همینقدر که کاری به کار مولوی نداشته باشید برای ما کافی است. خداییش در دبیرستان که بودم حافظ را چنان به ما معرفی کرده بودند که آدم فکر می کرد یکی از...بوده. بعدا که اشعارش را خارج از سیستم تحریف آمیز مدرسه فهمیدم متوجه شدم که زمین تا آسمان فاصله بوده است. همان بهتر که این سیستم اصلا نخواهد مولوی را به کسی معرفی کند.
ول کن بابا چرا الکی حرص میخوری ؟ خوب دقیقا الان ما باید چیکار کنیم؟ ترجمه اشعار مولانا؟ خالکوبی آن برروی دستمان؟ هردو؟هیچکدام؟
من نمیدونم چرا بعضیا تا این غربیا عطسه هم میکنن سریع یه کاری میکنن عطسشون بیاد
پاسخ ها
ناشناس
||
۲۲:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۸
ولمون کن بابا بذار ما تو حال خودمون باشیم !!!
اینم جواب این ... امروزی !
لطفا به این ملی گرایی کور دامن نزنید. مولانا و هر فهمیده و هنرمند و فیلسوف دیگری متعلق به همه دنیاست. این که در گوشهای به دنیا آمده و در گوشهای دیگر هم از دنیا رفته (که از قضا هیچ کدامش هم جزو خاک امروز کشورمان نیست) اهمیت چندانی ندارد.
وقتی به برق فکر میکنید و نام ادیسون در ذهنتان نقش میبندد، هیچ گاه به این فکر نمیکنید که اهل کجا بوده است. نسبت به او احساس خوبی دارید. همین احساس خوب برای همه انسانها میتواند باشد.
به جای تکیه بر نام و ملیت، بر گفتار و تفکر او تکیه کنید.
پاسخ ها
ناشناس
||
۲۳:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۸
حق با شماست ولی اگه چند سال دیگه چیزی برای ایران نموند و دیگران برداشتند و بردند اون وقت چی میمونه برای این کشور ؟اینها علاوه بر بعد عرفانی و ادبی دارند حکم اسطوره و هویت رو هم برای ما دارند کشوری که اسطوره داشته باشه حتی در سخت ترین وضع هم باشه باز روزنه امیدی پیدا میکنه .که اگه اینطور نبود بقیه کشورها مخصوصا آنها که تازه شکل میگیرند در به در دنبال هویت برای خود نمی بودند. من هم امیدوارم علاوه بر بالیدن به این نام آوران ، عمق اندیشه اینان همیشه در فکر و ذهن ما باشه