توفیق حضور در این عملیات را داشتم وبه عنوان بیسیم چی گردان 413 لشکر پیروز 41ثارالله کرمان چون عملیات مرحله ای بود.و البته سنگین؛ آنهم به دلایلی که منطقه با کوه ها و تبپه های صعب العبور که کار را دشوار کرده بود من شب عملیات در چادر مخابرات لشکر بودم که صدای خانم های بسیم چی دشمن دال بر غافلگیر شدن آنها یادم است که فریاد می زدند جیش الخمینی و فریاد بسیج سپاه؛عجب به تکاپو افتاده بودند. صبح که به جلو رفتم و دو روز در آنجا مستقر شدیم خاطرات بسیاری داشت و حضورم با بابای خوبم که او هم از فرماندهان در مطقه عملیاتی و در گردانی دیگر بود که حقیقتا آرامش من و از پشت بیسیم با بیسم چی بابا صحبت کردم صدا زد حاجی پسرتان است بابا تعجب کرد از اینکه من چه جوری خودم را به منطقه عملیاتی رساندم آنهم کوه های مشرف بر شهر ماووت عراق از همه جالب تر حضور نیم ساعته سردار حاج قاسم سلیمانی در کنار ما و سنگر فرماندهی و دستورات لازم که مایه آرامش همه ما بود. اصلا حاجی که صحبت می کرد همه لشکر آرامش داشت و بعد از عملیات باز که حاجی صحبت می کرد اشک در چشمان همه جاری بود.سلام به روح پر فتوح دوستان شهیدمان که ماندگارترین ماندند.روحشان شاد.
این را از ته دل می گویم : به دور از هرگونه تعصب دینی , قومی و نژاد , سیاست و نظام و حکومت : سر تعظیم فرود می آورم وقتی اسم شهیدی که در دوران جنگ جان خودش را خاضعانه فدای وطنش کرد . دیگه اینچنین افرادی در هیچ دوره ایی از تاریخ تکرار نخواهد شد . درود بر روحتان
همه با هم ، در هر لباس و به هر مسلک، پیر و جوان، به احترامشان و به عظمت حماسه ای که خلق کردند، سر تعظیم فرود می آوریم و نمی گذاریم وطنمان عرصه تاراج خصم شود. انشاء الله
یاد و خاطره شهیدان و رزمندگان گردان امام محمد باقر لشکر ویژه 25 کربلا بخیر . یاد شهیدان شب عملیات هشتم اردیبهشت گردان امام محمد باقر شهیدان صالحی رضازاده رشیدی سلمانی الهی و....گرامی باد.