پسری دارم لیسانس گرفته سربازی هم رفته چهار ساله بیکار است هنوز مجرده ازبس افسرده وعصبی است نمیشه یک حرف خوب هم با او زد هیچکس به فکر داخل کشور نیست که بپرسه چه مرگتونه با این گرانی وبیکاری خوشی از کجا می اید
من هميشه براي رسيدن به چيزي كه نياز داشتم نفر آخر بوده ام و مدام غمگين و افسرده بوده ام و هيچ كس هم راضي نبود تا جايش را با من عوض كند، هر چند در نوبت خود نيز به نياز خودم هم نمي رسيدم.
به همين خاطر تا به الان بسيار شوق سفر به آخرت را دارم، اما گويا به من الهام شده است كه در آن نيز باز هم نفر آخر شده ام. حالا اينبار اين من هستم كه حاضر نيستم تا جايم را با ديگران عوض كنم.