جز تعظیم و تکریم در مقابل روح بزرک این مادر بزرگوار و همه مادرانی که جگرگوشه هایشان را جهت اهداف والای الهی و انسانی به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام کردند چیزی ندارم بگویم.
با سلام عرض ادب به خانواده محترم آقا رضا اسماعیلی بله عاشق شدن همین است تاوانی دارد در این دنیا (آن هم از دست دادن خانواده و مال وثروت خوشی و......زود گذر ودر انتها خواهیم گفت جه خوش گذشت یا سخت )ولی عاشق شوی آن هم چه عشقی خدا ومادر وپدر وپیامبر و اهل بیت و.. دیگه زود گذر نیست افسوس خوردن نداره ابدی می شوی سوار بر فرش سلیمان شدی ...این گونه انسانهااز چشمان مادی ما نیستند در صورتی که همه جا هستند . من سال 1373 به بهشت زهرا با چند تن با دوستان رفته بود نا خواسته بعد زیارت اموات به قطعه شهدا رفتیم سپس به رفقا گفتم این شهید(علی مهاجری 19ساله زمان جنگ تحمیلی ) از بستگان من است همه نشستیم فاتحه بخوانیم من یادم افتاد ای داد بی داد من چیزی برای پذیرای از مهمانها سر مزار نگرفتم در دلم گفتم علی جون بد شد مهمان داریم من دست خالی هستم همراه ها هم داشتن مزارع شهید تمیز می کردن تا برگشتم به مهمانها گفتم شرمنده وسایل پذیرای نیست ناگهان چند خودور رسیدن دیگ غذا ومیوه وگل شرینی داخل قطعه شهدا پذیرای آنچنانی دوستان من نشسته سر خاک شهدا ناهار ومیوه و.....خوردیم خواستی بریم دوستانم گفتند علی از پذیرایت ممنوع رفتیم ............بعد 22سال یا بیش هرجا می رویم دوستان من این خاطره تعریف می کنند با چه آّب و تابی یاد وخاطره تمام شهدای مظلوم ما گرامی مخصوصا آقا رضا اسماعلی