود.
خدایش رحمت کند و با پاکان محشور نماید.
روحش شاد .سفیداب روستایی است در منطقه فراهان اراک مابین روستاهای دارستان،کشه،سربند و گونه در شمال شرق فراهان.فاصله شفیداب تا جاده اسفالت فرمهین به آشتیان حدود 3 کیلو متر است و مردم سفیداب مانند مردم سربند دارستان کشه و واشقان به زبان خلجی صحبت میکنند