اول به وضع میرزا خانی هایی که در داخل مانده اند و بی سر و صدا خدمت می کنند برسید چون لااقل آنهایی که رفته اند آن طرف آب موقعیت خوبی دارند . کم نیستند نخبه هایی که سرزمین مادری را دوست داشته اند و آن را ترک نکرده اند و مورد بی مهری قرار گرفته اند . شاید جناب وزیر بهداشت چند تایی را بشناسند .
پاسخ ها
ناشناس
||
۲۱:۴۵ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۶
اگر هم مسئولین بشناسند مسلما از فک وفامیل خودشونند
ناشناس
||
۰۱:۱۳ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۷
به سر همین دانشگاه شریفی که میرزاخانی ها آنجا بوده اند و هستند چه گلی زده اید؟
با سلام
همين الان تعداد زيادي نخبه در پژوهشگاه نفت هستند. اما به لطف وزير نفت (جناب زنگنه) نه وضعيت معيشتي خوبي دارند و نه پروژه اي به پژوهشگاه ميدن كه براي مملكتشون مفيد باشن. تعداد زيادي كه مي تونستن طي چند سال اخير به خارج از كشور مهاجرت كردن و اونهايي كه به دلايلي مانند وضعيت و مشكلات خانوادگي نتونستن مهاجرت كنن دچار روزمرگي و استهلاك قواي ذهني و در يك كلام فسيل شدند.
با تشكر از تابناك
پاسخ ها
farid
||
۲۰:۱۱ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۶
ضمن تایید ولی نه بخاطر زنگنه بلکه بخاطر سیاستهای
غلط وزیر دولت قبل جناب قاسمی
1-مشکل اصلی سیاست گذاران و برنامه ریزان کالایی دیدن دانش و تخصص است. برای آنان سرمایه های انسانی و به ویژه علمی مفت هم گران است.
2- دانش آموزی به نام حسین زیوری از دبیرستان نمونه امام صادق تهران و ساکن اسلام شهر در نهایت فقر و فلاکت بود که با همین گروه میرزاخانی پس از المپیاد به کانادا رفت و تا کنون برای خودش استاد و دکتر پژوهش گری توان مند شده است. اما بعضی از هم کلاسی های هم طراز درسی او بودند که پس از ورود به کار در سازمانی دولتی(شبکه دو سیما) هنوز با سابقه ای نزدیک به دو دهه، وضعیت شغلی برنامه ای دارند. این جاست که می شود فهمید آنان که رفته و می روند کاری حسینی(زیوری) کرده و می کنند.
3- نظام تحصیلات تکمیلی چقدر حماقت ورز شده است. در مصوبات آنان برای تسویه مدرک دکتری حداقل یک مقاله چاپ شده در مجله ای علمی- پژوهشی ضرورت داردو این یعنی فرستادن مقاله تحقیقی به ده ها مجله و آن هم یک سال یا بیش تر معطل ماندن تا نتیجه ای برسد و یا پرداخت چند میلیون تومان به بعضی موسسات برای گرفتن پذیرش از مجله ای خارجی و چند ماه معطلی برای این ماجرا.
4- اشکال عمده فرهنگی ما غرق شدن در فرمالیسم اجتماعی(ظاهر گرایی/ مناسک گرایی و مراسم گرایی) است که از هر نظر نابود کننده سرمایه های انسانی و علمی شده است. از پیش رفت فقط شکلک درآوردن را خوب یاد گرفته ایم.
5- قصه پر غصه مهاجرت بسیار دانش جویان دانشگاه تهران و شریف جای خود دارد. یکی نیست بگوید love park در دانشگاه تهران و ساقی(مشروب فروش) در دانشگاه شریف چه جایگاه علمی دارد؟ حیف از ماندن و بی فایده شدن. در حالی که در بیش تر محافل علمی حد اقل نشست هایBook love دارند.
من هم همینطور هستم الان کسی تحویلم نمیگیره . هرجا میرم اذیتم میکنند اما به محض اینکه مردم . میفهمید که چه گوهری را از دست داده اید!!!. نخندید این را جدی میگویم . تمامی ایرانیها ارزشمند هستند اما پس از مرگشان . بهتر نیست تا زنده هستیم قدر همدیگر را بدانیم و از وجود همدیگر بهره مند شویم. چه بر سر ما آورده اید که اینگونه شده ایم . خواهر و برادر نسبت به هم بی تفاوت شده اند دوستی ها کمرنگ شده است و بستگان و فامیل دیگر مثل سابق دور همی ندارند و از حال همدیگر بی خبرند. این خانم نمونه ای از ایرانیهای با استعدادی بوده است که قدرش را ندانسته اند و خیلی راحت او را از دست داده اند . مسلما رفتن به آمریکابرای خیلی از ایرانی ها اجباریست . چون در ایران دشمن فراوان است ودر ایران همگی با هم دشمنیم و یک دشکمن خیالی خارجی نیز داریم که باید این طور داشته باشیم. تا آخر خط برید
میخوایید نخبه نره
"حمایت مالی
"حمایت امنیتی
"حمایت میدانی
هروقت این عادت زشت و بیهوده و مسخره درگیر کردن نخبه ها با فضای سیاسی اجتماعی امنیتی تو این مملکت ترک بشه و خساست ها و تنگ نظری ها در جهت تامین مالی شایسته و عالی ( مثل مسکن رایگان شایسته و عالی خودرو عالی و با کیفیت حقوق و مزایای عالی و دائمی و ..) زندگی این عزیزان گرانبها تامین بشه و همه لوازم مورد نیاز مکانی تجهیزاتی و ابزاری کامل در اختیارشون باشه ، اونوقت میشه امید داشت که نه تنها داخل مملکتی ها نرن بلکه خارج مملکتی هم یکی یکی برمیگردن حتی نخبه های کشور های دیگه هم میان ایران نه فقط مغز های کوچ کرده از این سرزمین..