در آمد حاصل از مواد مخدر ،آنقدر بال است ،که قاچا قیان ،ریسک اعدام آنرا می پذیرند ،تنها را مبارزه با قاچاق مواد مخدر ( اعم از صنعتی ،ویا طبیعی ) ،کنترل معتادان است ،وتنها راه کنترل معتادان ،ارایه مواد مخدر سالم ،وارزان ،از یک منبع امن است ،و تنها ،منبع امن ،وارزان ،همین ارایه مواد مخدر به معتادین ،سازمان غذا ،ودارو میباشد ،که این طرح که خیلی خوب است ،اما نیاز به کار کارشناسی ،دارد ،چه برای انواع مخدرها ،وچه برای پایش معتادین ،وچه برای تعیین ،سن افرادی که تحت درمان ،وکنترل ،ترکداعتیاد کنند ،وچه برای افرادی که دیگر امکان ترک نمودن برای آنها نیست ،وآنگاه قوانین بازدارنگی ،ونشت مواد از مراکز توزیع ،، بکار گیری افراد معتاد ،تنها در بازداشتگاهای باز امکان پذیر است ،؟ نه در صنعت ،و جامعه ،اما امکان کارکردن شخصی وجود دارد ،این طرح ،در دوره پنج سالهٔ توسعه هزینه بر هست ،که هزینهٔ آن از محل اعتبارات سازمان مبارزه با موادمخدر ،ومابه تفاوت قیمت مواد نسبت به خرید که آنقدر نباشد که مصرف کننده رو به سوی قاچاقچی بیاورد ،تامین میشود ،اما در دوران بعدی ،هزینه ای ندارد ،ومطمعنن طی سه الی چهار دوره ،اعتیاد ،نزدیک به صفر میگردد ،وتنها می ماند مریضهای صب العلاج ،که برای کاهش درد ،تحت نظر پزشک مصرف میشود ،، کسانی که با طرح کنترل علمی ،معتادین ،مخالف هستند ،برای منافع شخصی ،ویا گروهی ،مخالفت میکنند ،البته باید بدانیم مافیای قاچاق مواد مخدر ،در جهان ،نیز قدرتمند هستند ،چون پشتیبانی ،بعضی افراد سیاسی بین المللی را دارند ،از ماشین آلات ،واسلحه های ،ومهمات آنها میشود فهمید که چه پشتوانه ای دارند ،اما وقتی طرح مورد قبول نظامدجهانی ،ودر راستای تامین حقوق بشری باشد ،این طر هم دارای پشتوانهٔ جهانی میشود ،، اما کار کارشناسی برای جامع بودن ،و درست اجرا نمودن لازم دارد ،،،،
سلام ،بروظیفه خود میدانم نکاتی چند را در خصوص این طرح عنوان نمایم :این طرح ،اگر به درستی اجرا شود ،که امیدوارم به صورت بهینه اجرا شود،بنابر به صرف اجرای صحیح آن ، دست بسیاری از سوداگران سودجویان ریز و درشت در توزیع مواد مخدر و ایجاد شبکه مختلف مواد مخدر کوتاه خواهد کرد ،چرا که اگر اندکی به وضعیت اجتماع مان دقیق شویم ،سوداگران ودلالان مرگ ،همیشه در پی رونق بازار خود بوده و بدنبال شکار جوانان و مشتریان جدید بوده و هستند.عواملی چون :فقر،اقتصاد زیر صفر خانواده ها،وو.باعث شده ،بسیاری از دنیا پرستان و سود جویان در هر نقطه و مکانی ،به دنبال جذب جوانان پاک و معصومی باشند که با کشاندن پایشان به منجلاب اعتیاد ،علاوه بر افزودن به تعداد مشتریان خود آنان را به عنوان ساقی و توزیع کننده وارد چرخه گردونه بازار کثیف خود کنند.که البته بسیاری از سیاستهای غلط و نا کارآمد ،در طول سالیان سال باعث رشد وتوسعه باند های کوچک و بزرگ مواد مخدر شده است!واقعیت اینست ،دولتهای گذشته ،نه اینکه نخواهند گامی در زدودن آثار این معضل اجتماعی بردارند ،بل با خامی و ناپختگی ،طرحهایی را به اجرا گذاشتند که یکی ،پس از دیگری ،منجر به شکست شد.به طور مثال :دانشگاه علوم پزشکی در راستای ترک اعتیاد معتادان ،اقدام به ایجاد کلینیکهای ترک اعتیاد نمود ودر مقابل سازمان بهزیستی ،اقدام به ایجاد کمپهای اجباری و اختیاری ترک اعتیاد.این دو نهاد متولی امر ترک اعتیاد به جای همکاری و همفکری با یکدیگر ،تنها به ادای وظیفه بسنده کرده وهر از چند گاه اقدام به دادن آمار و ارقام از نحوه عملکرد خودمینمودند و حتی در بسیاری از مواقع در مقابل هم جبهه گیری نموده ،وعملکرد همدیگر را زیر سوال میبردند .ادامه این روند باعث گردید تا این واقعیت در ذهنها تداعی شود،که گویا این نهادها ،به جای خدمت به معتادین در خصوص ترک اعتیاد آنان ،در صدد کارآفرینی برای عده ای که داد وهوارشان به آسمان رفته بود ،هستند !و این چنین شد که برای پزشکان عمومی بیکار،مجوز تأسیس کلینیک دادند تا بدینوسیله به نوعی برای آنها کار آفرینی کنند،که این امرباعث شد تا معتادان به امید ترک اعتیاد در این کلینیکها،باصطلاح بیمه مادام العمر آنان در مصرف انواع قرصها وشربت های ترک اعتیاد بویژه متادون بشوند،که این سهمیه دولتی نیز هر از چند گاه ،سر از عطاریها در می آورد،که به صورت غیر رسمی از معتادین پذیرایی میکنند.وارباب رسانه که میبایست زبان گویای جامعه باشند ،غرق در خواب غفلت ،بدون هیچ کنکاش و ادای وظیفه روزنامه نگاری ،تنها درصدد درج اخبار و گزارشات دیکته شده نهادهابر آمده و زحمت واکا وی معضلات و مشکلات را به خود نمی دهند!!حال که از کلینیکهای ترک اعتیاد گفتم،بی انصافی است که در خصوص عملکرد کمپ های ترک اعتیاد نیز سخن نگویم!بر اساس قانون ،از جمله شرایط تأسیس کمپ ترک اعتیاد ،داشتن مدرک دیپلم متوسطه ،آنهم نه برای هر دیپلمه ای ،بل کسی که سالیان سال تجربه اعتیاد داشته وسپس در مراکز ترک اعتیاد بویژه کمپ ها،اقدام به ترک کرده و مدت دوسال از زمان ترک اعتیادشان گذشته باشد میتوانند درخواست تأسیس کمپ داده واز مزایای بهزیستی در این خصوص بهره مند شوند.این قانون ،بدین جهت وضع شده است که معتادین ترک اعتیاد کرده ،تجربه کافی و وافی در خصوص نحوه برخورد ورفتار و کردار با معتادین مواد مخدر دارند میتوانند در این خصوص مثمر ثمر باشند.اگر این طرف قضیه را مثبت ارزیابی کنیم ،طرف دیگر قضیه یک پایش،می لنگد،آنهم اینکه،معتادین ترک کرده ،با اینکه با تأسیس کمپ برای خود بیا وکیایی درست کرده واز لحاظ مادی ،اغنا میشوند،لیکن ،ذات زیاده خواهی و زیاده طلبی آنها که از دوران اعتیادشان ، در وجودشان ماندگار شده وبه ارث رسیده ،خواهی نخواهی ،آنان را واداربه اتخاذ راه و روش هایی میکند که همانا بیمه شدن مادام العمر معتادین خواهان ترک را برای آنها خواهد داشت.چرا که بعداز ترک 21روزه معتادین در کمپ ها ،عوامل پیدا و نا پیدا ی صاحبان کمپ ها بار دیگر به سراغ معتادین رفته و وانان را دیگر بار به سوی اعتیاد کشانده وروز از نو.روزی از نو!!.در مقابل ،چون سازمان بهزیستی تنها به اصل و تئوری علمی و کارشناسانه توجه داشته و بدان بسنده می نماید ،غافل از این ترفندها،در پی توجیه علت عدم موفقیت ترک اعتیاد معتادین در کمپها بر آمده و مدعی میشود ،که تا زمانی که خود معتاد نخواهد ،هیچ عاملی نمیتواند ،باعث ترک اعتیاداو شود!!و نتیجه آن میشود که نظاره گرش هستیم .مخلص کلام ،اولا :لازم است تمامی نهادهای دست اندرکار کالبد شکافی لازم را نموده راهکاری برای جلوگیری ازاین بیابند.دوما،در راستای اجرای این ،مواد مورد نیاز معتاد به قیمت نازل به دست وی خواهد رسید که بدین سان قاچاقچی مواد نخواهد توانست ،به جهت ذات زیاده خواهی سودجویی اش با قیمتهای دولتی رقابت ،نموده وبه خودی خود، خودکشی انتحاری نموده واز گردونه خارج خواهد شد.این امر باعث خواهد شد ،تا شکارچیان ریز و درشتی که به عنوان ساقی در اماکن عمومی ،بویژه پارکها و مدارس به دنبال به دام انداختن نوجوانان وجوانان معصوم هستند ،نخواهند توانست نقشه شوم و خطرناک قاچاقچیان مواد مخدررا اجرا نمایند.همچنین اجرای این طرح باعث شناسایی دقیق معتادین ذینفع شده ودولت میتواند با اجرای یک برنامه حساب شده ،نسبت به ترک اعتیادمعتادین و آموزش و تربیت آنان در صنوف مختلف نسبت به کارآفرینی و بهره برداری از نیروی خلاق آنها در همه زمینه ها بهره مند شود.به هرحال سخن گفتن دراین زمینه بسیار است ،و حوصله این مقال مجال زیاده گویی نمی دهد.امید آنکه همه انسانهای دلسوز در جهت اصلاح و تربیت افراد جامعه گام برداشته ،و روزی شاهد آن باشیم که جامعه ما از اینهمه فرصت سوزی ها ،و سو استفاده افراد فرصت طلب رهایی یابد.به امید آنروز .