میشناسم دختربچه ای رو که پدرومادرش مُردن. به فرزندی گرفته شد.خوشحال بود از اینکه الان دیگه پدر و مادر داره بعد از کلی سختی.با این قانون مسخره ،مادرخونده ش برش گردوند بهزیستی از فکر مریضش که مبادا شوهرش با این بچه ازدواج کنه. اون بچه هنوزم نمیدونه چرا برش گردوندن و خل شد انقد فکر کرد که مقصر خودش بوده.کسی بهش نگف مقصر کیه
دوستان در قرآن آیه داریم مسئله ای را که خدا حلال فرموده بر خود حرام نکنید، این که دختر خوانده کسی مایل به ازدواج با سرپرستش باشد و دادگاه هم ناظر باشد هیچ اشکالی ندارد،اگر آن مساله اجبار بود حق با مخالفان بود ولی هنگامی که اختیار دوطرف و نظارت دادگاه درمیان است آن خانمی که فرزند خوانده را مرجوع میکند که مبادا در آینده با شوهرش ازدواج کند بی نهایت اشتباه میکند ، چرا که در قانوت ما ازدواج دوم منوط به اجازه همسر اول است وهم اینکه بسیاری موارد این میل به ازدواج در دوطرف وجود ندارد و ضمنا دادگاه هم در میان است،ضمن ابنکه تعدد ازواج هم به لحاظ شرعی حلال است و برای همسران مردی که عدالت را رعایت کند بسیار خوشایند تواهد بود اگر تن به قانون خدا بدهند،مطمئنا هیچ زنی با آمدنش زن قبلی را کم ارزش نمیکند بلکه با توجه به. وحیات مرد از تکراری بودن رها شده و مرد با میل و رغبت بیشتری به او توجه خواهد کرد، چرا که قلب مرد میتواند همزمان چند زن را در خود دوست بدارد و هر زن به سان گلی است که به دسته گل مرد افزوده میشود و این گلها به زیبایی و جلوه یکدیگر جلا میدهند،گلهای یک دسته گل هدگز کم اززش تر از یک شاخه گل نیستند و بلکه در کنار هم زیباترند