اگر می خواهیم دنیا را تحت سیطره خود بگیریم باید به مغزهای متفکر دنیا امکانات مادی و رفاهی و امنیت بدهیم و بعد از فکر آنها در جهت منافع خودمان استفاده کنیم (مانند آمریکا)
وگرنه با این سیل مهاجرت و طرد کردنهای خودمان ، هرگز از حد کشور و حداکثر چند همسایه دیوار به دیوار فراتر نخواهیم رفت.
آیا کسی هست که اندرز بگیرد؟
البته خیلی از سینماگران بزرگ و اصیل مااگر هم آمریکا بروند ریشه واصالت مارا حفظ میکنند.جزعده ای که در ایران بودن شان نیازی نیست چون جز به درآمد به چیز دیگری فکر نمی کنند.شاید یک نسل جدیدی با این کار به سینمای ما بیاید که خوب فکر کنند وخوب بازی کنند.با احترام به بعضی از بازیگران اصیل وعزیز ما.
خوب کاری نداره. ایران هم همین تسهیلات رو برای سینما گران امریکایی ارائه کنه تا اونها هم در محیط پویا و آزاد ایران بتونن به فعالیت های سینمایی بپردازن.با این کار تبلیغی هم برای ایران خواهد بود.
پول هی کلانی رو که از بیت المال گرفتند برمیدارن میبرن ینگه دنیا
اگر مریم میرزاخانی میموند ایران چیکاره میشد؟
بزار برن ای کاش من هم میتونستم برم که دیگه برنگردم
آن زمان که اساتید و نخبه های علمی کشور بصورت گسترده مهاجرت میکردند چرا به فکر نبودید؟ تا آنجا که من اطلاع دارم تعداد اساتید (بالاترین درجه آن یعنی Full Professor) ایرانی در آمریکا از تعداد آنها در ایران بیشتر هست!
حالا چه اهمیتی دارد که چهره های سینمایی ما که اگر رودربایستی را کنار بگذاریم خیلی هم در جهان مطرخ و تاثیرگذار نیستند٬ مهاجرت کنند؟ بله قبول دارم که در بعضی از محافل تخصصی سینمایی آنهم فقط در اروپا تعداد انگشت شماری از ایرانیان شناخته شده هستند اما صدای آنها فقط در داخل گوش شنوا دارد و بس! بنابراین چه تاثیری میتوانند بر پرونده هسته ای و تحریمها داشته باشند؟!
البته جالب هست که شما هم اذعان دارید که فقط از روی ترس ممکن هست آنهم در یک دوره پنج ساله سکوت کنند چون وقتی شهروند آمریکا شدند میتوانند هرچقدر که میخواهند بدون ترس با سیاستهای کشور جدیدشان آمریکا مقابله کنند!
نمیدونم چی بگم. چون آنقدر گفتیم و گوش شنوایی نبود که دیگر حال نظر دادن هم نداریم. فقط همین قدر بگم که اونا نه فقط سینماگران که گروه های مرجع را بر اساس اولویت بندی شده جذب خواهند کرد. با شرایط فعلی ایران، موفق هم خواهند شد. آدمی اونجا خوشه که دلش خوشه.
بجای آنکه از صبح تا شب هی هشدار امنیتی بدهید قدری بخود آیید و بدانید ایران کشوری است که نمی شود برای آن نسخه واحدی پیچید و هر اتفاقی غیر آن را توطعه خارجی فرض کرد! چرا جاذبه لازم و فرصت سازی برای هنرمندان را فراموش کرده و فکر می کنید همه مطابق نظر یک عده اقلیت دلنچسپ بایدخودشان را تطبیق دهند؟ این دو عامل 80% از آنچه در ایران اتفاق می افتد را تحت تاثیر قرار می دهد اول تقابل یک اقلیت با اراده ملی و خواسته های عرفی جامعه و دوم انگ ضدیت با اسلام، به هر چه که آقایان آن را نمی پسندید. هر دو اینها بیشتر ریشه سیاسی دارند.
وگرنه با این سیل مهاجرت و طرد کردنهای خودمان ، هرگز از حد کشور و حداکثر چند همسایه دیوار به دیوار فراتر نخواهیم رفت.
آیا کسی هست که اندرز بگیرد؟