دوستانی که نذری سر خیابان و وسط خیابان یه ذره تعقل به خرج بدهید. بخدا مردم ما فرهنگ درست مصرف کردن را بلد نیستند عوض این کارها دست دو نفر بدبخت را بگیرید که خدا خوشش بیاید هم خلق خدا.
این ریختن زباله فقط منحصر به این ایام عزیز نیست ما مردم ایران عادت به ریختن زباله به زمین داریم. ورزشگاه ها را نگاه کنید که بعد از هر بازی جه میزانی از زباله باقی می ماند. حتی قشر شریف مسافرین شمال که چه بلایی بر سر کناره های دریا و رودخانه ها و جنگلها آورده اند. موضوعی را که من مطمئن هستم این است که انتشار مطالبی مثل ( زباله نریزید، رفتگران از لشگر یزید نیستند) فقط و فقط الغاء این مطلب است که فقط عزاداران حسینی در ریختن زباله های بی مبالاتند همانند مطالبی که درخصوص نکوهش دادن نوذورات با وجود این همه فقیر در جامعه در این ایام منتشر می کنند.
اتفاقا دیشب من داشتم به این موضوع فکر میکردم. کاش دولت قانون بگذارد که هیئتها از ظروف یک بار مصرف گیاهی استفاده کنند. ضمنا واقعا توزیع این همه چای و قند در سطح شهر چه فایده ای داره؟ این چای و قند جز ضرر فایده ای نداره. با پول همین چای و قند شاید بشود خوراک چندین خانوار را تأمین کرد. بهتر است ریشه ای تر فکر کنیم. خودم میخواستم به عادت هر سال، مقداری پول صرف توزیع شیر و خرما در هیئت کوچه مان کنم. البته این شیر و خرما خیلی خیلی بهتر از این چای سمی و رنگی و عطری و نیز قند مضر است اما به ذهنم رسید به جای این کار، پول این کار را برای شخص مستمندی که میدانم برای درمان پایش مشکل دارد بفرستم.
به هر حال خانه از پایبست خراب است. از مردم عادی نمی توان انتظاری بیش از این داشت. در سازمانهایی مانند محیط زیست و شهرداری هم قوانین محیط زیست اجرا نمیشود. از مردم چه انتظاری میتوان داشت. دیروز در یکی از هتلهای وابسته به شهرداری مهمان یکی از دوستانمان بودیم. در این هتل، بعد از صرف غذا، تمام محتویات سفره یک جا و مخلوط به هم روانه سطل آشغال شد. بدون آنکه تفکیکی صورت بگیرد.